چـهار گام برای افزایـش اعتـماد به نفـس


شاید شما هم در زندگی شرایطی را تجربه کرده اید که خود کم بینی و احترام به نفس پایین، مشکلات ناخواسته ای را برایتان بوجود آورده است. عزت نفس و داشتن احساس خوب نسبت به خود، از جمله مواردی اند که بسیاری افراد در زندگی خود در آرزوی رسیدن به آن هستند.
اگر احساس می کنید دارای عزت نفس پایین هستید و این موضوع روی تمام جوانب زندگی شما تاثیر منفی گذاشته است؛ اگر فکر می کنید ارتباطات، کار و یا حتی سلامتی شما تحت الشعاع این عزت نفس پایین قرار گرفته است؛ حتی اگر این احساس خود کم بینی از دوران کودکی در شما شکل گرفته و همواره همراه شما بوده است؛ با بکارگیری چهار قدم موثری که در ادامه ایمیل آورده می شود می توانید عزت نفس را در خود تقویت نموده و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.

قدم اول : موقعیت ها و شرایط مشکل ساز را شناسایی کنید
در مورد موقعیت هایی که به نظر می رسد احترام به نفس شما را پایین می آورند، فکر کنید. این موقعیت ها معمولا عبارتند از :
1. یک ارائه در محل کار
2. یک بحران در منزل یا محل کار
3. یک چالش با کسی که ارتباط نزدیک با شما دارد مانند همسر و یا همکار
4. یک تغییر در جریان زندگی مانند از دست دادن شغل و یا فرار فرزند از خانه

قدم دوم : از افکار و اعتقادات خود در رابطه با این موقعیت ها آگاه شوید
هنگامی که شرایط و موقعیت های مشکل ساز را شناسایی نمودید، به تفکر خود در رابطه با آنها دقت کنید. ببینید در این شرایط به خود چه می گویید؟ تفسیر شما از این موقعیت ها چیست؟ تفکر شما در این شرایط ممکن است مثبت، منفی و یا خنثی باشد. ممکن است شما در این شرایط منطقی عمل کنید و یا بر پایه یکسری واقعیت ها و دلایل و اعتقادات اشتباه فکر نمایید؛ و یا بالعکس.

قدم سوم : افکار منفی و نادرست خود را به چالش بکشید
برداشت اولیه شما از یک موقعیت ممکن است تنها راه نگاه به آن شرایط خاص نباشد، بنابراین باید در صحت افکارتان تامل بیشتری نمایید. از خود بپرسید: آیا نگاهم با منطق و واقعیت سازگار هست؟
البته گاهی اوقات تشخیص بی دقتی ها در تفکر مشکل است. بیشتر افراد یک تفکر دیرینه و ثابت درباره خود و زندگی شان دارند. این اعتقادات دیرینه از نظر آنها می تواند نرمال و کاملا منطبق بر واقعیت تلقی گردد؛ در حالی که بیشتر آنها ممکن است تنها یک ایده یا احساس باشند. در این میان بعضی الگوهای فکری نیز در ذهن افراد ممکن است باعث تضعیف عزت نفس گردد که باید به آنها دقت کرد. این الگوها عبارتند از :

1. تفکر همه یا هیچ

در این حالت شما همه چیز را خوبِ مطلق یا بدِ مطلق می بینید. مثلا به خود می گویید: "اگر من در این کار موفق نشوم، کاملاً شکست خورده ام!" عادت به چنین تفکری صحیح نیست. بهتر است همه جوانب یک پیروزی و یا شکست را در نظر داشت.

2. نیمه خالی لیوان
با این الگوی فکری شما تنها جنبه های منفی یک موقعیت را می بینید و تنها بر روی آنها متمرکز می شوید که این باعث می شود نگاه شما به یک شخص یا موقعیت کاملا از مسیر درست منحرف شود. به عنوان مثال به خود می گویید: "چون من در ارائه آن گزارش اشتباه کردم، حالا همه فکر می کنند که من برای این کار مناسب نیستم." بدبینی بدترین آفت عزت نفس است.

