طراحي مجدد فرآيندهاي انجام كار در سازمان (BPR)

BPR (Business Process Reengineering)

براي درك دقيقتر BPR بهتر است با سابقه و چگونگي خلق آن آشنا شد. دهه 1980 يك نارضايتي فراگير بابت عدم رضايت از ارزش افزوده ناشي از فن آوري اطلاعات (IT) در بيشتر سازمانهاي اقتصادي آمريكا حاكم شد. چرا كه با آن همه سرمايه گذاري شركتها جهت توسعه IT در آن سالها، تأثير چنداني در افزايش بهره وري و توسعه عملكردها نداشت. براي حل اين موضوع چندين اظهار نظر متفاوت از سوي كارشناسان و متخصصين ارائه گرديد كه مهمترين آنها توسط آقاي Hammer بيان شد. براساس اين نظريه اشكال كار مربوط به IT نيست بلكه روان نبودن و اشكال در فرآيندهاي سازماني، ساختارها و طراحي هاي سازماني است كه بخوبي كار نمي كند. بعقيده طرفداران اين نظريه، عدم انعطاف پذيري ساختارهاي سازماني و پيچيدگي روشها در سازمانها كه از دهه 1960 بجا مانده موجب عدم كارايي IT در توسعه عملكرد سازمانها مي شود. طراحي هاي كهنه و قديمي سازمانها مانع و اغلب يك آشفتگي پيچيده بود. در حقيقت، سيستم هاي اطلاعاتي قادر به تأثير و يا كارايي بيشتر در اين سازمانها نبودند.

فشار كاهش زمانهاي توليد ، هزينه ها، و پاسخ بهتر به مشتري همراه با سرعت در رقابتهاي جهاني در دهه 1980 موجب نياز شديدتر براي كشف راههاي جديد براي خروج از اين بحرانها شد. تنها راه حل خروج از اين بحرانها، در طراحي مجدد فرآيندها و بهره گيري از مزايا و ظرفيتهاي IT نهفته بود كه اين تبديل به جرقه اصلي براي ظهور BPR شد.

از سال 1993 تفكر BPR فراگير شد و در تمام دنيا مورد توجه مديران قرار گرفت. دليل اين استقبال و پذيرش BPR بعنوان يك درمان اساسي براي بيماري عملكردها و توسعه اقتصادي در سازمانهاي بزرگ، فروش كتاب Hammer در زمينه BPR در سال 1993 به تعداد 2 ميليون و در 17 زبان بود.

تعريف BPR

BPR يعني طراحي مجدد فرآيندهاي انجام كارها در سازمان. گرچه اين يك تعريف گويا است اما جامع نيست. براي دستيابي به يك تعريف جامع توجه به ديدگاههاي مختلف در باره BPR مفيد خواهد بود.

ديدگاه اول: بجاي توجه به ساختارهاي سازماني ثابت، بيشتر به فرآيندهايي توجه مي شود كه خروجي ها را توزيع مي كنند. اين نگرش بيشتر به جريانهايي كه در حال حركت هستند نگاه مي كند تا ساختارهايي كه يكجا نشسته اند. اين جريانها از مرز زير ساختها و واحدهاي سازماني عبور مي كنند. ضمناً در شرايطي كه بخشي از فعاليتها در يك سازمان و بقيه كارها در سازمانهاي ديگر انجام مي گيرد. اين جريانهاي در حال حركت از مرز سازمانهاي مختلف نيز عبور مي كنند.

ديدگاه دوم: در اين ديدگاه بيشتر به فرآيندهايي توجه مي شود كه به مشتري آن خدمات يا محصول ختم مي شود. مشتري ممكن است داخل سازمان يا بيرون سازمان باشد. در اين ديدگاه به هماهنگي مؤثر بين فعاليتهاي افراد مختلف براي يك هدف خاص امتياز بيشتري داده مي شود تا به كارايي مختلف يك فرد. در نتيجه BPR فرآيندها را از ديد مشتري آن فرآيندها نگاه مي كند.

