حسابداري مديريت – بخش 1

مفهوم حسابداري مديريت :

حســابداري مديريت يك سيستم اندازه گيري براي گردآوري اطلاعات مالي و عملياتي است كه فعاليت مديريتي و رفتارهاي انگيزه اي را هدايت مي كند و ارزش هــاي فرهنگــي را براي به دست آوردن اهـداف استراتژيك ســازمان، خلق و حمايت مي كند .

در اين تعريف به چهار ويژگی کليدی تاکيد شده است:

  • فرايند اندازه گيري است .
  • دربرگيرنده اطلاعات عملياتي است .
  • هدف رسيدن به اهداف استراتژيك و كليدي است .
  • اطلاعات مناسب در حسابداري مديريت سه شاخص بارز دارند:
      1. تكنيكال
      2. رفتاري
      3. فرهنگي

اهداف اصلي حسابداري مديريت:

هدف اساسی حسابداری مديريت کمک به يک ســازمان به منظور به دست آوردن اصول استراتژيک آن ســازمان است.

استراتژي راهي است كه با استفاده از آن يك شركت خودرا از ديگــر رقبــا متمايز مي ســـازد و جايگاه خود را پيدا مي كند.

تأمين اطلاعات مورد نياز مديران براي تصميم گيري و برنامه ريزي

فرآيند تصميم گيري :

  1. تعريف مسئله
  2. شناسائي راه حل ها
  3. گرد آوري اطلاعات مربوطه(ذهني يا عيني ، خارج يا داخل سازمان)
  4. تصميم گيري

كمك به مديران در رهبري و كنترل فعاليت هاي عمليات با دادن اطلاعات مربوط ، به موقع وصحيح

انگيزش مديران و كاركنان براي فعاليت در راستاي هدف هاي سازمان با آموزش استراتژي هاي سازمان به سطوح مختلف با ابزاي مانند بودجه و كنترل جهت همسو كردن انگيزه و رفتارهاي سازماني كاركنان

سنجش و ارزيابي عملكرد واحد هاي تابعه ، مديران و ساير كاركنان سازمان

توجه ويژه به مثلث استراتژيک (QCT) : كيفيت ، زمان و هزينه

اندازه گيري اهداف کيفی و تحليل تاثيرات هزينه هاي كيفيت بر سود

  • منابع صرف شده براي پيشگيري از نواقص احتمالي توليدات
  • هزينه بازسازي توليدات ناقص
  • هزينه انجام تعميرات و نگهداري تجهيزات
  • فرصت هاي از دست رفته فروش به دليل عدم كيفيت محصولات
  • سرمايه گذاري جديد براي افزايش كيفيت محصول

كمك به درک مفاهيم استراتژيك مديريت بهاي تمام شده

  • اطلاعات منابع صرف شده براي توليد محصولات
  • اندازه گيري منابع صرف شده براي اجراي ساير فعاليت ها
  • تجزيه و تحليل عوامل مؤثردر بهاي تمام شده
  • تجزيه و تحليل سودآوري محصولات
  • تجزيه و تحليل ساختاري قيمت عرضه كنندگان

کمک به مديران با استفـاده از معيارهـاي اندازه گيـري زمانی فعاليت ها

  • فرصت هاي از دست رفته فروش به علت تاخير در توليد
  • هزينه هاي ناشي از تاخير مواد از جانب عرضه كنندگان
  • مقايسه فروش محصولات جديد در مقابل محصولات قديم
  • زمان پاسخ گويي به سفارشات مشتريان
  • ميزان ظرفيت هاي در دسترس استفاده نشده به دليل توليد محصولات جديد

موارد تأثير گذار در حسابداري مديريت

  • اطلاعات و انگيزش جهت تسهيل و اثر گذاري بر تصميم گيري
  • آثار رفتاري كاركنان در برابر اطلاعات و شناخت حسابداري مديريت از رفتارمديران
  • هزينه ها و فوايد كسب اطلاعات با صرفه و كاربردي باشد (فزوني هزينه بر موضوع)
  • تغييرات فرآيندها و كسب كار و هماهنگي حسابداري مديريت با اين تغييرات( رقابت جهاني ECو WTO ، مديريت موجودي ها ، صنايع جديد، كيفيت ، بهبود مستمر، بهره وري سيستم هاي جديد مديريت هزينه)

مقايسه حسابداري مديريت با حسابداري مالي

حسابداری مالی

حسابداری مديريت

شــــــــرح

اشخاص خارج از سازمان نظير سرمايه گذاران، اعتبار دهندگان دولت و ...

مديران سطوح مختلف سازمان

استفاده کنندگان اطلاعات

ارائه اطلاعات برای اشخاص ذيحق، ذينفع و ذيعلاقه طبق ضوابط، قوانين يا مقررات اجباری است

الزام قانونی و مقرراتی وجود ندارد

الزامات قانونی و مقرراتی برای گزارشگری

اصول و استانداردهای لازم الاجرا از طريق قوانين، مقررات يا توسط نهادهای حرفه ای، مشخص شده و میشوند

اصول و استانداردهای لازم الاجرا وجود ندارد

اصول پذيرفته شده حسابداری

اطلاعات قابل تأييد و نوعا مبتنی بر رويدادهای گذشته

اطلاعات براوردی و اساسا مرتبط با آينده

نوع و ماهيت اطلاعات

بر حسب سازمان به طور کلی و بعضا همراه با افشای اطلاعات در خصوص قسمتهای عمده متشکله سازمان

بر حسب انواع محصولات، مناطق جغرافيايی، قسمتهای مختلف سازمان و نظاير آن

تأکيد اطلاعات

غالبا به شکل فشرده و خلاصه

عموما تفصيلی

کم و کيف اطلاعات

حسابداران مالی و حسابرسان مستقل

حسابداران صنعتی و مديريت، مهندسين و ساير متخصصين

فراهم کنندگان اطلاعات

در چارچوب محدوديتهای تعيين شده توسط نهادهای مربوط حتی با واژگان مشخص همراه با برخی انعطاف پذيریها

هر شکلی که سودمند تشخيص داده شود و بدون هرگونه محدوديت

شکل ارائه اطلاعات

غالبا سالانه

دورههای کوتاه مدت مثلا ماهانه، هفتگی، روزانه و حتی گاه کوتاهتر

دوره ارائه اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد ....

صورتهاي مالي تلفيقي

صورتهاي مالي تلفيقي :

از نظر قانوني ، تركيب واحدهاي تجاري در يكي از طبقه بنديهاي زير است :

•         ادغام (Merger)

•         تركيب (Combination)

•         تحصيل (Acquisition)

بسياري از واحدهاي تجاري عمليات خود را با تحصيل ساير واحدهاي تجاري گسترش ميدهند.

فرايند تلفيق مستلزم تركيب گزارشگري مالي داراييها ، بدهيها ، درآمدها و هزينه هاي جداگانه ي دو يا بيشتر از شركتهاي گروه است.

رويه هاي تلفيق براي ايجاد صورتهاي مالي اي بكار مي روند كه گويي شركتهاي گروه واقعا يك شركت يگانه بوده اند.

فرايند تلفيق شامل رويه هايي است كه برپايه آنها تمامي آثار مالكيت درون گروهي و معاملات درون گروهي حذف و صرفا معاملات با اشخاص خارج از شخصيت اقتصادي در صورتهاي مالي تلفيقي گزارش ميشود.

در فرايند تلفيق بجاي تمركز بر درصد مالكيت ،بر مفهوم شخصيت يگانه تاكيد ميگردد.

n       تهيه صورتهاي مالي تلفيقي شامل

•         ترازنامه تلفيقي

•          صورت سود (زيان) تلفيقي

•         صورت سود(زيان) جامع تلفيقی

•         صورت جريان وجوه نقد تلفيقي

•         تهيه يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي تلفيقي

ويژگيها و پيچيد گي هاي پروژه تهيه صورتهاي مالي تلفيقي:

•         گستردگي و تنوع فعاليت‌ها

•           فعاليت‌هاي منحصر به فرد

•           روش‌هاي حسابداري متنوع

•           استفاده از فهرست حساب‌هاي متفاوت

•           استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي متفاوت

•           چند لايه‌اي بودن عمليات تلفيق

•           تنوع شخصيت حقوقي شركت‌ها و سازمان‌ها

 سيستم هاي تغذيه كننده نيازهاي اطلاعاتي تلفيق

n       انبار

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص كالاهاي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          مقدارو مبلغ موجودي آخر دوره كالاهاي مذكور نزد شركت

n       سيستم فروش

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدار و مبلغ كالاهاي فروخته شده به شركت هاي گروه

n       سيستم خزانه داري

اطلاعات مورد نياز:

•          اسناد نزد صندوق و در جريان وصول مرتبط با معاملات داخل گروه

•          اسناد تضميني مبادله شده در داخل گروه 

•         شناسايي تسهيلات مالي و سود و كارمزد بانكي از محل شركت هاي گروه

n       سيستم حسابداري

اطلاعات مورد نياز:

•         حساب هاي دريافتني و پرداختني

•          حساب هاي پيش دريافت ها و پيش پرداخت ها

•         ساير حسابهاي متقابل

n       سيستم دارايي ثابت

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص دارايي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          شناسايي سود / (زيان) ناشي از فروش دارايي به شركت‌هاي گروه 

n       سيستم صورتهاي مالي

اطلاعات مورد نياز:

•          ترازنامه ،سودو زيان ، صورت گردش وجوه نقد و برخي از اطلاعات پيوست ها

گروه شركتهاي همكاران سيستم به عنوان بزرگترين مجموعه نرم افزاري بخش خصوصي كشور و پيشتاز اين صنعت، از مدتها قبل كار برروي نرم افزار حسابداري تلفيقي (نه تجميعي) را آغاز كرده است و خوشبختانه اين نرم افزار هم اكنون تهيه شده و آماده ارائه به بازار مي باشد . مهمترين وظيفه اين نرم افزار ، برقرار نمودن امكان تهيه صورتهاي مالي تلفيقي مي باشد .

مراجع رسمي حرفه حسابداري در ايران

همواره يكي از مواردي كه مورد سوال و ابهام بسياري از دانش آموزان ، دانشجويان و بطور كلي تازه واردان حرفه حسابداري بوده است اين است كه مراجع رسمي حرفه حسابداري در ايران كدامند ؟

بد نيست بدانيد كه در حال حاضر چهار نهاد حرفه اي زير، هريك به گونه اي مسئوليت حرفه حسابداري و حسابرسي كشور را به عهده دارند .

1.       جامعه حسابداران رسمي ايران به عنوان نهاد قانوني حرفه حسابرسي با حدود 1800 نفر عضو و ميانگين تجربه 15 سال سابقه كار حسابرسي و حسابداري .

2.       انجمن حسابداران خبره ايران  به عنوان قديمي ترين نهاد حرفه حسابرسي و حسابداري با عضويت حدود 3200 نفر و ميانگين تجربه 10 سال .

3.       انجمن حسابداري ايران به عنوان نهاد آكادميك حرفه حسابداري و عضويت حدود 3000 نفر و ميانگين تجربه 10 سال اعضاء.

4.       انجمن مديران مالي به عنوان نهاد مديران مالي و كارشناسان ارشد فعال در حوزه مديريت مالي با عضويت حدود 600 نفر و ميانگين تجربه 10 سال .

لازم به ذكر است كه عموما بيشتر اعضا يادشده در هر چهار نهاد حرفه اي بالا مشترك هستند . بنابراين چنانچه اعضاي انجمن حسابداران خبره را به عنوان شاخص حرفه حسابداري تلقي كنيم با يك نهاد غيردولتي  با تجربه اي طولاني و گران  به عنوان شاخصه اصلي حرفه حسابداري ايران مواجه خواهيم بود . نكته ديگر اينكه 4 نهاد فوق هيچگونه وابستگي به نهادهاي دولتي نداشته و با كمك ها و بنياد مالي اعضاي خود اداره ميشوند .

نكته مهم و قابل توجه ديگر اينكه ايران از جمله معدود كشورهايي است كه در فدراسيون بين المللي حسابداران جهان(IFAC) دو عضو پيوسته (انجمن حسابداران خبره ايران و جامعه حسابداران رسمي) دارد .

برگرفته از مقاله استاد ارجمند جناب آقاي غلامحسين دواني – روزنامه دنياي اقتصاد – آذرماه 89

اعتبارات اسنادي چيست ؟

اعتبارات اسنادي
هنگام عقد قرارداد بين‌المللي، از سويي خريدار مايل است كالاهاي خريداري شده را در زمان معين و صحيح و سالم دريافت نمايد و قبل از انتقال مالكيت كالا به خود و حمل آن، قيمت آن را پرداخت ننمايد و از سوي ديگر فروشنده كالا تمايل دارد قبل از فروش كالا حتماً وجه آن را دريافت دارد.
اين تضاد منافع و ناآشنايي و عدم اطمينان خريدار و فروشنده با يكديگر موجب شده كه سازوكاري به نام اعتبار اسنادي ايجاد شود كه منافع خريدار و فروشنده را با هم (توامان) منظور نمايد و ريسك‌هاي طرفين قرارداد را پوشش دهد. بدين صورت كه ارائه اسناد حاكي از حمل كالا به بانك، نشانگر حمل كالا تلقي شده و بر اساس آن پرداخت از طريق بانك انجام مي‌پذيرد.
استفاده عمومي از اعتبارات اسنادي پس از جنگ جهاني اول رايج شده است. امروزه اعتبارات اسنادي مهمترين شيوه پرداخت در تجارت بين‌المللي مي‌باشد.

تعريف اعتبارات اسنادي
اعتبار اسنادي در ساده‌ترين تعريف، تعهد مشروط بانك گشايش‌كننده اعتبار به ذينفع اعتبار اسنادي است كه در مقابل ارائه اسناد و طبق شرايط اعتبار از طرف فروشنده، در مدت معنيي اقدام به پرداخت تعهد پرداخت به او نمايد. در اعتبار اسنادي تمام طرفين قرارداد، اسناد (نه كالا) را مورد معامله قرار مي‌دهند. بنابر اين بانك كاري به اين كه كالا در چه وضعيتي است، ندارد.

طرفين اعتبار اسنادي
گروه‌هايي كه به طور معمول در يك اعتبار از آنها نام برده مي‌شود از اين قرارند:
1- خريدار
2- فروشنده
3- بانك گشايش‌كننده يا بازكننده اعتبار (بانك خريدار)
4- بانك ابلاغ‌كننده يا معامله‌كننده اعتبار (بانك فروشنده)
5- بانك پوشش‌دهنده (مبلغ اعتبار)
6- شركت بيمه‌كننده كالا
7- شركت حمل‌كننده كالا
8- بانك فروشنده كالا مي‌تواند بانك ديگري غير از بانك معامله‌كننده اسناد نيز باشد ولي معمولاً بانك معامله‌كننده اعتبار است.

انواع اعتبار اسنادي از حيث تعهد
1- اعتبار اسنادي برگشت‌‌پذير: در اين نوع اعتبارات، بانك بازكننده اعتبار مي‌تواند به طور يك‌جانبه اعتبار را باطل نموده و يا در شرايط آن تغيير دهد. مشروط بر اينكه ابطال اعتبار يا تغيير در شرايط اعتبار، قبل از معامله، مورد پذيرش قرار گرفته باشد.
2- اعتبار اسنادي غيرقابل برگشت: (اعتبار اسنادي غيرقابل برگشت تعهد قطعي بانك گشاينده اعتبار است.)
در اين نوع اعتبار، بدون توافق خريدار و فروشنده، نمي‌توان آن را باطل و يا اصلاح نمود.
اعتبار قابل برگشت بيشتر به نفع خريدار است. در يك اعتبار بايد برگشت‌پذير بودن و يا غيرقابل برگشت بودن آن ذكر شود. در غير اين صورت اعتبار برگشت‌پذير تلقي مي‌شود.

انواع اعتبار اسنادي از حيث مدت
اعتبار اسنادي گشايش شده ديداري (نقدي) Sight Letter of Credit
در اين نوع اعتبار، ذينفع اعتبار اسنادي (فروشنده) پس از حمل كالا، اسناد حمل را به بانك (معامله‌كننده اسناد، تاييدكننده و گشايش‌كننده اعتبار) ارائه مي‌دهد.
بانك ياد شده پس از رسيدگي اسناد، نسبت به پرداخت مبلغ اعتبار اسنادي طبق آنچه در متن اسناد اعتبار، قيد شده، عمل مي‌نمايد.

اعتبار اسنادي مدت‌دار (يورانس)
روال كار در اين نوع اعتبار اسنادي، نظير اعتبار اسنادي ديداري (نقدي) است. با اين تفاوت كه دوره زماني معمولاً 6 ماهه، 9 ماهه، و يكساله است. در اين نوع اعتبار ذينفع اعتبار از تاريخ ارائه اسناد و پس از خاتمه دوره يوزانس، مبلغ اعتبار را از بانك مربوطه اخذ خواهد نمود.
اعتبار اسنادي مدت‌دار (يورانس) داخلي يا ريفايننس (Re Finance):
در مواردي به منظور استفاده از منابع مالي بين‌المللي، قرارداد مالي جداگانه‌اي با بانك‌هاي معتبر بين‌المللي منعقد مي‌شود تا وجه اسناد حمل اعتبار اسنادي ديداري، در زمان معامله اسناد، توسط بانك كارگزار، از محل منابع آنان به ذينفع (فروشنده) پرداخت شود و در سررسيد كه قرارداد مالي پيش‌بيني شده است، اصل مبلغ به اضافه شود متعلقه به بانك تامين‌كننده مالي "Finance" بازپرداخت شود. اين نوع اعتبار اسنادي كه آن را اعتبار ريفايننس مي‌نامند، معمولاً با سررسيد يكساله تنظيم مي‌شود و نرخ سود آن بر اساس نرخ لايبور Libor، ارز مربوطه، كارمزد بانك كارگزار و كارمزد بانك‌هاي داخلي نيز معين مي‌شود.

ضرورت ضمانت‌نامه بانكي
ضمانت‌نامه بانكي تعهد غيرقابل برگشت يك بانك به پرداخت وجه مورد ضمانت در صورت عدم ايفاي قرارداد توسط يك شخص ثالث است كه فروشنده يا متعهد انجام قرارداد است.
ضمانت‌نامه معمولاً تعهد جداگانه و مستقل از بدهي اصلي و يا ملحوظ در قرارداد بين طلبكار و بدهكار اصلي است. تحت شرايط ضمانت‌نامه‌، بانك بايد وجه ضمانت‌نامه را با اولين درخواست، مشروط بر آن كه در شرايط مندرج در ضمانت‌نامه تحقق يافته باشد، پرداخت نمايد. معمولاً قوانين كشوري كه ضمانت‌نامه در آن صادر شده است، طبق رويه معمول ناظر بر اجراي مشروط آن ضمانت‌نامه است.

انواع ضمانت‌نامه‌هاي ارزي
- ضمانت‌نامه شركت در مناقصه يا مزايده Tender (BID) Bond
- ضمانت‌نامه حسن انجام كار Good Performance Bond
- ضمانت‌نامه پيش‌پرداخت Advance Payment Guarantee
- ضمانت‌نامه گمركي Custom Guarantee
- ضمانت‌نامه استرداد كسر وجه‌الضمان Retention Money Guarantee

نحوه صدور ضمانت‌نامه
ضمانت‌نامه به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم صادر مي‌شود.
1- مستقيم (Direct) در اين روش بانك‌هاي خارجي ضمانت‌نامه صادره خود را به دستور متقاضي ضمانت‌نامه به طور مستقيم و بدون واسطه براي ذينفع ضمانت‌نامه ارسال مي‌نمايند.
2- غيرمستقيم: در اين روش بانك صادركننده ضمانت‌نامه طبق دستور متقاضي، ضمانت‌نامه خود را براي بانك كارگزار خود در كشور ذينفع صادر مي‌نمايد و از آن بانك مي‌خواهد كه بر مبناي ضمانت‌نامه‌اي كه صادر نموده است، به نفع ذينفع ضمانت‌نامه‌اي در كشور او صادر نمايد. اين روش از روش مستقيم بهتر است زيرا كه:
- ذينفع ضمانت‌نامه با يك بانك در كشور خودش طرف قرارداد مي‌باشد.
- در اين روش بانك‌ها با يكديگر طرف قرارداد هستند و بانك از منافع ذينفع بهتر مي‌تواند حفاظت نمايد.

منبع: بانك اقتصادنوين

اصطلاحات اينكوترمز 2000 در معاملات بين المللي

اصطلاحات اينكوترمز 2000 در معاملات بين المللي

اينكوترمز 2000 مشتمل بر 13 عنوان بوده و به چهار گروه C ، F ، E و D تقسيم‌بندي شده است، كه در هر اصطلاح حدود و ثغور وظايف، تكاليف، تعهدات، هزينه‌ها و ريسك مربوط به انتقال كالا از فروشنده به خريدار بطور دقيق تعيين و مشخص شده است. بدين ترتيب از درگيري و ايجاد اختلاف بين طرفين دادوستد در تجارت خارجي بواسطه برداشت‌هاي متفاوت از اصطلاحات بازرگاني بين‌المللي جلوگيري به عمل مي‌آيد.

گروه E – عزيمت (خروج): DEPARTURE
- تحويل كالا در محل كار (نام محل تعيين شده): (EXW - (EX WORKS

گروه F – كرايه حمل اصلي پرداخت نشده: MAIN CARRIAGE UNPAID
- تحويل كالا به حمل كننده (نام محل تعيين شده): (FCA - (FREE CARRIER
- تحويل كالا در كنار كشتي (نام بندر حمل تعيين شده): (FAS - (FREE ALONGSIDE SHIP
- تحويل كالا روي عرشه كشتي (نام بندر حمل تعيين شده): (FOB - (FREE ON BOARD

گروه C – كرايه حمل اصلي پرداخت شده: MAIN CARRIAGE PAID
- قيمت كالا و كرايه حمل (نام بندر مقصد تعيين شده): CFR - (COST AND FREIGHT
- قيمت كالا، بيمه و كرايه حمل (نام بندر مقصد تعيين شده): (CIF - (COST , INSURANCE AND FREIGHT
- كرايه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعيين شده): (CPT - (CARRIAGE PAID TO
- كرايه حمل و بيمه پرداخت شده تا (مقصد تعيين شده): (CIP - (CARRIAGE AND INSURANCE PAID TO

گروه D – ورود: ARRIVAL
- تحويل كالا در مرز (نام محل تعيين شده در مرز): (DAF - (DELIVERED AT FRONTIER
- تحويل كالا از كشتي (نام بندر مقصد تعيين شده): (DES - (DELIVERED EX SHIP
- تحويل كالا در اسكله "بارانداز" (نام بندر مقصد تعيين شده): (DEQ - (DELIVERED EX QUAY
- تحويل كالا بدون پرداخت عوارض و حقوق گمركي (نام مقصد تعيين شده): (DDU - (DELIVERED DUTY UNPAID
- تحويل كالا با پرداخت عوارض و حقوق گمركي (نام مقصد تعيين شده): (DDP - (DELIVERED DUTY PAID

منبع: بانك اقتصادنوين

مفاهيم  پاية روشهاي خريد( كالا/ خدمت) و معاملات در حوزه دولت- بخش 3 از 3

نحوه تحويل كالا يا خدمات به مناقصه گر:

تحويل كالا يا خدمات مورد معامله با رعايت موارد زير ظرف مدت ده روز انجام مي شود :

الف – در مورد معاملات جزئي تحويل و گواهي و تطبيق مشخصات و مقدار كالا يا خدمات مربوطه بوسيله و با مسئوليت انباردار يا تحويل گيرنده كار خواهد بود .

ب – درمورد معاملات متوسط اگر مورد معامله كالاباشدبوسيله ومسئوليت انباردار ونماينده قسمت تقاضا كننده و اگرموردمعامله انجام كارباشد بوسيله و مسئوليت تحويل گيرنده كاروتأييدنماينده واحد تقاضا كننده انجام ميگيرد .

ج – درمورد معاملات عمده تحويل بوسيله و مسئوليت انباردار يا تحويل گيرنده كالا يا كار و نماينده قسمت تقاضا كننده و نماينده مديريت شركت  (دستگاه), صورت ميگيرد .

تجديد و لغو مناقصه:

الف:  مناقصه در شرايط زير تجديد ميگردد:

  1. كم بودن تعداد مناقصه گران از حدنصاب تعيين شده در اسناد مناقصه.
  2. امتناع برندگان اول و دوم مناقصه از انعقاد قرارداد.
  3. پايان مدت اعتبار پيشنهادها.
  4. رأي هيأت رسيدگي به شكايات .
  5. بالا بودن قيمتها به نحوي كه توجيه اقتصادي طرح منتفي گردد.

ب:  مناقصه در شرايط زير لغو مي شود:

  1. نياز به كالا يا خدمات موضوع مناقصه مرتفع شده باشد.
  2. تغييرات زيادي در اسناد مناقصه لازم باشد و موجب تغيير در ماهيت مناقصه گردد.
  3. پيشامدهاي غيرمتعارف نظير جنگ، زلزله ، سيل و مانند آنها.
  4. تشخيص كميسيون مناقصه مبني بر تباني بين مناقصه گران.

نحوه برگزاري مناقصه محدود:

مناقصه محدود  معمولا در موارد زير برگزار ميگردد :

الف : در مناقصه محدود دعوتنامه براي اشخاص اعم از حقيقي يا حقوقي ارسال مي شود كه صلاحيت آنها براي شركت در معامله موردنظر قبلا محرز شده باشد . بمنظور تشخيص صلاحيت مذكور , كميسيوني مركب از سه نفر به اقتضاي تخصص و بصيرت به انتخاب رئيس دستگاه (شركت) تشكيل مي شود و واجدين صلاحيت شركت در معامله را اعلام مي نمايد و عندالزوم آنها را درجه بندي و در صورتيكه تعداد واجدين صلاحيت در هر رشته يا هر درجه از پنج نفر كمتر نباشد نتيجه را پس از تأئيد مديريت در فهرست واجدين صلاحيت شركت درج نمايد .

ب :  وجود فهرست هاي مناقصه گران صلاحيتدار معرفي شده توسط مراجع ذيصلاح دولتي

ج :مناقصه گزار مي تواند فهرست واجدين صلاحيت يك وزارتخانه ويا موسسه دولتي ديگر را مورد عمل و استفاده قرار دهد .

 ترك تشريفات مناقصه:

در مواردي كه انجام مناقصه براساس گزارش توجيهي دستگاه (شركت) به تشخيص يك هيأت سه نفره مركب از مقامات ارشد و تصميم گير دستگاه (شركت)ميسر نباشد، مي توان معامله را به طريق ديگري انجام داد و در اين صورت هيأت ترك تشريفات مناقصه با رعايت صرفه و صلاح دستگاه (شركت) ترتيب انجام اين گونه معاملات را با رعايت ساير مقررات مربوط در هرمورد براي يك نوع كالا يا خدمت تعيين و اعلام خواهد نمود.

تركيب هيأت ترك تشريفات مناقصه معمولا شامل 1 - مديريت ارشد (رئيس دستگاه/مديرعامل) ٢ – ذيحساب يا مدير امور مالي ٣ – يك نفر ديگر از مديران ارشد  خواهد بود

 مزايده : فروش كالا يا خدمت به بيشترين بهاي ممكن

 مزايده در معاملات به طريق زير انجام ميشود :

الف – در مورد معاملات جزئي به بيشترين بهاي ممكن به تشخيص و مسئوليت كارپرداز و تأييد مدير مربوط . در اين موارد كارپرداز موظف است پس از تحقيق كامل در مورد بهاء به داوطلبان معامله مراجعه و با رعايت صرفه و صلاح شركت معامله را انجام داده و سند مربوطه را با قيد اينكه معامله به صرفه و صلاح شركت و با بيشترين بهاي ممكن انجام شده با ذكر نام و نام خانوادگي , سمت و تاريخ امضاء كند .

ب – در مورد معاملات متوسط , حراج بشرح زير انجام خواهد شد :

١ – اطلاعات كلي درمورد نوع ومشخصات و مقدار مورد معامله و روز و ساعت و محل حراج و ساير شرايطي كه لازم باشد بايد با فراخوان در روزنامه كثيرالانتشار و درصورت ضرورت به وسائل وطرق انتشاراتي ديگر ازقبيل صدا و سيما يا الصاق فراخوان درمعابر باطلاع عموم برسد.

٢ – مورد معامله بايد قبلا بوسيله كارشناس منتخب مدير دستگاه (شركت) ارزيابي و حراج از بهاي تعيين شده شروع گردد و به خريداري كه بالاترين بهاء را پيشنهاد كند واگذار شود .

ج – در مورد معاملات عمده انتشار فراخوان مزايده عمومي به ترتيب زير بعمل مي آيد :

در فراخوان مزايده شرايطي كه در اين آئين نامه براي فراخوان مناقصه و مقرراتي كه در مورد ترتيب تشكيل كميسيون , تعيين برنده , انعقاد قرارداد و تحويل مورد قرارداد تعيين شده در صورتي كه با عمل مزايده منطبق باشد لازم الرعايه خواهد بود.

پایان.

سیدمحمدحیدری

مفاهيم  پاية روشهاي خريد( كالا/ خدمت) و معاملات در حوزه دولت-بخش 2 از 3

روش هاي انجام معامله:

الف:  در معاملات كوچك ، كارپرداز يا مأمور خريد بايد با توجه به كم و كيف موضوع معامله (كالا يا خدمت)درباره بهاي آن تحقيق نمايد و با رعايت صرفه و صلاح و اخذ فاكتور مشخص و به تشخيص و مسؤوليت خود، معامله را با تأمين كيفيت به كمترين بهاي ممكن انجام دهد.

ب:  در معاملات متوسط ، كار پرداز يا مأمور خريد بايد با توجه به كم و كيف موضوع معامله (كالا، خدمت يا حقوق ) درباره بهاي آن تحقيق نمايد و با رعايت صرفه وصلاح و اخذ حداقل سه فقره استعلام كتبي ، با تأمين كيفيت مورد نظر، چنانچه بهاي به دست آمده مورد تأييد رئيس اداره خدمات (كارپردازي يا خريد) باشد، معامله ر ا با عقد قرارداد يا اخذ فاكتور انجام دهد و چنانچه اخذ سه فقره استعلام كتبي ممكن نباشد با تأييد رئيس اداره كارپردازي يا خريد، به تعداد موجود كفايت مي شود.

ج  در معاملات بزرگ به يكي از رو شهاي زير عمل مي شود:

١  برگزاري مناقصه عمومي ازطريق انتشار فراخوان در روزنامه هاي كثيرالانتشار.

٢  برگزاري مناقصه محدود.

 اسناد مناقصه:

 اسناد مناقصه شامل موارد زير است:

١  نام و نشاني مناقصه گزار.

٢  نو ع و مبلغ تضمين مناقصه .

٣  محل ، زمان و مهلت دريافت اسناد، تحويل پيشنهادها و گشايش آنها.

٤  مبلغ پيش پرداخت و تضمين حسن انجام كار.

٥  مدت اعتبار پيشنهادها.

٦  شرح كار، مشخصات فني بازرگاني، استانداردها، نوع كميت و كيفيت كالا ياخدمات

٧  برنامه ريزي انجام كار يا تحويل كالا.

٨  معيارها و روش ارزيابي كيفي مناقصه گران .

٩  روش تهيه و مهلت مقرر برا ي تسليم پيشنهادها و تعداد نسخه هاي آنها.

١٠  متن قرارداد شامل موافقتنامه ، شرايط عمومي و خصوصي و ضمائم آن .

١1  ساير اسنادي كه به تشخيص مناقصه گزار لازم باشد..

 شرايط تسليم و تحويل پيشنهادها:

شركت كنندگان در مناقصه ، اسناد مناقصه و پيشنهادهاي خود را بايد در پاكت هاي جداگانه لاك و مهر شده شامل تضمين (پاكت الف) پيشنهاد فني (مشخصات كالا يا خدمت به مناقصه گذاشته شده) (پاكت ب ) و پيشنهاد قيمت (پاكت ج) بگذارند و همه پاكت ها را در بسته بندي مناسب و لاك و مهر شده قرار دهند.