3. تبدیل دستاوردهای مثبت به منفی
در این حالت شما با کوچک شمردن تجربه های مثبت و دستاوردهای مفید خود، آنها را انکار می کنید. به عنوان مثال به خود می گویید: "فقط به این خاطر که امتحان آسانی بود، توانستم موفق باشم!" در اینگونه مواقع شما احترام به نفس را در خود می کُشید.

4. نتیجه گیری منفی بدون داشتن دلایل کافی

شما ممکن است گاهی اوقات بدون داشتن مدارک و شواهد کافی در یک شرایط خاص یک نتیجه گیری منفی کنید. مثلا به خود می گویید: "دوست من هنوز جواب ایمیلم را نداده؛ پس حتما هنوز هم از من ناراحت است!" در صورتی که ممکن است دوست شما در چند روز گذشته موفق به مرور ایمیل هایش نشده باشد. شاید بهتر است به جای توسل به افکار منفی، کمی صبورتر باشید.

5. اشتباه گرفتن احساسات با واقعیت ها

در این حالت شما احساسات یا عقاید خود را با واقعیت ها اشتباه می گیرید. مثلا به خود می گویید: "من احساس می کنم شکست خورده ام پس حتما همینطور است!"

6. دست کم گرفتن خود

با این الگوی فکری خود را کمتر از آنچه که هستید دیده و ارزش های خود را دست کم می گیرید. این ممکن است مثلا ناشی از چندین بار اشتباه کردن در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال به خود می گویید: "لیاقت من بیش از این نیست!" بهتر است اندکی تجدید نظر کنید.

قدم چهارم : افکار و عقاید خود را تعدیل کنید
هم اکنون زمان آن است که افکار منفی و نادرست را با افکار سازنده و دقیق جایگزین کنید. برای این کار می توانید از استراتژی های زیر کمک بگیرید:

1. از عبارات امید بخش استفاده کنید

نسبت به خود با مهربانی رفتار کنید و همواره خود را تشویق نمایید. یادتان باشد که اگر بخواهید به بدبینی خود نسبت به یک موقعیت خاص میدان دهید، ممکن است به واقعیت بپیوندد. به عنوان مثال اگر دائم به این فکر کنید که ارائه شما بخوبی برگزار نخواهد شد، ممکن است واقعا همین اتفاق بیفتد. سعی کنید جملات امیدبخش به خود بگویید. مثلا به خود بگویید: "با اینکه موقعیت سختی است، اما من از پس آن بر می آیم."

2. خود را ببخشید

همواره به یاد داشته باشید که همه انسان ها ممکن است در زندگی خود اشتباه کنند. این اشتباهات هیچگاه همیشگی و مختص فرد خاصی نیست. اگر دچار اشتباه شدید به خود بگوئید: "درست است که من اشتباه کردم اما این اشتباه دلیل بر بد بودن من نیست."

3. از عبارات باید و نباید اجتناب کنید

اگر ذهن شما پر از جملات باید و نباید باشد، ممکن است منجر به این شود که انتظارات و توقعات غیرمنطقی از خود و دیگران داشته باشید. آزاد کردن ذهن از این عبارات باعث می شود انتظارات منطقی تر و نزدیک تر به واقعیت، از خود و دیگران داشته باشیم.

4. بر روی جنبه های مثبت زندگی خود متمرکز شوید

توانایی های خود را در برخورد با موقعیت های چالش برانگیز در زندگی به یاد آورید و همواره به موفقیت ها و قسمت های خوب زندگی خود فکر کنید.

5. با افکار پریشان کننده جور دیگر برخورد کنید

بجای اینکه با افکار منفی، منفی برخورد کنید، از آنها کمک بگیرید تا به الگوهای جدید و سالم تری در زندگی خود دست یابید. از خود بپرسید: "برای بهتر کردن شرایط چگونه باید عمل کرد؟"

6. خود را تشویق کنید

بخاطر هر نکته مثبتی که در یک موقعیت خاص می بینید، خود را تشویق کنید. به عنوان مثال به خود بگویید: "گرچه بنظر می رسد ارائه من عالی نبوده اما حضار با طرح پرسش، تا پایان جلسه مطالب را دنبال کردند. این نشون میده که موفق عمل کرده ام و به هدفم رسیده ام."