ديدگاه سوم: BPR يعني توسعه ناشي از راه حلهاي جديد و ابتكاري بجاي صرفاً بهبود روشها:

   از IT بيش از صرفاً اتومات كردن كارها بايد استفاده شود

   حذف بخشهاي بدون ارزش افزوده در يك فرآيند و بهبود بخشهاي داراي ارزش افزوده بيشتر

   محيط كار (از قبيل مهارتهاي پرسنلي، طراحي سازماني، و ساختار سازماني) نيز همراه با BPR تغيير خواهند كرد.

با توجه به اين ديدگاهها معلوم مي شود كه هر كدام به يك بعد از BPR توجه مي كنند. صرف نظر از اختلاف اين ديدگاهها، تمام آنها قابل جمع هستند و BPR مي تواند توسط همه آنها تعريف شود.

مراحل اجراي BPR

براي اجراي اين سيستم در سازمانهاي بزرگ ، بايستي تمام مراحل آن به دقت اجرا گردد. مراحل اجراي BPR به شرح زير است:

1.   هر پروژه BPR حول مسائل و مشكلات اجرايي ، موضوع رقابت ، يا فشار از سوي شركاي تجاري در يك زنجيره ارتباطات بين سازمانها آغاز مي شود. ممكن است به دليل جستجوي يك ارزش بالاتر در يكي از اهداف سازمان از قبيل خدمات مشتري اين نوع سيستم اجرا گردد. نشانه اجراي اين مرحله ، صورتجلسات مربوط به مباحث و مذاكرات آن و تهيه موضوع نهايي و هدف براي اين پروژه است.

2.   تشكيل هسته اصلي BPR و تعيين مدير پروژه. در اين مرحله فرآيندهايي كه بايستي مهندسي مجدد در مورد آنها اجرا شود انتخاب و يك سري اقدامات مقدماتي به منظور ارزيابي نقش زير ساختهاي IT در آن فرآيندها انجام مي گيرد. در اين مرحله طرح و بودجه BPR تهيه و به تصويب مي رسد.

3.   در اين مرحله، راهكارهاي جديد براي اجراي فرآيندهاي انتخابي پيشنهاد، بررسي و ارزيابي مي گردد. وضعيت جديد ممكن است با روشهاي ديگر رقبا مقايسه گردد. در اين مرحله مقدمات اجراي طراحي مجدد فرآيندها آماده مي گردد.

4.   اجرا و تغييرات سازماني دشوارترين مرحله براي اجراي BPR مي باشد. اين مرحله شامل طراحي سيستم هاي اطلاعاتي و ايجاد يا اصلاح زير ساختهاي IT مي باشد. اين مرحله نيز شامل آموزش پرسنل و در صورت امكان تجهيز مهارتهاي جديد و آمادگي براي توجيه و اثبات منافع تغييرات پيشنهادي در صورت مقاومت عوامل اجرايي مربوطه و يا آنهايي كه تحت تأثير اين تغييرات قرار مي گيرند مي باشد.

5.   BPR يك فرآيند يك بار مصرف و يك بار اجرا نيست. در واقع نتايج اين سيستم بايستي مرتب مورد بازنگري و ارزيابي قرار گيرد. در اين صورت فرآيندها مي توانند پايدار و در صورت تغيير شرايط اصلاح شوند.

دست اندركاران پروژه BPR

همانگونه كه در شكل زير مشاهده مي شود ، پروژه BPR داراي دست اندركاران متعددي است. در قلب اين پروژه تيم اصلي BPR براي مديريت آن و هماهنگي ديگر شركاي پروژه قرار مي گيرد. اين تيم داراي يك مدير راهبردي براي پروژه است. هر پروژه BPR به شركاي زير نياز دارد:

1.   مديران اجرايي سازمان بعنوان مدافعين پروژه

2.   صاحب و ناظرين فرآيندها: اينها كساني هستند كه مسئوليت فرآيندها را بعهده دارند و نگران اثرات مالي و سود آوري آن نيز مي باشند.

