دشوارترين قدم ، همان اولين قدم است
همكاران سيستم
همكاران سيستم
زن و شوهر جواني كه تازه به محله جديدي نقل مكان كرده بودن درحال صرف صبـحانه بودند، آشپزخـانه آنها پنجره اي روبه بالكن خانه همسايه داشت و همسايشان در حال آويزان نمودن لباسهاي شسته شده بود ، زن جوان كه مشغول تماشاي همسايه بود رو به همسرش نمود گفت : ببين چقدر لباسهايشان را كثيف شسته ، احتمالاً پودر لباسشويي كه انتخاب نموده اصلاً خوب نيست يعني خودش متوجه اين موضوع نشده ، فكر مي كنم كسي بايد اين مطلب را به او بگويد . شوهرش نگاهي به طرف پنجره نمود و هيچ نگفت . صبح فردا باز دوباره همسايه مشغول پهن نمودن لباسها بود و دوباره زن گفتهاي ديروزش را تكراركرد ، يك ماه گذشت و اين جريان هر روز ادامه داشت تا اينكه يك روز وقتي زن از خواب بيدارشد و به آشپزخانه رفت سـريع همـسرش را صدا نمود و گفت بيا ببـين همسايه مان اين بار لـباسهايش را تـميز شسته فكر مي كنم كـسي به او گفته كه لـباسها را خـوب نمي شويد و پودر ماشيني اش را عوض نموده ، مرد رو به همسرش نمود و گفت : من امروز صبح كمي زودتر بيدارشدم و شيشه آشپزخانه مان را تميز نمودم!
نتيجه : قبل از اينكه كار ديگران را مورد قضاوت قراردهيم ، درامور خودمان دقت داشته باشيم و سعي كنيم كارهايمان را درست انجام دهيم و اشتباها ، خطاهاي خودمان را به ديگران تعميم ندهيم.
همكاران سيستم