این قدم ها ممکن است در نگاه اول دشوار بنظر برسند. اما با تمرین بتدریج آسان تر خواهند شد. هنگامی که شما شروع به شناسایی افکار و عقاید تخریب کننده احترام به نفس در خود کنید، قادر خواهید بود عملا آنها را تشخیص داده و در جهت مبارزه با آنها گام بردارید. بدین ترتیب موفق به دریافتن ارزشهای خود به عنوان یک انسان می شوید. هنگامی که عزت نفس در شما تقویت شود، اعتماد به نفس شما نیز افزایش یافته و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود و زندگی خود پیدا خواهید کرد.

۱۰جمله‌اي كه زندگي كاري شما را ويران مي‌كند

 

كدام جمله را نگوييم

اثر منفي اش چيست؟

چه بگوييم؟

اين كار من نيست

از جمع اعضاي تيم كاري‌تان جدا ميشويد – متضاد حس انعطاف و يادگيري است

واقعا در اين زمينه تجربه‌اي ندارم اما حاضرم كه ....

فكر مي‌كنم كه ، تصور مي‌كنم، احساس مي‌كنم

از تسلط مديريتي شما كاسته شده و قدرت پيام را نيز تضعيف مي‌كند

نظر من اين است، من به اين نتيجه رسيده ام كه..

نمي‌دانم

ديگران فكر ميكنند شما از روي تنبلي، با اين جمله خود را خلاص كرده‌ايد

اجازه بدهيد جواب را پيدا كنم ، براي انجام اين كار از چه كسي مي‌توانم كمك بگيرم؟

نمي‌توانم

ديگران فكر ميكنند شما براي يادگيري و كار جديد آماده نيستيد

متاسفانه الان مشكلي دارم. با اين حال با فلاني در اين مورد صحبت كرده‌ام و مطمئنم او به خوبي از پس آن برمي‌آيد

ولي...

انكار موضوعات قبلي ، باعث برجسته شدن بخش منفي ماجرا مي‌شود

نكات مثبت را در اخر جمله بياوريد تا بيشتر در ذهن بماند

سعي خودم را مي‌كنم

احتمال شكست وجود دارد و ممكن است داستان به آخر نرسد

دقيقا زمان تعيين كنيد كه چه زماني اين كار را انجام شده تحويل ميدهيد

ايده خوبي نيست

همكارانتان جرات ابراز ايده‌هاي خود را پيدا نمي‌كنند

به جاي رد از جمله ، خب مي‌توان اين ايده را اجرايي كرد؟ استفاده كنيد

تقصير من نيست

در مقام ضعف و مظلوم‌نمايي قرار مي‌گيرد

بهتر است سعي كنيم بفهميم چطور مي‌شود از تكرار اين اتفاق جلوگيري كرد

تصور مي‌كنم...

عدم قطعيت شما و حرفهايتان را نشان ميدهد

بيان صادقانه مشغوليت ذهني اتان و نشان دادن قدرت و تسلط خودتان

غيرممكن است

شما حتي آماده نيست كه آن موضوع خاص را امتحان كنيد.

خب بگرديم شايد راه حلي پيدا كرديم

6 روش که افراد موفق را به افرادی برجسته و تاثیرگذار مبدل می‌کند

6 روش که افراد موفق را به افرادی برجسته و تاثیرگذار مبدل می‌کند

در این مقاله بررسی خواهیم کرد که چگونه می‌توان نوعی تاثیرگذاری پایدار ایجاد کرد.

مدیران بیشتر وقت خود را صرف کمک به دیگران برای موفق شدن می‌کنند. کارمندان، مشتریان، سرمایه‌گذاران، تامین‌کنندگان مواد اولیه و... از جمله این افراد هستند.

کمک به دیگران برای موفق شدن کار شما است، اما تمرکز روی خودتان نیز بخشی از وظیفه شما است و حداقل باید بخشی از وقت خود را صرف آن کنید.
چرا؟ موفقیت شما سبب موفقیت دیگران می‌شود و موفقیت نیازمند دور بودن از ازدحام و مشهور بودن به انجام کاری خاص است.
البته روش‌های زیادی برای برجسته بودن وجود دارد.