3.   كارشناسان و متخصصين منابع انساني براي كمك به تغييرات ضروري در مرحله طراحي يا اجراي فرآيندهاي جديد در سازمان.

4.   مشاورين BPR براي كمك به مراحل طراحي يا اجراي سيستم.

5.   متخصصين و مشاروين IT و تجارت الكترونيكي براي تغيير زير ساختهاي IT مطابق با فرآيندهاي پيشنهادي و ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي مورد نياز.

 

يكي از مهمترين اهداف BPR اجراي سيستم مديريت ارتباطات مشتري معروف به CRM است كه آشنايي با آن و تطبيق اهداف آن با اهداف سازمان ضروري است.

معادل انگليسي ضرب المثلهاي فارسي (2-2)

ضرب المثل فارسي

معادل انگليسي

همه كاره و هيچ كاره

Jack of all trade

آب از آب تكان نخواهد خورد

It will pass off without one single incident

از آب گل آلود ماهي گرفتن 

To fish in troubled waters

كاسه داغ تر از آش

More catholic than pope

كاسه اي زير نيم كاسه است

There is something in the wind

عجله كار شيطان است

Haste make waste

عقل سالم در بدن سالم

A sound mind in a sound body

كار نشد ندارد

Nothing is quite imposable

ماه زير ابر پنهان نمي ماند

Murder will out

آش و لاش شدن

To go to pieces , to be bettered

آدم كار كشته اي است

He is an old hand

آدم پوست كلفتي است

He is thick-shinned

اينقدر گفتم كه زبونم مو درآورد

I kept saying it till t was blue in face

با نگاه اول عاشق شدن

To fall in love at first sight

بايد سوخت و ساخت

One must suffer in silence

پشت دستم را داغ كردم

I vowed never to do it again

پوست از سر كسي كندن

To scalp someone. To crucify someone

پول كه علف خرس نيست

Money doesn't grow on trees  

پاپيچ كسي شدن

To harass some one

پايش لب گور است

His race is run

 

آشنايي با سرفصل (كدينگ) حسابداري – بخش دوم و پاياني

كد

نام حساب

شرح حساب

3000

بدهي هاي جاري

بدهي هاي جاري تعهدات كوتاه مدتي است كه انتظار مي رود تسويه يا واريز آن ها مستلزم دارايي هاي جاري موجود يا ايجاد بدهي هاي جاري ديگر باشد. سه طبقه عمده بدهي هاي جاري را بدهي هاي ناشي از تحصيل كالاها و خدمات كه وارد عمليات مي شوند، وجوه وصول شده به شكل پيش دريافت براي تحويل كالا يا ارائه خدمات در آينده و ساير بدهي هايي كه انتظار مي رود طي سال مالي آتي واريز شود.

3100

حساب ها و اسناد پرداختني تجاري

اسناد پرداختني معرف چك، سفته و برواتي است كه بر مبناي آن بنگاه اقتصادي متعهد به پرداخت مبالغ مشخصي در زمان هاي معين شده است و حسابهاي پرداختني نيز نشانگر تعهدات واحد اقتصادي است كه ناشي از خريد مواد و كالا باشد.

3200

ساير حساب ها و اسناد پرداختني

كليه بدهي هاي كوتاه مدت واحد هاي اقتصادي كه ناشي از دريافت خدمات، وصول وجه نقد به نيابت از طرف اشخاص ديگر و دريافت وجه به عنوان تضمين حسن انجام كار باشد، در اين گروه جاي مي گيرد. علاوه بر اين، ساير اسناد و حساب هايي كه به طور مستقيم از عمليات موسسه نشات نگرفته باشند، در اين طبقه جاي مي گيرند.