گشايش پيشنهادها:

  پيشنهادهاي مناقصه گران در زمان و مكان مقرر گشوده مي شود.

  مراحل گشايش پيشنهادها به شرح زير است:

1  تهيه فهرست اسامي دريافت كنندگان اسناد،(پيشنهاددهندگان)، حاضران و شركت كنندگان در جلسه .

٢  بازكردن پاكت تضمين (پاكت الف) و كنترل آن .

٣  بازكردن پاكت فني بازرگاني  (پاكت ب)

٤  بازكردن پيشنهاد قيمت وكنترل ازنظر كامل بودن مدارك وامضاي آنها وكنارگذاشتن پيشنهادهاي غيرقابل قبول درمناقصات يك مرحله اي .

٥  تحويل پاكت هاي فني بازرگاني به كميته فني بازرگاني در مناقصات دومرحله اي .

٦  تهيه و تنظيم و امضاي صورتجلسة گشايش پيشنهادها توسط كميسيون مناقصه .

٧  تحويل پاكت هاي قيمت و پاكت تضمين پيشنهادهاي رد شد ه به مناقصه گزار براي استرداد به ذينفع .

 دستگاه مناقصه گزار مكلف است از مناقصه گران يا نمايندگان آنها جهت حضور در جلسه گشايش پيشنهادهاي مالي دعوت نمايد.

ارزيابي مالي و تعيين برنده مناقصه:

 هنگام ارزيابي مالي ، مناقصه گري كه مناسب ترين (پائين ترين)قيمت را حائز شده باشد، به عنوان برنده اول اعلام خواهد شد و برنده دوم درصورتي اعلام مي شود كه تفاوت قيمت پيشنهادي وي با برنده اول ، كمتر از مبلغ تضمين باشد. روش ارزيابي مالي بايد دراسناد مناقصه به صورت مشروح با ذكر نحوه تأثيرگذاري ارزيابي فني بازرگان ي بر قيمت اعلام شود.

انعقاد قرارداد:

الف :قرارداد با برنده مناقصه ، بايد پيش از پايان مدت اعتبار پيشنهادها منعقد شود. اين مدت حداكثر برا ي يك بار و برابر مدت پيش بيني شده دراسناد مناقصه قابل تمديد اس ت. بعد از عقد قرارداد تضمين پيشنهاددهنده دوم مسترد مي گردد.

ب : قرارداد با برنده اول در مهلت پيش بيني شده در اسناد، منعقد خواهد شد. چنانچه برنده اول از انعقاد قرارداد امتناع نمايد و يا ضمانت انجام تعهدات را ارائه ننمايد، تضمين مناقصه وي ضبط و قرارداد با برنده دوم منعقد مي گردد. درصورت امتناع نفر دوم ، تضمين وي نيز ضبط و مناقصه تجديدخواهد شد.

تنظيم قرارداد:

در تنظيم قراردادها مناقصه گزار (خريدار كالا يا خدمت) , علاوه بر موارد مطروحه در فراخوان مناقصه بايد حسب ضرورت نكات زير را قيد و مورد توجه قرار دهد :

١ – نام و مشخصات كامل طرفين قرارداد و نشاني آنها

٢ – نوع و مقدار مورد معامله و مشخصات كامل آن

٣ – مدت انجام تعهد و محل و شرايط تحويل مورد معامله

٤ – ترتيب عمل و ميزان خسارت در موارديكه برنده مناقصه در انجام تعهدات جزئًا و يا ك ً لا تأخير نمايد .

٥ – اقرار برنده مناقصه به اينكه از مشخصات كالا يا كار مورد معامله و مقتضيات محل تحويل كالا يا انجام كار اطلاع دارد

٦ – اختيار شركت(دستگاه) نسبت به افزايش يا كاهش موردمعامله درمدت قرارداد تا ميزان ٢٥ % مبلغ مندرج در قرارداد .

٧ - ميزان تضمين حسن انجام معامله ونحوه وصول اقساط

٨ - الزام تحويل كالا بر طبق نمونه ممهور در صورتي كه تهيه نمونه لازم باشد . در اين صورت بايد نمونه كالا با مهر طرفين معامله ممهور ونزد مناقصه گزار نگاهداري شود.

٩ – بهاي مورد معامله , ترتيب و شرايط پرداخت آن

١٠ – مشخص نمودن فاصله زماني بين تحويل موقت و تحويل قطعي كار

١١ – مبلغ پيش پرداخت و ترتيب واريز و تسويه آن در موارديكه در شرايط مناقصه ذكر شده باشد .

١٢ – مبلغ قرارداد پس از كسر كسور قانوني قابل پرداخت خواهد بود .

١٣ – اقرار طرف معامله به عدم شمول ممنوعيت قانوني راجع به منع مداخله وزرا ء و نمايندگان مجلس و كارمندان دولت در معاملات دولتي و كشوري مصوب ديماه ١٣٣٧

١٤ – ذكر اين مطلب كه طرف قرارداد مجاز نخواهد بود كه بدون جلب رضايت كتبي مناقصه گزار , موضوع قرارداد را كلا يا جزئًا به شخص يا اشخاص ثالث واگذار نمايد .

١5 – وضعيت حل اختلاف طرفين

ادامه دارد ....

مفاهيم  پاية روشهاي خريد( كالا/ خدمت) و معاملات در حوزه دولت-بخش 1 از 3

واژگان و مفاهيم عمومي:

مناقصه : فرايندي است رقابتي براي تأمين كيفيت مورد نظر (طبق اسناد مناقصه)، كه در آن تعهدات موضوع معامله به مناقصه گري كه كمترين قيمت متناسب را پيشنهاد كرده باشد، واگذار ميشود.

مناقصه گزار: دستگاه /سازمان/موسسه اي است كه قصد خريد كالا يا خدمت را به كمترين بهاي ممكن دارد .

مناقصه گر: شخصي حقيقي ياحقوقي است كه اسناد مناقصه را دريافت و درمناقصه شركت مي كند.

كميته فني بازرگاني : هيأتي است با حداق ل سه عضو خبره فني بازرگاني صلاحيتدار كه از سوي مدير دستگاه انتخاب مي شود وارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها و ساير وظايف مقرر دراين قانون را برعهده مي گيرد.

ارزيابي كيفي مناقصه گران: عبارت است از ارزيابي توان انجام تعهدات مناقصه گران كه از سوي مناقصه گزار يا به تشخيص وي توسط كميته فني بازرگاني انجام مي شود.

ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها: فرايندي است كه درآن مشخصات ، استانداردها،كارايي ، دوام و ساير ويژگي هاي فني بازرگاني پيشنهادهاي مناقصه گران بررسي ،ارزيابي وپيشنهادهاي قابل قبول برگزيده مي شوند.

ارزيابي مالي : فرايندي است كه در آن مناسب ترين قيمت از بين پيشنهادهائي كه ازنظر فني بازرگاني پذيرفته شده اند، برگزيده مي شود.

ارزيابي شكلي: عبارت است از بررسي كامل بودن اسناد و امضاي آنها، غيرمشروط و خوانا بودن پيشنهاد قيمت .

انحصار: انحصار در معامله عبارت است از يگانه و منحصر به فرد بودن متقاضي شركت درمعامله كه به طرق زير تعيين  مي گردد:

1 -  اعلان هيأت وزيران براي كالاها و خدماتي كه در انحصار دولت است .

2 -  انتشار فراخوان عمومي و ايجاب تنها يك متقاضي براي انجام معامله .

برنامه زماني مناقصه: سندي است كه در آن زمان و مهلت برگزاري مراحل مختلف مناقصه ، مدت اعتبار پيشنهادها و زمان انعقاد قرارداد مشخص مي شود.

 طبقه بندي معاملات

معاملات از نظر نصاب (قيمت معامله) به سه دسته تقسيم مي شوند :

1 - معاملات كوچك : معاملاتي كه به قيمت ثابت سال 1388 كمتر از 44.000.000 ريال باشد. (اين مبلغ ابتداي هر سال توسط دولت و طبق بخشنامه اي به دستگاهها اعلام ميشود . اين مبلغ در سال 87 ، 35.000.000 ريال بوده است )

2 - معاملات متوسط : معاملاتي كه مبلغ مورد معامله بيش از سقف مبلغ معاملات كوچك بوده و از 10 برابر سقف ارزش معاملات كوچك تجاوز نكند.

3 - معاملات بزرگ : معاملاتي كه مبلغ برآورد اوليه آنها بيش از 10 برابر سقف ارزش مبلغ معاملات كوچك باشد. (براي سال 88 ، 44.000.000 تومان است)

تبصره: مبلغ يا برآورد معاملات مشمول هر يك از رده هاي قيمتي فوق نبايد با تفكيك اقلامي كه به طور متعارف يك مجموعه واحد تلقي مي شوند، به رده پايين تر برده شود.

 طبقه بندي انواع مناقصات

الف: ازنظر مراحل بررسي :

1 - مناقصه يك مرحله اي: مناقصه اي است كه در آ ن نيازي به ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها نباشد . در اين مناقصه پاكتهاي پيشنهاد مناقصه گران در يك جلسه گشوده و در همان جلسه برنده مناقصه تعيين مي شود.

2 - مناقصه دو مرحله اي: مناقصه اي است كه به تشخيص دستگاه(شركت)، بررسي فني و تخصصي بازرگاني پيشنهادها لازم باشد . در اين مناقصه ، كميته فني بازرگاني تشكيل مي شود و نتايج ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها را به كميسيون مناقصه گزارش مي كند و پس از بررسي هاي لازم برنده مناقصه تعيين مي شود.

ب : از نظر روش دعوت مناقصه گران  :

1 - مناقصه عمومي : مناقصه اي است كه در آ ن فراخوان مناقصه ازطريق آگهي عمومي به اطلاع مناقصه گران مي رسد.

2 - مناقصه محدود : مناقصه اي است كه در آن به تشخيص و مسؤوليت مديريت (دستگاه) شركت ، محدوديت برگزاري مناقصه عمومي با ذكر ادله تأييد شود . فراخوان مناقصه از طريق ارسال دعوتنامه براي مناقصه گران صلاحيتدار (معمولا 4 يا 5 متقاضي)به اطلاع مناقصه گران مي رسد.

 سازماندهي مناقصات

كميسيون مناقصه

الف  اعضاي كميسيون مناقصات معمولا از بين مديران واحدهاي مختلف دستگاه(شركت) توسط مديريت دستگاه تعيين ميگردند.افرادي از قبيل: مديرمالي اداري ، مدير بازرگاني يا پشتيباني ، افرادي از واحد تداركات، واحد امور قراردادها و ...

ب  كميسيون با حضور تمامي اعضا رسميت دارد و تمام اعضا مكلف به حضور در جلسه و ابراز نظر هستند و تصميمات كميسيون با رأي اكثريت اعضاء معتبرخواهد بود.

ج  در مناقصات دو مرحله اي، معمولا كميسيون مناقصه با حضور مديرارشد (دستگاه) شركت تشكيل مي شود.

  وظايف كميسيون مناقصه

اهم وظايف كميسيون مناقصه به شرح زير است :

الف-  تشكيل جلسات كميسيون مناقصه در موعد مقرر در فراخوا ن مناقصه .

ب  - بررسي پيشنهادهاي مناقصه گران از نظر كامل بودن مدارك و امضاي آنها و نيز خوانا بودن و غيرمشروط بودن پيشنهادهاي قيمت (ارزيابي شكلي )

ج -  ارزيابي پيشنهادها و تعيين پيشنهادهاي قابل قبول طبق شرايط و اسناد مناقصه .

د-  ارجاع بررسي فني پيشنهادها به كميته فني بازرگاني در مناقصات دو مرحله اي .

ه-  تنظيم صورتجلسات مناقصه .

و-  تصميم گيري دربارة تجديد يا لغو مناقصه.

ز- درصورت برگزاري مناقصه دو مرحله اي ، زمان و مكان تشكيل جلسه گشايش پيشنهادهاي قيمت ، در جلسه گشايش پاكت ها اعلام خواهد شد، اين مدت فقط براي يك بار تا سقف مدت اعتبار پيشنهادها قابل تمديد است. در اين صورت پاكت هاي قيمت دريك لفاف لاك و مهرشده توسط (دستگاه)شركت صيانت ميشود. در مناقصات يك مرحله اي ،پيشنهادهاي قيمت بي درنگ گشوده و برنده مناقصه تعيين مي شود.

ك-  مناقصه گزار مكلف است از مناقصه گران يا نمايندگان آنها جهت حضور در جلسه گشايش پيشنهادهاي مالي دعوت نمايد.

فرايند برگزاري مناقصات :

الف:  تأمين منابع مالي .

ب:  تعيين نوع مناقصه در معاملات بزرگ (يك مرحله اي يا دو مرحل هاي ، عمومي يا محدود)

ج:  تهيه اسناد مناقصه .

د:  ارزيابي كيفي مناقصه گران درصورت لزوم .

ه:  فراخوان مناقصه .

و:  ارزيابي پيشنهادها.

ز:  تعيين برنده مناقصه و انعقاد قرارداد بطور كتبي.

ادامه دارد....

برخي از مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌

 فصل‌ سوم‌

عناصر صورتهاي‌ مالي‌

 1ـ3. صورتهاي‌ مالي‌، اثرات‌ مالي‌ معاملات‌ و ساير رويدادها را از طريق‌ طبقه‌بندي‌ كلي‌ آنها برحسب‌ خصوصيات‌ اقتصادي‌شان‌ نمايش‌ مي‌دهد. اين‌ طبقات‌ كلي‌، عناصر صورتهاي‌ مالي‌ نام‌ گرفته‌اند. ارائـه‌ اين‌ عناصر در ترازنامه‌ و صورت‌ سود و زيان‌، متضمن‌ تقسيم‌ آنها به‌ طبقات‌ فرعي‌ است‌.  به‌طور مثال‌ داراييها و بدهيها را مي‌توان‌ برحسب‌ ماهيت‌ يا كاركرد آنها در فعاليت‌ تجاري‌ طبقه‌بندي‌ كرد تا ارائـه‌ اطلاعات‌ به‌گونه‌اي‌ صورت‌ گيرد كه‌ براي‌ اهداف‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ حائز حداكثر فايده‌ باشد.

 2ـ3. عناصر صورتهاي‌ مالي‌ عبارتند از :

 ــ  دارايي‌

 ــ   بدهي‌

 ــ   حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 ــ   درآمد

 ــ   هزينه‌

 ــ   آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 ــ   ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

     3ـ3. اين‌ فصل‌ آن‌ گروه‌ از ويژگيهاي‌ اساسي‌ را كه‌ هريك‌ از عناصر بايد دارا باشند مشخص‌ مي‌كند.   هرقلمي‌ كه‌ در يكي‌ از تعاريف‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ نگنجد نبايستي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ شود.   اين‌ امر بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ چون‌ يك‌ قلم‌ در يكي‌ از تعاريف‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ مي‌گنجد، پس‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مورد شناخت‌ قرار خواهد گرفت‌. براي‌ شناخت‌ يك‌قلم‌ در صورتهاي‌ مالي‌، آن‌ قلم‌ بايستي‌ معيارهاي‌ شناخت‌ را كه‌ در فصل‌چهارم‌ مطرح‌ مي‌شود دارا باشد.  مضافاً،  خصوصياتي‌ كه‌ يك‌ قلم‌ را به‌ يك‌ عنصر صورتهاي‌ مالي‌ تبديل‌ مي‌كند يا به‌ يك‌عنصر شناسايي‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ تبديل‌ مي‌كند  لزوماً  آنهايي‌ نيست‌ كه‌ مبناي‌ اندازه‌گيري‌ اين‌ اقلام‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. به‌طور مثال‌ همان‌طور كه‌ بعداً اشاره‌ خواهد شد تعريف‌ يك‌ دارايي‌ بر مفهوم‌ "منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌" استوار است‌ اما اين‌ بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ مبلغ‌ دفتري‌ داراييها لزوماً بايستي‌ منعكس‌كننده‌ اندازه‌گيري‌ منافع‌ اقتصادي‌ مستتر در دارايي‌ باشد، هرچند مورد اخير سقف‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ را تعيين‌ مي‌كند. اندازه‌گيري‌ داراييها و بدهيها در فصل‌پنجم‌ مطرح‌ مي‌شود.

 4ـ3. وجود همه‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ برجريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ يا به‌ خارج‌ از آن‌ بستگي‌ دارد.  رابطه‌ متقابل‌ بين‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ منجر به‌ اين‌ امر مي‌شود كه‌ شناخت‌ يك‌ قلم‌، مثلاً  يك‌ دارايي‌، به‌طور خودكار مستلزم‌ شناخت‌ عنصري‌ ديگر مثلاً يك‌درآمد، يك‌بدهي‌ يا يك‌كاهش‌ در دارايي‌ ديگر باشد.  اين‌ رابطه‌ متقابل‌ در اين‌ واقعيت‌ منعكس‌ است‌ كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائـه‌كننده‌ جنبه‌هاي‌ گوناگون‌ اثر رويدادهاي‌ مختلف‌ گذشته‌ برواحد تجاري‌ برمبنايي‌ يكنواخت‌ مي‌باشد.

 داراييها و بدهيها

 داراييهـا

تعريف‌ دارايي‌ :

5 ـ3. همان‌طور كه‌ در فصل‌ اول‌ بيان‌ شد هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌.  گزارش‌ وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ مستلزم‌ ارائـه‌ شرحي‌ از حاكميت‌ آن‌ واحد برمنابع‌ اقتصادي‌ و ادعاهاي‌ موجود برآن‌ منابع‌ در يك‌ مقطع‌ زماني‌ خاص‌ است‌.  براي‌ اينكه‌ يك‌ قلم‌،  دارايي‌ واحد تجاري‌ باشد، احتمال‌ ارائـه‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ آن‌ كفايت‌ نمي‌كند، بلكه‌ علاوه‌برآن‌، آن‌ منافع‌ بايد به‌ درون‌ واحد تجاري‌ جريان‌ يابد و واحد تجاري‌ بايد درنتيجه‌ يك‌ رويداد گذشته‌ آنها را به‌ كنترل‌ خود درآورده‌ باشد. بدين‌ترتيب‌ دارايي‌ بشرح‌ زير تعريف‌ مي‌شود:

دارايي‌ عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌آن‌ منافع‌  كه‌ درنتيجه‌معاملات‌يا  ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌ است‌.

 حقوق‌ و ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌

6ـ3. اشاره‌اي‌ كه‌ در تعريف‌ داراييها به‌ "حقوق‌" و "ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌" شده‌ است‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ آنچه‌ تشكيل‌دهنده‌ يك‌ دارايي‌ است‌ خود مال‌ نيست‌، بلكه‌ "حقوق‌حاصل‌ از مالكيت‌" يا "ساير حقوق‌ تصرف‌ مال‌ و استفاده‌ از آن‌" است‌. به‌اين‌دليل‌ چند نفر ممكن‌ است‌ در يك‌ مال‌ شريك‌ باشند و سهم‌ هريك‌، دارايي‌ (يا بدهي‌) شريك‌ مربوط‌ باشد.

 7ـ3. دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ ممكن‌ مي‌گردد.  اين‌ امر در اغلب‌ اوقات‌ از طريق‌ مالكيت‌ قانوني‌ ميسر است‌.  مالكيت‌ قانوني‌، دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ متعددي‌ را ازجمله‌ توان‌ استفاده‌ از كالاها در توليد ساير كالاها يا در ارائـه‌ خدمات‌ و توان‌ فروش‌ يا معاوضه‌ كالاها يا توان‌ بهره‌گرفتن‌ از ارزش‌ آنها از طريق‌ توثيق‌ آنها براي‌ استقراض‌ يا به‌اجاره‌ دادن‌ آنها ميسر مي‌سازد.

 8 ـ3. گاه‌ ممكن‌ است‌ بدون‌ مالكيت‌ قانوني‌ دستيابي‌ مشابهي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ شود، به‌طور مثال‌ زماني‌ كه‌ ساختماني‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌ شده‌ است‌.  در بعضي‌ از اين‌گونه‌ موارد، تعهدات‌ مالي‌، فرصت‌ سود يا خطر ضرر به‌ندرت‌ متفاوت‌ از حالت‌ مالكيت‌ قانوني‌ دارايي‌ است‌.

 9ـ3. ساير انواع‌ حقوق‌ قانوني‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را ميسر مي‌سازد عبارت‌ است‌ از حقوق‌ بر ذمه‌ ساير اشخاص‌ كه‌ آنها را ملزم‌ به‌ انجام‌ پرداخت‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ نمايد يا حق‌ استفاده‌ از يك‌ اختراع‌ يا علامت‌ تجاري‌.

 10ـ3.  در موارد نادر يك‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ در غياب‌ حقوق‌ قانوني‌ وجود داشته‌ باشد. به‌طور مثال‌ مي‌توان‌ به‌ اختراعي‌ كه‌ به‌ ثبت‌ نرسيده‌ است‌ اشاره‌ كرد.

  منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌

 11ـ3. اگرچه‌ در مفهوم‌ كلي‌، منافع‌ اقتصادي‌ به‌توان‌ مصرف‌ و استفاده‌ از منابع‌ محدود يعني‌ كالا و خدمات‌ اطلاق‌ مي‌شود،  در چارچوب‌ فعاليت‌ تجاري‌ آن‌ را مي‌توان‌ درجريان‌ نقدي‌ آتي‌ متبلور دانست‌.  بدين‌لحاظ‌، منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يك‌ دارايي‌ عبارت‌ از توان‌ بالقوه‌ آن‌ جهت‌ كمك‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ به‌ جريان‌ وجوه‌ نقد به‌ واحد تجاري‌ مي‌باشد. اين‌ توان‌ ممكن‌ است‌ در اشكال‌ گوناگون‌ از قبيل‌ توان‌ استفاده‌ در توليد يا ارائـه‌ خدمات‌،  توان‌ فروش‌ يا معاوضه‌ كالاها يا توان‌ استفاده‌ از ارزش‌ آنها براي‌ استقراض‌ يا اجاره‌دادن‌،  توانايي‌ تبديل‌ به‌ وجه‌ نقد و يا توانايي‌ كاهش‌ جريان‌ خروجي‌ وجه‌ نقد (مثل‌ كاهش‌ هزينه‌ توليد از طريق‌ كاربرد يك‌ فرايند توليد جايگزيني‌) تجلي‌ يابد.

 12ـ3.  وجه‌ نقد دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را فراهم‌ مي‌كند زيرا منجر به‌ حاكميت‌ برمنابع‌ به‌طور كلي‌ مي‌شود.  برخي‌ داراييها به‌طور مستقيم‌ با دريافت‌ وجه‌ نقد آتي‌ مرتبط‌ است‌. اين‌ مطلب‌ در مورد بدهكاران‌، موجودي‌ مواد و كالا و ساير اقلام‌ قابل‌ فروش‌ صدق‌ مي‌كند. پيش‌پرداختها منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ فراهم‌ مي‌آورند زيرا منعكس‌كننده‌ حق‌ الزام‌ ديگري‌ به‌ تحويل‌ كالا يا انجام‌ خدمات‌ است‌ يا در تسويه‌ يك‌ بدهي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود.

 13ـ3.  برخي داراييها (عمدتاً داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود)، دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را كه‌ صرفاً به‌طور غيرمستقيم‌ با ايجاد جريانهاي‌ نقدي‌ مرتبط‌ است‌ فراهم‌ مي‌آورد. به‌طور مثال‌ ساختمان‌ يك‌ كارخانه‌، محلي‌ براي‌ توليد كالاست‌ كه‌ اگر واحد تجاري‌ مالك‌ آن‌ نباشد، بايد براي‌ استفاده‌ از آن‌ اجاره‌ بپردازد. تنها با فروش‌ كالاي‌ توليد شده‌ و دريافت‌ وجه‌ آن‌ از مشتري‌، منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌از استفاده‌ از ساختمان‌ كارخانه‌ برحسب‌ جريان‌ نقدي‌ تحقق‌ مي‌يابد.

 14ـ3.  ميان‌ انجام‌ مخارج‌ و ايجاد دارايي‌ رابطه‌ نزديكي‌ وجود دارد، اما اين‌ دو ممكن‌ است‌ لازم‌وملزوم‌ يكديگر نباشند.  بنابراين‌ هرگاه‌ واحد تجاري‌ متحمل‌ مخارجي‌ شود، اين‌ مخارج‌ ممكن‌ است‌ شواهدي‌ مبني‌بر جستجو جهت‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ به‌دست‌ دهد، ليكن‌ دليل‌ قاطعي‌ براي‌ تحصيل‌ يك‌ قلم‌ كه‌ با تعريف‌ دارايي‌ مطابقت‌ كند، نمي‌باشد.  به‌ همين‌ ترتيب‌،  عدم‌ وجود مخارج‌ مربوط‌،  مانع‌ اين‌ امر نيست‌ كه‌ يك‌ قلم‌ با تعريف‌ دارايي‌ تطبيق‌ نكند و لذا  انعكاس‌ آن‌ در ترازنامه‌ مطرح‌ نگردد. به‌طور مثال‌، اقلامي‌ كه‌ به‌ واحد تجاري‌ اهدا مي‌شود،  ممكن‌ است‌ با تعريف‌ دارايي‌ مطابقت‌ كند.

 كنترل‌ توسط‌ واحد تجاري‌

15ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ باشد.   كنترل‌ به‌ معناي‌ توان‌ به‌ دست‌ آوردن‌ منافع‌ اقتصادي‌ و توانايي‌ محدود كردن‌ دستيابي‌ ديگران‌ به‌ آن‌ منافع‌ است‌.  در بسياري‌ حالات‌، واحد تجاري‌ كنترل‌ خود را از طريق‌ محدود كردن‌ كامل‌ دستيابي‌ ديگران‌ اعمال‌ مي‌كند تا اينكه‌ تمام‌ منافع‌ نصيب‌ خودش‌ شود.  به‌طور مثال‌، واحد تجاري‌ معمولاً تمايل‌ به‌ استفاده‌ انحصاري‌ از توان‌ خدماتي‌ تأسيسات‌ و ماشين‌آلات‌ دارد.  در  مواردي‌ ديگر، واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ كنترل‌ خود را از طريق‌ معاوضه‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ در قبال‌ پرداخت‌ ديگران‌ اعمال‌ نمايد،  مثلاً  در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌ بخشي‌ از ماشين‌آلات‌ خود را به‌ ديگري‌ اجاره‌ مي‌دهد.  در مواردي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ براي‌ همگان‌ به‌طور مساوي‌ ميسر است‌، مثلاً  در مورد تأسيسات‌ عمومي‌ زيربنايي‌ همچون‌ جاده‌ها، هيچ‌ يك‌ از افراد به‌ خاطر دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌، صاحب‌ دارايي‌ نمي‌باشد.

16ـ3.  در برخي‌ حالات‌ واحد تجاري‌ قادر به‌ فروش‌ يك‌ قلم‌، مثلاً  به‌ دليل‌ توثيق‌ نزد بانك‌ جهت‌ استقراض‌، نمي‌باشد.  مشروط‌ به‌ اينكه‌ واحد تجاري‌ قادر به‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آن‌قلم‌ به‌ طرق‌ ديگر مثلاً  از طريق‌ كاربرد آن‌ در فعاليت‌ تجاري‌ باشد، قلم‌ مربوط‌، در تعريف‌ دارايي‌ مي‌گنجد.

 معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌

17ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ بايد ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ باشد.  اين‌ بخش‌ از تعريف‌ به‌ وضوح‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ تنها دستيابي‌ واحد تجاري‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ قبل‌ از تاريخ‌ ترازنامه‌،  در مفهوم‌ دارايي‌ منظور شده‌ است‌.  گرچه‌ معمولاً  معاملات‌ منجر به‌ دارايي‌ مي‌شود،  در برخي‌ موارد رويدادي‌ غير از معامله‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ دارايي‌ شود.  به‌طور مثال‌،  دولت‌  ممكن‌ است‌ به‌عنوان‌ بخشي‌ از برنامه‌ تشويقي‌ براي‌ رشد اقتصادي‌ در يك‌ ناحيه‌،  اموالي‌ را در اختيار واحد تجاري‌ قرار دهد.

 مخاطره‌

18ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ قطعي‌ بودن‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ نيست‌، بلكه‌ همواره‌ ميزاني‌ از ابهام‌ در اين‌ مورد كه‌ آيا منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مورد انتظار حاصل‌ خواهد گرديد يا خير، وجود دارد.  ماهيت‌ اين‌ مخاطره‌ با نوع‌ دارايي‌ تغيير مي‌كند.  دارايي‌ عيني‌ ممكن‌ است‌ در يك‌ آتش‌سوزي‌ يا حادثه‌ ديگر از بين‌ برود و بدهكار ممكن‌ است‌ توان‌ پرداخت‌ بدهي‌ خود به‌ واحد تجاري‌ را ازدست‌ بدهد.  حتي‌ مي‌توان‌ گفت‌ درارتباط‌ با وجه‌ نقد نيز ميزاني‌ از مخاطره‌ وجود دارد.  مثلاً  ارزش‌ وجه‌ نقد به‌ خاطر تورم‌ كاهش‌ مي‌يابد.  معهذا در برخي‌ موارد، ابهام‌ حاكم‌ بر دستيابي‌ به‌ منافع‌ چنان‌ زياد است‌ كه‌ دارايي‌ شناسايي‌ نمي‌شود. مسئله‌ شناخت‌ در فصل‌ چهارم‌ مطرح‌ مي‌شود.

 بدهيهـا

 تعريف‌ بدهي‌ :

19ـ3.  بدهي‌ عبارت‌ از تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌.

 20ـ3.  بسياري‌ از بدهيها، تعهدات‌ قراردادي‌ جهت‌ انتقال‌ مبالغ‌ مشخص‌ وجه‌ نقد مي‌باشد. اين‌امر عموماً  در مورد بستانكاران‌ تجاري‌ و تسهيلات‌ مالي‌ دريافتي‌ صدق‌ مي‌كند. تعهد پرداخت‌ در قبال‌ كالاها و خدمات‌ دريافت‌ شده‌ كه‌ صورتحساب‌ آنها هنوز صادر نشده‌ است‌ معمولاً به‌ عنوان‌ "ذخاير پرداختني‌" توصيف‌ مي‌شود. ساير بدهيها، تعهداتي‌ است‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ از طريق‌ ارائه‌ خدمات‌ مثل‌ پيش‌دريافتها يا تعهداتي‌ است‌ مبني‌بر تعمير كالاهايي‌ كه‌ داراي‌ ضمانت‌ مي‌باشد.

 21ـ3.  هرگاه‌ مبلغ‌ بدهي‌ يا زمان‌ تسويه‌ آن‌ يا هويت‌ شخصي‌ كه‌ واحد تجاري‌ در قبال‌ آن‌ متعهد است‌ از ابهام‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ برخوردار باشد، معمول‌ آن‌ است‌ كه‌ مبلغ‌ براوردي‌ آن‌ بدهي‌ به‌ عنوان‌ ذخيره‌ در حسابها گزارش‌ شود.  از سوي‌ ديگر ويژگي‌ اساسي‌ يك‌ بدهي‌ وجود تعهد درقبال‌ يك‌ يا چند شخص‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ مستقل‌ از شخصيت‌ حقوقي‌ واحد تجاري‌ مي‌باشد. بنابراين‌، به‌ طور مثال‌، مبالغي‌ كه‌ به‌منظور حفاظت‌ واحد تجاري‌ در مقابل‌ زيانهايي‌ كه‌ هنوز اتفاق‌ نيفتاده‌ است‌، كنار گذاشته‌ مي‌شود، بدهي‌ تلقي‌ نمي‌گردد.

 22ـ3.  تعهداتي‌ كه‌ انتظار نمي‌رود منجر به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود (ازقبيل‌ تضمين‌ بدهي‌ واحد تجاري‌ ديگر با اين‌فرض‌ كه‌ انتظار رود اين‌ واحد تجاري‌ همچنان‌ قادر به‌ پرداخت‌ بدهيهايش‌ باشد)  نيز بدهي‌ تلقي‌ مي‌شود ليكن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مورد شناسايي‌ قرار نمي‌گيرد.