نفر اول باشید که به محیط کار وارد می‌شوید و برای این کار هدف داشته باشید

بسیاری از کسانی که تجارت می‌کنند هر روز اولین کسی هستند که به محیط کار وارد می‌شوند. این بسیار خوب است، اما شما در این زمان چه می‌کنید؟ تصمیمات خود را سازماندهی می‌کنید؟ یا ایمیل خود را چک می‌کنید؟
به جای رسیدگی به امور شخصی به انجام کارهایی بپردازید که به نفع شرکت است و همه شاهد آن هستند. به حل مشکلات حل نشده روز گذشته بپردازید. اقداماتی انجام دهید که باعث شود وقتی کارمندان به شرکت رسیدند با سرعت بیشتری بتوانند کارشان را آغاز کنند. مسائلی که دیگران آن را نادیده گرفته‌اند، حل کنید. هر کاری که انتخاب می‌کنید، بدون تناقض انجام دهید.
فردی نباشید که تنها چراغ‌‌ها را روشن می‌کند. فردی باشید که زود سر کار می‌آید و همه کارها را انجام می‌دهد. طولی نمی‌کشد که اقداماتی که انجام می‌دهید در بین همه شناخته می‌شود.

به انجام کار خاصی مشهور شوید.
انجام کارهای استاندارد و معمولی شما را به عنوان فردی برجسته مشهور نخواهد کرد و مهم نیست که این کارها چقدر دشوار هستند.
فراتر از استانداردها بروید. در حل کشمکش‌های بین کارکنان پیشقدم باشید. مدیری باشید که از درون پیشرفت می‌کند. به عنوان فردی شناخته شوید که سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد و عمل می‌کند یا پیش از همه آماده می‌شود.
ماموریت باارزش بخصوصی انتخاب کنید و در آن از همه پیشی بگیرید.

پروژه جانبی مخصوص به خود را ایجاد کنید.
برتری یافتن در یک پروژه مشخص قابل پیش‌بینی است. اما برتری یافتن در یک پروژه جانبی به شما کمک می‌کند که به عنوان فردی برجسته شناخته شوید. نکته کلیدی این است که ریسک کنید و اطمینان حاصل کنید که شرکت و مشتریان شما متحمل این ریسک نشوند.
به عنوان مثال سال‌ها پیش تصمیم گرفتم یک دایره‌المعارف اینترنتی برای کارمندانم ایجاد کنم که کارمندان می‌توانستند از طریق شبکه شرکت از آن استفاده کنند. من در خانه روی این پروژه کار می‌کردم و برخی مدیران نسبت به پیشنهادم علاقه نشان داده بودند، اما مدیر منابع انسانی از آن متنفر بود... به این ترتیب این پروژه در نطفه خفه شد. من ناامید شده بودم، اما شرکت طرح پیشنهادی‌ام را نادیده نگرفت و مدتی بعد به عنوان یکی از اعضای تیم بهبود فرآیند‌های شرکت انتخاب شدم، چرا که حالا من همان فرد برجسته‌ای بودم که پروژه‌های جانبی خوبی مطرح می‌کند.

انرژی خود را در همان جایی صرف کنید که درباره آن صحبت می‌کنید
اغلب افراد صحبت می‌کنند، اما تنها عده قلیلی در راستای تحقق آنچه درباره آن صحبت کرده‌اند، تلاش می‌کنند. بگویید فکر می‌کنید که یک پروژه خوب پیش نمی‌رود. به جای آنکه با اشاره کردن به جهت درست و زمان‌بندی‌های اصلاح شده، نشان دهید که چقدر باهوش هستید، به سراغ مشکل بروید و با تمام قوا آن را برطرف کنید.
انتقاد درباره آنچه اشتباه است یا صحبت درباره چیزهایی که باید تغییر کنند یا بهبود یابند، کاری آسان است. افراد برجسته و تاثیرگذار افرادی هستند که برای یافتن راه‌حل مشکلات تلاش می‌کنند.