3300

پيش دريافت ها

پيش دريافت ها، مي تواند معرف تعهدات واحد تجاري مبني بر ساخت و تحويل كالا به مشتريان و همچنين ساير پيش دريافت ها باشد

3400

ذخيره ماليات

شرط طبقه بندي ذخيره ماليات به عنوان بدهي جاري، انتظار پرداخت و تسويه آن از محل دارايي هاي جاري طي سال مالي آتي است. در حقيقت، ذخيره ماليات يكي از بدهي هاي برآوردي واحد اقتصادي محسوب مي شود.

3500

ساير ذخاير

ذخاير مختلف همچون ذخيره مرخصي استفاده نشده، ذخيره سود و كارمزد وام ها، ذخيره ساير هزينه هاي معوق و ... در اين حساب جاي مي گيرد

3600

سود سهام پيشنهادي و پرداختني

سود سهام پيشنهادي كه در بيشتر مواقع در سال آينده پرداخت مي شود، هرچند كه جزو گروه بدهي هاي جاري است ولي در اين حساب جاي مي گيرد.

3700

تسهيلات و اعتبارات مالي

تسهيلات و اعتبارات مالي مجموعه تمامي تسهيلات و وام هاي دريافتي است كه بنگاه اقتصادي موظف به پرداخت آنها در كوتاه مدت است

3800

ساير بدهي هاي جاري

هر نوع بدهي كوتاه مدت كه در طبقات بالا جاي نگيرد، در اين حساب منظور مي شود

4000

بدهي هاي غير جاري

بدهي هاي غير جاري يا بلندمدت، تعهداتي است كه مستلزم استفاده از دارايي هاي جاري يا ايجاد بدهي هاي كوتاه مدت نيست. اين حساب مي تواند شامل حسابها و اسناد پرداختني بلندمدت، تسهيلات مالي دريافتي بلندمدت، ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان و . . . باشد.  

4100

حساب ها و اسناد پرداختني بلندمدت

مجموعه حساب ها و اسناد پرداختني كه لازم نيست در سال آتي پرداخت شوند، در اين حساب جاي مي گيرند.

4200

تسهيلات مالي دريافتي بلندمدت

اين حساب از تسهيلات و وام هايي تشكيل شده است كه پرداخت آنها در سال آتي صورت نخواهد گرفت.

4300

ذخيره پايان خدمت كاركنان

مجموع ذخيره اي كه همه شاله براي بازخريد خدمت كاركنان در نظر گرفته مي شود، در اين حساب منعكس مي گردد.

4400

ساير بدهي هاي غيرجاري

آن دسته از بدهي هاي غيرجاري كه در هيچ يك از حساب هاي ارائه شده براي بدهي هاي غير جاري نگنجد، در اين حساب منظور مي شود.

5000

حقوق صاحبان سهام

اين حساب نشان مي دهد كه چه ميزاني از دارايي هاي بنگاه اقتصادي به صاحبان سهام تعلق دارد. اين حساب شامل سرمايه، اندوخته ها، سود و زيان سنواتي و . . . است.

5100

سرمايه

اين حساب معرف سرمايه اسمي و قانوني شركت است كه به هر ترتيب توسط سهامداران تامين شده است.

5200

اندوخته قانوني

اندوخته قانوني درصدي از سود است كه به موجب قانون تجارت، شركت ها موظف به نگهداري آن هستند كه قابل تقسيم كردن ميان سهامداران نيست.

5300

ساير اندوخته ها

در پاره اي از موارد شركت ها علاوه بر اندوخته قانوني، برخي اندوخته هاي ديگر را نيز نگهداري مي كنند. كليه اين اندوخته ها همچون اندوخته احتياطي در اين حساب منظور مي شود.

5400

مازاد تجديد ارزيابي داراييهاي ثابت

چنانچه بنگاه اقتصادي دارايي هاي ثابت خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهد، ميزان افزايش اين دسته از دارايي ها در اين حساب ثبت مي شود.