 23ـ3.  بدهيهايي‌ كه‌ در مورد مبالغ‌ آنها ابهام‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ وجود دارد و تعهدات‌ عمده‌اي‌ كه‌ انتظار نمي‌رود منجر به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود، به‌ جاي‌ شناسايي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ توصيف‌ مي‌شود.  اين‌گونه‌ بدهيها اغلب‌ تحت‌ عنوان‌ "بدهيهاي‌ احتمالي‌" مورد اشاره‌ قرار مي‌گيرد.

  تعهدات‌

 24ـ3.  تعريف‌ بدهي‌ مستلزم‌ وجود تعهدي‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌.  بيشتر بدهيها ناشي‌ از تعهدات‌ قانوني‌ است‌.  تعهد قانوني‌ شرط‌ كافي‌ براي‌ وجود بدهي‌ است‌ چرا كه‌ ذينفع‌ مي‌تواند بر  خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ جهت‌ تسويه‌ تعهد اصرار ورزد.

 25ـ3.  معهذا،  تعهد قانوني‌ شرط‌ لازم‌ براي‌ وجود بدهي‌ نيست‌.  به‌طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ به‌خاطر ضمانت‌ كالاي‌ فروش‌ رفته‌ داراي‌ بدهي‌ باشد.  گرچه‌ يك‌ چنين‌ بدهي‌ تا زماني‌ كه‌ ذينفع‌ تقاضاي‌ پرداخت‌ آن‌ را ننموده‌ است‌ به‌ معناي‌ قانوني‌ آن‌ ايجاد نمي‌شود. ملاحظات‌ تجاري‌ از قبيل‌ عرف‌ و علاقه‌ به‌ حفظ‌ روابط‌ تجاري‌ يا رفتار منصفانه‌ نيز مي‌تواند جايگزين‌ تعهدات‌ قانوني‌ شود.  به‌طور مثال‌،  در برخي‌ شرايط‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ چاره‌اي‌ جز استرداد بهاي‌ كالاهايي‌ كه‌ انتظار مشتريان‌ را برآورد نمي‌كند نداشته‌ باشد هرچند الزام‌ قانوني‌ براي‌ اين‌ كار وجود ندارد.

 26ـ3.  مفهوم‌ تعهد متضمن‌ اين‌ امر است‌ كه‌ واحد تجاري‌ نمي‌تواند از خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ اجتناب‌ كند.  ممكن‌ است‌ يك‌ واحد تجاري‌ بستانكاران‌ خود را ترغيب‌ كند تا به‌  طريقي‌ غير از آنچه‌ طبق‌ قرارداد مقرر است‌ طلب‌ خود را دريافت‌ نمايند ليكن‌ واحد تجاري‌ نمي‌تواند برقبول‌ چنين‌ پيشنهادي‌ اصرار ورزد.  بالعكس‌ هزينه‌هايي‌ كه‌ قرار است‌ در آينده‌ تحمل‌ شود، تا زماني‌ كه‌ واحد تجاري‌ اختيار اجتناب‌ از تحمل‌ آنها را داشته‌ باشد، بيانگر بدهي‌ نيست‌.

 27ـ3.  قصد داشتن‌ به‌ خودي‌ خود مبناي‌ كافي‌ براي‌ وجود يك‌ بدهي‌ فراهم‌ نمي‌آورد.  يك‌ بدهي‌ تنها با وقوع‌ يك‌ رويداد بعدي‌ كه‌ ايجادكننده‌ تعهداست‌، به‌ وجود مي‌آيد به‌نحوي‌ كه‌ واحد تجاري‌ نتواند از ايفاي‌ آن‌ اجتناب‌ كند.  حتي‌ در مواقعي‌ كه‌ تصميم‌گيري‌ در يك‌ چارچوب‌ رسمي‌ انجام‌ مي‌شود،  تصميم‌گيرنده‌ نمي‌تواند خود را از توان‌ لغو تصميمات‌ خود محروم‌ كند، بدين‌ ترتيب‌ مثلاً  تصميم‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر خريد ماشين‌آلات‌ در آينده‌ به‌ خودي‌ خود نمي‌تواند ايجادكننده‌ يك‌ بدهي‌ باشد.  در چنين‌ حالتي‌،  معمولاً  تعهد زماني‌ ايجاد مي‌شود كه‌ ماشين‌آلات‌ دريافت‌ گردد يا اينكه‌ واحد تجاري‌ براي‌ خريد آن‌ قراردادي‌ غيرقابل‌ فسخ‌ منعقد كند. در حالت‌ اخير فسخ‌  ناپذيري‌ قرارداد بدين‌ معناست‌ كه‌ عواقب‌ اقتصادي‌ عدم‌ رعايت‌ مفاد قرارداد از قبيل‌ وجود جريمه‌ قابل‌ ملاحظه‌، واحد تجاري‌ را در وضعيتي‌ قرار مي‌دهد كه‌ نتواند از خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ طرف‌ قرارداد جلوگيري‌ كند.

 معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌

28ـ3.  بنابر تعريف‌ بدهي‌، تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ بايد ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ باشد.  در عمل‌ اغلب‌ بدهيها ناشي‌ از معاملات‌ مي‌باشد.  معهذا، در مواردي‌ مجموعه‌اي‌ از رويدادها بايد رخ‌ دهد تا واحد تجاري‌ ملزم‌ به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود.

درچنين‌ حالتي‌ وجود بدهي‌ بستگي‌ به‌ وجود تعهد دارد.  به‌طور مثال‌ در رابطه‌ با جريمه‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در يك‌ قرارداد،  تا زماني‌ كه‌ واحد تجاري‌ به‌ مفاد قرارداد عمل‌ كند، بدهي‌ وجود ندارد.  بالعكس‌، تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر تعمير كالاهايي‌ كه‌ با ضمانت‌ فروخته‌ شده‌ است‌ پس‌ از ايجاد آن‌ قابل‌ اجتناب‌ نيست‌.  دراين‌حالت‌، ايجاد تعهد نقطه‌ شروع‌ ايجاد بدهي‌ است‌ و شناخت‌ اين‌ بدهي‌ در اين‌ مقطع‌ به‌ جاي‌ زمان‌ دريافت‌ ادعا از طرف‌ مشتريان‌ مناسب‌تر به‌نظر مي‌رسد.

 ساير جنبه‌هاي‌ داراييها و بدهيها

قرينه‌ بودن‌ داراييها و بدهيها

29ـ3.  داراييها و بدهيها قرينه‌ يكديگرند بدين‌ معنا كه‌ داراييها عبارت‌ از حقوقي‌ است‌ كه‌ به‌  موجب‌ آنها دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ مي‌شود و در همين‌حال‌ بدهيها تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌.  به‌خاطر اين‌ ارتباط‌ از داراييها جهت‌ تسويه‌ بدهيها مي‌توان‌ استفاده‌ نمود و داراييها را مي‌توان‌ درقبال‌ ايجاد بدهي‌ (مثل‌ حالت‌ خريد نسيه‌كالا) تحصيل‌ نمود.

 30ـ3.  معمولاً  اقلامي‌ كه‌ بيانگر كاهش‌ جريانهاي‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌ به‌ترتيب‌ موجب‌ تعديل‌ مبلغ‌ داراييها يا بدهيهاي‌ ثبت‌ شده‌ مربوط‌ مي‌شود. به‌طور مثال‌ اگر يك‌ اعلاميه‌ بستانكار در رابطه‌ با كالاي‌ مرجوعي‌ يا معيوب‌ به‌ خريدار داده‌ شود، مبلغ‌ اين‌ اعلاميه‌ معمولاً  از بدهكاري‌ وي‌ كسر مي‌شود و بدهي‌ جداگانه‌اي‌ از اين‌بابت‌ گزارش‌ نمي‌گردد.  به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، پيش‌پرداخت‌ بابت‌ يك‌ بدهي‌ مورد توافق‌ معمولاً  از بدهي‌ مربوط‌ كسر مي‌شود و به‌عنوان‌ يك‌ دارايي‌ جداگانه‌ نمايش‌ نمي‌يابد. معهذا، كاهش‌ در يك‌ بدهي‌ آتي‌ را كه‌ هنوز در صورتهاي‌ مالي‌ انعكاس‌ ندارد، مي‌توان‌ به‌عنوان‌ يك‌ دارايي‌ گزارش‌ نمود و بالعكس‌.  در برخي‌ شرايط‌ خاص‌ تركيب‌ يك‌ مانده‌ بدهكار پولي‌ و يك‌ مانده‌ بستانكار پولي‌ جهت‌ تشكيل‌ يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ واحد صحيح‌ است‌.  اين‌ نوع‌ تركيب‌ معمولاً  تهاتر نام‌ دارد و در بندهاي‌ زير شرايطي‌ كه‌ به‌موجب‌ آن‌ مي‌توان‌ عمل‌ تهاتر را انجام‌ داد، مورد ملاحظه‌ قرار مي‌گيرد.

 تهاتـر داراييها و بدهيها

31ـ3.  گاه‌ مشخص‌ نيست‌ كه‌ دو يا چند قلم‌ دريافتني‌ و پرداختني‌، بيانگر داراييها و بدهيهاي‌ جداگانه‌اي‌ مي‌باشند يا اينكه‌ درواقع‌  قلم‌ واحدي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند.  به‌ طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ سوابق‌ جداگانه‌اي‌ براي‌ انواع‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ ديگر كه‌ هم‌ خريدار و هم‌ فروشنده‌ است‌ نگهداري‌ كند.

 32ـ3.  همان‌طور كه‌ براي‌ سهولت‌ امر مي‌توان‌ به‌ نگهداري‌ سوابق‌ جداگانه‌اي‌ از انواع‌ مختلف‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ ديگر مبادرت‌ كرد،  همچنين‌ ممكن‌ است‌ از لحاظ‌ اجرايي‌ آسانتر باشد كه‌ تسويه‌ اين‌ حسابها در سررسيد به‌طور جداگانه‌ صورت‌ گيرد.  اما لزوماً  از پرداخت‌ و دريافت‌ مبالغ‌ ناخالص‌ در تاريخي‌ بعد از تاريخ‌ ترازنامه‌ نمي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ تعهد يا حق‌ زيربناي‌ بدهي‌ يا دارايي‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ پرداخت‌ يا دريافت‌ مبلغ‌ خالص‌ نبوده‌ است‌. بدين‌ترتيب‌ قصد طرفين‌ در مورد نحوه‌ تسويه‌ ارتباطي‌ با مناسبت‌ يا عدم‌ مناسبت‌ تهاتر ندارد.

 33ـ3.  تهاتر تنها زماني‌ مناسب‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ قادر باشد برتسويه‌ حساب‌ از طريق‌ پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌ يا عدم‌ پرداخت‌ و الزام‌ ديگري‌ به‌پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌ اصرار ورزد و اين‌ توان‌ تضمين‌ شده‌ باشد.  درچنين‌ حالتي‌ بدهي‌ واحد تجاري‌ يعني‌ تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ تنها به‌ اندازه‌ مبلغ‌ خالص‌ مي‌باشد.

 34ـ3.  اين‌ شرط‌ كه‌ توان‌ انجام‌ تهاتر تضمين‌ شده‌ باشد مستلزم‌ وجود حق‌ قانوني‌ تهاتر بوده‌ و اينكه‌ چنين‌ حقي‌ درصورت‌ ناتواني‌ ديگري‌ در ايفاي‌ تعهد، همچنان‌ برقرار باشد زيرا درغيراين‌صورت‌ معمولاً  اين‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ واحد تجاري‌ ملزم‌ به‌ ايفاي‌ تعهد خود گردد بدون‌ آنكه‌ بتواند به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ دارايي‌ دستيابي‌ پيدا كند.

 حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 35ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عبارت‌ از باقيمانده‌اي‌ است‌ كه‌ از كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌ حاصل‌ مي‌شود.

 36ـ3.  تشخيص‌ بدهيها از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ حائز اهميت‌ زياد است‌. هرچند صاحبان‌ واحد تجاري‌ به‌ اميد كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از قبيل‌ دريافت‌ سود در واحد تجاري‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌كنند ولي‌ برخلاف‌ بستانكاران‌ واحد تجاري‌، توان‌ اصرار بر  انتقال‌ اين‌ منافع‌ را ندارند. اين‌ ناتواني‌ در انتقال‌ منافع‌ معمولاً ناشي‌ از مقررات‌ قانوني‌ است‌ كه‌ انتقال‌ دارايي‌ها به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ را تابع‌ تشريفات‌ خاصي‌ مي‌كند. 

 37ـ3.  از آنجا كه‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ماهيتاً يك‌ "رقم‌ باقيمانده‌" است‌، لذا فقط‌ صاحبان‌واحد تجاري‌ از افزايش‌ در خالص‌ داراييهاي‌ آن‌ بهره‌مند مي‌شوند. حتي‌ اگر سودي‌ بين‌ صاحبان‌ سهام‌ تقسيم‌ نشود، ثروت‌ آنها افزايش‌ مي‌يابد چرا كه‌ وجوه‌ تقسيم‌ نشده‌ براي‌ تقويت‌ بنيه‌ مالي‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ شده‌ است‌.

 38ـ3.  صاحبان‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ از حقوق‌ مالكانه‌ متفاوتي‌ در واحد تجاري‌ برخوردار باشند. به‌طور مثال‌ هريك‌ از صاحبان‌ واحد تجاري‌ يا گروههايي‌ از آنان‌ ممكن‌ است‌ به‌ درجات‌ متفاوتي‌ نسبت‌ به‌ سود واحد تجاري‌ (يا تتمه‌ داراييهاي‌ آن‌ به‌هنگام‌ تصفيه‌) ذيحق‌ باشند و از لحاظ‌ اولويت‌ در دريافت‌ سود با يكديگر تفاوت‌ داشته‌ باشند. به‌طور مثال‌، دارندگان‌ سهام‌ ممتاز معمولاً  سود سهام‌ را به‌ نرخ‌ ثابتي‌ دريافت‌ مي‌دارند و هرگونه‌ سود باقيمانده‌ پس‌ از كسر سود متعلق‌ به‌ سهام‌ ممتاز، به‌ دارندگان‌ ساير طبقات‌ سهام‌ تعلق‌ خواهد گرفت‌.

 39ـ3.  دارندگان‌ سهام‌ ممتاز ممكن‌ است‌ در چارچوب‌ مقررات‌ قانوني‌ از مزاياي‌ مختلفي‌ برخوردار شوند. به‌  طور مثال‌، ممكن‌ است‌ حق‌ آنها بر سود سهام‌ پرداخت‌ نشده‌ جاري‌ براي‌ آينده‌ محفوظ‌ بماند. حق‌ رأي‌ اضافي‌ سهامداران‌ ممتاز نيز مي‌تواند از جمله‌ مزاياي‌ اعطا شده‌ به‌ آنها باشد. از آنجا كه‌ هيچيك‌ از حقوق‌ اعطايي‌ موصوف‌ متضمن‌ حق‌ اصرار برانتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ نمي‌باشد، سهام‌ ممتاز بدهي‌ تلقي‌ نمي‌گردد بلكه‌ بخشي‌ از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ محسوب‌ مي‌شود.

 40ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌،  معمولاً  براساس‌ منابع‌ تأمين‌كننده‌ آن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود. به‌  طور مثال‌ حق‌ مالكانه‌ ناشي‌ از آورده‌ سهامداران‌ از حق‌ مالكانه‌ ناشي‌ از ساير تغييرات‌ در خالص‌ داراييها تميز داده‌ مي‌شود.  اين‌ نوع‌ طبقه‌بندي‌ داراي‌ تقسيمات‌ فرعي‌تري‌ نيز هست‌ تا به‌  موجب‌ آن‌ ماهيت‌ متفاوت‌ انواع‌ حقوق‌ مالكانه‌ به‌  درستي‌ نمايش‌ يابد و سودها و زيانهاي‌ تحقق‌ يافته‌ از سودها و زيانهاي‌ تحقق‌ نيافته‌ تفكيك‌ گردد.

 41ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ معمولاً  نشان‌  دهنده‌ انواع‌ اندوخته‌ها نيز مي‌باشد.  برخي‌ اندوخته‌ها مي‌تواند به‌  موجب‌ قانون‌ يا ساير مقررات‌ براي‌ حفاظت‌ بيشتر واحد تجاري‌ و بستانكاران‌ آن‌ از اثرات‌ زيان‌ وضع‌ گردد.  اندوخته‌هاي‌ ديگري‌ ممكن‌ است‌ به‌منظور استفاده‌ از معافيتها يا تخفيفهاي‌ مالياتي‌ ايجاد شود. اطلاع‌ از وجود و ميزان‌ اندوخته‌ها ازجمله‌ مواردي‌ مي‌باشد كه‌ با نيازهاي‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ مربوط‌ است‌.

 42ـ3.  تعديلات‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ نيز ممكن‌ است‌ در صورتهاي‌ مالي‌ انجام‌ شود تا آن‌ بخش‌ از افزايش‌ خالص‌ يا كاهش‌ خالص‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ كه‌ بيانگر بازده‌اي‌ مازاد بر ميزان‌ مورد نياز جهت‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ (يعني‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌) در آغاز دوره‌ است‌، نشان‌ داده‌ شود.  در چنين‌ حالاتي‌ مبلغ‌ انباشته‌ اين‌ گونه‌ تعديلات‌ به‌عنوان‌ يكي‌ از اجزاي‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ارائه‌ مي‌شود.  ماهيت‌ اين‌ گونه‌ تعديلات‌ بستگي‌ به‌ مفهومي‌ از نگهداشت‌ سرمايه‌ دارد كه‌ انتخاب‌ شده‌ است‌. اين‌ مفاهيم‌ در فصل‌ پنجم‌ مطرح‌ مي‌شود. تعديلات‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ بخشي‌ از ارائـه‌ درآمدها و هزينه‌ها و حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ را تشكيل‌ مي‌دهد و به‌خودي‌خود از عناصر صورتهاي‌ مالي‌ به‌ شمار نمي‌آيد.

  درآمدها و هزينه‌ها

 43ـ3.  صورتهاي‌ مالي‌ بين‌ تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از معاملات‌ با صاحبان‌ سرمايه‌ (به‌عنوان‌ صاحب‌سرمايه‌) و ديگر تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ تمايز قائل‌ مي‌شود. تغييرات‌ اخير، "درآمد" و "هزينه‌" ناميده‌ مي‌شود كه‌ تعريف‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌:

      درآمد عبارتست‌ از افزايش‌  در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

      هزينه‌ عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

 44ـ3.  دراين‌ مجموعه‌ "درآمد" و "هزينه‌" واژه‌هايي‌ كلي‌ هستند كه‌ دربرگيرنده‌ همه‌ تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ مگر آن‌ تغييراتي‌ كه‌ مرتبط‌ با آورده‌ يا ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ باشد. بنابراين‌ "درآمد" دربرگيرنده‌ درآمد ناشي‌ از فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌ (درآمد عملياتي‌) و ساير انواع‌ درآمد مي‌باشد. به‌گونه‌ مشابه‌، "هزينه‌" دربرگيرنده‌ هزينه‌هاي‌ تحمل‌شده‌ ناشي‌ از فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌ (هزينه‌ عملياتي‌) و ساير انواع‌ هزينه‌ مي‌باشد. نحوه‌ ارائـه‌ انواع‌ درآمد و هزينه‌ در فصل‌ ششم‌ مطرح‌ مي‌شود.

  آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 45ـ3.  اين‌ عناصر به‌ شرح‌ زير تعريف‌ مي‌شود  :

      " آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ "   عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه‌.

      " ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ "   عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از انتقال‌ داراييها به‌صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود.

 46ـ3.  آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ معمولاً  نقدي‌ است‌ اما مي‌تواند به‌صورت‌ غيرنقد و يا در قالب‌ تبديل‌ مطالبات‌ نقدي‌ حال‌ شده‌ اشخاص‌ نيز باشد.  مابه‌ازاي‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌، حق‌مالكيتي‌ است‌ كه‌ به‌ آنها اعطا مي‌شود.  افزايش‌ حاصله‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عموماً به‌مبلغ‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ ثبت‌ مي‌گردد.

 47ـ3.  بين‌ حقوق‌ مالكانه‌ اعطايي‌ به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ متناسب‌ با ميزان‌ مالكيت‌ آنها و حقوق‌ مالكانه‌ اعطايي‌ به‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد، تفاوت‌ وجود دارد.  در مورد اول‌ ضرورتاً  رابطه‌اي‌ بين‌ ارزش‌ آورده‌ و حقوق‌ اعطايي‌ وجود ندارد.  به‌ شرط‌ آنكه‌ با صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ به‌ طور يكسان‌ برخورد شود، هرگونه‌ اضافه‌ يا كسر پرداخت‌ آشكار براي‌ كسب‌ حقوق‌ جديد، با افزايش‌ يا كاهشي‌ معادل‌ در ارزش‌ حقوق‌ قبلي‌ آنها جبران‌ مي‌شود.  در مورد دوم‌ براي‌ اينكه‌ مبادله‌ بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌ جديد و قبلي‌ عادلانه‌ باشد لازم‌ است‌ كه‌ ارزش‌ حقوق‌ اعطايي‌ با آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ جديد مرتبط‌ گردد.  هرگاه‌ آورده‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد كمتر از ارزش‌ منصفانه‌ حقوق‌ دريافتي‌ آنها باشد، اين‌ مبادله‌ منجر به‌ زياني‌ براي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ و سود اتفاقي‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد مي‌شود.  از آنجا كه‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ با داراييها و بدهيها به‌ طور همزمان‌ معنا پيدا مي‌كند يك‌ سود يا زيان‌ براي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ ناشي‌ از تعديل‌ حقوقشان‌، درآمد يا هزينه‌ واحد تجاري‌ است‌.

 48ـ3.  آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ همچنين‌ مي‌تواند به‌ شكل‌ افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ سود نقدي‌ باشد. در چنين‌ حالتي‌، عدم‌ دريافت‌ سود نقدي‌ در محتوا به‌ منزله‌ مابه‌ازاي‌ افزايش‌ سرمايه‌ محسوب‌ مي‌شود.  بنابراين‌ مبلغ‌ سود بايد هم‌ به‌ عنوان‌ توزيع‌ سود و هم‌ به‌ عنوان‌ افزايش‌ سرمايه‌ نمايش‌ يابد.  ليكن‌ در افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ اندوخته‌ يا سود تقسيم‌ نشده‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ مابه‌ازايي‌ دريافت‌ نمي‌شود، تغييري‌ در كل‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ حاصل‌ نشده‌ بلكه‌ صرفاً  اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آن‌ تغيير مي‌كند.

 49ـ3.  ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مشتمل‌بر تصويب‌ توزيع‌ سود بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌، تقسيم‌ اندوخته‌ها و بازگشت‌ سرمايه‌ ناشي‌ از كاهش‌ اختياري‌ آن‌ مي‌باشد.

 50 ـ3. آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ تنها دربرگيرنده‌ مبادلاتي‌ است‌ كه‌ صاحبان‌ سرمايه‌ در نقش‌ صاحب‌ سرمايه‌ به‌ آنها مبادرت‌ مي‌ورزند.  نتايج‌ معاملات‌ تجاري‌ با صاحبان‌ سرمايه‌، درآمد يا هزينه‌ محسوب‌ مي‌شود زيرا اين‌ افراد دراين‌ معاملات‌ به‌ عنوان‌ صاحب‌ سرمايه‌ وارد نشده‌اند بلكه‌ در نقشهاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ مشتري‌ يا فروشنده‌ ظاهر شده‌اند. بااين‌حال‌، يك‌معامله‌ واحد مي‌تواند دربرگيرنده‌ هر دو نقش‌ فوق‌ باشد. به‌طور مثال‌ صاحب‌ يك‌ واحد تجاري‌ انفرادي‌ ممكن‌ است‌ كالايي‌ را به‌ كمتر از قيمت‌ واقعي‌ از واحد تجاري‌ خريداري‌ كند. چنين‌ معامله‌اي‌ هم‌ متضمن‌ توزيع‌ سود (كه‌ تفاوت‌ بين‌ ارزش‌ واقعي‌ و مبلغ‌ احتسابي‌ آن‌ است‌) و هم‌ متضمن‌ دريافت‌ مابه‌ازا درقبال‌ فروش‌ دارايي‌ است‌ كه‌ هر دو را بايد در تعيين‌ سود يا زيان‌ حاصل‌ از فروش‌ دارايي‌ درنظر گرفت‌.

پايان

مقدماتي از استاندارد حسابداي شماره 1 - صورتهاي مالي

استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1

نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي

 اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ”مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“ مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.

مقدمـه‌

1  .   هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز مبنايي‌ براي‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به منظور حصول‌ اطمينان‌ از قابليت‌ مقايسه‌ با صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ آن‌ واحد و با صورتهاي‌ مالي‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌ مي‌باشد. براي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در اين‌ استاندارد ملاحظات‌ كلي‌ درخصوص‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌، رهنمودهايي‌ درباره‌ ساختار آنها و حداقل‌ الزامات‌ درخصوص‌ محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ شده‌ است‌. چگونگي‌ شناخت‌، اندازه‌گيري‌ و افشاي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ خاص‌ در ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌ ارائه‌ مي‌شود.

دامنه‌ كاربرد

2   . الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد در ارائه‌ كليه‌ ”صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌“ كه‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود، بكار گرفته‌ شود.

3  .   صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ پس‌ صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ استفاده‌كنندگاني‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ در موقعيت‌ دريافت‌ گزارشهاي‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خاص‌ خود نيستند. صورتهاي‌ مالي‌ به طور جداگانه‌ يا همراه‌ با ساير گزارشها، جهت‌ استفاده‌ عموم‌ ارائه‌ مي‌شود. مفاد اين‌ استاندارد براي‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ نيز كاربرد دارد.

4  .   در اين‌ استاندارد واژه‌هايي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود كه‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از خصوصي‌ يا عمومي‌ كاربرد دارد. واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ براي‌ بكارگيري‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد ممكن‌ است‌ نيازمند انجام‌ تعديلاتي‌ در عناوين‌ اقلام‌ اصلي‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود يا ارائه‌ اطلاعات‌ بيشتر باشند.

5  .   نحوه‌ ارائه‌ داراييهاي‌ جاري‌ و بدهيهاي‌ جاري‌ بخشي‌ از موضوع‌ اين‌ استاندارد است‌ ليكن‌ به طور جداگانه‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 14 مطرح‌ شده‌ است‌.

هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌

6  .   هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌، ارائه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ شود. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ ايفاي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ در اختيارشان‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ مي‌دهد. به منظور دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در صورتهاي‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ اطلاعاتي‌ درباره‌ موارد زير ارائه‌ مي‌شود :

الف.  داراييها،

ب     .           بدهيها،

ج      .           حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌،

د      .           درآمدها،

ﻫ     .           هزينه‌ها، و

و      .           جريانهاي‌ نقدي‌.

 اين‌ اطلاعات‌، همراه‌ با ساير اطلاعات‌ مندرج‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ را در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ واحد تجاري‌ و خصوصاً در زمانبندي‌ و اطمينان‌ از توانايي‌ آن‌ در ايجاد وجه‌ نقد كمك‌ مي‌كند.

مسئوليت‌ صورتهاي‌ مالي‌

7  .   مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيأت‌مديره‌ يا ساير اركان‌ اداره‌كننده‌ واحد تجاري‌ است‌.

اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌

8   .  مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ شامل‌ اجزاي‌ زير است‌ :

الف ‌. صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ :

 1   .                 ترازنامه‌،

2    .                 صورت‌ سود و زيان‌، 

3    .                 صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌، و

4    .                 صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد .

ب‌  .  يادداشتهاي‌ توضيحي‌.

 پايان

برخي از مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌

هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌

  1ـ1. هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد.

  2ـ1. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ دراختيارشان‌ قرار گرفته‌ منعكس‌ مي‌كند.  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌،  براي‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌،  غالباً  خواهان‌ ارزيابي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ يا حسابدهي‌ مديريت‌ مي‌باشند.  تصميمات‌ اقتصادي‌ مزبور به‌ عنوان‌ نمونه‌ شامل‌ مواردي‌ از قبيل‌ فروش‌ يا حفظ‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ و انتخاب‌ مجدد يا جايگزيني‌ مديران‌ مي‌باشد.

  3ـ1. از آنجا كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ عمدتاً  بيانگر اثرات‌ مالي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌ و لزوماً دربرگيرنده‌ اطلاعات‌ غيرمالي‌ نيست‌،  تمام‌ اطلاعات‌ مورد لزوم‌ استفاده‌كنندگان‌ را جهت‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ فراهم‌ نمي‌آورد.  بااين‌حال‌، صورتهاي‌ مالي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ مشترك‌ اغلب‌ استفاده‌كنندگان‌ را رفع‌ مي‌كند.

  4ـ1. اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مشمول‌ محدوديتهاي‌ مختلف‌ ديگري‌ نيز هست‌. اطلاعات‌ مالي‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ موجود قرار مي‌گيرد زيرا دربرگيرنده‌ براوردها بوده‌ و اثر معاملات‌ بين‌ دوره‌هاي‌ مالي‌ مشخص‌ تخصيص‌ يافته‌ است‌.  اطلاعاتي‌ را كه‌ نمي‌توان‌ برحسب‌ واحد پول‌ بيان‌ كرد در متن‌ صورتهاي‌ مالي‌ قابل‌ انعكاس‌ نمي‌باشد.  به‌علاوه‌، اطلاعـات‌ منـدرج‌ در صورتهـاي‌ مالي‌ عمدتـاً تاريخي‌ است‌،  زيرا مرتبط‌ بـا وضعيت‌ مالي‌ دريك‌ تاريخ‌ معين‌ و عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ براي‌ يك‌ دوره‌ گذشته‌ مي‌باشد.

  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنان‌

 5 ـ1.  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اشخاصي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ متفاوت‌ خود از صورتهاي مالي‌ استفاده‌ مي‌كنند.  تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ تمام‌ استفاده‌كنندگان‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكان‌پذير نيست‌ ولي‌ نيازهايي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ مشترك‌ است‌  . بالاخص‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ به‌ نوعي‌ به‌ وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ علاقه‌مند هستند  . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ،  اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند  . به‌عبارت‌ ديگر اطلاعات‌ تهيه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ ،  به‌ عنوان‌ يك‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ براي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ نيز مفيد است‌ چرا  كه‌ اينان‌ مي‌توانند اطلاعات‌ مشخص‌تري‌ را كه‌ در معاملات‌ خود با واحد تجاري‌ بدست‌ مي‌آورند با اين‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ بسنجند  . استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌  :

      الف‌ ـ سرمايه‌گذاران‌:

 سرمايه‌گذاران‌ به‌ عنوان‌ تأمين‌كنندگان‌ سرمايه‌ متضمن‌ ريسك‌ واحد تجاري‌ و مشـاوريـن‌ آنـان‌ علاقه‌منـد بـه‌ اطـلاعـاتـي‌ در مـورد ريسـك‌ ذاتـي‌ و بـازده‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ خود مي‌باشند  . اينان‌ به‌ اطلاعاتي‌ نياز دارند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند در مورد خريد ،  نگهداري‌ يا فروش‌ سهام‌ تصميم‌گيري‌ كنند و عملكرد مديريت‌ واحد تجاري‌ و توان‌ واحد تجاري‌ را جهت‌ پرداخت‌ سود سهام‌ مورد ارزيابي‌ قرار دهند  .

  ب‌  ـ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ :

 اعطاكننندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند توان‌ واحد تجاري‌ را در بازپرداخت‌ به‌موقع‌ اصل‌ و متفرعات‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ ارزيابي‌ كنند.

  ج‌    ـ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌:

 تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌ به‌ اطلاعاتي‌ علاقه‌مند هستند كه‌ آنها را در اتخاذ تصميم‌ در زمينه‌ فروش‌ كالا و خدمات‌ به‌ واحد تجاري‌ و ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ بازپرداخت‌ بدهيهاي‌ خود در سررسيد، ياري‌ رساند. بستانكاران‌ تجاري‌ برعكس‌ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ به‌ وضعيت‌ واحد تجاري‌ در كوتاه‌مدت‌ علاقه‌مند هستند مگر آنكه‌ واحد تجاري‌ از مشتريان‌ عمده‌ آنان‌ بوده‌ و ادامه‌ فعاليت‌ آنان‌ به‌ تداوم‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ متكي‌ باشد.

