دشوارترين قدم ، همان اولين قدم است

آيا مي‌دانيد شركت‌هاي بزرگ همان شركت‌هاي كوچك هستند كه تنها از طريق مديران آموزش ديده اقدامات صحيح انجام مي‌دهند؟ وقتي شما آموزش را كنار مي‌گذاريد در حقيقت مديريت را كنار گذاشته‌ايد و اين يعني آغاز همه بحرانها و چالش‌ها. قطعا" آموزش نوعي سرمايه گذاريست؟ آيا به اين نكته توجه كرده‌ايد كه: گاهي اوقات بهترين سرمايه‌گذايتان آنهايي هستند كه به نظرتان كم اهميت مي‌آيد. ذهن و نيروي تفكر شما هم، بالاترين سرمايه شماست. افكار شما جهان پيرامونتان را تشكيل مي‌دهد و شما مي‌توانيد با تقويت و دادن الگوهاي صحيح و مناسب به آن مسيري متفاوت در حرفه، كسب و كار و در نهايت زندگي و جهان پيرامونتان ايجاد كنيد. ذهن خلاق واقعيت است و براي تغيير واقعيت بايد ذهن را تغيير داد نخستين كسي كه بايد او را مديريت كنيد خودتان هستيد. اين سرآغاز يك رهبري هدفمند و اثر بخش است، زيرا كليد رهبري موفق در دنياي امروز تاثيرگذاري است نه قدرت چرا ‌كه كاركنان هميشه اعمال رهبران را باور مي‌كنند تا گفته‌هايشان را. رهبري هنري است براي تبديل نمودن خيال به واقعيت و واقعيت هر كسب و كاري جز رسيدن به تحقق اهداف نيست. بايد بر اين باور برسيد كه اهدافي افتخارآميز داشته باشيد. به دنبال هدفي كه به آن افتخار نمي‌كنيد، نرويد چون هيچگاه به آن نمي‌رسيد. در زندگي آنچه مقاومت مي‌كند مي‌ماند پس بياموزيد كه نه موفقيت جاودانه است و نه شكست فاجعه. آري، اگر مشكلات را بتوانيد شناسايي كنيد، مي‌توانيد آنها را تصحيح كنيد. آيا زماني كه اين مشكلات را بشناسيد، آنها را ادامه خواهيد داد؟ اين مسئله ساده است و هميشه جواب مي‌دهند. تا زماني كه بهتر شدن بهترين است، براي كمتر از آن برنامه‌ريزي نكنيد. دانستن اينكه به كجا مي‌رويم گام اول براي رسيدن به آنجاست، بي‌شك دشوارترين قدم همان قدم اول است.

همكاران سيستم

لباسهاي كثيف

زن و شوهر جواني كه تازه به محله جديدي نقل مكان كرده بودن درحال صرف صبـحانه بودند، آشپزخـانه آنها پنجره اي روبه بالكن خانه همسايه داشت و همسايشان در حال آويزان نمودن لباسهاي شسته شده بود ، زن جوان كه مشغول تماشاي همسايه بود رو به همسرش نمود گفت : ببين چقدر لباسهايشان را كثيف شسته ، احتمالاً پودر لباسشويي كه انتخاب نموده اصلاً خوب نيست يعني خودش متوجه اين موضوع نشده ، فكر مي كنم كسي بايد اين مطلب را به او بگويد . شوهرش نگاهي به طرف پنجره نمود و هيچ نگفت . صبح فردا باز دوباره همسايه مشغول پهن نمودن لباسها بود و دوباره زن گفتهاي ديروزش را تكراركرد ، يك ماه گذشت و اين جريان هر روز ادامه داشت تا اينكه يك روز وقتي زن از خواب بيدارشد و به آشپزخانه رفت سـريع همـسرش را صدا نمود و گفت بيا ببـين همسايه مان اين بار لـباسهايش را تـميز شسته فكر مي كنم كـسي به او گفته كه لـباسها را خـوب نمي شويد و پودر ماشيني اش  را عوض نموده ، مرد رو به همسرش نمود و گفت : من امروز صبح كمي زودتر بيدارشدم و شيشه آشپزخانه مان را تميز نمودم!
نتيجه : قبل از اينكه كار ديگران را مورد قضاوت قراردهيم ، درامور خودمان دقت داشته باشيم و سعي كنيم كارهايمان را درست انجام دهيم  و اشتباها ، خطاهاي خودمان را به ديگران تعميم ندهيم.

همكاران سيستم