5500

سود (زيان) انباشته

خالص مجموع سود و زيان ناشي از فعاليت بنگاه اقتصادي در سال هاي گذشته كه هنوز ميان سهامداران تقسيم نشده است، در اين حساب منظور مي شود

 

5600

سود (زيان) سال جاري

سود يا زيان ناشي از فعاليت بنگاه اقتصادي در سال جاري در اين حساب منظور مي شود.

5700

ساير

ساير حقوق صاحبان سهام كه در حساب هاي ارائه شده جاي نمي گيرد، در اين حساب منظور مي شود.

6000

فروش

درآمدهاي حاصل از فروش كالاها و خدمات بنگاه اقتصادي در اين حساب جاي مي گيرد.

6100

فروش داخلي

درآمدهاي حاصل از فروش كالاها و خدمات در داخل كشور در اين حساب ثبت مي شود.

6200

فروش صادراتي

            چنانچه بنگاه اقتصادي كالاهاي خود را در بازارهاي خارجي نيز به فروش برساند، درآمدهاي حاصل از فروش آنها در اين حساب منظور مي شود.

6300

برگشت از فروش و تخفيفات

تخفيفات فروش و همچنين كالاهاي فروخته شده برگشتي در اين حساب ثبت مي شود.

7000

بهاي تمام شده كالاهاي فروش رفته

مجموع قيمت تمام شده كليه محصولات فروخته شده در اين حساب منظور مي شود. پرواضح است اين حساب از مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و سربار توليد تشكيل مي شود

7100

مواد مستقيم مصرفي

قيمت تمام شده موادي كه در توليد كالاهاي فروخته شده به كار رفته است، در اين حساب منظور مي شود.    

7200

دستمزد مستقيم

مجموع حقوق و دستمزد، مزايا، عيدي و پاداش و . . . كه براي توليد كالاهاي فروخته شده به نيروي انساني پرداخت مي شود، در اين حساب جاي مي گيرد

7300

سربار توليد

كليه هزينه هاي غير مستقيم مربوط به توليد كالاهاي فروخته شده در اين حساب منظور مي شود، كه هزينه برق و سوخت كارخانه و يا هزينه هاي تعمير و نگهداري ماشين آلات مثال هايي در اين باره هستند.

7400

هزينه هاي جذب نشده توليد

هزينه هاي ناشي از هر گونه عدم استفاده كامل از ظرفيت هاي توليدي در اين حساب منظور مي شود.

8000

هزينه ها

مجموع هزينه هاي فروش، اداري و عمومي و همچنين هزينه هاي مالي در اين حساب ثبت مي شود.

8100

هزينه هاي فروش، اداري وعمومي

اين حساب، از مجموع هزينه هايي كه شركت براي فروش و اداره بنگاه اقتصادي مي پردازد تشكيل شده است. هزينه هايي همچون حقوق و دستمزد و مزاياي كاركنان اداري و فروش، آگهي و تبليغات، تلفن و تلگراف، پذيرايي و ... از آن جمله اند.

8200

هزينه هاي مالي

اين حساب، از حاصل جمع هزينه هايي كه صرف امور مالي شركت همچون بهره و كارمزد تسهيلات دريافتي، هزينه هاي ديركرد وام ها و ... به دست مي آيد

9000

ساير اقلام موثر بر حساب سودو زيان

آن دسته از حساب هايي كه در حساب درآمد، قيمت تمام شده كالاهاي فروخته شده و هزينه هاي بالا جاي نمي گيرد، ولي بر سود و زيان موثر است، در اين حساب منظور مي شوند

9100

خالص ساير درآمدها و هزينه هاي عملياتي

خالص درآمدهايي كه ناشي از عمليات توليد است ولي از فروش محصولات شركت به دست نيامده است و هزينه هايي كه در هزينه هاي توليد و يا هزينه هاي فروش، اداري و . . . جاي نمي گيرد، در اين حساب منعكس مي شود. اين حساب مي تواند شامل فروش ضايعات، سود و زيان حاصل از فروش مواد اوليه، هزينه هاي جذب نشده در توليد و . . . باشد