  د ـ  مشتريان‌ :

 علاقه‌ مشتريان‌ به‌ كسب‌ اطلاعات‌ در مورد تداوم‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ است‌، بالاخص‌ زماني‌ كه‌ رابطه‌ آنان‌ با واحد تجاري‌ بلندمدت‌ بوده‌ يا اينكه‌ درحد قابل‌ ملاحظه‌اي‌ به‌ محصولات‌ و خدمات‌ واحد تجاري‌ وابسته‌ باشند.

  ه  ـ  كاركنان‌ واحد تجاري‌ :

 كاركنان‌ و نمايندگان‌ آنها به‌  اطلاعاتي‌ در مورد ثبات‌ و سودآوري‌ كارفرمايان‌ خود علاقه‌مندند.  اينان‌ همچنين‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ آنها را در ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر تأمين‌ حقوق‌ و مزايا،  ايجاد فرصتهاي‌ شغلي‌ و پرداخت‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ ياري‌ دهد.

  و  ـ  دولت‌ و مؤسسات‌ دولتي‌ :

 دولت‌ و مؤسسات‌ تابع‌ آن‌ در رابطه‌ با تخصيص‌ منابع‌ علاقه‌مند به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ هستند. اينان‌ همچنين‌ براي‌ تنظيم‌ فعاليتهاي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، تعيين‌ سياستهاي‌ مالياتي‌ و تشخيص‌ ماليات‌ و نيز تهيه‌ آمار ملي‌ به‌ اطلاعات‌ نياز دارند.

  ز  ـ  جامعه‌ به‌طور اعم‌ :

 آحاد جامعه‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ تحت‌ تأثيـر واحدهـاي‌ تجـاري‌ قرار مي‌گيرند. به‌طور مثـال‌،  واحدهـاي‌ تجـاري‌ ممكن‌ است‌ در اقتصـاد محلي‌ از طريق‌ ايجـاد اشتغـال‌ و استفـاده‌ از محصولات‌ فروشندگان‌ محلي‌ نقش‌ قابل‌ ملاحظـه‌اي‌ ايفاكنند. از طريق‌ ارائـه‌ اطلاعـات‌ در مورد رونـدهـا و تحولات‌ اخيـر در رشـد واحـد تجاري‌ و طيف‌فعاليتهاي‌ آن‌،  صورتهـاي‌ مالي‌ مي‌تواند براي‌ آحاد جامعه‌ مفيد باشد.

  ح‌    ـ ساير استفاده‌كنندگان‌ :

 اشخاص‌ ديگري‌ كه‌ عمدتاً  به‌ ارائـه‌ انواع‌ خدمات‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ فوق‌الذكر بالاخص‌ سرمايه‌گذاران‌ اشتغال‌ دارند،  جهت‌ رفع‌ برخي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خود به‌ صورتهاي‌ مالي‌ تكيه‌ مي‌كنند.  اشخاص‌ مزبور ازجمله‌ شامل‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار، كارگزاران‌ بورس‌،  تحليل‌گران‌ مالي‌ و پژوهشگران‌ مي‌باشند.

 6ـ1. مديريت‌ واحد تجاري‌ مسئول‌ تهيه‌ و ارائـه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد.  مديريت‌ به‌ شكل‌ و محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند است‌ زيرا اين‌ صورتها ابزار اصلي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ مالي‌ در مورد واحد تجاري‌ به‌ اشخاص‌ خارج‌ از آن‌ است‌.  مديريت‌ از اطلاعات‌ اضافي‌ در انجام‌ وظايف‌ برنامه‌ريزي‌،  تصميم‌گيري‌ و كنترل‌ كمك‌ مي‌گيرد و قادر است‌  شكل‌  و محتواي‌ چنين‌ اطلاعات‌ اضافي‌ را در راستاي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود تعيين‌ كند.  گزارش‌ چنين‌ اطلاعاتي‌ خارج‌ از دامنه‌ كاربرد اين‌ مجموعه‌ است‌.  معهذا اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منتشره‌ بايستي‌ با اطلاعات‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ جهت‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در تضاد نباشد.

  وضعيت‌ مالي‌،  عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌

7ـ1. اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مستلزم‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعيت‌ ايجاد آن‌ است‌.   اين‌ توان‌ در نهايت‌، تعيين‌كننده‌ ظرفيت‌ واحد تجاري‌ جهت‌ انجام‌ پرداختهايي‌ از قبيل‌ پرداخت‌ حقوق‌ و مزايا به‌ كاركنان‌، پرداخت‌ به‌ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌، پرداخت‌ مخارج‌ مالي‌، انجام‌ سرمايه‌گذاري‌، بازپرداخت‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ و توزيع‌ سود بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌.  ارزيابي‌ توان‌ ايجاد وجه‌ نقد از طريق‌ تمركز بر وضعيت‌ مالي‌،  عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ و استفاده‌ از آنها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، تسهيل‌ مي‌گردد.

  8 ـ1.  وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ آن‌،  ساختار مالي‌ آن‌، ميزان‌ نقدينگي‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها و ظرفيت‌ سازگاري‌ آن‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود.   اطلاعات‌ درباره‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ و كاربرد اين‌ منابع‌ در گذشته‌ براي‌ پيش‌بيني‌ توانايي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد از اين‌ منابع‌ در آينده‌ مفيد است‌. اطلاعات‌ در مورد ساختار مالي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ نيازهاي‌ استقراضي‌ آتي‌ و چگونگي‌ توزيع‌ سودها و جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ بين‌افراد ذيحق‌  در واحد تجاري‌ مفيد است‌.  اين‌ اطلاعات‌ همچنين‌ براي‌ پيش‌بيني‌ ميزان‌ موفقيت‌ احتمالي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ تسهيلات‌ مالي‌ بيشتر مفيد مي‌باشد. اطلاعات‌ در مورد نقدينگي‌ و توانايي‌ بازپرداخت‌ بدهيها براي‌ پيش‌بيني‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ مالي‌ خود در سررسيد مفيد است‌. "نقدينگي‌" به‌ فراهم‌بودن‌ وجه‌ نقد در آينده‌ نزديك‌ پس‌ از احتساب‌ تعهدات‌ مالي‌ تا آن‌ زمان‌ اطلاق‌ مي‌شود. "توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها" به‌ فراهم‌بودن‌ وجه‌ نقد جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ مالي‌ در سررسيد و طي‌ مدتي‌ بالنسبه‌ فراتر از آينده‌ نزديك‌ اطلاق‌ مي‌شود. اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ ظرفيت‌ سازگاري‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ براي‌ ارزيابي‌ ميزان‌ ريسك‌ تحمل‌ زيان‌ يا كسب‌ منافع‌ از تغييرات‌ غيرمنتظره‌ مفيد مي‌باشد.  اين‌ ظرفيت‌ به‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ نيز مربوط‌ مي‌باشد.

  9ـ1. عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود. اطلاعات‌ در مورد عملكرد مالي‌ و تغييرپذيري‌ آن‌ براي‌ پيش‌بيني‌ ظرفيت‌ واحد تجاري‌ جهت‌ استفاده‌ مؤثر از منابع‌ موجود آن‌ و قضاوت‌ درباره‌ ميزان‌ اثربخشي‌ استفاده‌ احتمالي‌ از منابع‌ اضافي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ است‌.

 10ـ1.  اطلاعات‌ در مورد جريانهاي‌ نقدي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ مي‌شود.  اين‌ اطلاعات‌ از جنبه‌اي‌ ديگر عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را از طريق‌ انعكاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلي‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ وجه‌ نقد به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.   اطلاعات‌ موصوف‌ جهت‌ ارزيابي‌ ميزان‌ تأثير عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ برجريانهاي‌ نقدي‌ آن‌ مفيد مي‌باشد و بالاخص‌ در راستاي‌ ارزيابي‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود.

 11ـ1.  انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ عبارت‌ از توانايي‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر اقدام‌ مؤثر جهت‌ تغيير ميزان‌ و زمان‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آن‌ مي‌باشد به‌  گونه‌اي‌ كه‌ واحد تجاري‌ بتواند درقبال‌ رويدادها و فرصتهاي‌ غيرمنتظره‌ واكنش‌ نشان‌ دهد.  مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌، اطلاعاتي‌ را كه‌ جهت‌ ارزيابي‌ انعطاف‌پذيري‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌ منعكس‌ مي‌كند.   انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ را قادر مي‌سازد تا از فرصتهاي‌ غيرمنتظره‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌خوبي‌ بهره‌ گيرد و در دوراني‌ كه‌ جريانهاي‌ نقدي‌ حاصل‌ از عمليات‌ مثلاً  بدليل‌ كاهش‌ غيرمنتظره‌ در تقاضا براي‌ محصولات‌ توليدي‌ واحد تجاري‌ در سطح‌ پايين‌ و احتمالاً  منفي‌ قرار دارد به‌ حيات‌ خود ادامه‌ دهد.

  12ـ1. توضيحـات‌ مكمل‌ درارتبـاط‌ با وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ دريادداشتهاي‌ توضيحي‌ ارائـه‌ مي‌شود كـه‌ جزء لاينفك‌ صورتهـاي‌ مالي‌ محسوب‌ مي‌گردد.

  13ـ1. اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌ با يكديگر ارتباط‌ متقابل‌ دارند زيرا منعكس‌كننده‌ جنبه‌هاي‌ مختلف‌ معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ يكسان‌ مي‌باشند.  اگرچه‌ هريك‌ از صورتهاي‌ مالي‌، اطلاعاتي‌ را كه‌ با ديگر صورتها متفاوت‌ است‌ ارائه‌ مي‌كند،  احتمالاً هيچ‌ يك‌ از صورتها تنها در خدمت‌ يك‌ هدف‌ واحد نيست‌ يا همه‌ اطلاعات‌ لازم‌ براي‌ نيازهاي‌ خاص‌ استفاده‌كنندگان‌ را فراهم‌ نمي‌آورد.  به‌طور مثال‌ صورت‌ سود و زيان‌ اطلاعاتي‌ را در مورد ميزان‌ سود دوره‌ ارائه‌ مي‌كند،  ليكن‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در ترازنامه‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد به‌ ارزيابي‌ اين‌ امر كه‌ آيا اين‌ سود،  بازده‌ معقولي‌ است‌ يا خير و ميزاني‌ كه‌ اين‌ سود بيانگر بازده‌ نقدي‌ است‌، كمك‌ مي‌كند.

پایان

مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري

مبناي‌ تهيه‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌

1  . استانداردهاي‌ حسابداري‌ بر مبناي مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ تدوين‌ گرديده‌ است‌. مفاهيم‌ نظري‌ مزبور توسط‌ كميته‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ با هدف‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ هماهنگ‌ تهيه‌ و به‌ پيوست‌ اين‌ مجموعه‌ ارائه‌ شده‌ است‌.

دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري‌


2  . دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري، صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ به ‌بعد صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) است‌ كه‌ به منظور ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ تهيه‌ مي‌شود.

3  . استانداردهاي‌ حسابداري‌ در مورد صورتهاي‌ مالي‌ كليه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از اين‌ كه‌ در بخش‌ خصوصي‌ يا عمومي‌ فعاليت‌ كند، كاربرد دارد. اگرچه‌ اين‌ استانداردها معطوف‌ به‌ واحدهايي‌ است‌ كه‌ با هدف‌ كسب‌ سود فعاليت‌ مي‌كنند اما عمدتاً در مورد واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ نيز با اعمال‌ تعديلات‌ لازم‌ كاربرد دارد.

4  . واحدهاي‌ تجاري‌ خارج‌ از كشور كه‌ مالكيت‌ آنها متعلق‌ به‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ايراني‌ است‌ در صورتي‌كه‌ در تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود تابع‌ مقررات‌ و استانداردهاي‌ حسابداري‌ محلي‌ باشند، ملزم به‌ رعايت‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيستند. با اين حال‌ در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌، واحد فرعي‌ يك‌ واحد سرمايه‌گذار ايراني‌ باشد، تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد فرعي‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيز جهت‌ استفاده‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ ضروري‌ است‌.

تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي

5  . مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ عهده‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ است‌. مديريت‌ واحد تجاري‌ موظف‌ به‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ تصويري‌ مطلوب‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ارائه‌ كند. مديريت‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ صورتها و گزارشهاي‌ ديگري‌ را جهت‌ استفاده‌ داخلي‌ به‌ روشهاي‌ مختلف‌ كه‌ معطوف‌ به‌ اهداف‌ مديريت‌ داخلي‌ است‌، تهيه‌ كند. هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ جهت‌ ارائه‌ به‌ ديگر استفاده‌كنندگان‌ (سهامداران‌، بستانكاران‌، دولت‌، كاركنان‌ و غيره‌) تهيه‌ شود، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در تهيه‌ و ارائه‌ آن‌ الزامي‌ است‌.

انحراف‌ از استانداردهاي‌ حسابداري‌

6  . تقريباً در تمام‌ شرايط‌، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ منجر به‌ ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ و در نتيجه‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌شود. با اين حال‌، ممكن‌ است‌ در مواردي‌ نادر، اعمال‌ يك‌ استاندارد، صورتهاي‌ مالي‌ را از هدف‌ اصلي‌ يعني‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ باز دارد. در چنين‌ مواردي‌ بايد روشهاي‌ تعديل‌ شده‌ يا جايگزين‌ را با توجه به‌ معيارهاي‌ ارائه‌ شده‌ در استاندارد حسابداري‌شماره‌ 1با عنوان‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ انتخاب‌ و بكار گرفت‌.

ساير موارد

7  . نظر به‌ اينكه‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مالي‌ در پاسخ‌ به‌ نيازهاي‌ متغير تجاري‌ و اقتصادي‌ و در راستاي‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌، دستخوش‌ تغيير و تحول‌ مي‌شود، بنابراين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌منظور بهبود كيفيت‌ و در پرتو نيازها و تحولات‌ جديد تجديدنظر يا استاندارد حسابداري‌ جديدي‌ تدوين‌ و منتشر خواهد شد.

8  . در مورد موضوعاتي‌ كه‌ استاندارد حسابداري‌ مربوط‌ به‌ آن‌ صادر نشده‌ است‌، صورتهاي‌ مالي‌ بايد برمبناي‌ يكي‌ از رويه‌هاي‌ متداول‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ گردد كه‌ با معيارهاي‌ كلي‌ ارائه‌ شده‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ نزديك‌ترين‌ انطباق‌ را دارد و فراهم‌كننده‌ تصوير مطلوبي‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌.

9  . در مواردي‌ كه‌ قوانين‌ آمره‌، رويه‌هاي‌ مشخصي‌ جهت‌ نحوه‌ عمل‌ حسابداري‌ موضوعات‌ خاص‌، مقرر نموده‌ است‌، در تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌، تمهيدات‌ مناسب‌ جهت‌ اعمال‌ اين‌ موارد با توجه به‌ مباني‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي به عمل‌ آمده‌ است‌.

10 .  مطالبي‌ كه‌ در هر استاندارد حسابداري‌ با حروف‌ پر رنگ‌ مشخص‌ شده‌ است‌ الزامات‌ استاندارد را تشكيل‌ مي‌دهد. اين‌ الزامات‌ بايد با توجه به‌ ساير مطالب‌ مندرج‌ در استاندارد كه‌ جنبه‌ توضيحي‌، تكميلي‌ و پشتيبان‌ دارد مطالعه‌، تفسير و بكار گرفته‌ شود.

11 .  از آنجا كه‌ شرط‌ اوليه‌ مفيد بودن‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اهميت‌ آنهاست‌، لذا الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در موارد كم‌ اهميت‌ كاربرد ندارد.

مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌

مبناي‌ تهيه‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌

1  .     استانداردهاي‌ حسابداري‌ بر مبناي مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ تدوين‌ گرديده‌ است‌. مفاهيم‌ نظري‌ مزبور توسط‌ كميته‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ با هدف‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ هماهنگ‌ تهيه‌ و به‌ پيوست‌ اين‌ مجموعه‌ ارائه‌ شده‌ است‌.

دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري‌


2  .     دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري، صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ به ‌بعد صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) است‌ كه‌ به منظور ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ تهيه‌ مي‌شود.

3  .     استانداردهاي‌ حسابداري‌ در مورد صورتهاي‌ مالي‌ كليه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از اين‌ كه‌ در بخش‌ خصوصي‌ يا عمومي‌ فعاليت‌ كند، كاربرد دارد. اگرچه‌ اين‌ استانداردها معطوف‌ به‌ واحدهايي‌ است‌ كه‌ با هدف‌ كسب‌ سود فعاليت‌ مي‌كنند اما عمدتاً در مورد واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ نيز با اعمال‌ تعديلات‌ لازم‌ كاربرد دارد.

4  .     واحدهاي‌ تجاري‌ خارج‌ از كشور كه‌ مالكيت‌ آنها متعلق‌ به‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ايراني‌ است‌ در صورتي‌كه‌ در تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود تابع‌ مقررات‌ و استانداردهاي‌ حسابداري‌ محلي‌ باشند، ملزم به‌ رعايت‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيستند. با اين حال‌ در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌، واحد فرعي‌ يك‌ واحد سرمايه‌گذار ايراني‌ باشد، تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد فرعي‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيز جهت‌ استفاده‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ ضروري‌ است‌.

تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي

5  .     مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ عهده‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ است‌. مديريت‌ واحد تجاري‌ موظف‌ به‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ تصويري‌ مطلوب‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ارائه‌ كند. مديريت‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ صورتها و گزارشهاي‌ ديگري‌ را جهت‌ استفاده‌ داخلي‌ به‌ روشهاي‌ مختلف‌ كه‌ معطوف‌ به‌ اهداف‌ مديريت‌ داخلي‌ است‌، تهيه‌ كند. هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ جهت‌ ارائه‌ به‌ ديگر استفاده‌كنندگان‌ (سهامداران‌، بستانكاران‌، دولت‌، كاركنان‌ و غيره‌) تهيه‌ شود، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در تهيه‌ و ارائه‌ آن‌ الزامي‌ است‌.

انحراف‌ از استانداردهاي‌ حسابداري‌

6  .     تقريباً در تمام‌ شرايط‌، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ منجر به‌ ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ و در نتيجه‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌شود. با اين حال‌، ممكن‌ است‌ در مواردي‌ نادر، اعمال‌ يك‌ استاندارد، صورتهاي‌ مالي‌ را از هدف‌ اصلي‌ يعني‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ باز دارد. در چنين‌ مواردي‌ بايد روشهاي‌ تعديل‌ شده‌ يا جايگزين‌ را با توجه به‌ معيارهاي‌ ارائه‌ شده‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1
با عنوان‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ انتخاب‌ و بكار گرفت‌.

ساير موارد

7  .     نظر به‌ اينكه‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مالي‌ در پاسخ‌ به‌ نيازهاي‌ متغير تجاري‌ و اقتصادي‌ و در راستاي‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌، دستخوش‌ تغيير و تحول‌ مي‌شود، بنابراين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌منظور بهبود كيفيت‌ و در پرتو نيازها و تحولات‌ جديد تجديدنظر يا استاندارد حسابداري‌ جديدي‌ تدوين‌ و منتشر خواهد شد.

8  .     در مورد موضوعاتي‌ كه‌ استاندارد حسابداري‌ مربوط‌ به‌ آن‌ صادر نشده‌ است‌، صورتهاي‌ مالي‌ بايد برمبناي‌ يكي‌ از رويه‌هاي‌ متداول‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ گردد كه‌ با معيارهاي‌ كلي‌ ارائه‌ شده‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ نزديك‌ترين‌ انطباق‌ را دارد و فراهم‌كننده‌ تصوير مطلوبي‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌.

9  .     در مواردي‌ كه‌ قوانين‌ آمره‌، رويه‌هاي‌ مشخصي‌ جهت‌ نحوه‌ عمل‌ حسابداري‌ موضوعات‌ خاص‌، مقرر نموده‌ است‌، در تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌، تمهيدات‌ مناسب‌ جهت‌ اعمال‌ اين‌ موارد با توجه به‌ مباني‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي به عمل‌ آمده‌ است‌.

10 .    مطالبي‌ كه‌ در هر استاندارد حسابداري‌ با حروف‌ پر رنگ‌ مشخص‌ شده‌ است‌ الزامات‌ استاندارد را تشكيل‌ مي‌دهد. اين‌ الزامات‌ بايد با توجه به‌ ساير مطالب‌ مندرج‌ در استاندارد كه‌ جنبه‌ توضيحي‌، تكميلي‌ و پشتيبان‌ دارد مطالعه‌، تفسير و بكار گرفته‌ شود.

11 .    از آنجا كه‌ شرط‌ اوليه‌ مفيد بودن‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اهميت‌ آنهاست‌، لذا الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در موارد كم‌ اهميت‌ كاربرد ندارد.

صورتهاي مالي تلفيقي

مقدمه :

گروه شركتهاي همكاران سيستم به عنوان بزرگترين مجموعه نرم افزاري بخش خصوصي كشور و پيشتاز اين صنعت، از مدتها قبل كار برروي نرم افزار حسابداري تلفيقي (نه تجميعي) را آغاز كرده است و خوشبختانه اين نرم افزار هم اكنون تهيه شده و آماده ارائه به بازار مي باشد . مهمترين وظيفه اين نرم افزار ، برقرار نمودن امكان تهيه صورتهاي مالي تلفيقي مي باشد .

در ادامه سعي شده است تا كلياتي در خصوص صورتهاي مالي تلفيقي ارائه گردد . براي آشنايي بيشتر با اين مقوله و نرم افزار آن ميتوانيد به نشاني www.systemgroup.net مراجعه فرمائيد .

سيستم صورتهاي مالي تلفيقي :

از نظر قانوني ، تركيب واحدهاي تجاري در يكي از طبقه بنديهاي زير است :

•         ادغام (Merger)

•         تركيب (Combination)

•         تحصيل (Acquisition)

بسياري از واحدهاي تجاري عمليات خود را با تحصيل ساير واحدهاي تجاري گسترش ميدهند.

فرايند تلفيق مستلزم تركيب گزارشگري مالي داراييها ، بدهيها ، درآمدها و هزينه هاي جداگانه ي دو يا بيشتر از شركتهاي گروه است.

رويه هاي تلفيق براي ايجاد صورتهاي مالي اي بكار مي روند كه گويي شركتهاي گروه واقعا يك شركت يگانه بوده اند.

فرايند تلفيق شامل رويه هايي است كه برپايه آنها تمامي آثار مالكيت درون گروهي و معاملات درون گروهي حذف و صرفا معاملات با اشخاص خارج از شخصيت اقتصادي در صورتهاي مالي تلفيقي گزارش ميشود.

در فرايند تلفيق بجاي تمركز بر درصد مالكيت ،بر مفهوم شخصيت يگانه تاكيد ميگردد.

n       تهيه صورتهاي مالي تلفيقي شامل

•         ترازنامه تلفيقي

•          صورت سود (زيان) تلفيقي

•         صورت سود(زيان) جامع تلفيقی

•         صورت جريان وجوه نقد تلفيقي

•         تهيه يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي تلفيقي

   ويژگيها و پيچيد گي هاي پروژه تهيه صورتهاي مالي تلفيقي:

•         گستردگي و تنوع فعاليت‌ها

•           فعاليت‌هاي منحصر به فرد

•           روش‌هاي حسابداري متنوع

•           استفاده از فهرست حساب‌هاي متفاوت

•           استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي متفاوت

•           چند لايه‌اي بودن عمليات تلفيق

•           تنوع شخصيت حقوقي شركت‌ها و سازمان‌ها

 

سيستم هاي تغذيه كننده نيازهاي اطلاعاتي تلفيق

n       انبار

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص كالاهاي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          مقدارو مبلغ موجودي آخر دوره كالاهاي مذكور نزد شركت

n       سيستم فروش

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدار و مبلغ كالاهاي فروخته شده به شركت هاي گروه

n       سيستم خزانه داري

اطلاعات مورد نياز:

•          اسناد نزد صندوق و در جريان وصول مرتبط با معاملات داخل گروه

•          اسناد تضميني مبادله شده در داخل گروه 

•         شناسايي تسهيلات مالي و سود و كارمزد بانكي از محل شركت هاي گروه

n       سيستم حسابداري

اطلاعات مورد نياز:

•         حساب هاي دريافتني و پرداختني

•          حساب هاي پيش دريافت ها و پيش پرداخت ها

•         ساير حسابهاي متقابل

n       سيستم دارايي ثابت

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص دارايي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          شناسايي سود / (زيان) ناشي از فروش دارايي به شركت‌هاي گروه 

n       سيستم صورتهاي مالي

اطلاعات مورد نياز:

•          ترازنامه ،سودو زيان ، صورت گردش وجوه نقد و برخي از اطلاعات پيوست ها

پايان

پيمان و حسابداري پيمان - بخش پایانی

مراحل اجراي طرح

 

مرحله اول : مطالعات مقدماتي طرح

دستگاه هاي اجرايي دولتي براي تحقق اهداف سازماني و بر حسب وظايف و اختياراتي كه قانون به دوش آنها واگذار نموده است اقدام به اجراي طرح هاي عمراني در قالب اعتبارات تخصيصي     مي نمايند . قبل از انجام و اجراي طرح ها مي بايست مطالعات مقدماتي درباره آن طرح صورت پذيرد . اين مطالعات در زمينه هاي مختلف و تأثيراتي كه آن طرح از لحاظ فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي برروي منطقه خواهد داشت مورد رسيدگي و بررسي قرار گيرد . در اين تحقيقات و بررسي ها ، هدف طرح ، امكانات و مقدورات و محدوديت ها ، نيروي انساني موجود ، زمان اجرا ، محاسبات اقتصادي ، تجهيزات ، ميزان اعتبار مورد نياز ، مطالعات توجيهي فني و اقتصادي ، آزمايش هاي مكانيك خاك ، نقشه برداري ، مخارج دوره طرح ، طرح زمان بندي آن و به طور كلي بازده سرمايه گذاري را با كمك مهندسين مشاور انجام خواهد گرفت .

مهندسين مشاور پس از مطالعات لازم ، مشخصات كلي و نسب به تهيه نقشه كلي و جزئي آن اقدام و ميزان هزينه هاي لازم جهت اجراي آن را برآورده مي نمايند . آن گاه دستگاه اجرايي با توجه به اعتبارات موجود و لازم و دلايل توجيهي و تطبيق آن با معيارها و ضوابط و اولويت ها در قالب برنامه هاي ميان مدت توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي آن را به مرحله اجرا در مي آورد .

 

مرحله دوم : اجرا كار با پيمانكار

اجراي طرح هاي عمراني به دو صورت قرارداد مقطوع و قرارداد اماني اجرا مي گردد . معمولاً اجراي طرح هاي عمراني به صورت قرارداد مقطوع به پيمانكار ارجاع مي گردد . در اين حالت نقشه تهيه شده توسط مهندسين مشاور به تعداد لازم تكثير و اسناد مناقصه آن انجام پذيرد . در دستگاه هاي اجرايي دولت طبق ماده 79 قانون محاسبات عمومي معاملات آنها بايد حسب مورد از طريق مناقصه انجام پذيرد و با توجه به بند ج  ماده 80 و81 قانون محاسبات عمومي و اصلاحيه آن كه طي نامه شماره 3412ـ ق مورخ 03/08/73 از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشته است ، معاملاتي كه مبلغ آن پانزده ميليون ريال بيشتر باشد بايد از طريق انتشار آگهي مناقصه عمومي و يا ارسال دعوت نامه ( مناقصه محدود) به تشخيص وزير يا بالاترين مقام دستگاه اجرايي و يا مقامات مجاز از طرف آنها صورت گيرد . ارجاع كار به پيمانكار به پيمانكار به سه حالت زير ميسر مي باشد :

 

1ـ مناقصه عمومي :

در اين حالت پس از تهيه شدن اسناد و مدارك مناقصه ، و مبلغ پيمان موضوع مناقصه از طريق جرايد به اطلاع كليه پيمانكاران مي رسد . پيمانكار مجاز و واجد شرايط با دريافت اسناد و مدارك مناقصه مبلغ پيشنهاد خود را در يك پاكت و مبلغ ضمانت نامه شركت در مناقصه را در پاكت ديگر براي دستگاه اجرايي ارسال مي نمايند . اين پاكت ها در حضور شركت كنندگان در مناقصه         ( جلسه باز ) و يا بدون حضور آنها مفتوح مي گردد و پس از صحت ودرستي مدارك در خواستي نسبت به اعلام اسم نفر اول مناقصه كه كمترين رقم را پيشنهاد كرده باشد ، اقدام مي نمايند .

 

2ـ مناقصه محدود :

در اين روش از پيمانكاران ذي صلاح كتباً دعوت به عمل مي آيد تا در اين مناقصه شركت نمايند و با توجه به ضوابط بند (1) اقدام به تعيين برنده مناقصه مي نمايند تا نسبت به عقد قرارداد اقدام لازم صورت پذيرد .

 

3ـ ترك تشريفات مناقصه :

طبق مادتين 83 و84 قانون محاسبات عمومي كشور در مواردي كه انجام مناقصه بنا بر مصلحت و تشخيص بالاترين مقامات دستگاه اجرايي ممكن و به صرف و صلاح نباشد ، مي توان پيمانكار را از طريق ترك تشريفات منقصه انتخاب نمود . پس از مناقصه و انتخاب نفر اول ، نسبت به عقد قرارداد با وي اقدام صورت مي گيرد . در صورتي كه پيمانكار از انعقاد قرارداد با كارفرما خودداري ورزيد ، ضمانت نامه شركت در مناقصه او ثبت و ضبط مي گردد و از نفر دوم دعوت به عمل مي آيد تا اقدام به عقد قرارداد نمايد .

 

مرحله سوم : انعقاد قرارداد

در اين مرحله دستگاه اجرايي با برنده مناقصه قرارداد منعقد مي نمايد و اقدامات زير صورت مي پذيرد : 

الف ) ضمانت نامه يا سپرده شركت در مناقصه برنده آزاد مي گردد .

ب ) 50% كل پيمان به عنوان ضمانتنامه حسن انجام كار از پيمانكار اخذ مي گردد .

ج )  پيمان نامه پس از امضاء متبادله مي گردد .

در اين پيمان نامه موارد زير ذكر مي گردد :

نام طرفين قرارداد ، مبلغ پيمان ، مدت پيمان ، موضوع پيمان ، دوره تضمين كارها ، نظارت در اجرا ، تعديل آحاد پيمان ، تأييدات و تعهدات پيمانكار ، تعهدات و اختيارات كارفرما ، پيش پرداخت ، كسور وجه الضمان و استرداد ، كسور قانوني ، تحويل موقت ، تحويل قطعي ، پرداخت صورت وضعيتها ، تعليق كار ، حل اختلافات ، صورت وضعيت قطعي ، نحوه واريز پيش پرداخت ، جريمه تأخير ، تغيير مقادير كار ، ارجاع كارهاي جديد ، تغييرات مدت پيمان ، حدود اختيارات مهندس مقيم ، بازرسي عمليات پيمانكار .

 

مرحله چهارم : اجراي كار

بعد از انعقاد قرارداد دستگاه اجرايي اقدامات زير را انجام مي دهد  :

ـ كليه زمين ها را در اختيار پيمانكار قرار مي دهد .

ـ دستگاه نظارت و ناظر مقيم ، جهت نظارت بر عمليات پيمانكار را كتباً به وي معرفي مي نمايد . پيمانكار در اين مرحله نيز گامهاي زير را برمي دارد :

ـ رئيس كارگاه را كتباً به كارفرما معرفي مي نمايد .

ـ شروع كار را كتباً به كارفرما و دستگاه نظارت اعلام مي نمايد .

ـ مسئوليت اجراي كليه نقش ها را به عهده خواه داشت .

ـ در صورتي كه در متن پيمان نامه منع ارجاع به شخص غير را نداشته باشد مي توان قسمتي از كار را به پيمانكار دست دوم واگذار نمايد .