اندکی از بعد شخصی خود را به دیگران نشان دهید
علاقه‌ها و خواسته‌های شخصی به دیگران کمک می‌کند شما را بشناسند و به یاد بیاورند. این یک مزیت بزرگ برای یک شرکت جدید است که در بازار شلوغ به رقابت می‌پردازد.
مطمئن شوید که علائق شخصی شما موفقیت‌های حرفه‌ای‌تان را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد. مشهور بودن به عنوان فردی که یکبار در مسابقه ماراتن شرکت کرده است، خوب است. اما مشهور شدن به عنوان فردی که همواره در حال سفر و شرکت در مسابقات ماراتن است و هیچ‌گاه در مواقع نیاز در دسترس نیست، مناسب نیست.
اجازه دهید افراد تا اندازه‌ای درباره شما بدانند. مقدار کمی جزئیات شخصی به زندگي حرفه‌ای شما رنگ و عمق می‌افزاید.

از همه سخت‌تر کار کنید
هیچ چیزی نمی‌تواند جایگزین کار و تلاش شدید شود. به اطراف خود نگاه کنید: چند نفر از رقبای شما به اندازه شما زیاد کار می‌کنند؟
عده کمی.
بهترین راه برای مبدل شدن به فردی برجسته و اثرگذار، تلاش برای کار کردن بیش از دیگر افراد است. همچنین ساده‌ترین راه است؛ چراکه شما تنها فردی هستید که تلاش می‌کند.
منبع: مديران ايران

چگونه موفقیت را به یک عادت تبدیل کنیم؟

بسیاری می خواهند موفق باشند اما نمی دانند چگونه. گاهی هم می دانند چگونه می توان موفق بود اما نمی توانند به آنچه می دانند جامه عمل بپوشانند. این هفته می خواهیم نسخه ای برای آنها بپیچیم. اگر شما هم جزو این افراد هستید، به این نسخه عمل کنید...

● گذری به گذشته
اول به گذشته خودتان سری بزنید و تمام راهکارهایی که قبلا به کار برده اید، فهرست و بعد جدولی درست کنید. راهکارهایی را که برای موفقیت به کار برده اید، دسته بندی کنید و به آنها امتیاز دهید. برای بهترین راهکار ۵ نمره در نظر بگیرید و به همین ترتیب به روش های ضعیف تر امتیاز دهید تا به عدد یک برسید.
در مورد هرکدام از راهکارهایی که امتحان کرده اید، فکر و درمورد آنها منصفانه قضاوت کنید تا متوجه شوید آیا روش تان از بیخ و بن اشتباه بوده یا اگر وقت بیشتری می گذاشتید، می توانستید با آن به موفقیت دست یابید. بعد فکر کنید که آیا راهکارتان برای زندگی امروز مناسب است یا نه.
شاید راهکار شما برای ۲ سال پیش خوب بوده اما درحال حاضر کارایی نداشته باشد. به طور مثال اگر می خواستید در امور اقتصادی موفق باشید، شاید تا سال قبل از راه ساخت و ساز می شد به این هدف رسید اما حالا این کار امکان پذیر نیست یا شاید رشته ای که انتخاب کرده اید برای سال ها پیش رشته مناسبی برای ادامه تحصیل بوده اما در حال حاضر این گونه نباشد.

● فکری درباره اهداف گذشته
باز هم به عقب برگردید و این بار نه خود راهکار و نه رسیدن و نرسیدن به آن، بلکه هدف هایتان را مرور کنید. آنها را بسنجید و ببینید آیا توانسته اید به هدف هایی که داشته اید برسید؟ شاید هم به اهدافتان نزدیک شده اما نتوانسته اید به آنها برسید و نمی دانید علت چیست. اصلا کمی فکر کنید و ببینید آیا اهدافتان ارزش تلاش کردن داشته اند یا نه؟ شاید باید از آنها دست بکشید و اهداف دیگری برای خودتان تعیین کنید. چه بسا غیرممکن و خیالی بودن هدف?تان باعث شده تا به آن دست نیابید.

● به کجا می خواهید برسید؟
همین الان به خودتان تلنگر بزنید که هر چند رسیدن به هدف شیرین و نرسیدن به آن ناکامی و تلخ است اما در پیچ و خم این مسیر، ایجاد اعتماد به نفس و تکامل شما مهم است.

بینش تصمیم گیری خوب

بینش تصمیم گیری خوب

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنهایکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد

سوال:
اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی  چطور .... ؟

در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود 3 کودک دیگر که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی میشود.