9200

خالص ساير درآمدها و هزينه هاي غيرعملياتي

خالص درآمدها و هزينه هايي كه ناشي از عمليات بنگاه اقتصادي نيست، در اين حساب جاي مي گيرد. اين حساب از اقلامي همچون سود و زيان ناشي از فروش دارايي هاي ثابت مشهود، سود حاصل از سپرده سرمايه گذاري، سود سهام و . . . تشكيل مي شود

9300

ماليات سود فعاليت هاي عادي

ماليات ناشي از فعاليت شركت در اين حساب ثبت و بدين ترتيب از ميزان سود شركت كاسته مي شود.

9400

اقلام غيرمترقبه

اقلامي همچون خسارت وارده به دارايي هاي ثابت مشهود و يا موجودي كالا و ساير اقلام پيش بيني نشده در اين حساب منظور مي شود.

معادل انگليسي ضرب المثلهاي فارسي (2-1)

 

ضرب المثل فارسي

معادل انگليسي

آه ندارد كه با ناله سودا كند

He has not a penny to bless himself

بادآورده را باد مي برد

Easy com , easy go

پايت را به اندازه گليمت دراز كن 

Cut your coat according to your cloth

توانا بود هر كه دانا بود

Knowledge is power 

تفرقه بينداز و حكومت كن

Divide and rule

سرپيري و معركه گيري

There is no fool like an old fool

تا نباشد چوب تر . فرمان نبرد گاو و خر

Spare the rod and spoil the child

سيلي نقد به از حلواي نسيه

One bird in the hand is better then two in the bush

نمي شود هم خدا را بخواهي هم خرما را

You can't eat your cake and have it

هر گلي بزني به سر خودت زدي

It will be feather in your cap

هر گردي گردو نيست

All that glitters is not gold

اين به آن در

Tit for tat

كار نيكو كردن از پركردن است

Practice makes perfect

كار نشد ندارد

Nothing is quite impossible

احترام هركس دست خودش است

One must uphold one's dignity

اين گوي و اين ميدان

The field is wide open

آشي برات بپزم كه يك وجب روغن داشته باشه

I will cook your goose

بدون اجازه زنش آب نمي خورد

He is  under his wife's apron strings

توي باغ نيست

He is off the rails

چوب لاي چرخ كسي گذاشتن

To put a spoke in someone's wheel

 

آشنايي با سرفصل (كدينگ) حسابداري – بخش اول

كد

نام حساب

شرح حساب

1000

دارايي هاي جاري

دارايي هاي جاري، موجودي نقد و ساير دارايي هايي است كه انتظار مي رود به طور معقول طي چرخه عادي عمليات شركت يا ظرف يك سال به وجه نقد تبديل شود، به فروش رود يا به مصرف برسد.

1100

موجودي نقدي

   موجودي نقد شامل پول، چك هاي بانكي، مانده در حساب هاي جاري بانك، موجودي تنخواه گردان ها و موجودي ارزهاي خارجي بدون محدويت مصرف است.

1200

سرمايه گذاري هاي كوتاه مدت

به طور كلي آن گروه از سرمايه گذاري ها كه به سهولت قابل فروش و بازيافت است و مي توان آنها را بدون اينكه خللي در مناسبات واحد سرمايه گذار با واحدهاي سرمايه پذير پديدار شود يا آسيبي به كارآيي عملياتي واحد سرمايه گذار وارد آيد، به فروش رساند يا بازيافت كرد و معمولا" به قصد نگهداري براي مدتي بيش از يك سال تحصيل نشده اند، سرمايه گذاري كوتاه مدت محسوب مي شود.