كارفرما به منظور تقويت بنيه مالي پيمانكار و تجهيزات او جمعاً معادل 25% مبلغ اوليه پيمان را به عنوان پيش پرداخت به شرح زير به پيمانكار پرداخت مي كند ‍:

الف ) معادل 10% مبلغ اوليه پيمان بعد از امضاء و مبادله آن .

ب ) معادل 5% مبلغ اوليه پيمان پس از تهيه حدود 60% ماشين آلات مورد نياز اجراي كار و تجهيز كامل كارگاه .

ج ) معادل 5% مبلغ اوليه پيمان بعد از آن كه پيمان كار معادل 20% مبلغ اوليه پيمان بر طبق صورت وضعيت هاي ماهانه كار را انجام داده باشد .

د ) معادل 5% مبلغ اوليه پيمان بعد از آن كه پيمان كار معادل 40% مبلغ اوليه پيمان بر طبق مبلغ بالا به ترتيب زير واريز مي شود :

بابت 10% موضوع بند الف از اولين صورت وضعيت به بعد ، تا ميزان 12% مبلغ ناخالص هر صورت وضعيت كسر خواهد شد بابت بقيه پيش پرداخت ها طبق تشخيص كارفرما در از مبلغ ناخالص هر صورت وضعيت كسر مي گردد به طوري كه كليه مبالغ پيش پرداخت با آخرين صورت وضعيت موقت مستهلك شود .

آخرين بخش نامه براي پرداخت پيش پرداخت به پيمانكار حاكي از آن است كه پيش پرداخت بايد 20% كل مبلغ اوليه پيمان باشد و نحوه پرداخت و باز پرداخت آن به شرح زير است :

الف )8% درصد پس از تحويل زمين به عنوان قسط اول .

ب ) 5ر6% پس از حمل 60% تجهيزات به كارگاه به عنوان قسط دوم .

ج ) 5ر5% قسط سوم طبق صورت وضعيت بدون احتساب مصالح پاي كار .

باز پرداخت : 5ر14% صورت وضعيت ناخالص علاوه بر اقساط اول و دوم بابت قسط سوم .

8% صورت وضعيت ناخالص علاوه بر اقساط اول و دوم بابت قسط سوم .

كارفرما در مقابل واريز پيش پرداخت به پيمانكار معادل آن ضمانت نامه دريافت مي كند و هنگام كسر اقساط پيش پرداخت از صورت وضعيت ها ، كارفرما ضمانت نامه پيش پرداخت را تقليل   مي دهد . 

پيمانكار در فواصل مختلف با كمك دستگاه نظارت صورت وضعيت كليه كارهايي كه ازشروع عمليات تا اين تاريخ انجام داده است به علاوه مواد و مصالح پاي كار موجود را بر اساس نرخ هاي منضم به پيمان تقويم مي كند . اين صورت وضعيت ها در اصطلاح صورت وضعيت موقت نامند و آنها به امضاء دستگاه نظارت و پيمانكار خواهد رسيد . كارفرما پس از رسيدگي اصلاحات پس از كسركسور زير بقيه را به پيمانكار پرداخت مي كند :

الف ) 10% به عنوان سپرده حسن انجام كار .

ب ) 5% ماليات موضوع ماده 104 قانون ماليات مستقيم مصوب اسفند ماه 66 و اصلاحات بعدي آن .

ج ) 6ر6% حق بيمه كه 6ر1% آن سهم پيمانكار و 5% آن سهم كارفرما است ( در مورد قراردادهاي با فهرست بها و طرح هاي عمراني ) .

د ) 2 در هزار صندوق كار آموزي (در حال حاضر وجود ندارد)

ه ) اقساط پيش پرداخت .

و )علي الحساب پرداختي بابت صورت وضعيت .

 

مرحله پنجم : خاتمه كار

طبق ماده 39 ، شرايط عمومي پيمان پس از آن كه 97% عمليات موضوع پيمان را طبق مشخصات و نقشه ها و ساير اسناد و مدارك ضميمه پيمان انجام داد ، پيمانكار از طريق دستگاه نظارت تقاضاي تحويل موقت موضوع پيمان را به كارفرما تسليم مي كند و نماينده خود را براي عضويت در كميسيون تحويل معرفي مي نمايد . دستگاه نظارت مراتب را مورد رسيدگي قرار داده و در صورت تأييد با تعييت تاريخ آمادگي كار جهت تحويل ، تقاضاي تشكيل كميسيون تحويل موقت را از كارفرما مي نمايد . اين كميسيون مركب خواهد بود از :

ـ نماينده كارفرما

يك نفر

ـ نماينده دستگاه نظارت

يك نفر

ـ نماينده پيمانكار

يك نفر

ـ نماينده ذيحسابي و امور مالي 

يك نفر

 دستگاه نظارت در حضور كميسيون ، آزمايشات لازم را انجام داده و نقايص كار را يادداشت     مي كند و آن را ضميمه صورت جلسه مي نمايد . براي پيمانكار ظرف زماني معين را مشخص     مي نمايند كه اين نقايص را رفع نمايد و كار را به طور كامل تحويل دهد . دستگاه نظارت پس از پايان مهلت مقرر ازعمليات بازديد بهعمل مي آورد و در صورت رفع تمام عيوب و نقايص ، گواهي آن صادر و صورت جلسه موقت را امضاءمي نمايد .

پس از تحويل موقت اقدامات زير انجام مي پذيرد :

ـ باقيمانده ضمانت نامه پيش پرداخت آزاد مي گردد.

ـ ضمانت نامه حسن انجام كار پيمانكار آزاد مي شود .

دستگاه نظارت با نماينده پيمانكار اقدام به تهيه صورت وضعيت قطعي و نهايي مي نمايد ، صورت وضعيت قطعي و نهايي حداكثر ظرف 6 ماه به كارفرما تحويل داده مي شود .

پس از تصويب صورت وضعيت قطعي و نهايي نصف سپرده حسن انجام كار پيمانكار آزاد مي گردد . تحويل قطعي كار پس از رفع كليه نقايص در صورت جلسه تحويل موقت انجام        مي گيرد . در اين حالت كميسيون قطعي از طرف كارفرما تعيين وطبق ماده 39 شرايط عمومي پيمان نسبت به تحويل قطعي كاراقدام خواهد شد و صورت جلسه تحويل آن تنظيم و به كارفرما تسليم مي گردد. در صورت تأييد و تصويب آن مراتب را به پيمانكار ابلاغ مي نمايد . حال پس از تصويب صورت مجلس تحويل قطعي بقيه سپرده حسن انجام كار آن آزاد مي گردد .

 

هزينه نگاهداري در دوره تضمين :

طبق ماده 42 هزينه نگاهداري عمليات موضوع پيمان به عهده كارفرما مي باشد ولي هزينه هاي ناشي از نقص عمل پيمانكار به عهده اواست .

 

نحوه ثبت حسابداري

نظر به اينكه اجراي قراردادهاي بلند مدت زمان طولاني لازم دارد تا به پايان برسد ، بنابراين شناسايي سود را با مشكلاتي همراه مي سازد . به طور كلي در اصول پذيرفته شده حسابداري دو روش براي حسابداري اين قبيل قراردادها به كار گرفته مي شود :

1 ـ روش كار تكميل يافته .

2 ـ روش درصد پيشرفت كار .

 

روش كار تكميل يافته :

در روش كار تكميل يافته ، سود هنگامي شناسايي مي گردد كه بخش اعظم عمليات مربوط به قرار دادن پايان يافته و مخارج باقيمانده براي تكميل كار غير قابل توجه باشد . در ترازنامه پيمانكار ، مازاد بهاي تمام شده انباشته نسبت به صورت وضعيت هاي تأييد شده مربوط به عنوان دارايي جاري انعكاس مي يابد لكن اگر صورت وضعيت تأييد شده بيشتر از مخارج باشد ، به عنوان بدهي جاري قلمداد مي گردد . در صورتي كه پيمانكار ، قراردادهاي متعددي را اجرا مي كند لازم است بهاي تمام شده انباشته و بدهي هاي مربوط به هر قرارداد ، جداگانه در ترازنامه انعكاس يابد .

از مزاياي اين روش اين است كه اندازه گيريها بر مبناي نتايج واقعي صورت مي گيرد و ارقام برآوردي نمي باشد . معايب روش كار تكميل يافته آن است كه اين روش نيز عدم انعكاس فعاليتهاي جاري در صورت هاي مالي دوره جاري است .

 

روش درصد پيشرفت كار

بر اساس اصل تحقق درآمد ، شناخت درآمد موكول به كامل شدن فرآيند كسب سود است . اما در روش درصد پيشرفت كار بر مبناي استدلالات زيرشناسايي درآمد در مقطعي زودتر از و تكميل فرآيند كسب سود ، مجاز شناخته شده است :

1 ـ بر اساس قراردادهاي موجود ، شواهد كافي براي وصول درآمد وجود دارد .

2 ـ در روش درصد پيشرفت كار ، عمليات با اطميناني معقول قابل اندازه گيري است .

3 ـ به كارگيري اين روش ، موجب اندازه گيري مناسب تري از سود دوره هاي مالي و رعايت مفهوم تطابق هزينه ها با درآمد است .

در اين روش ، سود به موازات پيشرفت عمليات قرارداد ، شناسايي مي گردد .

انتخاب روش حسابداري

در مواردي كه برآورد كل مخارج قرارداد و همچنين تعيين ميزان پيشرفت عمليات به نحوي معقول امكان پذير است ، به كارگيري روش درد پيشرفت كار مرحج خواهد بود . چنانچه ارقام برآوردي مذكور در بالا ، غير قابل اتكا باشد ، لازم است در موارد قرارداد مربوط ، از روش كار تكميل شده استفاده شود .

طبق اصل ثبات رويه چنانچه پيمانكار براي يك نوع قرارداد از يك روش حسابداري استفاده نمود قراردادهاي مشابه ديگر نيز همان روش را به كار گيرد . در صورتي كه وي بخواهد روش حسابداري خود را تغيير دهد ، بايد صورتهاي مالي خود را با هر دو روش افشا نمايد .

پايان

پيمان و حسابداري پيمان - بخش اول

مقدمه

پيمانكاران معمولاً از حسابداري پيمانكاري استفاده مي كنند . پيمان اعم از كوچك و بزرگ ، يك توافق دو جانبه است كه به موجب آن پيمانكار مي تواند عملياتي را تعهد و اجرا نمايد . مانند ساختن پل ، ساختمان ، كشتي ، جاده سازي يا ريل گذاري راه آهن . پيمان هاي بزرگ نياز به مدت و زمان طولاني براي تكميل دارند .

 تعريف واژه ها

ـ كارفرما :

 اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه عملياتي را براي اجرا و ساخت و ساز به اشخاص ديگري واگذاري مي نمايند .

 ـ پيمانكار :

 اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه عملياتي را اجرا نمايد و طرف ديگر قرارداد مي باشند.

 ـ قرارداد :

توافق بين پيمانكار و كارفرما براي تكميل و يا ساخت و ساز يك عمليات را قرارداد نامند .

 ـ مبلغ قرارداد :

رقم توافق شده اي است كه كارفرما متعهد مي گردد كه آن را در پايان مدت و يا در مقاطع معين پرداخت نمايد .

 ـ قرارداد دسته دوم :

 بعضي اوقات پيمانكار دست اول ( اصلي ) يك بخشي از كار را به پيمانكار دست دوم واگذار    مي نمايد و براي انجام عملياتي مانند رنگ كاري ، سنگ ريزي كف و غيره با او قرارداد منعقد  مي نمايد در اين صورت اين قرارداد را دسته دوم نامند .

 ـ كار گواهي شده :

 پيمانكار بر اساس درصد پيشرفت كار در مقاطع مختلف اقدام به تهيه و ارسال صورت وضعيت براي كارفرما مي نمايد . اين صورت وضعيت ها بايد با تأييد دستگاه نظارت و يا ناظر مقيم كه از سوي كارفرما تعيين مي شود ، برسد . مبلغ كار انجام شده توسط پيمانكار كه به تأييد دستگاه نظارت برسد ‹‹ كارگواهي شده ›› نامند.

 ـ كار گواهي نشده :

 اگر پيشرفت عمليات نامطلوب باشد و به مرحله مورد انتظار نيز نرسد ، اگر چه فعاليت تكميل و انجام شده است ، لكن به علت نداشتن كيفيت تأييد نخواهد شد . لذا در اصطلاح آنرا ‹‹ كار گواهي نشده ›› نامند .

 ـ قراردادهاي اماني :

 وضع بعضي از پيمان هابه نحوي است كه از قبل نمي توان مخارج آن را برآورده نمود . در اين موارد پيمانكار بهاي تمام شده واقعي را كه حاشيه سود به آن اضافه شده باشد قبول مي نمايد . اين سود مي تواند به شكل رقم ثابت و يا درصدي نسبت به بهاي تمام شده باشد . در اين قراردادها كارفرما با هزينه هاي انجام شده ، پيمانكار ار مورد بررسي و مداقه قرار مي دهد زيرا نسبت به آن حق مالكيت دارد .

قرارداد اماني براي پيمانكار و كارفرما مزايائي دارد و هيچ يك از آنها چيزي را از دست نمي دهند. پيمانكار سود منطقي دريافت مي كند و كارفرما نيز قيمت منطقي پيمان را مي پردازد اين نوع قرارداد بيشتر براي توليد اشياء خاص و ساخت معمولي انجام مي پذيرد مانند تعميرات اضطراري كشتي ، وسايل نقليه ، موتورخانه و ساختمان هاي در زمان جنگ .

 ـ قرارداد مقطوع :

در اين قراردادها ، پيمانكار در مورد مبلغ مقطوع كلي و يا مبلغ معييني براي هر واحد كار با كارفرما توافق مي نمايد ، لكن در متن قرارداد ماده اي براي جبران خسارت از نظر تطبيق دادن تغييرات قيمت در مواد و دستمزد كه در بازار دچار نوسانات شده است ، منظور مي نمايند . اين ماده بيشتر در مورد قراردادهاي بلند مدت اجرا مي گردد تا پيمانكار و كارفرما را در مقابل تغييرات نامطلوب بهاي مواد و دستمزد حفظ نمايد .

دستورالعمل نحوه تعديل آحاد بهاي پيمانها موضوع پيوست بخش نامه شماره 2080/54/9706ـ1 مورخ 23/06/70 سازمان برنامه و بودجه سابق .

 ـ شاخص :

شاخص عددي است كه متوسط قيمت هر دوره را نسبت به يك دوره معيين كه دوره پايه ناميده مي شود ، به درصد نشان مي دهد .

 ـ شاخص كلي :

شاخص كلي ، عددي است كه كه متوسط  قيمت آحاد بها براي كل اقلام فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را نسبت به دوره پايه آنها به درصد نشان مي دهد.

 ـ شاخص سه ماهه :

شاخص دوره سه ماهه ، عبارت از شاخص هاي كلي ، رشته اي و گروهي در هر يك از دوره هاي سه ماهه منتهي به پايان ماه هاي خرداد ، آذر و اسفند ماه هر سال است . شاخص هاي ياد شده توسط سازمان برنامه و بودجه سابق اعلام مي شود .

 ـ شاخص مبناي پيمان :

شاخص مبناي پيمان براي پيمان هايي كه با استفاده از فهرست هاي پايه منعقد مي شوند ، بر حسب روش پيش بيني شده در پيمان مربوط ، مطابق يكي از سه روش زير مي باشد :

 الف ) شاخص مبناي پيمان ، دوره سه ماهه اي است كه فهرست بهاي مربوط به پيمان بر اساس قيمت آن دوره محاسبه شده است .

ب ) شاخص مبناي پيمان ، دوره سه ماهه اي است كه پيشنهاد قيمت پيمانكار طي آن دوره تسليم شده است . در اين نوع پيمان ها در صورتي كه ارجاع كار به روش ترك تشريفات مناقصه باشد ، شاخص دوره سه ماهه اي كه پيشنهاد نهايي پيمانكار در آن دوره به صورت كتبي تسليم كارفرما شده باشد ، شاخص مبناي پيمان خواهد بود .

ج ) شاخص مبناي پيمان براي پيمان هايي كه بدون استفاده از فهرست هايي پايه منعقد مي شوند ، شاخص دوره سه ماهه اي است كه پيشنهاد قيمت پيمانكار طي آن دوره تسليم شده باشد ، شاخص دوره سه ماهه اي كه پيشنهاد نهايي پيمانكار در آن دوره به صورت كتبي تسليم كارفرما شده باشد ، شاخص مبناي پيمان خواهد بود .

 ـ ضريب تعديل :

ضريب تعديل برابر است با حاصل نسبت شاخص دوره با حاصل نسبت شاخص مبناي پيمان منهاي عدد يك . نتيجه در عدد 95 ر0 ضرب مي شود يعني :

95ر0 * ( 1ـ شاخص دوره انجام كار ) = ضريب تعديل

شاخص مبناي كار

  ـ شاخص گروهي :

شاخص گروهي عددي است كه متوسط قيمت آحاد بها براي كل اقلام هر يك از فصول فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را نسبت به دوره پايه همان فصل فهرست بها به درصد نشان    مي دهد .

 ـ شاخص رشته اي :

شاخص رشته اي عددي است كه كتوسط قيمت آحاد بها براي كل اقلام هر يك از فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را ، نسبت به دوره پايه همان فهرست بها ، در صد نشان مي دهد .

 ـ دستگاه نظارت :

دستگاه نظارت عبارت است از اشخاص حقيقي يا حقوقي كه كارفرما به منظور اجراي پيمان تعيين و كتباً به پيمانكار معرفي مي نمايد .

 ـ ناظر مقيم :

ناظر مقيم كسي است كه از طرف كارفرما يا دستگاه براي نظارت مستقيم در اجراي عمليات كارگاه تعيين و كتباً به پيماكار معرفي مي شود و اصولاً مقيم كارگاه خواهد بود .

 ـ كارگاه :

مراد از كارگاه و محل كار كليه اراضي و محل هايي است كه عمليات موضوع پيمان در آنها اجرا مي گردد .

 ـ طرح :

مجموعه عمليات منظو و خدمات مشخصي را كه طي مدت معيين براي نيل به هدف هاي برنامه هاي ميان مدت عمراني و يا تحصيل دارايي هاي ثابت عمومي انجام پذيرد ، طرح گويند.

 انواع طرح :   

بند 10 ماده يك قانون برنامه و بودجه كشور ، طرح عمراني را چنين تعريف نموده است :

ـ طرح عمراني :

منظور مجموعه عمليات و خدمات مشخصي است كه براساس مطالعات توجيهي فني و اقتصادي يا اجتماعي كه توسط دستگاه اجرايي انجام مي شود طي مدت معين و با اعتبار معين براي تحقق بخشيدن به هدف هاي برنامه عمراني پنج ساله به صورت سرمايه گذاري ثابت شامل هزينه هاي غيرثابت وابسته در دوره مطالعه و اجرا و با مطالعات اجرا مي گردد تمام يا قستمي از هزينه هاي اجرا تمام يا قسمتي از هزينه هاي اجراي آن از محل اعتبارات عمراني تأمين مي شود و به سه نوع انتفاعي ،غير انتفاعي و مطالعاتي تقسيم مي گردد . الف ) طرح عمراني انتفاعي ـ منظور طرحي است كه در مدت معقولي پس ازشروع به بهره برداري، علاوه برتأمين هزينه هاي جاري و استهلاك سرمايه سود متناسبي به تبعيت از سياست دولت را نيز عايد نمايد .

ب ) طرح عمراني غيرانتفاعي ـ منظور طرحي است كه براي انجام برنامه هاي رفاه اجتماعي و عمليات زير بنايي و يا احداث ساختمان و تأسيسات جهت تسهيل كليه وظايف دولت اجرا مي گردد و هدف اصلي آن حصول درآمد نيست .

ج ) طرح مطالعاتي ـ منظور طرحي است كه بر اساس قرارداد بين سازمان و ساير دستگاه هاي اجرايي با موسسات علمي و يا مطالعاتي متخصص براي بررسي خاصي اجرا مي گردد .

 پايان بخش اول ، ادامه دارد .....

پيمان و حسابداري پيمان - بخش اول

مقدمه

پيمانكاران معمولاً از حسابداري پيمانكاري استفاده مي كنند . پيمان اعم از كوچك و بزرگ ، يك توافق دو جانبه است كه به موجب آن پيمانكار مي تواند عملياتي را تعهد و اجرا نمايد . مانند ساختن پل ، ساختمان ، كشتي ، جاده سازي يا ريل گذاري راه آهن . پيمان هاي بزرگ نياز به مدت و زمان طولاني براي تكميل دارند .

 تعريف واژه ها

ـ كارفرما :

 اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه عملياتي را براي اجرا و ساخت و ساز به اشخاص ديگري واگذاري مي نمايند .

 ـ پيمانكار :

 اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه عملياتي را اجرا نمايد و طرف ديگر قرارداد مي باشند.

 ـ قرارداد :

توافق بين پيمانكار و كارفرما براي تكميل و يا ساخت و ساز يك عمليات را قرارداد نامند .

 ـ مبلغ قرارداد :

رقم توافق شده اي است كه كارفرما متعهد مي گردد كه آن را در پايان مدت و يا در مقاطع معين پرداخت نمايد .

 ـ قرارداد دسته دوم :

 بعضي اوقات پيمانكار دست اول ( اصلي ) يك بخشي از كار را به پيمانكار دست دوم واگذار    مي نمايد و براي انجام عملياتي مانند رنگ كاري ، سنگ ريزي كف و غيره با او قرارداد منعقد  مي نمايد در اين صورت اين قرارداد را دسته دوم نامند .

 ـ كار گواهي شده :

 پيمانكار بر اساس درصد پيشرفت كار در مقاطع مختلف اقدام به تهيه و ارسال صورت وضعيت براي كارفرما مي نمايد . اين صورت وضعيت ها بايد با تأييد دستگاه نظارت و يا ناظر مقيم كه از سوي كارفرما تعيين مي شود ، برسد . مبلغ كار انجام شده توسط پيمانكار كه به تأييد دستگاه نظارت برسد ‹‹ كارگواهي شده ›› نامند.

 ـ كار گواهي نشده :

 اگر پيشرفت عمليات نامطلوب باشد و به مرحله مورد انتظار نيز نرسد ، اگر چه فعاليت تكميل و انجام شده است ، لكن به علت نداشتن كيفيت تأييد نخواهد شد . لذا در اصطلاح آنرا ‹‹ كار گواهي نشده ›› نامند .

 ـ قراردادهاي اماني :

 وضع بعضي از پيمان هابه نحوي است كه از قبل نمي توان مخارج آن را برآورده نمود . در اين موارد پيمانكار بهاي تمام شده واقعي را كه حاشيه سود به آن اضافه شده باشد قبول مي نمايد . اين سود مي تواند به شكل رقم ثابت و يا درصدي نسبت به بهاي تمام شده باشد . در اين قراردادها كارفرما با هزينه هاي انجام شده ، پيمانكار ار مورد بررسي و مداقه قرار مي دهد زيرا نسبت به آن حق مالكيت دارد .

قرارداد اماني براي پيمانكار و كارفرما مزايائي دارد و هيچ يك از آنها چيزي را از دست نمي دهند. پيمانكار سود منطقي دريافت مي كند و كارفرما نيز قيمت منطقي پيمان را مي پردازد اين نوع قرارداد بيشتر براي توليد اشياء خاص و ساخت معمولي انجام مي پذيرد مانند تعميرات اضطراري كشتي ، وسايل نقليه ، موتورخانه و ساختمان هاي در زمان جنگ .

 ـ قرارداد مقطوع :

در اين قراردادها ، پيمانكار در مورد مبلغ مقطوع كلي و يا مبلغ معييني براي هر واحد كار با كارفرما توافق مي نمايد ، لكن در متن قرارداد ماده اي براي جبران خسارت از نظر تطبيق دادن تغييرات قيمت در مواد و دستمزد كه در بازار دچار نوسانات شده است ، منظور مي نمايند . اين ماده بيشتر در مورد قراردادهاي بلند مدت اجرا مي گردد تا پيمانكار و كارفرما را در مقابل تغييرات نامطلوب بهاي مواد و دستمزد حفظ نمايد .

دستورالعمل نحوه تعديل آحاد بهاي پيمانها موضوع پيوست بخش نامه شماره 2080/54/9706ـ1 مورخ 23/06/70 سازمان برنامه و بودجه سابق .

 ـ شاخص :

شاخص عددي است كه متوسط قيمت هر دوره را نسبت به يك دوره معيين كه دوره پايه ناميده مي شود ، به درصد نشان مي دهد .

 ـ شاخص كلي :

شاخص كلي ، عددي است كه كه متوسط  قيمت آحاد بها براي كل اقلام فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را نسبت به دوره پايه آنها به درصد نشان مي دهد.

 ـ شاخص سه ماهه :

شاخص دوره سه ماهه ، عبارت از شاخص هاي كلي ، رشته اي و گروهي در هر يك از دوره هاي سه ماهه منتهي به پايان ماه هاي خرداد ، آذر و اسفند ماه هر سال است . شاخص هاي ياد شده توسط سازمان برنامه و بودجه سابق اعلام مي شود .

 ـ شاخص مبناي پيمان :

شاخص مبناي پيمان براي پيمان هايي كه با استفاده از فهرست هاي پايه منعقد مي شوند ، بر حسب روش پيش بيني شده در پيمان مربوط ، مطابق يكي از سه روش زير مي باشد :

 الف ) شاخص مبناي پيمان ، دوره سه ماهه اي است كه فهرست بهاي مربوط به پيمان بر اساس قيمت آن دوره محاسبه شده است .

ب ) شاخص مبناي پيمان ، دوره سه ماهه اي است كه پيشنهاد قيمت پيمانكار طي آن دوره تسليم شده است . در اين نوع پيمان ها در صورتي كه ارجاع كار به روش ترك تشريفات مناقصه باشد ، شاخص دوره سه ماهه اي كه پيشنهاد نهايي پيمانكار در آن دوره به صورت كتبي تسليم كارفرما شده باشد ، شاخص مبناي پيمان خواهد بود .

ج ) شاخص مبناي پيمان براي پيمان هايي كه بدون استفاده از فهرست هايي پايه منعقد مي شوند ، شاخص دوره سه ماهه اي است كه پيشنهاد قيمت پيمانكار طي آن دوره تسليم شده باشد ، شاخص دوره سه ماهه اي كه پيشنهاد نهايي پيمانكار در آن دوره به صورت كتبي تسليم كارفرما شده باشد ، شاخص مبناي پيمان خواهد بود .

 ـ ضريب تعديل :

ضريب تعديل برابر است با حاصل نسبت شاخص دوره با حاصل نسبت شاخص مبناي پيمان منهاي عدد يك . نتيجه در عدد 95 ر0 ضرب مي شود يعني :

95ر0 * ( 1ـ شاخص دوره انجام كار ) = ضريب تعديل

شاخص مبناي كار

  ـ شاخص گروهي :

شاخص گروهي عددي است كه متوسط قيمت آحاد بها براي كل اقلام هر يك از فصول فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را نسبت به دوره پايه همان فصل فهرست بها به درصد نشان    مي دهد .

 ـ شاخص رشته اي :

شاخص رشته اي عددي است كه كتوسط قيمت آحاد بها براي كل اقلام هر يك از فهرست هاي بهاي پايه در هر دوره را ، نسبت به دوره پايه همان فهرست بها ، در صد نشان مي دهد .

 ـ دستگاه نظارت :

دستگاه نظارت عبارت است از اشخاص حقيقي يا حقوقي كه كارفرما به منظور اجراي پيمان تعيين و كتباً به پيمانكار معرفي مي نمايد .

 ـ ناظر مقيم :

ناظر مقيم كسي است كه از طرف كارفرما يا دستگاه براي نظارت مستقيم در اجراي عمليات كارگاه تعيين و كتباً به پيماكار معرفي مي شود و اصولاً مقيم كارگاه خواهد بود .

 ـ كارگاه :

مراد از كارگاه و محل كار كليه اراضي و محل هايي است كه عمليات موضوع پيمان در آنها اجرا مي گردد .

 ـ طرح :

مجموعه عمليات منظو و خدمات مشخصي را كه طي مدت معيين براي نيل به هدف هاي برنامه هاي ميان مدت عمراني و يا تحصيل دارايي هاي ثابت عمومي انجام پذيرد ، طرح گويند.

 انواع طرح :   

بند 10 ماده يك قانون برنامه و بودجه كشور ، طرح عمراني را چنين تعريف نموده است :

ـ طرح عمراني :

منظور مجموعه عمليات و خدمات مشخصي است كه براساس مطالعات توجيهي فني و اقتصادي يا اجتماعي كه توسط دستگاه اجرايي انجام مي شود طي مدت معين و با اعتبار معين براي تحقق بخشيدن به هدف هاي برنامه عمراني پنج ساله به صورت سرمايه گذاري ثابت شامل هزينه هاي غيرثابت وابسته در دوره مطالعه و اجرا و با مطالعات اجرا مي گردد تمام يا قستمي از هزينه هاي اجرا تمام يا قسمتي از هزينه هاي اجراي آن از محل اعتبارات عمراني تأمين مي شود و به سه نوع انتفاعي ،غير انتفاعي و مطالعاتي تقسيم مي گردد . الف ) طرح عمراني انتفاعي ـ منظور طرحي است كه در مدت معقولي پس ازشروع به بهره برداري، علاوه برتأمين هزينه هاي جاري و استهلاك سرمايه سود متناسبي به تبعيت از سياست دولت را نيز عايد نمايد .

ب ) طرح عمراني غيرانتفاعي ـ منظور طرحي است كه براي انجام برنامه هاي رفاه اجتماعي و عمليات زير بنايي و يا احداث ساختمان و تأسيسات جهت تسهيل كليه وظايف دولت اجرا مي گردد و هدف اصلي آن حصول درآمد نيست .

ج ) طرح مطالعاتي ـ منظور طرحي است كه بر اساس قرارداد بين سازمان و ساير دستگاه هاي اجرايي با موسسات علمي و يا مطالعاتي متخصص براي بررسي خاصي اجرا مي گردد .

 پايان بخش اول ، ادامه دارد .....

همه چيز درباره ماليات بر ارزش افزوده ( Value Added Tax: VAT ) - بخش سوم و پایانی

•    معافيت ها در ماليات بر ارزش افزوده.

كالاها و خدماتِ معاف از VAT ، به شرح زير مي باشند:

1.    محصولات كشاورزي فرآوري نشده؛

2.    دام و طيور زندهآ آبزيان، زنبور عسل و نوغان؛

3.    انواع كود، سم، بذر و نهال؛

4.    خوارك دام و طيور؛

5.   آرد خبازي، نان، گوشت، قند، شكر، برنج، حبوبات، سويا، شير، پنير، روغن نباتي و شيرخشك مخصوص كودكان؛

6.    كتاب، مطبوعات، دفاتر تحرير، انواع كاغذ چاپ، تحرير و مطبوعات؛

7.   كالاهاي اهدائي به صورت بلاعوض به وزارتخانه ها، موسسات دولتي و نهادهاي عمومي غيردولتي با تائيد هيئت وزيران و حوزه هاي علميه با تائيد حوزة گيرنده هدايا؛

8.   كالاهائي كه همراه مسافر و براي استفاده شخصي تا ميزان معافيت مقرر طبق مقررات صادرات و واردات، وارد كشور مي شود. مازاد بر آن طبق مقررات اين قانون، مشمول ماليات است؛

9.   انواع دارو، لوازم مصرفي درماني، خدمات درماني ( انساني، حيواني و گياهي ) و خدمات توانبخشي و حمايتي؛

10. خدمات مشمول ماليات بر درآمد حقوق ( موضوع قانون ماليات هاي مستقيم )؛

11. خدمات بانكي و اعتباري بانك ها، موسسات و تعاوني هاي اعتباري و صندوق هاي قرض الحسنه مجاز و صندوق تعاون؛

12. خدمات حمل و نقل عمومي و مسافري درون و برون شهريِ جاده اي، ريلي، هوائي و دريائي؛

13. فرش دستباف؛

14. انواع خدمات پژوهشي و آموزشي كه طبق آئين نامه هائي كه با پيشنهاد مشترك وزارتخانه هاي علوم تحقيقات و فناوري، امور اقتصادي و دارائي، بهداشت  درمان و آموزش پزشكي، آموزش و پرورش و كار و امور اجتماعي، ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به تصويب هيئت وزيران مي رسد؛

15. رادار و تجهيزات كمك ناوبري هوانوردي ويژة فرودگاه ها بر اساس فهرسيتي كه به پيشنهاد مشترك وزارت راه و ترابري و وزارت امور اقتصادي و دارائي، تهيه و ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون، به تصويب هيئت وزيران مي رسد؛

16.  اقلام با مصارف صرفا" دفاعي ( نظامي و انتظامي ) و امنيتي بر اساس فهرستي كه به پيشنهاد مشترك وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و وزارت امور اقتصادي و دارائي، تهيه و به تصويب هيئت وزيران مي رسد.

17. صادرات كالا و خدمات به خارج از كشور از طريق مبادي خروجي رسمي، مشمول VAT نمي باشد و ماليات هاي پرداخت شده بابت آنها، با ارائه برگ خروجي صادره توسط گمرك ( در مورد كالا ) و اسناد و مدارك مثبته، مسترد مي گردد.

 

•    چند نكته قابل توجه و مهم در ارتباط با كالاها و خدمات معاف از VAT:

1.   اگر شركتي به توليد و ارائه كالاها و خدمات معاف مي پردازد، VAT هاي پرداخت شده در هنگام خريد كالا ( به خصوص مواد غيرمستقيم ) و دريافت خدمات، در هزينه هاي شركت ثبت خواهند شد.

2.    اگر شركتي به توليد و ارائه كالاها و خدمات معاف و غيرمعاف مي پردازد، VAT هاي پرداختي تا ميزان فروش كالاها و خدمات مشمول، قابل تهاتر با VAT هاي دريافتي است.

3.  در نظام ماليات بر ارزش افزوده، كالاها و خدمات صادراتي مشمول نرخ صفر مي‌شوند و اعمال اين نرخ بدان معناست كه كالاها و خدمات صادراتي نه فقط در زمان صادرات مشمول ماليات نمي‌شوند، بلكه كليه ماليات بر ارزش افزوده‌هاي پرداختي بابت خريد كالا و خدمات مصرفي كه در توليد و عرضه محصول صادراتي پرداخت شده نيز توسط سازمان امور مالياتي كشور به مودي باز گردانده مي‌شود.

4.  در قانون ماليات‌هاي مستقيم، معافيت‌ مي‌تواند به عنوان يك مزيت محسوب شود. اما در قانون ماليات بر ارزش افزوده، برخورداري از معافيت اصولا به عنوان يك امتياز تلقي نمي‌شود. چون مودي كه از ماليات VAT معاف مي‌شود در جريان مبادلات اقتصادي و خريدهايي كه انجام مي‌دهد، استرداد مالياتي به او صورت نمي‌گيرد. بسياري از بخش‌هاي توليدي و سازمان‌ها به دنبال اين بودند كه از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف شوند اما پس از آنكه متوجه شدند استرداد مالياتي شامل حال آنها نمي‌شود، به تكاپو افتاده‌اند تا حتما به عنوان موديان اين قانون شناسايي شوند.

5.   يكي از محاسن اين شيوه پرداخت ماليات، از بين رفتن انگيزه كارخانجات براي ادغام عمودي در يكديگر به منظور معافيت مالياتي است. چون اگر واحدها و كارخانه‌هاي توليدي حتي10 مرحله هم در يكديگر ادغام شوند، نهايتا ماليات پرداختي توسط خريدار تفاوتي نخواهد كرد.

6.    كالاهاي و خدمات فوق، به سه دليل زير، از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف شده اند:

•    كاهش خاصيت تنازلي ماليات بر ارزش افزوده،

•    كاهش اثر تورمي و حمايت از اقشار كم درآمد،

•    كاهش هزينه هاي اجرايي و وصول ماليات.

 

•    آستانه معافيت

با توجه به اينكه ماليات بر ارزش افزوده، كليه كالاها و خدمات توليد و يا توزيع شده در اقتصاد را در برمي گيرد، به لحاظ اجرايي از گستردگي خاصي برخوردار مي باشد. در اين راستا، ارزش افزوده ايجاد شده توسط بنگاه هاي كوچك و فعالان بخش خرده فروشي در مقايسه با تعداد زياد آنها بسيار ناچيز بوده و درنتيجه ماليات بر ارزش افزوده قابل وصول ماليات، قابل توجيه نيست. به اين ترتيب، معاف نمودن موسسات اقتصادي با ارزش افزوده پايين در جهت افزايش كارايي سازمان امور مالياتي از اهميت خاصي برخودار مي باشد. بررسي تجربه ساير كشورها نشان مي دهد كه اغلب آنها در مراحل اوليه اجراي اين نوع ماليات، براي كاهش هزينه هاي اجرايي وصول و تمكين موديان، از آستانه معافيتي استفاده كرده اند كه تعداد زيادي از بنگاه هاي كوچك و فعالان بخش خرده فروشي را معاف نموده است. تعيين آستانه معافيت، اين امكان را به سازمان امور مالياتي مي دهد كه جهت تحقق اهداف درآمدي نظام مالياتي، به ميزان قابل توجهي در هزينه هاي اجرايي و وصول صرفه جويي نمايد. كاهش حجم كار اجرايي، ميزان توفيق در وصول ماليات بر ارزش افزودة بالقوه را افزايش خواهد داد. با توجه به مطالب فوق و با توجه به مطالعات و تحقيقات به عمل آمده توسط كارشناسان اقتصادي، سطح آستانه معافيت براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده در ايران مبلغ سه ميليارد ريال درآمد ناخالص سالانه ( فروش و درآمد ناخالص و نه سود خالص )، در نظر گرفته شده است. يعني فروش و درآمد اشخاص حقيقي و حقوقي كه كمتر از 300 ميليون تومان در سال است، مشمول VAT نيستند.

•    درصدهاي ماليات و عوارض بر ارزش افزوده.

شرح

درصد ماليات

درصد عوارض شهرداري

جمع

كالاهاي عمومي

5/1 %

5/1 %

3 %

كالاهاي خاص:

 

 

 

سيگار و محصولات دخاني

12 %

3 %

15 %

انواع بنزين و سوخت هواپيما

20 %

10 %

30 %

نفت سفيد و نفت گاز

1/5 %

10 %

1/15 %

نفت كوره

1/5 %

5 %

1/10 %

 

•    رابطه ماليات بر ارزش افزوده با قانون تجميع عوارض.

در راستاي اصلاح و بهبود سيستم مالياتي، قانون تجميع عوارض، معرفي و از ابتداي سال 1382 توسط سازمان امور مالياتي كشور به مورد اجرا گذاشته شده است. هدف از اجراي اين قانون، علاوه بر شفاف سازي و يكپارچه نمودن وصول عوارض، كسب تجربه عملي و آموزش مميزين براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده در آينده نيز مي باشد.

•    تاريخ اجراي ماليات بر ارزش افزوده

چون اجراي ماليات بر ارزش افزوده ، نياز به فراهم نمودن زمينه اجرايي از لحاظ مكان، تجهيزات، آموزش پرسنل مورد نياز ، تهيه فرم ها و آموزش موديان دارد، لذا در لايحه پيشنهادي، به دستگاه مجري 24 ماه از تاريخ تصويب قانون فرصت داده مي شود تا خود را جهت اجراي آن مجهز و مهيا كند.  

 پايان .حیدری

همه چيز درباره ماليات بر ارزش افزوده ( Value Added Tax: VAT ) - بخش دوم

  • اصل 85 قانون اساسي:

سمت نمايندگي، قائم به شخص است و قابل واگذاري به ديگري نيست. مجلس نمي تواند اختيار قانون گذاري را به شخص يا هيئتي واگذار كند، ولي در موارد ضروري مي تواند اختيار وضع بعضي از قوانين را با رعايت اصل هفتاد و دوم، به كميسيون‏هاي داخلي خود تفويض نمايد. در اين صورت، اين قوانين در مدتي كه مجلس تعيين مي نمايد به صورت آزمايشي اجرا مي شود و تصويب نهايي آنها، با مجلس خواهد بود. همچنين مجلس شوراي اسلامي مي تواند تصويب دائمي اساسنامه سازمان ها، شركت ها، موُسسات دولتي يا وابسته به دولت را با رعايت اصل هفتاد و دوم، به كميسيون هاي ذي ربط واگذار كند و يا اجازه تصويب آنها را به دولت بدهد. در اين صورت مصوبات دولت نبايد با اصول و احكام مذهب رسمي كشور و يا قانون اساسي مغايرت داشته باشد. تشخيص اين امر به ترتيب مذكور در اصل نود و ششم با شوراي نگهبان است. علاوه بر اين، مصوبات دولت نبايد مخالفت قوانين و مقررات عمومي كشور باشد و به منظور بررسي و اعلام عدم مغايرت آنها با قوانين مزبور بايد ضمن ابلاغ براي اجراء، به اطلاع رييس مجلس شوراي اسلامي برسد.

  • ساز و كارهاي ماليات بر ارزش افزوده

در سيستم ماليات بر ارزش افزوده، هر فروشنده در هنگام فروش كالا و خدمات، ماليات متعلقه را بر صورت حساب، افزوده و آن را همراه با قيمت كالا و خدمات از مشتري دريافت مي نمايد. اولين فروشنده، ماليات را يك جا به دولت پرداخت كرده و درمراحل بعدي، هر فروشنده تنها مابه التفاوت ماليات ( ماليات دريافتي پس از كسر مالياتي كه خود قبلاً پرداخت نموده ) را به حساب سازمان امور مالياتي واريز مي كند. اين عمل بر اساس لايحه پيشنهادي طي يك دوره سه ماهه انجام مي گيرد. به منظور روشن شدن روش اجرايي ماليات بر ارزش افزوده، به مثال ذيل توجه فرمائيد:

يك شركت خودروسازي براي توليد محصولات خويش، قطعات مورد نياز را از طريق بازار داخلي ( قطعه سازان ) و يا از طريق واردات تأمين مي نمايد. اگر فرض شود خريد از داخل به مبلغ ده ميليون ريال و خريد به صورت واردات، به مبلغ پنج ميليون ريال بوده و با فرض اين كه نرخ ماليات 10% باشد، اين شركت در مرحله خريد از داخل يك ميليون ريال   ( 1،000،000 = 10% *10،000،000 ) و در مرحله واردات به اندازه پانصدهزار ريال (500،000 = 10% * 5،000،000) ماليات بر ارزش افزوده به سازمان مالياتي كشور پرداخت مي نمايد. همچنين، اگر فرض شود اين شركت محصول توليدي خود را به مبلغ چهل ميليون ريال بفروشد، موظف است هنگام صدور فاكتور، ماليات بر ارزش افزوده را جداگانه محاسبه و از خريدار دريافت نمايد (4،000،000 = 10% *40،000،000 ).

بديهي است قيمت پرداختي خريدار، چهل و چهار ميليون ريال خواهد بود. اين شركت موظف است ماليات هاي پرداختي در مراحل قبلي ( خريد از داخل و واردات ) را از ماليات هاي وصولي كسر نموده و مابقي را همراه با اظهارنامه، به سازمان مالياتي پرداخت نمايد.  

۲.۵۰۰.۰۰۰= (۵۰۰.۰۰۰+ 1،000،000 ) - 4،000،000

بنابراين مجموع ماليات بر ارزش افزوده پرداخت شده به سازمان مالياتي برابر
ريال ۴.۰۰۰.۰۰۰= ( ۲.۵۰۰.۰۰۰+ ۱.۵۰۰.۰۰۰) خواهد بود.

  • مثال ديگر:

شركت آلفا، وارد كننده و فروشنده ماشين آلات توليدي است. اين شركت در پائيز سال 1387، اقدام به خريد ماشين آلاتي نموده است كه مجموع ارزش گمركي و حقوق ورودي آنها، مبلغ 2,000,000,000 ريال و قيمت تمام شده سفارش مربوط به اين واردات، 2،200،000،000 ريال است. لذا بايستي مبلغ زير را به عنوان ماليات بپردازد:

مبلغ مشمول

ماليات

عوارض شهرداري

جمع VAT

درصد

مبلغ

درصد

مبلغ

2،000،000،000

5/1 %

30،000،000

5/1 %

30،000،000

60،000،000

 ثبت حسابداري مربوط به اين رويداد مالي:

نام حساب

بدهكار

بستانكار

خريد / موجودي

2،200،000،000

 

پيش پرداخت ماليات بر ارزش افزوده

30،000،000

 

پيش پرداخت عوارض بر ارزش افزوده

30،000،000

 

سفارشات

 

2،200،000،000

پرداختني / بانك

 

60،000،000

 همان گونه كه مشاهده مي شود، VAT پرداخت شده، جزء قيمت تمام شده سفارش نمي باشد.

شركت آلفا، ماشين آلات فوق را به قيمت 3،000،000،000 ريال به فروش مي رساند. محاسبه مبلغ VAT و ثبت حسابداري مربوط به فروش، به شرح جدول زير است:

مبلغ مشمول

ماليات

عوارض شهرداري

جمع VAT

درصد

مبلغ

درصد

مبلغ

3,000,000,000

5/1 %

45,000,000

5/1 %

45,000,000

90,000,000

 

نام حساب

بدهكار

بستانكار

بانك / دريافتني

3,090,000,000

 

فروش

 

3,000,000,000

ماليات بر ارزش افزوده پرداختني

 

45,000,000

عوارض بر ارزش افزوده پرداختني

 

45,000,000

در پايان دوره مالياتيِ پائيز 1387، شركت آلفا، بابت VAT مبلغ 30،000،000 ريال به سازمان امور مالياتي بدهكار است كه طي ثبت حسابداريِ زير، آن را مي پردازد:

نام حساب

بدهكار

بستانكار

ماليات بر ارزش افزوده پرداختني

45,000,000

 

عوارض بر ارزش افزوده پرداختني

45,000,000

 

پيش پرداخت ماليات بر ارزش افزوده

 

30،000،000

پيش پرداخت عوارض بر ارزش افزوده

 

30،000،000

بانك

 

30،000،000

 در اين مثال، شركت آلفا مبلغ 45،000،000 ريال ماليات پرداخته و به اندازه همين مبلغ نيز دريافت نمود است و چون مصرف كننده نهائي ماشين آلات نيست، لذا از بابت VAT ، خروجي يا ورودي وجه نقد نخواهد داشت.

پايان بخش دوم ، ادامه دارد .....

همه چيز درباره ماليات بر ارزش افزوده ( Value Added Tax: VAT ) - بخش اول

•    ماليات.

وجوهي که دولت براي تامين هزينه هاي خود، از اشخاص اخذ مي نمايد، ماليات ناميده مي شود.

•    ارزش افزوده.

از ديدگاه اقتصادي، ارزش افزوده مابه التفاوت ارزش ستانده و ارزش داده است. اما در تدوين قانون, به لحاظ ارائه نگرشِ مطلوبِ اجرايي, اين تعريف بر اساس استانداردهاي حسابداري و با تكيه بر روش صورتحساب ارائه مي گردد. بر اين اساس، ارزش افزوده، تفاوت بين ارزش كالاها و خدمات عرضه شده با ارزش كالاها و خدمات خريداري شدة يك شخص، در يك دوره معين تعريف مي شود.

• ماليات بر ارزش افزوده ( Value Added Tax: VAT ).

مالياتي است غيرمستقيم كه بر مصرف، وضع و به روش غيرمستقيم، وصول مي شود. همچنين، ماليات بر ارزش افزوده، نوعي ماليات چند مرحله اي است كه در مراحل مختلف زنجيرة واردات، توليد و توزيع بر اساس درصدي از ارزش افزوده كالاهاي فرخته شده يا خدمات ارائه شده، در هر مرحله اخذ مي گردد ولي ماليات پرداختي، در هر مرحله از زنجيرة واردات، توليد و توزيع، به عنصر مرحله بعديِ زنجيره انتقال مي يابد تا نهايتا" توسط مصرف كننده نهائي، پرداخت گردد.

ماليات بر ارزش افزوده، مالياتي است كه كليه عرضه كنندگان كالاها و خدمات ( موديان اين نظام مالياتي )، بايستي علاوه بر بهاي كالا و خدمات، به صورت درصدي از بهاي فروش، در زمان فروش از خريداران اخذ و به صورت دوره اي ( فصلي )، به سازمان امور مالياتي كشور، واريز نمايند.

  • تاريخچة ماليات بر ارزش افزوده:

اين ماليات نخستين بار توسط فون زيمنس در سال 1951 به منظور فائق آمدن بر مسائل مالي كشور آلمان طرح ريزي گرديد. ليكن به رغم علاقه و تمايل شديد كشورهايي نظير آرژانتين و فرانسه در خصوص آگاهي از چگونگي ساختار آن، اين ماليات به طور رسمي تا سال 1954 به مرحله اجرا در نيامد. از سال 1954به بعد، برزيل، فرانسه، دانمارك و آلمان در زمره نخستين كشورهايي بودند كه اين ماليات را  در نظام مالياتي كشور خود معرفي نمودند. كره جنوبي نخستين كشور آسيايي است كه درسال 1977 با كمك صندوق بين المللي پول توانست اين ماليات را در نظام مالياتي خود پياده نمايد و به دنبال آن كشورهاي تركيه، پاكستان، بنگلادش و لبنان نيز اقدام به اجراي اين ماليات نمودند. هم اكنون بيش از 120 كشور جهان از سيستم ماليات بر ارزش افزوده بهره مند هستند.

به منظور اجراي اين ماليات در كشور جمهوري اسلامي ايران، لايحه آن براي اولين بار در دي ماه 1366 تقديم مجلس شوراي اسلامي گرديد. لايحه مزبور در كميسيون اقتصادي مجلس مورد بررسي قرار گرفت و پس از اعمال نظرات موافق و مخالف به صحن علني مجلس ارائه گرديد كه پس از تصويب 6 ماده از آن بنا به تقاضاي دولت و به دليل اجراي سياست "تثبيت قيمتها" به دولت مسترد گرديد.

درسال 1370 بخش امور مالي صندوق بين المللي پول، در راستاي اصلاح نظام مالياتي جمهوري اسلامي ايران، اجراي سياست ماليات بر ارزش افزوده را به عنوان يكي از عوامل اصلي افزايش كارايي و اصلاح نظام مالياتي پيشنهاد نمود. با توجه به نظرات كارشناسان صندوق بين المللي پول، مطالعات و بررسي هاي متعددي در اين زمينه در وزارت امور اقتصادي و دارايي صورت پذيرفت و اجراي ماليات بر ارزش افزوده در سمينارها و كميته هاي مختلف علمي، با حضور كارشناسان داخلي و خارجي مورد تاكيد قرار گرفت. اما در عمل به مرحله اجرا در نيامد.

وزارت امور اقتصادي و دارايي در راستاي طرح ساماندهي اقتصادي كشور، انجام اصلاحات اساسي در سيستم مالياتي از جمله حذف انواع معافيت ها، حذف انواع عوارض و گسترش پايه مالياتي را با تاكيد خاص بر كارايي نظام مالياتي، شروع نمود و مطالعات جديد امكان سنجي در اين زمينه به عمل آورد. با توجه به اهميت بسط پايه مالياتي به عنوان يكي از اصول اساسي سياست هاي مالي طرح ساماندهي اقتصاد كشور، معاونت درآمدهاي مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي، مطالعات علمي متعددي را با در نظر گرفتن خصوصيات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور در زمينه اجراي ماليات بر ارزش افزوده، از دي ماه 1376 آغاز كرد. لايحه ماليات بر ارزش افزوده، اكنون با در نظر گرفتن اثرات اقتصادي ناشي از اجراي اين ماليات، با اصلاحات و بازنگري هاي متعدد، به مجلس شوراي اسلامي ارائه شده است.

تاريخچة VAT در ايران به سال 1366 باز مي گردد. در اين سال، لايحة VAT به مجلس ارائه گرديد كه در شور اول تصويب و در شور دوم هم 6 ماده از آن تصويب گرديد اما به دليل سياست تصويب قيمت ها، به دولت مسترد گرديد. در سال 1384، كليات اين قانون در صحن علني مجلس، تصويب گرديد. در سال 1385 مجلس، بر اساس اصل 85  قانون اساسي، اجراي آزمايشي VAT ( براي 5 سال ) را به كميسيون امور اقتصادي، تفويض نمود. نهايتا" در خرداد 1387، قانون ماليات بر ارزش افزدوه، به تائيد نهائي شوراي نگهبان رسيد و در اول تيرماه 1387، توسط رياست جمهوري، جهت اجراء ابلاغ گرديد.

پايان بخش اول، ادامه دارد ......

نمونه سئوالات تعيين سطح حسابداري دولتي

1 _ كداميك از موارد زير از تفاوتهاي حسابداري دولتي و بازرگاني نمي باشد ؟

الف : استفاده از منابع مالي كمياب جهت توليد كالا و خدمت .

ب :  لزوم رعايت كنترل بودجه اي .

ج :  تفاوت در مبناي حسابداري .

د :  رجحان قوانين و مقررات بر استانداردها و اصول حسابداري .

2 _  سيستم حسابداري دولتي همكاران سيستم در مجموع چند سطحي است.

الف : 10 سطحي

ب : 14 سطحي

ج : 13 سطحي

د : 9 سطحي

3 _ در سيستم حسابداري دولتي همكاران سيستم حداكثر چند حساب مستقل ميتوان تعريف نمود .   

الف :  دو حساب مستقل

ب : محدوديت خاصي نداريم

ج : سه حساب مستقل

د : هفت حساب مستقل

4 _ در زمان ابلاغ اعتبار از سوي سازمان مديريت، كدام حساب زير بدهكار ميشود ؟

الف : اعتبار مصوب

ب : دستگاه اجرايي

ج : اعتبار تخصيص يافته

د : تخصيص اعتبار

5 _ كدام حساب زير در زمان درخواست وجه از خزانه بابت اعتبار تخصيص يافته بستانكار مي شود ؟

الف : تنخواه گردان موقت

ب : تخصيص اعتبار

ج : حساب موقت بانكي

د : تنخواه گردان حسابداري

6 _ كدام مورد از انواع پرداختهاي غير قطعي در حسابداري دولتي نمي باشد ؟

الف : هزينه

ب : پيش پرداخت

ج : علي الحساب

د : تنخواه گردان

7 _  مبناي حسابداري دولتي در ايران كدام است ؟

الف : مبناي تعهدي كامل

ب : مبناي نقدي

ج : مبناي تعهدي تعديل شده

د : بر اساس قانون اين مبنا سالانه تغيير ميكند.

8 _  كداميك از موارد زير از امور بودجه سالانه كشور نمي باشد؟

الف : امور سياسي

ب : امور دفاعي

ج : امور اقتصادي

د : امور عمومي

9 _ كداميك از موارد زير صحيح مي باشد ؟

الف :  عمليات تخصيص اعتبار يكي از مراحل خرج است .

ب :  درخواست وجه از خزانه همواره بعد از تخصيص اعتبار صورت مي گيرد و خزانه لزوما تمام وجه درخواستي را به دستگاه پرداخت نمي كند .

ج :  در دستگاههاي مختلف بنا به نظر و تائيد ذيحساب ميتوان براي هردو موضوع ابلاغ بودجه و موافقتنامه سند حسابداري صادر نكرد.

د :  امكان پرداخت به ذينفع در صورت صحت و تائيد مدارك مثبته توسط مقام مسئول ، قبل از تامين اعتبار وجود دارد .

10  _  صورت درآمد و هزينه در حسابداري دولتي معادل كداميك از صورتهاي مالي در حسابداري بازرگاني است ؟

الف : ترازنامه

ب : صورتحساب سرمايه

ج : صورت سود وزيان

د : صورت گردش وجوه نقد

ارز و حسابداري ارزي – بخش 3 از 3

ساير موارد كاربرد

 

در اين قسمت به مواردي كه در عمل به نحوي بر عمليات شركتها يا موسساتي تاثير ميگذارد مورد بررسي قرار ميگيرد اين موارد  معمولا بر اثر عمليات ساير سازمانها موثر در بازار ارز باشد.

 

انتقال ارز از حسابهاي ارزي به حسابهاي ريالي در بانكها

 

 شركتهاي كه داراي عمليات ارزي هستند معمولا نزد بانكها حسابهاي را براي عمليات ارزي- بانكي خود افتتاح مي كنند و معمولا بعد از تحصيل ارز اقدام به تبديل آن به ريال مي نمايد . براي تبديل معمولا به بانك دستور مي دهند كه مبلغي ارز را  از حساب ارزي آنها به حساب ريالي آنها انتقال دهند و بانكها نيز براساس نرخهاي مصوب بانك مركزي يا بانك مروبطه اقدام به تبديل ارز به ريال نموده به حساب مورد نظر انتقال ميدهند. كارمزد مربوط به عمليات تبديل در بانكها براساس مقررات تعيين شده محاسبه ميگردد در اين مرحله بانكها به دو گونه عمل مي نمايد .

1.       كارمزد محاسبه شده بصورت يك سند هزينه جداگانه از حساب ريالي كسر مي گردد و مبلغ تبديل شده نيز به حساب ريالي واريز ميگردد. در اين صورت مبلغ كارمزد به حساب هزينه هاي مالي كارمزد بانكي منظور شده  و در نهايت در عملكرد سال جاري بعنوان بخشي از هزينه هاي دوره در نظر گرفته ميشود و حساب ريالي نيز بصورت صحيح نمايش دهنده عمليات تبديل مي باشد.

2.       كارمزد محاسبه شده از مبلغ تبديل كسر گرديده و سپس مبلغ جديد به حساب ريالي واريز ميگردد. در اين صورت هزينه مروبط به كارمزد عملا  قابل شناسائي نيست و در نهايت در سود و زيان تسعير ارز تاثير خود را ميگذارد. در اين حالت رابطه بين مقدار ارز و ريال و نرخ تبديل ديگر برقرار نيست و شركتها مجبور ميشوند كه مبلغ ارز را بر مبلغ ريال تقسيم نموده و يك نرخ جديد براي خود در نظر بگيرند.  منطقا شركتها بايد با بانكهائي كه بدينگونه عمل مي نمايد به يك توافق منطقي برسند تا بانكها بگونه اول عمل نمايند در صورت گردش عمليات زياد مبلغ نسبتا زيادي از هزينه و درآمدها احتمالي با هم تهاتر ميگردد.

 

تبديل ارزها به يكديگر

 

 گاهي شركتها در عمليات خود با مشتريان قرار داد را با يك نوع ارز منعقد مي‌نمايد كه بعنوان ارز پايه در نظر گرفته ميشود.

ولي در زمان تسويه حساب ، تسويه حساب با يك ارز ديگر كه بعنوان ارزش جايگزين در نظر گرفته ميشود ، صورت ميگيرد.

در اين حالت عمليات كمي پيچيده تر ميگردد بدين معنا كه علاوه بر نگهداري رابطه ارز پايه با ريال بايد رابطه بين ارز پايه و جايگزين را نيز نگهداري و در زمان تبديل و تسعير در نظر گرفت. در كشور ما چون رابطه بين هر ارزها با ريال تعريف ميشود (نرخ ارز) به همين خاطر رابطه بين ارز پايه و جايگزين نيز عملا براساس تناسب بين نرخ هاي آنها به ريال بايد نگهداري شود  و در زمان محاسبه مانده بدهي يا طلب مشتريان بايد با توجه به نسبتهاي زمان تسويه ، عمل تسويه حساب صورت گيرد .  نكته قابل توجه در اين حالت اين استكه در اين حالت معمولا مبلغ تسعير تحت تاثير رابطه بين ارزها در كشور مشتري با رابطه بين ارز در كشور ما قرار گرفته و ممكن است باعث سود و زياني بيشتر يا كمتر از حالت تك ارزي شود .

محاسبه مبلغ تسويه در زمان تسويه براساس ارز جايگزين

 

اصطلاحات

نمادها

نرخ ارز پايه به ريال در زمان تسويه

R1

نرخ ارز جايگزين به ريال در زمان تسويه

R2

نرخ تبديل

R3

مبلغ ارز جايگزين در زمان تسويه

C

مبلغ ارز پايه در زمان تسويه

M

 

R1/R2=R3      C/R3=M

 

بر اين اساس وقتي مشتري ارز جايگزين را به مبلغ ( c  )  پرداخت مينمايد در عمل معادل مبلغ (M) واحد از ارز پايه كسر ميگردد.

محاسبه تسعير ارز  براي زمان وجود ارز جايگزين

نحوه محاسبه تسعير ارز براساس فرمول زير صورت ميگيرد

 

اصطلاحات

نمادها

مانده ارز پايه در زمان تسعير با در نظر گرفتن تسويه هاي براساس ارز جايگزين

C

نرخ تسعير

R

مانده ريالي قبل از تسعير (مجموع گردش ريالي ارز پايه و جايگزين مزبور بعلاوه مبالغ تسعير قبلي)

M

مبلغ تسعير

N

مبلغ ريالي كه بعد از تسعير ارز بايد در حساب ثبت گردد

T

 

C*R=T        T-M=N

مبلغ محاسبه شده بايد به حساب سود (زيان) تسعير ارز و حساب تسعير شده منظور گردد.

اما بدليل سختي محاسبه مانده ارز براساس ارز پايه در عمل نحوه محاسبه بصورت زير انجام ميگيرد. بدين معنا كه گردش ارز پايه بتنهائي تسعير مي گردد و سپس گردش ارز جايگزين بصورت مجزا برحسب نرخ تبديلهاي مختلف تسعير ميگردد. مطابق

 

اصطلاحات

نمادها

مانده ارز پايه در زمان تسعير بدون در نظر گرفتن تسويه هاي براساس ارز جايگزين

C1

مانده ارز جايگزين در زمان تسعير

C2

نرخ تسعير ارز پايه

R

مانده ريالي ارز پايه قبل از تسعير (مجموع گردش ريالي ارز پايه مزبور بعلاوه مبالغ تسعير قبلي)

M1

مانده ‌ريالي ‌ارزجايگزين قبل از تسعير (مجموع‌ گردش‌ ريالي ارزجايگزين مزبوربعلاوه مبالغ تسعير قبلي)

M2

نرخ تبديل ارز جايگزين به ارز پايه

RC

مبلغ تسعير ارز پايه

N1

مبلغ تسعير  ارز جايگزين

N2

مبلغ ريالي كه بعد از تسعير ارز پايه بايد در حساب ثبت گردد

T1

مبلغ ريالي كه بعد از تسعير ارز جايگزين بايد در حساب ثبت گردد

T2

مبلغ ريالي كه بعد از تسعير ارز بايد در حساب ثبت گردد

T

 

محاسبه تسعير براساس ارز پايه

C1*R=T1                   T1-M1=N1

محاسبه تسعير براساس ارز جايگزين

(C2/RC)*R=T2         T2-M2=N2

محاسبه مبلغ تسعير ارز كه بايد در حسابها درج گردد.

N1+N2=T

 

اسناد حسابداري تسعير ارز براي زمان بيش از يك ارز

در اين حالت سند تسعير بتفكيك هر ارز صادر ميگردد.

 

نوع عمليات

نتيجه محاسبات

حساب بدهكار

حساب بستانكار

تسعير ارز 

در صورتيكه محاسبه منجر به سود شود

حساب مورد نظر

حساب سود (زيان) تسعير ارز

تسعير ارز 

در صورتيكه محاسبه منجر به زيان  شود

حساب سود (زيان) تسعير ارز

حساب مورد نظر

 

نكته مهم در اين روش اين است كه زماني كه اسناد افتتاحيه صادر ميگردد مانده ارزهاي جايگزين از مانده ارز پايه كسر شده و خالص ارز پايه به سال بعد منتقل ميگردد.

پايان

ارز و حسابداري ارزي – بخش 2 از 3

بخش دوم عمليات اجرائي

 

برخي از شركتها و سازمانها در اجراي عمليات خود بدليل ارتباط با اشخاص حقيقي يا حقوقي ساير كشورها نياز به ارزهاي مختلف بخصوص ارزهاي معتبر جهاني دارند در اين راستا طبعا بايد اطلاعات مروبط به اين عمليات ارزي علاوه بر ريال بايد برحسب ارز مروبطه نيز در حسابها نگهداري شود و در نهايت در مقاطع خاصي با توجه به استاندارهاي حسابداري عمليات تسعير براي آنها صورت گيرد .