1300

سپرده هاي كوتاه مدت

اين حساب شامل سپرده اعتبارات اسنادي، سپرده شركت در مناقصه و مزايده، سپرده هاي گمركي، سپرده ضمانت نامه هاي بانكي و ساير سپرده هاي كوتاه مدت است

1400

حسابها و اسناد دريافتني تجاري

حسابها و اسناد دريافتني تجاري، عبارت است از مطالبات بنگاه اقتصادي با سررسيدهاي كوتاه مدت كه از فروش كالا و يا ارائه خدمت ناشي مي شود

1500

ساير حسابها و اسناد دريافتني

كليه مطالبات و دريافتني هاي كوتاه مدت غير از حسابها و اسناد دريافتني تجاري در اين حساب جاي مي گيرند كه وام و مساعده كاركنان، سپرده هاي معوق، سود سهام دريافتني و . . . از آن جمله اند

1600

موجودي مواد و كالا

موجودي مواد و كالا، به دارايي هاي مشهودي گفته مي شود كه براي فروش در روال عادي عمليات نگهداري مي شود يا به منظور ساخت محصول در فرايند توليد قرار دارد و هنوز اين فرايند را به طور كامل طي نكرده و يا به منظور ساخت محصول خريداري شده ولي هنوز وارد فرايند توليد نشده است

1700

سفارشات و پيش پرداخت ها

به طور كلي سفارشات و پيش پرداخت ها، مخارج انجام شده اي است كه هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است. اين حساب از مجموعه سفارشات براي خريد مواد اوليه، قطعات و لوازم يدكي و . . . و يا پيش پرداخت خريد اقلام يادشده و يا استفاده از خدمات مختلف است.

1800

ساير دارايي هاي جاري

آن دسته از دارايي هاي جاري كه در هيچ يك از هفت گروه قبلي جاي نمي گيرند، در اين حساب ثبت مي شوند.

 

200

دارايي هاي غير جاري

دارايي هاي غير جاري يا بلندمدت شامل كليه دارايي هايي است كه نمي توان آنها را جزو دارايي هاي جاري طبقه بندي كرد. عمده اين دارايي ها را دارايي هاي ثابت مشهود، سرمايه گذاري ها، سپرده ها و مطالبات بلند مدت تشكيل مي دهد.

2100

داراي هاي ثابت مشهود

دارايي هاي ثابت به دارايي هايي گفته مي شود كه  موجوديت عيني داشته باشد، در روال عادي عمليات بنگاه اقتصادي مورد استفاده قرار گيرد يا انتظار بر اين باشد كه طي مدت زماني معقول بهره برداري از آنها آغاز شود، به قصد سرمايه گذاري يا فروش مجدد تحصيل نشده باشد، داراي منافع آتي قابل اندازه گيري باشند.

2200

سرمايه گذاري هاي بلندمدت

سرمايه گذاري هاي بلندمدت، دارايي هاي بلندمدتي است كه مي تواند شامل حساب سرمايه گذاري بلندمدت در سهام و اوراق قرضه، سرمايه گذاري در واحدهاي فرعي، وجوه سرمايه گذاري شده براي مقاصد آتي همچون بازخريد اوراق قرضه، بازخريد مزاياي پايان خدمت كاركنان و يا سرمايه گذاري هاي بلندمدت در دارايي هاي مشهود در زمين و ساختمان است كه در عمليات به كار گرفته نمي شود.

2300

سپرده ها و مطالبات بلندمدت

اين حساب شامل وام هاي اعطايي بلندمدت، سپرده هاي بلندمدت نزد بانك ها و موسسات و به ساير مطالبات بلندمدت است

2400

ساير دارايي ها

دسته اي از دارايي ها هستند كه نمي توان آنها را در گروه دارايي هاي غيرجاري ارائه شده جاي داد. اين حساب مي تواند شامل اقلامي همچون مخارج قبل از بهره برداري، حصه بلندمدت وام كاركنان، دارايي هاي نامشهود و ... است.