براي اينمنظور شركتها در حسابهاي خود علاوه بر مبلغ ريالي عمليات بايد مقدار ارز و نوع ارز و نرخ آن را نگهداري نمايند. قبلا در رابطه با نوع ارز توضيحاتي داده شده حال در رابطه با نرخ ارز ، محاسبه مبلغ تسعير و ساير مواردي كه در عمل پيش مي‌آيد بحث مي كنيم .

نرخ ارز

نرخ ارز منظور مبلغي به پول ملي است كه بابت خريد يك واحد مبادله از هر ارز پرداخت ميشود .

تعيين نرخ ارز در هر كشور تابع قوانين همان كشور ميباشد  مثلا در كشورهاي پيشرفته تعيين نرخ ارز در بازار ارز تعيين ميشود و دولتها چنانچه نياز به تغيير در نرخ ارز داشته باشند براي دخالت همانند يك مشتري در بازار اقدام به افزايش تقاضا يا عرضه مي نمايند تا با اين كار قيمت را  بالا يا پائين بياورند . در برخي از كشورها تعيين نرخ ارز توسط بانك مركز بعنوان اصلي ترين عرضه كننده ارز در كشور تعيين ميشود در اين حالت تعيين نرخ از آزادي عملي كمتري برخوردار است و در برخي از كشورها بصورت چند نرخي يا تك نرخي توسط بانك مركزي نرخ ارز كنترل ميشود.

در كشور ما نرخ ارز هر روزه توسط بانك مركزي بصورت نرخ خريد و نرخ فروش اعلام ميشود ضمنا در كنار بانك مركزي صرافي ها هم نرخ ديگري را  كمي متفاوت با نرخ بانك مركزي است اعلام مي نمايند بهر حال در هر روز حداقل دو نرخ خريد و فروش ارز وجود دارد كه تفاوت جزئي را دارد.

سازمانهائي كه داراي عمليات ارزي هستند به روشهاي مختلفي بشرح زير با نرخ ارز برخورد ميكنند .

1.       برخي از شركتها يك نرخ ارز در ابتداي دوره مالي براي عمليات خود تعيين مي كنند و تا پايان سال مالي يا حداقل تا زماني كه نرخ ارز تغييرات قابل ملاحظه ننموده است با همان نرخ كليه عمليات خود را ثبت و نگهداري مي كنند و در پايان سال اقدام به تسعير مانده حسابهاي خود مي نمايند.

a.       مزيت استفاده از اين روش سهولت كاربري آن است بدليل عدم وجود نرخهاي متفاوت .

b.       ايراد اين روش اين است كه چنانچه تغييرات نرخ ارز نسبتا زياد باشد قسمتي از هزينه‌هاي و درآمدهاي عملياتي حساب سود و زيان تسعير ارز منتقل ميشود.

2.       برخي از شركتها در ابتداي هر ماه يا دوره هاي مشخص نرخ ارز را تغييرداده و عمليات ماه يا دوره قبل را با نرخ جديد تسعير مي نمايند.

a.       مزيت استفاده از اين روش هم سهولت كاربري آن است

b.       در اين روش هم چنانچه تغييرات نرخ ارز نسبتا زياد باشد باز هم مقدار البته كمتراز روش قبل هزينه و درآمدهاي عملياتي به سود و زيان تسعير منتقل ميشود

3.       برخي از شركتها بصورت روزانه از نرخهاي جاري استفاده مي كنند و در پايان سال يا مقاطع مورد نظر اقدام به تسعير ارز مي نمايند

a.       مزيت اين روش اينست كه كليه عملياتي كه به قيمت‌تمام‌شده تاريخي بايد ثبت شوند مثل خريد مواد اوليه و دارائي ثابت به روش صحيح ثبت ميشوند.

b.       ايراد اين روش وجود نرخ هاي متعدد ارز است كه هزينه و زمان زيادي را براي كنترل مي طلبد.

 

 

 

 

محاسبه تسعير ارز

نحوه محاسبه تسعير ارز براي هر ارز براساس فرمول زير صورت ميگيرد

 

اصطلاحات

نمادها

مانده ارز  در زمان تسعير

C

نرخ تسعير

R

مانده ريالي قبل از تسعير (مجموع گردش ريالي ارز مزبور بعلاوه مبالغ تسعير قبلي)

M

مبلغ تسعير

N

مبلغ ريالي كه بعد از تسعير ارز بايد در حساب ثبت گردد

T

 

C*R=T    

T-M=N

مبلغ محاسبه شده بايد به حساب سود (زيان) تسعير ارز و حساب تسعير شده منظور گردد.

 

اسناد حسابداري

صدور سند حسابداري تسعير ارز برمبناي هر ارز بصورت زير خواهد بود .

 

نوع عمليات

نتيجه محاسبات

حساب بدهكار

حساب بستانكار

تسعير ارز 

در صورتيكه محاسبه منجر به سود شود

حساب مورد نظر

حساب سود (زيان) تسعير ارز

تسعير ارز 

در صورتيكه محاسبه منجر به زيان  شود

حساب سود (زيان) تسعير ارز

حساب مورد نظر

 

ارز و حسابداري ارزي – بخش 1 از 3

پيشگفتار

 

هدف اين نوشتار آن بوده تا دوستانی كه مي‌خواهند در زمينه مباحث ارزي در آينده فعاليتي داشته باشند , بتوانند به عينيت مسايل مربوط با اين مبحث را شناخته و در عمل پاسخگو باشند

نتيجه اينكه مباحث ارايه شده در اين حوزه معطوف به موضوعات تحليلي و تجربي بوده و تا حد ممكن اشاره اي به نرم افزار ارزي خاصي نشده است , تا كارشناسان بتوانند بدون وابستگي به نرم افزار از قوه تحليلي بالايي برخوردار شوند .

 

بخش اول اطلاعات پايه

تعريف

در استانداري شماره 16 حسابداري (1) تعاريف زير براي اصطلاحات مروبط به ارز بكار رفته است

  1. واحد پول گزارشگري - عبارت است از واحد پول مورد استفاده از در ارائه صورتهاي مالي .
  2. ارز – عبارت است از هر واحد پولي به غير از واحد پول گزارشگري
  3. تسعير- فرايندي است كه از طريق آن اطلاعات مالي مبتني بر ارز برحسب واحد پول گزارشگري بيان شود واژه تسعير ، گزارش معاملات منفرد ارزي برحسب واحد پول گزارشگري و همچنين برگردان يك مجموعه كامل صورتهاي مالي تهيه شده بر حسب ارز به واحد پول گزارشگري را در بر مي گيرد.
  4. نرخ تسعير – عبارت است از نرخ تبديل دو واحد پول به يكديگر (شامل انواع نرخهاي برابري رسمي و قراردادي و غيره ) كه در فرايند تسعير بكارگرفته ميشوند.
  5. تفاوت تسعير – عبارت است از تفاوت ناشي از تسعير ميزان معيني از يك ارز به واحد پول گزارشگري با نرخهاي تسعير متفاوت .
    1. تفاوت ناشي از از تسويه يا تسعير اقلام پولي ارزي با نرخهاي كه در ثبت اوليه اين اقلام يا در تسعير اين اقلام در صورتهاي مالي دوره قبل بكار رفته است بايد به عنوان در آمد يا هزينه دوره وقوع شناسائي شود. (بند 16 از استاندارد 16 (1)
  6. اقلام پولي – عبارت است از وجه نقد و دارائيها و بدهيهاي كه قرار است به مبلغ ثابت يا قابل تعييني از وجه نقد دريافت و پرداخت شود .
  7. معاملات ارزي – معامله ارزي معامله است كه به ارز انجام ميشود يا مستلزم تسويه به ارز است . (معاملات ارزي در زمان شناخت اوليه بايد براساس نرخ تسعير در تاريخ انجام معامله به ريال ثبت شود)

انواع ارز

در هر موسسه بايد انواع ارزهائي را كه مورد استفاده قرار ميدهد را تعيين و تعريف نمايد ضمنا در تعريف اين ارزها بايد به واحدهاي كوچكتر آن ارز و واحدهاي مبادله آنها توجه داشته باشد.

·         منظور از واحد مبادله تعداد واحدهاي از ارز مورد نظر است كه در زمان اعلام نرخ ارز بعنوان يك واحد معامله در نظر گرفته ميشود مثلا يك صد ين ژاپن يا سي پزو مكزيك و ...

·         منظور از واحدهاي كوچكتر هر ارز منظور واحدهاي كوچكتر از واحد اصلي آن ارز ميباشد و رابطه مقداري واحدهاي كوچكتر با واحد اصلي است مثلا دلار دارائي واحد كوچكتري بنام سنت است كه هر يكصد سنت معادل يك دلار ميباشد و يا مثلا دينار كويت كه داراي يك واحد كوچكتر است هر هزار واحد معادل يك واحد ميباشد.

عناوین استانداردهاي حسابداري :

شماره استاندارد

عنوان استاندارد

استاندارد شماره 1

نحوه ارائه صورتهاي مالي

استاندارد شماره 2

صورت جریان وجوه نقد

استاندارد شماره 3

درآمد عملياتي

استاندارد شماره 4

حسابداري پيشامدهاي احتمالي

استاندارد شماره 5

حسابداري پيشامدهاي احتمالي

استاندارد شماره 6

گزارش عملكرد مالي

استاندارد شماره 7

حسابداري‌ مخارج‌ تحقيق‌ و توسعه حسابداري‌ مخارج‌ تحقيق‌ وتوسعه

استاندارد شماره 8

حسابداري‌ موجودي‌ مواد و كالا

استاندارد شماره 9

حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت

استاندارد شماره 10

حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌

استاندارد شماره 11

حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود

استاندارد شماره 12

افشاي‌ اطلاعات‌ درخصوص‌ اشخاص‌ وابسته

استاندارد شماره 13

حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌

استاندارد شماره 14

نحوه‌ ارائـه‌ داراييهاي‌ جاري‌ و بدهيهاي‌ جاري‌

استاندارد شماره 15

حسابداري‌ سرمايه‌گذاريها

استاندارد شماره 16

تسعير ارز

استاندارد شماره 17

حسابداري‌ داراييهاي‌ نامشهود

استاندارد شماره 18

صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌وحسابداري‌ سرمايه‌گذاري‌ درواحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌

استاندارد شماره 19

تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌

استاندارد شماره 20

حسابداري‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌

استاندارد شماره 21

حسابداري‌ اجاره‌ها

استاندارد شماره 22

گزارشگري‌ مالي‌ ميان‌دوره‌اي‌

استاندارد شماره 23

حسابدارى مشاركتهاى خاص‏

استاندارد شماره 24

گزارشگرى مالى واحدهاى تجارى در مرحله قبل از بهره‏بردارى

استاندارد شماره 25

گزارشگرى بر حسب قسمتهاى مختلف

استانداردهاي حسابداري

مقدمه:

وجود اطلاعات‌ مالي‌ شفاف‌ و قابل‌ مقايسه‌ ركن‌ ركين‌ پاسخگويي‌ و تصميم‌گيريهاي‌ اقتصادي‌ آگاهانه‌ و از ملزومات‌ بي‌بديل‌ توسعه‌ و رشد اقتصادي‌ در بخش‌ خصوصي‌ و دولتي‌ است‌. صاحبان‌ سرمايه‌، اعتباردهندگان‌، دولت‌ و ديگر استفاده‌كنندگان‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ در زمينه‌ خريد، فروش‌، نگهداري‌ سهام‌، اعطاي‌ وام‌، ارزيابي‌ عملكرد مديران‌، و ديگر تصميمات‌ اقتصادي‌ مهم‌ به‌ اطلاعات‌ مالي‌ معتبر، مربوط‌ و قابل‌ فهم‌ نياز دارند. سرمايه‌گذاران‌ زماني‌ در يك‌ واحد اقتصادي‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌كنند كه‌ اولاً درباره‌ آن‌ اطلاعات‌ كافي‌ (شامل‌ اطلاعات‌ مالي‌) داشته‌ باشند و ثانياً به‌ اين‌ اطلاعات‌ اطمينان‌ كنند. اعتباردهندگان‌ نيز بدون‌ اطلاع‌ از وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ يك‌ واحد نمي‌توانند منابع‌ مالي‌ خود را در اختيار آن‌ قرار دهند. دولت‌ هم‌ در تصميم‌گيريهاي‌ مالي‌ مختلف‌ در سطح‌ اقتصاد خرد و كلان‌ به‌ اطلاعات‌ مالي‌ نياز دارد. همه‌ اين‌ تصميمات‌، سرنوشت‌ اداره‌ منابع‌ كمياب‌ اقتصادي‌ كشور را رقم‌ مي‌زند و بنابراين‌ در صورتي‌ كه‌ تصميمات‌ آگاهانه‌ و مبتني‌ بر اطلاعات‌ شفاف‌ و قابل‌ مقايسه‌ نباشد، منابع‌ اقتصادي‌ تلف‌ و اقتصاد كشور آسيب‌ مي‌بيند.

اگر چه‌ اطلاعات‌ مالي‌ از منابع‌ مختلف‌ قابل‌ استخراج‌ است‌، اما در حال‌ حاضر صورتهاي‌ مالي‌ هسته‌ اصلي‌ منابع‌ اطلاعات‌ مالي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد و بنابراين‌ بايد از كيفيت‌ مطلوبي‌ برخوردار باشد. صورتهاي‌ مالي‌ زماني‌ از كيفيت‌ مطلوب‌ برخودار خواهد بود كه‌ براساس‌ ضوابط‌ معتبر يعني‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ شده‌ باشد.

استانداردهاي‌ حسابداري‌ ضوابط‌ شناسايي‌ و اندازه‌گيري‌ داراييها، بدهيها، سرمايه‌، درآمدها و هزينه‌ها را مشخص‌ مي‌كند و در نتيجه‌ داراي‌ آثار و تبعات‌ اقتصادي‌ است‌، از اين‌ رو بايد توسط‌ مراجع‌ مربوط‌ و مسئولي‌ تدوين‌ شود.

در ايران‌ براساس‌ بند 4 تبصره‌ 2 قانون‌ تشكيل‌ سازمان‌ حسابرسي‌ و ماده‌ 6 قانون‌ اساسنامه‌ سازمان‌ حسابرسي‌، وظيفه‌ تدوين‌ و تعميم‌ اصول‌ و ضوابط‌ حسابداري‌ و حسابرسي‌ به‌ اين‌ سازمان‌ محول‌ شده‌ است‌. همچنين‌ براساس‌ بند "ز" ماده‌ 7 اساسنامه‌ قانوني‌ سازمان‌ حسابرسي‌، "مرجع‌ تخصصي‌ و رسمي‌ تدوين‌ اصول‌ و ضوابط‌ حسابداري‌ و حسابرسي‌ در سطح‌ كشور سازمان‌ است‌ و گزارشهاي‌ حسابرسي‌ و صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ در تنظيم‌ آنها اصول‌ و ضوابط‌ تعيين‌شده‌ از طرف‌ سازمان‌ رعايت‌ نشده‌ باشد در هيچ‌ يك‌ از مراجع‌ دولتي‌ قابل‌ استفاده‌ نخواهد بود".

منبع : نشريه ش 160 سازمان حسابرسي

به زودي و در مطالب بعدي به بيان موارد و استانداردهاي حسابداري خواهم پرداخت .

آشنايي با سرفصل (كدينگ) حسابداري – بخش دوم و پاياني

كد

نام حساب

شرح حساب

3000

بدهي هاي جاري

بدهي هاي جاري تعهدات كوتاه مدتي است كه انتظار مي رود تسويه يا واريز آن ها مستلزم دارايي هاي جاري موجود يا ايجاد بدهي هاي جاري ديگر باشد. سه طبقه عمده بدهي هاي جاري را بدهي هاي ناشي از تحصيل كالاها و خدمات كه وارد عمليات مي شوند، وجوه وصول شده به شكل پيش دريافت براي تحويل كالا يا ارائه خدمات در آينده و ساير بدهي هايي كه انتظار مي رود طي سال مالي آتي واريز شود.

3100

حساب ها و اسناد پرداختني تجاري

اسناد پرداختني معرف چك، سفته و برواتي است كه بر مبناي آن بنگاه اقتصادي متعهد به پرداخت مبالغ مشخصي در زمان هاي معين شده است و حسابهاي پرداختني نيز نشانگر تعهدات واحد اقتصادي است كه ناشي از خريد مواد و كالا باشد.

3200

ساير حساب ها و اسناد پرداختني

كليه بدهي هاي كوتاه مدت واحد هاي اقتصادي كه ناشي از دريافت خدمات، وصول وجه نقد به نيابت از طرف اشخاص ديگر و دريافت وجه به عنوان تضمين حسن انجام كار باشد، در اين گروه جاي مي گيرد. علاوه بر اين، ساير اسناد و حساب هايي كه به طور مستقيم از عمليات موسسه نشات نگرفته باشند، در اين طبقه جاي مي گيرند.

3300

پيش دريافت ها

پيش دريافت ها، مي تواند معرف تعهدات واحد تجاري مبني بر ساخت و تحويل كالا به مشتريان و همچنين ساير پيش دريافت ها باشد

3400

ذخيره ماليات

شرط طبقه بندي ذخيره ماليات به عنوان بدهي جاري، انتظار پرداخت و تسويه آن از محل دارايي هاي جاري طي سال مالي آتي است. در حقيقت، ذخيره ماليات يكي از بدهي هاي برآوردي واحد اقتصادي محسوب مي شود.

3500

ساير ذخاير

ذخاير مختلف همچون ذخيره مرخصي استفاده نشده، ذخيره سود و كارمزد وام ها، ذخيره ساير هزينه هاي معوق و ... در اين حساب جاي مي گيرد

3600

سود سهام پيشنهادي و پرداختني

سود سهام پيشنهادي كه در بيشتر مواقع در سال آينده پرداخت مي شود، هرچند كه جزو گروه بدهي هاي جاري است ولي در اين حساب جاي مي گيرد.

3700

تسهيلات و اعتبارات مالي

تسهيلات و اعتبارات مالي مجموعه تمامي تسهيلات و وام هاي دريافتي است كه بنگاه اقتصادي موظف به پرداخت آنها در كوتاه مدت است

3800

ساير بدهي هاي جاري

هر نوع بدهي كوتاه مدت كه در طبقات بالا جاي نگيرد، در اين حساب منظور مي شود

4000

بدهي هاي غير جاري

بدهي هاي غير جاري يا بلندمدت، تعهداتي است كه مستلزم استفاده از دارايي هاي جاري يا ايجاد بدهي هاي كوتاه مدت نيست. اين حساب مي تواند شامل حسابها و اسناد پرداختني بلندمدت، تسهيلات مالي دريافتي بلندمدت، ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان و . . . باشد.  

4100

حساب ها و اسناد پرداختني بلندمدت

مجموعه حساب ها و اسناد پرداختني كه لازم نيست در سال آتي پرداخت شوند، در اين حساب جاي مي گيرند.

4200

تسهيلات مالي دريافتي بلندمدت

اين حساب از تسهيلات و وام هايي تشكيل شده است كه پرداخت آنها در سال آتي صورت نخواهد گرفت.

4300

ذخيره پايان خدمت كاركنان

مجموع ذخيره اي كه همه شاله براي بازخريد خدمت كاركنان در نظر گرفته مي شود، در اين حساب منعكس مي گردد.

4400

ساير بدهي هاي غيرجاري

آن دسته از بدهي هاي غيرجاري كه در هيچ يك از حساب هاي ارائه شده براي بدهي هاي غير جاري نگنجد، در اين حساب منظور مي شود.

5000

حقوق صاحبان سهام

اين حساب نشان مي دهد كه چه ميزاني از دارايي هاي بنگاه اقتصادي به صاحبان سهام تعلق دارد. اين حساب شامل سرمايه، اندوخته ها، سود و زيان سنواتي و . . . است.

5100

سرمايه

اين حساب معرف سرمايه اسمي و قانوني شركت است كه به هر ترتيب توسط سهامداران تامين شده است.

5200

اندوخته قانوني

اندوخته قانوني درصدي از سود است كه به موجب قانون تجارت، شركت ها موظف به نگهداري آن هستند كه قابل تقسيم كردن ميان سهامداران نيست.

5300

ساير اندوخته ها

در پاره اي از موارد شركت ها علاوه بر اندوخته قانوني، برخي اندوخته هاي ديگر را نيز نگهداري مي كنند. كليه اين اندوخته ها همچون اندوخته احتياطي در اين حساب منظور مي شود.

5400

مازاد تجديد ارزيابي داراييهاي ثابت

چنانچه بنگاه اقتصادي دارايي هاي ثابت خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهد، ميزان افزايش اين دسته از دارايي ها در اين حساب ثبت مي شود.

5500

سود (زيان) انباشته

خالص مجموع سود و زيان ناشي از فعاليت بنگاه اقتصادي در سال هاي گذشته كه هنوز ميان سهامداران تقسيم نشده است، در اين حساب منظور مي شود

 

5600

سود (زيان) سال جاري

سود يا زيان ناشي از فعاليت بنگاه اقتصادي در سال جاري در اين حساب منظور مي شود.

5700

ساير

ساير حقوق صاحبان سهام كه در حساب هاي ارائه شده جاي نمي گيرد، در اين حساب منظور مي شود.

6000

فروش

درآمدهاي حاصل از فروش كالاها و خدمات بنگاه اقتصادي در اين حساب جاي مي گيرد.

6100

فروش داخلي

درآمدهاي حاصل از فروش كالاها و خدمات در داخل كشور در اين حساب ثبت مي شود.

6200

فروش صادراتي

            چنانچه بنگاه اقتصادي كالاهاي خود را در بازارهاي خارجي نيز به فروش برساند، درآمدهاي حاصل از فروش آنها در اين حساب منظور مي شود.

6300

برگشت از فروش و تخفيفات

تخفيفات فروش و همچنين كالاهاي فروخته شده برگشتي در اين حساب ثبت مي شود.

7000

بهاي تمام شده كالاهاي فروش رفته

مجموع قيمت تمام شده كليه محصولات فروخته شده در اين حساب منظور مي شود. پرواضح است اين حساب از مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و سربار توليد تشكيل مي شود

7100

مواد مستقيم مصرفي

قيمت تمام شده موادي كه در توليد كالاهاي فروخته شده به كار رفته است، در اين حساب منظور مي شود.    

7200

دستمزد مستقيم

مجموع حقوق و دستمزد، مزايا، عيدي و پاداش و . . . كه براي توليد كالاهاي فروخته شده به نيروي انساني پرداخت مي شود، در اين حساب جاي مي گيرد

7300

سربار توليد

كليه هزينه هاي غير مستقيم مربوط به توليد كالاهاي فروخته شده در اين حساب منظور مي شود، كه هزينه برق و سوخت كارخانه و يا هزينه هاي تعمير و نگهداري ماشين آلات مثال هايي در اين باره هستند.

7400

هزينه هاي جذب نشده توليد

هزينه هاي ناشي از هر گونه عدم استفاده كامل از ظرفيت هاي توليدي در اين حساب منظور مي شود.

8000

هزينه ها

مجموع هزينه هاي فروش، اداري و عمومي و همچنين هزينه هاي مالي در اين حساب ثبت مي شود.

8100

هزينه هاي فروش، اداري وعمومي

اين حساب، از مجموع هزينه هايي كه شركت براي فروش و اداره بنگاه اقتصادي مي پردازد تشكيل شده است. هزينه هايي همچون حقوق و دستمزد و مزاياي كاركنان اداري و فروش، آگهي و تبليغات، تلفن و تلگراف، پذيرايي و ... از آن جمله اند.

8200

هزينه هاي مالي

اين حساب، از حاصل جمع هزينه هايي كه صرف امور مالي شركت همچون بهره و كارمزد تسهيلات دريافتي، هزينه هاي ديركرد وام ها و ... به دست مي آيد

9000

ساير اقلام موثر بر حساب سودو زيان

آن دسته از حساب هايي كه در حساب درآمد، قيمت تمام شده كالاهاي فروخته شده و هزينه هاي بالا جاي نمي گيرد، ولي بر سود و زيان موثر است، در اين حساب منظور مي شوند

9100

خالص ساير درآمدها و هزينه هاي عملياتي

خالص درآمدهايي كه ناشي از عمليات توليد است ولي از فروش محصولات شركت به دست نيامده است و هزينه هايي كه در هزينه هاي توليد و يا هزينه هاي فروش، اداري و . . . جاي نمي گيرد، در اين حساب منعكس مي شود. اين حساب مي تواند شامل فروش ضايعات، سود و زيان حاصل از فروش مواد اوليه، هزينه هاي جذب نشده در توليد و . . . باشد

9200

خالص ساير درآمدها و هزينه هاي غيرعملياتي

خالص درآمدها و هزينه هايي كه ناشي از عمليات بنگاه اقتصادي نيست، در اين حساب جاي مي گيرد. اين حساب از اقلامي همچون سود و زيان ناشي از فروش دارايي هاي ثابت مشهود، سود حاصل از سپرده سرمايه گذاري، سود سهام و . . . تشكيل مي شود

9300

ماليات سود فعاليت هاي عادي

ماليات ناشي از فعاليت شركت در اين حساب ثبت و بدين ترتيب از ميزان سود شركت كاسته مي شود.

9400

اقلام غيرمترقبه

اقلامي همچون خسارت وارده به دارايي هاي ثابت مشهود و يا موجودي كالا و ساير اقلام پيش بيني نشده در اين حساب منظور مي شود.

آشنايي با سرفصل (كدينگ) حسابداري – بخش اول

كد

نام حساب

شرح حساب

1000

دارايي هاي جاري

دارايي هاي جاري، موجودي نقد و ساير دارايي هايي است كه انتظار مي رود به طور معقول طي چرخه عادي عمليات شركت يا ظرف يك سال به وجه نقد تبديل شود، به فروش رود يا به مصرف برسد.

1100

موجودي نقدي

   موجودي نقد شامل پول، چك هاي بانكي، مانده در حساب هاي جاري بانك، موجودي تنخواه گردان ها و موجودي ارزهاي خارجي بدون محدويت مصرف است.

1200

سرمايه گذاري هاي كوتاه مدت

به طور كلي آن گروه از سرمايه گذاري ها كه به سهولت قابل فروش و بازيافت است و مي توان آنها را بدون اينكه خللي در مناسبات واحد سرمايه گذار با واحدهاي سرمايه پذير پديدار شود يا آسيبي به كارآيي عملياتي واحد سرمايه گذار وارد آيد، به فروش رساند يا بازيافت كرد و معمولا" به قصد نگهداري براي مدتي بيش از يك سال تحصيل نشده اند، سرمايه گذاري كوتاه مدت محسوب مي شود.

1300

سپرده هاي كوتاه مدت

اين حساب شامل سپرده اعتبارات اسنادي، سپرده شركت در مناقصه و مزايده، سپرده هاي گمركي، سپرده ضمانت نامه هاي بانكي و ساير سپرده هاي كوتاه مدت است

1400

حسابها و اسناد دريافتني تجاري

حسابها و اسناد دريافتني تجاري، عبارت است از مطالبات بنگاه اقتصادي با سررسيدهاي كوتاه مدت كه از فروش كالا و يا ارائه خدمت ناشي مي شود

1500

ساير حسابها و اسناد دريافتني

كليه مطالبات و دريافتني هاي كوتاه مدت غير از حسابها و اسناد دريافتني تجاري در اين حساب جاي مي گيرند كه وام و مساعده كاركنان، سپرده هاي معوق، سود سهام دريافتني و . . . از آن جمله اند

1600

موجودي مواد و كالا

موجودي مواد و كالا، به دارايي هاي مشهودي گفته مي شود كه براي فروش در روال عادي عمليات نگهداري مي شود يا به منظور ساخت محصول در فرايند توليد قرار دارد و هنوز اين فرايند را به طور كامل طي نكرده و يا به منظور ساخت محصول خريداري شده ولي هنوز وارد فرايند توليد نشده است

1700

سفارشات و پيش پرداخت ها

به طور كلي سفارشات و پيش پرداخت ها، مخارج انجام شده اي است كه هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است. اين حساب از مجموعه سفارشات براي خريد مواد اوليه، قطعات و لوازم يدكي و . . . و يا پيش پرداخت خريد اقلام يادشده و يا استفاده از خدمات مختلف است.

1800

ساير دارايي هاي جاري

آن دسته از دارايي هاي جاري كه در هيچ يك از هفت گروه قبلي جاي نمي گيرند، در اين حساب ثبت مي شوند.

 

200

دارايي هاي غير جاري

دارايي هاي غير جاري يا بلندمدت شامل كليه دارايي هايي است كه نمي توان آنها را جزو دارايي هاي جاري طبقه بندي كرد. عمده اين دارايي ها را دارايي هاي ثابت مشهود، سرمايه گذاري ها، سپرده ها و مطالبات بلند مدت تشكيل مي دهد.

2100

داراي هاي ثابت مشهود

دارايي هاي ثابت به دارايي هايي گفته مي شود كه  موجوديت عيني داشته باشد، در روال عادي عمليات بنگاه اقتصادي مورد استفاده قرار گيرد يا انتظار بر اين باشد كه طي مدت زماني معقول بهره برداري از آنها آغاز شود، به قصد سرمايه گذاري يا فروش مجدد تحصيل نشده باشد، داراي منافع آتي قابل اندازه گيري باشند.

2200

سرمايه گذاري هاي بلندمدت

سرمايه گذاري هاي بلندمدت، دارايي هاي بلندمدتي است كه مي تواند شامل حساب سرمايه گذاري بلندمدت در سهام و اوراق قرضه، سرمايه گذاري در واحدهاي فرعي، وجوه سرمايه گذاري شده براي مقاصد آتي همچون بازخريد اوراق قرضه، بازخريد مزاياي پايان خدمت كاركنان و يا سرمايه گذاري هاي بلندمدت در دارايي هاي مشهود در زمين و ساختمان است كه در عمليات به كار گرفته نمي شود.

2300

سپرده ها و مطالبات بلندمدت

اين حساب شامل وام هاي اعطايي بلندمدت، سپرده هاي بلندمدت نزد بانك ها و موسسات و به ساير مطالبات بلندمدت است

2400

ساير دارايي ها

دسته اي از دارايي ها هستند كه نمي توان آنها را در گروه دارايي هاي غيرجاري ارائه شده جاي داد. اين حساب مي تواند شامل اقلامي همچون مخارج قبل از بهره برداري، حصه بلندمدت وام كاركنان، دارايي هاي نامشهود و ... است.

 

سؤالات تعيين سطح - بخش سوم ، عملی و کاربردی

دوستان گرامي

سلام

اكثر دوستاني كه با موفقيت دوران دانشجويي خود را پشت سر ميگذرانند و با مدرك كارداني وكارشناسي حسابداري وارد بازار كار ميشوند در بدو ورود متوجه اين امر ميشوند كه تمامي تلاشها و دانسته هايشان در دوران تحصيل تئوري بوده است و بس و در دنياي واقعي آنچه كه حرف اول را ميزند تجربه و دانش تجربي است .

خود در من در اكثر مصاحبه هاي استخدامي كه با اين گونه افراد داشتم دقيقا اين موضوع را حس نمودم . قصدم اين است تا دانشجويان محترم نيز با محك خود ميزان آمادگي اشان را براي ورود به بازار كار بسنجند . بنابراين در آينده يكسري سؤالات استخدامي را كه شامل هردو بعد دانش تئوري و تجربي ميشود را را در سايت خواهم گذاشت تا دوستان علاقه مند با مطالعه و پاسخگويي به آنها ميزان آمادگي خود را مورد سنجش قرار دهند .

در صورتي كه علاقه مند بوديد و به سوالات پاسخ داديد ميتوانيد با ارسال پاسخ هايتان براي من، منتظر نتيجه و اعلام نظرم باشيد .

22 - به نظر شما آيا خالص دارائيها با دارائيهاي خالص متفاوت است ؟

 

 23 - صورتهاي مالي اساسي را نام ببريد ؟

 

 24 - آيا ميدانيد نام و محتواي نشريه شماره 76 سازمان حسابرسي چيست ؟

 

 25 - حداقل دستمزد روزانه يك كارگر و نيز حق مسكن افراد مجرد در سال 1386 چه مبلغي تعيين شده است ؟

 

 26 - آيا ميدانيد منظور از حسابها و طرف حسابهاي انتظامي چيست . كاربرد آن كدام است و در كدام يك ازصورتهاي مالي و در كدام محل نشان داده ميشوند ؟

  

27 – منظور از حسابهاي تفصيلي كدام است و آيا به نظرتان حساب تفصيلي صحيح است يا حساب تفضيلي ؟

 

 28 - به نظر شما با توجه به پيشرفت تكنولوژي و استفاده از نرم افزارهاي پيشرفته حسابداري مالي آيا نوشتن دفاتر به صورت دستي ضرورت دارد يا خير . چرا؟

  

29 - تاكنون كدام يك از نرم افزارهاي حسابداري مالي را شخصاٌ مشاهده كرده ايد . با كداميك آشنايي داريد ؟

 

سؤالات تعيين سطح - بخش دوم تئوري

 دوستان گرامي

سلام

اكثر دوستاني كه با موفقيت دوران دانشجويي خود را پشت سر ميگذرانند و با مدرك كارداني وكارشناسي حسابداري وارد بازار كار ميشوند در بدو ورود متوجه اين امر ميشوند كه تمامي تلاشها و دانسته هايشان در دوران تحصيل تئوري بوده است و بس و در دنياي واقعي آنچه كه حرف اول را ميزند تجربه و دانش تجربي است .

خود در من در اكثر مصاحبه هاي استخدامي كه با اين گونه افراد داشتم دقيقا اين موضوع را حس نمودم . قصدم اين است تا دانشجويان محترم نيز با محك خود ميزان آمادگي اشان را براي ورود به بازار كار بسنجند . بنابراين در آينده يكسري سؤالات استخدامي را كه شامل هردو بعد دانش تئوري و تجربي ميشود را را در سايت خواهم گذاشت تا دوستان علاقه مند با مطالعه و پاسخگويي به آنها ميزان آمادگي خود را مورد سنجش قرار دهند .

در صورتي كه علاقه مند بوديد و به سوالات پاسخ داديد ميتوانيد با ارسال پاسخ هايتان براي من، منتظر نتيجه و اعلام نظرم باشيد .

11 _ حسابهايي كه مانده آن در پايان دوره مالي جهت بستن حساب ها به بدهكار حساب خلاصه سود و زيان انتقال مي يابند عبارتند از :

¥      الف : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      ب : موجودي كالا در اول دوره _ خريد برگشت از خريد _ هزينه ها .

¥      ج : موجودي كالا در اول دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      د : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از خريد _ هزينه ها .

12 _ تاريخ صحيح كاربرگي كه يك سال مالي را شامل گردد عبارت است از :

¥      الف : 29 اسفند ** 13 .

¥      ب : براي سال منتهي به 29 اسفند ** 13.

¥      ج : اسفند ** 13 .

¥      د : براي سال مالي ** 13 .

13 _ پيش دريافت ها چه درآمدي را نشان مي دهند ؟

¥      الف : وصول شده اما تحقق پيدا نكرده .

¥      ب : تحقق يافته اما وصول نشده .

¥      ج : درآمد اضافي است .

¥      د : هيچكدام .

14 _ سرمايه اول دوره شركت سپهر مبلغ ( 3.000.000 ) ريال بود و در پايان دوره مالي جمع دارائي هاي مؤسسه ( 6.200.000 ) ريال و جمع بدهي ها ( 3.600.000 ) ريال بوده است در صورتي كه صاحب مؤسسه در طي دوره هيچگونه برداشت و سرمايه گذاري مجدد نداشته باشد . سود يا زيان ويژه چه مبلغ است ؟  

¥      الف : 000/400 سود ويژه

¥      ب : 000/600/2 سود ويژه

¥      ج : 000/400 زيان ويژه

¥      د : 000/600/2 زيان ويژه

15 _ بيلان با كدام گزينه هم معني است  ؟

¥      الف : كاربرگ .

¥      ب : تراز نامه .

¥      ج : تراز آزمايشي .

¥      د : الف و ب .

16 _ در پايان سال هزينه هايي مانند آب و برق با چه حسابي بسته مي شوند ؟

¥      الف : به سال بعد انتقال مي يابند .

¥      ب : به حساب خلاصه سود و زيان بسته مي شود .

¥      ج : به حساب آب و برق پرداختي بسته مي شود .

¥      د : به حساب هزينه پرداختي بسته مي شود .

17 – در روش نگهداري دائمي حساب موجودي كالا . خريد كالا در بدهكار كدام حساب زير ثبت مي شود .

¥      الف : موجودي كالا .

¥      ب : خريد .

¥      ج : كالاي آماده فروش .

¥      د : قيمت تمام شده كالاي فروش رقته .

18 _ كدام گزينه از شرايط قانوني بودن دفاتر مي باشد ؟ 

¥      الف : مخدوش كردن و جاي سفيد گذاشتن بيش از معمول

¥      ب : در صفحه اول و آخر مجموع عدد صفحات نوشته شده باشد .

¥      ج : تأييد شدن توسط وزارت بازرگاني

¥      د : در دفاتر قانوني قيطان نداشته باشد .

19 _ كدام گزينه صحيح است ؟

¥      الف :حسابهاي پرداختني ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش پيدا مي كند ..

¥      . ب : حساب برداشت ماهيت بدهكار داشته با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش مي يابد

¥      ج : فروش كالا و خدمات ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بستانكار كاهش و با ثبت بدهكار افزايش مي يابد

¥      د : هر سه مورد صحيح است .

20 _ در كدام يك از روشهاي قيمت گذاري موجودي ها . قيمت موجودي آخر دوره در دو روش ادواري و دائمي يكسان خواهد بود ؟

¥      الف : ميانگين ساده .

¥      ب : اولين صادره از اولين وارده (FIFO ) .

¥      ج : اولين صادره از آخرين وارده ( LIFO ) .

¥      د : ميانگين موزون .

21 _ دارائيهاي شركتي 10.000.000 ريال و بدهي هاي آن نصف دارائي هاي آن است جمع بدهي و سرمايه عبارت است از :

¥      الف : 5.000.000 ريال

¥      ب : 10.0000.000 ريال

¥      ج : 15.000.000 ريال

¥      د : 45.000.000 ريال

سؤالات تعيين سطح - بخش دوم تئوري

 دوستان گرامي

سلام

اكثر دوستاني كه با موفقيت دوران دانشجويي خود را پشت سر ميگذرانند و با مدرك كارداني وكارشناسي حسابداري وارد بازار كار ميشوند در بدو ورود متوجه اين امر ميشوند كه تمامي تلاشها و دانسته هايشان در دوران تحصيل تئوري بوده است و بس و در دنياي واقعي آنچه كه حرف اول را ميزند تجربه و دانش تجربي است .

خود در من در اكثر مصاحبه هاي استخدامي كه با اين گونه افراد داشتم دقيقا اين موضوع را حس نمودم . قصدم اين است تا دانشجويان محترم نيز با محك خود ميزان آمادگي اشان را براي ورود به بازار كار بسنجند . بنابراين در آينده يكسري سؤالات استخدامي را كه شامل هردو بعد دانش تئوري و تجربي ميشود را را در سايت خواهم گذاشت تا دوستان علاقه مند با مطالعه و پاسخگويي به آنها ميزان آمادگي خود را مورد سنجش قرار دهند .

در صورتي كه علاقه مند بوديد و به سوالات پاسخ داديد ميتوانيد با ارسال پاسخ هايتان براي من، منتظر نتيجه و اعلام نظرم باشيد .

11 _ حسابهايي كه مانده آن در پايان دوره مالي جهت بستن حساب ها به بدهكار حساب خلاصه سود و زيان انتقال مي يابند عبارتند از :

¥      الف : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      ب : موجودي كالا در اول دوره _ خريد برگشت از خريد _ هزينه ها .

¥      ج : موجودي كالا در اول دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      د : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از خريد _ هزينه ها .

12 _ تاريخ صحيح كاربرگي كه يك سال مالي را شامل گردد عبارت است از :

¥      الف : 29 اسفند ** 13 .

¥      ب : براي سال منتهي به 29 اسفند ** 13.

¥      ج : اسفند ** 13 .

¥      د : براي سال مالي ** 13 .

13 _ پيش دريافت ها چه درآمدي را نشان مي دهند ؟

¥      الف : وصول شده اما تحقق پيدا نكرده .

¥      ب : تحقق يافته اما وصول نشده .

¥      ج : درآمد اضافي است .

¥      د : هيچكدام .

14 _ سرمايه اول دوره شركت سپهر مبلغ ( 3.000.000 ) ريال بود و در پايان دوره مالي جمع دارائي هاي مؤسسه ( 6.200.000 ) ريال و جمع بدهي ها ( 3.600.000 ) ريال بوده است در صورتي كه صاحب مؤسسه در طي دوره هيچگونه برداشت و سرمايه گذاري مجدد نداشته باشد . سود يا زيان ويژه چه مبلغ است ؟  

¥      الف : 000/400 سود ويژه

¥      ب : 000/600/2 سود ويژه

¥      ج : 000/400 زيان ويژه

¥      د : 000/600/2 زيان ويژه

15 _ بيلان با كدام گزينه هم معني است  ؟

¥      الف : كاربرگ .

¥      ب : تراز نامه .

¥      ج : تراز آزمايشي .

¥      د : الف و ب .

16 _ در پايان سال هزينه هايي مانند آب و برق با چه حسابي بسته مي شوند ؟

¥      الف : به سال بعد انتقال مي يابند .

¥      ب : به حساب خلاصه سود و زيان بسته مي شود .

¥      ج : به حساب آب و برق پرداختي بسته مي شود .

¥      د : به حساب هزينه پرداختي بسته مي شود .

17 – در روش نگهداري دائمي حساب موجودي كالا . خريد كالا در بدهكار كدام حساب زير ثبت مي شود .

¥      الف : موجودي كالا .

¥      ب : خريد .

¥      ج : كالاي آماده فروش .

¥      د : قيمت تمام شده كالاي فروش رقته .

18 _ كدام گزينه از شرايط قانوني بودن دفاتر مي باشد ؟ 

¥      الف : مخدوش كردن و جاي سفيد گذاشتن بيش از معمول

¥      ب : در صفحه اول و آخر مجموع عدد صفحات نوشته شده باشد .

¥      ج : تأييد شدن توسط وزارت بازرگاني

¥      د : در دفاتر قانوني قيطان نداشته باشد .

19 _ كدام گزينه صحيح است ؟

¥      الف :حسابهاي پرداختني ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش پيدا مي كند ..

¥      . ب : حساب برداشت ماهيت بدهكار داشته با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش مي يابد

¥      ج : فروش كالا و خدمات ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بستانكار كاهش و با ثبت بدهكار افزايش مي يابد

¥      د : هر سه مورد صحيح است .

20 _ در كدام يك از روشهاي قيمت گذاري موجودي ها . قيمت موجودي آخر دوره در دو روش ادواري و دائمي يكسان خواهد بود ؟

¥      الف : ميانگين ساده .

¥      ب : اولين صادره از اولين وارده (FIFO ) .

¥      ج : اولين صادره از آخرين وارده ( LIFO ) .

¥      د : ميانگين موزون .

21 _ دارائيهاي شركتي 10.000.000 ريال و بدهي هاي آن نصف دارائي هاي آن است جمع بدهي و سرمايه عبارت است از :

¥      الف : 5.000.000 ريال

¥      ب : 10.0000.000 ريال

¥      ج : 15.000.000 ريال

¥      د : 45.000.000 ريال

سؤالات تعيين سطح - بخش دوم تئوري

 دوستان گرامي

سلام

اكثر دوستاني كه با موفقيت دوران دانشجويي خود را پشت سر ميگذرانند و با مدرك كارداني وكارشناسي حسابداري وارد بازار كار ميشوند در بدو ورود متوجه اين امر ميشوند كه تمامي تلاشها و دانسته هايشان در دوران تحصيل تئوري بوده است و بس و در دنياي واقعي آنچه كه حرف اول را ميزند تجربه و دانش تجربي است .

خود در من در اكثر مصاحبه هاي استخدامي كه با اين گونه افراد داشتم دقيقا اين موضوع را حس نمودم . قصدم اين است تا دانشجويان محترم نيز با محك خود ميزان آمادگي اشان را براي ورود به بازار كار بسنجند . بنابراين در آينده يكسري سؤالات استخدامي را كه شامل هردو بعد دانش تئوري و تجربي ميشود را را در سايت خواهم گذاشت تا دوستان علاقه مند با مطالعه و پاسخگويي به آنها ميزان آمادگي خود را مورد سنجش قرار دهند .

در صورتي كه علاقه مند بوديد و به سوالات پاسخ داديد ميتوانيد با ارسال پاسخ هايتان براي من، منتظر نتيجه و اعلام نظرم باشيد .

11 _ حسابهايي كه مانده آن در پايان دوره مالي جهت بستن حساب ها به بدهكار حساب خلاصه سود و زيان انتقال مي يابند عبارتند از :

¥      الف : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      ب : موجودي كالا در اول دوره _ خريد برگشت از خريد _ هزينه ها .

¥      ج : موجودي كالا در اول دوره _ خريد _ برگشت از فروش _ هزينه ها .

¥      د : موجودي كالا در پايان دوره _ خريد _ برگشت از خريد _ هزينه ها .

12 _ تاريخ صحيح كاربرگي كه يك سال مالي را شامل گردد عبارت است از :

¥      الف : 29 اسفند ** 13 .

¥      ب : براي سال منتهي به 29 اسفند ** 13.

¥      ج : اسفند ** 13 .

¥      د : براي سال مالي ** 13 .

13 _ پيش دريافت ها چه درآمدي را نشان مي دهند ؟

¥      الف : وصول شده اما تحقق پيدا نكرده .

¥      ب : تحقق يافته اما وصول نشده .

¥      ج : درآمد اضافي است .

¥      د : هيچكدام .

14 _ سرمايه اول دوره شركت سپهر مبلغ ( 3.000.000 ) ريال بود و در پايان دوره مالي جمع دارائي هاي مؤسسه ( 6.200.000 ) ريال و جمع بدهي ها ( 3.600.000 ) ريال بوده است در صورتي كه صاحب مؤسسه در طي دوره هيچگونه برداشت و سرمايه گذاري مجدد نداشته باشد . سود يا زيان ويژه چه مبلغ است ؟  

¥      الف : 000/400 سود ويژه

¥      ب : 000/600/2 سود ويژه

¥      ج : 000/400 زيان ويژه

¥      د : 000/600/2 زيان ويژه

15 _ بيلان با كدام گزينه هم معني است  ؟

¥      الف : كاربرگ .

¥      ب : تراز نامه .

¥      ج : تراز آزمايشي .

¥      د : الف و ب .

16 _ در پايان سال هزينه هايي مانند آب و برق با چه حسابي بسته مي شوند ؟

¥      الف : به سال بعد انتقال مي يابند .

¥      ب : به حساب خلاصه سود و زيان بسته مي شود .

¥      ج : به حساب آب و برق پرداختي بسته مي شود .

¥      د : به حساب هزينه پرداختي بسته مي شود .

17 – در روش نگهداري دائمي حساب موجودي كالا . خريد كالا در بدهكار كدام حساب زير ثبت مي شود .

¥      الف : موجودي كالا .

¥      ب : خريد .

¥      ج : كالاي آماده فروش .

¥      د : قيمت تمام شده كالاي فروش رقته .

18 _ كدام گزينه از شرايط قانوني بودن دفاتر مي باشد ؟ 

¥      الف : مخدوش كردن و جاي سفيد گذاشتن بيش از معمول

¥      ب : در صفحه اول و آخر مجموع عدد صفحات نوشته شده باشد .

¥      ج : تأييد شدن توسط وزارت بازرگاني

¥      د : در دفاتر قانوني قيطان نداشته باشد .

19 _ كدام گزينه صحيح است ؟

¥      الف :حسابهاي پرداختني ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش پيدا مي كند ..

¥      . ب : حساب برداشت ماهيت بدهكار داشته با ثبت بدهكار افزايش و با ثبت بستانكار كاهش مي يابد

¥      ج : فروش كالا و خدمات ماهيت بستانكار داشته و با ثبت بستانكار كاهش و با ثبت بدهكار افزايش مي يابد

¥      د : هر سه مورد صحيح است .

20 _ در كدام يك از روشهاي قيمت گذاري موجودي ها . قيمت موجودي آخر دوره در دو روش ادواري و دائمي يكسان خواهد بود ؟

¥      الف : ميانگين ساده .

¥      ب : اولين صادره از اولين وارده (FIFO ) .

¥      ج : اولين صادره از آخرين وارده ( LIFO ) .

¥      د : ميانگين موزون .

21 _ دارائيهاي شركتي 10.000.000 ريال و بدهي هاي آن نصف دارائي هاي آن است جمع بدهي و سرمايه عبارت است از :

¥      الف : 5.000.000 ريال

¥      ب : 10.0000.000 ريال

¥      ج : 15.000.000 ريال

¥      د : 45.000.000 ريال

سؤالات تعيين سطح - بخش اول تئوري

دوستان گرامي

سلام

اكثر دوستاني كه با موفقيت دوران دانشجويي خود را پشت سر ميگذرانند و با مدرك كارداني وكارشناسي حسابداري وارد بازار كار ميشوند در بدو ورود متوجه اين امر ميشوند كه تمامي تلاشها و دانسته هايشان در دوران تحصيل تئوري بوده است و بس و در دنياي واقعي آنچه كه حرف اول را ميزند تجربه و دانش تجربي است .

خود در من در اكثر مصاحبه هاي استخدامي كه با اين گونه افراد داشتم دقيقا اين موضوع را حس نمودم . قصدم اين است تا دانشجويان محترم نيز با محك خود ميزان آمادگي اشان را براي ورود به بازار كار بسنجند . بنابراين در آينده يكسري سؤالات استخدامي را كه شامل هردو بعد دانش تئوري و تجربي ميشود را را در سايت خواهم گذاشت تا دوستان علاقه مند با مطالعه و پاسخگويي به آنها ميزان آمادگي خود را مورد سنجش قرار دهند .

در صورتي كه علاقه مند بوديد و به سوالات پاسخ داديد ميتوانيد با ارسال پاسخ هايتان براي من، منتظر نتيجه و اعلام نظرم باشيد .

========================================

1 _ كدام يك از موارد زيز ترتيب انجام مراحل حسابداري را به درستي نشان ميدهد ؟  

¥      الف :  طبقه بندي و ثبت و تلخيص فعاليتهاي مالي . 

¥      ب :  ثبت . طبقه بندي و تلخيص فعاليت هاي مالي .

¥      ج :  تلخيص . طبقه بندي و ثبت فعاليت هاي مالي .

¥      د :  ثبت . تلخيص و طبقه بندي فعاليت هاي مالي .

2 _ خدماتي به ارزش (000/300 ) ريال براي مشتريان انجام گرديد كه در دفاتر اشتباهاٌ ( 000/30 ) ريال ثبت گرديده كدام يك از  اصول حسابداري زير رعايت نشده است ؟

¥      الف : اصل اهميت .

¥      ب : اصل ثبات رويه .

¥      ج : اصل واقعيت .

¥      د : اصل قيمت تمام شده .

 3 _ كدام يك از تعاريف زير مربوط به ثبت فعاليت هاي مالي است ؟   

¥      الف : عبارت از نوشتن معاملات در دفاتر و حسابهاي مربوطه به موجب سند حسابداري تنظيم شده مي باشد . .

¥       ب : موضوع هر حساب كه در بالاي صفحه مربوطه نوشته مي شود

¥      ج : تفاوت  نتيجه اقلام ثبت شده در طرف بدهكار با ارقام ثبت شده در طرف بستاكار حساب است .

¥      د : مجموع دادو ستد يك نفر با يك بنگاه يا مؤسسه ديگر در يك تاريخ معين .

  4 _ در صورت دريافت وام از بانك . كدام حساب بستانكار مي شود ؟

¥      الف : حسابهاي دريافتني .

¥      ب : وام پرداختني .

¥      ج : بستانكاران غيرتجاري

¥      د : وام دريافتني .

5 _ كدام يك از دفاتر زير غيررسمي است ؟

¥      الف : روزنامه .

¥      ب : كل .

¥      ج : دارايي ( كپيه )

¥      د : معين .

6 _ در صورتحساب ارسالي انجام خدمات به مشتريان (ارسال فاكتور) چه حسابي بدهكار مي گردد ؟

¥      الف : هزينه .

¥      ب : حسابهاي دريافتني .

¥      ج : صندوق .

¥      د : پيش دريافت درآمد .

7 _  درآمد شركتي ( 825.000 ) ريال مي باشد و جمع هزينه هاي آن ( 750.000 ) ريال شده است هزينه هاي شركت شامل : هزينه بيمه ( 150.000 ) ريال _ هزينه حمل ( 225.000 ) ريال _ هزينه تبليغات ( 225.000 ) ريال . ساير هزينه ها چند ريال خواهد بود ؟

¥      الف : 75.000 ريال

¥      ب : 150.000 ريال

¥      ج : 225.000 ريال

¥      د : 300.000 ريال

8 _ در حالت ركود ( كاهش قيمتها ) استفاده از كدام روش ارزيابي موجودي كالا باعث بيشتر نشان دادن سود شركت خواهد شد ؟

¥      الف : اولين صادره از اولين وارده

¥      ب : ميانگين موزون

¥      ج : اولين صادره از آخرين وارده

¥      د : اين حالت ارتباطي به روش ارزيابي موجودي كالا ندارد

9 _ مبلغي در ستون بستانكار حساب بانك در دفتر كل ثبت شده است . كه در صورت حساب ارسالي از بانك مشاهده نمي شود اين مبلغ جزء كدام موارد است ؟

¥      الف : چك هاي لاوصول .

¥      ب : چك هاي معوق .

¥      ج : سود سهام .

¥      د : كارمزد بانك .

10 _ اگر موجودي ملزومات اداري در اول دوره ( 1.000.000 ) ريال و در طي دوره ( 500.000 ) ريال خريداري شده باشد همچنين موجودي پايان دوره ( 800.000 ) ريال باشد چه مبلغي بايستي به حساب هزينه ملزومات اداري منظور نمود ؟

¥      الف : 400.000 ريال .

¥      ب : 1.300.000 ريال .

¥      ج : 500.000 ريال .

¥      د : 700.000 ريال .

كاربرد نسبتهاي مالي در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي – بخش سوم و پاياني

 

نسبت هاي فعاليت (كارآيي)

 

خبرگان مالي از نسبت هاي فعاليت براي آگاه شدن از درجه كارآيي شركت از ديدگاه بهره جويي از منابع موجود استفاده مي كنند. در حقيقت، اين نسبت ها كارآيي شركت را ازديدگاه مديريت دارايي ها نشان مي دهد. عمده ترين اين نسبت ها، نسبت گردش موجودي كالا ، نسبت گردش دارايي هاي ثابت، نسبت گردش مجموع دارايي ها و متوسط دوره وصولمطالبات است كه به توضيح مختصر درباره آنها مبادرت مي شود.

 

نسبت گردش موجودي كالا

 

با استفاده از اين نسبت مي توان گردش موجودي كالا، يعني تعداد دفعاتي كه شركت در طول سال موجودي كالاي خود را مي فروشد، محاسبه كرد. به طور معمول، هرچه اين نسبت بالاتر باشد، نشانگر كارآيي شركت در مديريت موجودي كالاست.

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته

= نسبت گردش موجودي كالا

موجودي كالا

 

 

 

نسبت گردش دارايي هاي ثابت

 

اين نسبت به نوعي نشان مي دهد كه شركت تا چه اندازه اي در استفاده از ظرفيت ثابت خود موفق بوده است. معمولا" هرچه مقدار اين نسبت بالاتر باشد، شركت در استفاده ازدارايي هاي ثابت خود، از كارآيي بالاتري برخوردار بوده است.

فروش

= نسبت گردش دارائي هاي ثابت

دارائيهاي ثابت

 

 

 

نسبت گردش مجموع دارايي ها

 

با اين نسبت مي توان رابطه ميان ارزش دارايي ها و حجم فعاليت شركت را مشخص كرد. به عبارت ديگر، اين نسبت كارآيي مديريت را در استفاده مناسب از سرمايه گذاري ها و دارايي هايشركت نشان مي دهد. پرواضح است كه افزايش اين نسبت مي تواند نشانگر استفاده مناسب تر از دارايي ها تلقي شود. 

فروش

= نسبت گردش مجموع دارائيها

مجموع دارائيها

 

 

   متوسط دوره وصول مطالبات

 

با كمك اين نسبت مي توان زمان يا تعداد روزهايي كه طول مي كشد تا شركت مطالبات خود را وصول كند، محاسبه كرد. پس به عبارت ديگر، با اين نسبت رابطه ميان فروش نسيه و مطالبات كوتاه مدت تعيين مي شود و مي توان به سياست اعتباري شركت در فروش محصولات پي برد. توضيح آن كه اگرچه اعطاي اعتبار بيشتر به مشتريان مي تواند بر افزايش سطح فروش محصولات تاثيرگذار باشد، ولي احتمال سوخت شدن مطالبات را افزايش مي دهد. بنابراين، گاهي افزايش متوسط دوره وصول مطالبات مي تواند نامطلوب تلقي شود.

حسابهاي دريافتني

= متوسط دوره وصول مطالبات

متوسط فروش روزانه

 

 

 

 

نسبت هاي سودآوري

 

عملكرد كلي شركت و مديريت آن از ديدگاه سودآوري و بازدهي سرمايه گذاري ها را مي توان با نسبت هاي سودآوري مورد مطالعه قرار داد. مهمترين اين نسبت ها در ادامه بحث، شرح داده شده است.

 

نسبت حاشيه سود

 

اين نسبت نشان دهنده ي سودي است كه شركت به ازاي هرواحد فروش به دست مي آورد. به بيان ديگر، نسبت حاشيه سود نشان مي دهد كه چه سهمي از فروش را سود شركت تشكيل مي دهد.پرواضح است كه هرچه حاشيه سود افزايش يابد، سود آوري محصولات نيز بالاتر خواهد رفت.

سود خالص

= حاشيه سود

فروش

 

 

 

نرخ بازده مجموع دارايي ها (سرمايه گذاري ها)

 

نرخ بازده مجموع دارايي ها (ROI) ميزان سود به ازاي هرريال سرمايه گذاري شده در شركت را نشان مي دهد. به سخن ديگر، اين نسبت محاسبه مي كند كه به طور متوسط در برابرهرريال سرمايه گذاري شده، چه مقدار بازده نصيب شركت مي شود. پس بازده مجموع سرمايه گذاري ها، بهره وري سرمايه را در شركت نشان مي دهد. بديهي است كه افزايش حجم سرمايه گذاري ها به خودي خود، موجب افزايش ثروت سهامداران نمي شود بلكه بايد ديد سرمايه گذاري ها تا چه اندازه اي در بالابردن سود موثر است.

اين نسبت از ديدگاه استفاده از تسهيلات اعتباري نيز مي تواند كاربرد زيادي داشته باشد، چراكه اصولا" اگر نرخ بهره تسهيلات دريافتي از بازده مجموع دارايي ها بيشترباشد، دريافت وام صرفه اقتصادي نخواهد داشت و حتي ممكن  است در برخي موارد، شركت در بازپرداخت تسهيلات دريافتي با مشكل مواجه شود.

سود خالص

= نرخ بازده سرمايه گذاريها

كل دارائيها

 

 

 

 

نرخ بازده ارزش ويژه (بازده حقوق صاحبان سهام)

 

اين نسبت شباهت زيادي به نرخ بازده مجموع دارايي ها دارد، تنها ميزان سودآوري را به ازاي هر ريال سرمايه گذاري شده توسط سهامداران نشان مي دهد. به همين خاطر، اگر اين نرخبازده كمتر از نرخ بهره وام هاي دريافتي باشد، استفاده از تسهيلات دريافتي به زيان صاحبان سهام خواهد بود.

سود خالص

= نرخ بازده حقوق صاحبان سهام

حقوق صاحبان سهام

 

 

 

كاربرد نسبتهاي مالي در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي – بخش دوم

نسبت هاي اهرمي

 

اين گروه از نسبت ها امكان مقايسه وجوهي كه در شركت توسط سهامداران فراهم شده و وجوهي كه از خارج شركت تهيه شده است را فراهم مي آورد. در حقيقت، اين نسبت ها ميزان استفاده ازبدهي در مقابل سهام را در يك شركت اندازه گيري مي كند. نسبت هاي مشهور اين گروه در سطرهاي آتي تشريح مي شود.

 

نسبت بدهي هاي بلندمدت به حقوق صاحبان سهام

 

با استفاده از اين نسبت، مي توان مقدار منابع مالي كه بوسيله بدهي هاي بلندمدت تامين شده است را محاسبه كرد. هرچه مقدار اين نسبت بزرگتر باشد، نشان دهنده استفاده بيشتر از بدهي هاي بلندمدت براي تامين مالي شركت است و از آنجايي كه نسبت هاي اهرمي شاخص ريسك هستند، مي توان چنين نتيجه گرفت كه ريسك شركت بالاست.

افزون بر توضيحات بالا، اگر اين نسبت در مقايسه با صنعت بالا باشد، نشانگر اين است كه احتمالا" شركت به حد كافي از ظرفيت استقراض خود استفاده كرده و ممكن است براي تامين مالي آتي خود از طريق بدهي بلندمدت با موانعي روبرو شود.

 

بدهي هاي بلند مدت

= نسبت بدهي هاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام

حقوق صاحبان سهام

 

 

 

 

 نسبت بدهي

 

با اين نسبت مي توان سهم كل وجوهي كه از محل بدهي ها تامين شده است را محاسبه كرد. از اين نسبت به عنوان شاخصي براي تعيين ريسك مالي شركت استفاده مي شود، زيرا استفاده از منابع غيرسهامدار،احتمال ناتواني شركت را در بازپرداخت وام هاي دريافتي افزايش مي دهد. به همين خاطر، وام دهندگان و موسسات اعتباري توجه خاصي به اين نسبت دارند. اگر اين سازمان ها احساس كنند شركت درخواست كننده وام نسبت بدهي بالايي دارد، ممكن است از اعطاي وام صرفنظر كرده و يا وثيقه بيشتري را مطالبه كنند. بديهي است هرچه نسبت بدهي كوچك تر باشد، در هنگام ورشكستگي خطر و زيان كمتري متوجه بستانكاران خواهد بود. زيرا، پايين بودن اين نسبت نشانگر اين است كه شركت براي تامين منابع مالي خود، بيشتر از حقوق صاحبان سهام استفاده كرده است.

اگر مقدار اين نسبت از عدد يك كسر شود، نسبت مالكانه به دست خواهد آمد كه مشخص مي كند، چه سهمي از كل وجوه شركت از محل حقوق صاحبان سهام تامين شده است.

مجموع بدهي ها

= نسبت بدهي

مجموع دارائيها

 

 

 

 

نسبت توانايي پوشش هزينه هاي بهره

 

با استفاده از اين نسبت توانايي شركت در بازپرداخت بهره وام هاي دريافتي محاسبه مي شود. به عبارت ديگر اين نسبت مشخص مي كند كه سود شركت تا چه اندازه قادر است ازعهده پرداخت هزينه هاي بهره سالانه شركت برآيد. اگر مقدار اين نسبت بالا باشد، مي توان گفت كه شركت با توان بيشتري مي تواند هزينه هاي بهره وام هاي دريافتي خود رابپردازد. گاهي كاهش اين نسبت نمادي براي افزايش ريسك شركت به حساب مي آيد. برخي از كارشناسان، مقدار مناسب اين نسبت را 8 معرفي مي كنند، اما همان طور كه در نسبت هاي قبلي نيزگفته شد، ميزان اين نسبت بستگي به وضعيت اقتصادي و استانداردهاي صنعت دارد.

 

سود قبل از بهره و ماليات

= نسبت توانائي پوشش هزينه هاي بهره

هزينه هاي بهره