 این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه دموکراتیک اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یا نادان می شوند.

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن3 کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران  را همان کودکانی در نظر گرفت که میتوانند سرنوشت سازمان )قطار(را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار . با عدم اتخاذتصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست.

 مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

بگوییم ….

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم  

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

صددرصد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.

هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .

مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .

ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

فكر انرژی خالص است .

هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.

پس همیشه به بهترینها فكر كن

حقيقتي كوچك براي موفقيت در زندگي

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
 
 اگر    A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با
  1 ,2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11,12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25, 26
 ===================================================
 تلاش سخت (Hard work) 

H+A+R+D+W+O+ R+K
   8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98% 
 
  
دانش(Knowledge) 
    K+N+O+W+L+E+ D+G+E
  11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5 = 96% 
 
عشق (Love) 
   L+O+V+E
  12+15+22+5=54%


 خيلي از ما فکر ميکرديم  اينها مهمترين باشند مگه  نه؟
  
پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟
    
پول(Money) 
  M+O+N+E+Y
  13+15+14+5+25= 72%
 
رهبري(Leadership) 
  L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
 12+5+1+4+5+18+19+9+16=89% 
 
  پس براي رسيدن به اوج چه  کنيم؟ 
  
 نگرش (Attitude)

 1+20+20+9+20+21+4+5 = 100% 
 
  اگر نگرش‌مان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد. 
    نگرش همه چيز را عوض ميکند، نگرشتان را عوض کنيد همه چيز عوض مي‌شود...

رموز فروش موفق

در برابر راحت طلبی مقاومت کنید  و هر روز با تجربه ای جدید، خودتان را وادار کنید تا توانایی ها و استعدادهایتان را بیشتر به کار بگیرید.
***
اجازه ندهید که ترس جواب رد شنیدن از مشتری شما را دلسرد کند. به یاد داشته باشید که این کار مشتری هرگز برخوردی شخصی نیست.
***
خودتان را در مقام یک مشاور ببینید نه یک فروشنده. این طرز فکر باید از ذهن شما شروع شود تا به ذهن مشتری هم منتقل شود.
***
در مورد تمام جزئیات محصولی که می فروشید و نیز درباره کالاهای مشابهی که رقیب هایتان عرضه می کنند اطلاعات دقیق و کامل داشته باشید.
***
آنچه برای کسب موفقیت امروزتان داشته اید، برای حفظ آن کافی نیست.
***
تفکر استراتژیک داشته باشید: هدف هایتان را تعیین کنید و فعالیت های لازم را برای رسیدن به هر کدام را دقیقا مشخص کنید.
***
از قانون طلایی در فروش استفاده کنید: "کالایتان را همانطور به مشتری بفروشید که دوست دارید به شما بفروشند."
***
خودتان را وقف ایجاد و حفظ روابط بسیار خوب تجاری با تمام مشتری ها و کسانی  کنید که احتمال می دهید در آینده از شما خرید کنند.
***
برای جلب رضایت و اعتماد مشتری نسبت به کالایی که عرضه می کنید علاوه بر ذکر ضمانت های سازمان از تضمین های شخصی هم استفاده کنید.
***
برای اینکه مشتری احساس کند که از نظر شما فردی ارزشمند و محترم است، نیازهای عمیق ناخودآگاه او را ارضاء کنید.

***

زندگی شما فقط در صورتی بهتر می شود که خودتان بهتر شوید. هر روز برای بهبود مهارت های کلیدی تان قدمی به جلو بردارید.

***

راحت طلب نباشید. فقط در صورتی می توانید پیشرفت کنید که آماده باشید تا مشکلات و سختی های امتحان کردن یک ایده جدید را به جان بخرید.

***

فکرهای بزرگ در سر بپرورانید! شما هیچ محدودیتی برای بهتر شدن و رشد ندارید به جز همان هایی که خودتان در ذهن تان ساخته اید.

***

در مورد حرفه تان جدی باشید. از همین امروز تصمیم بگیرید که دست به هر کاری می زنید آن را با موفقیت کامل به اتمام برسانید.

***

برای خودتان قاطعانه مشخص کنید چه می خواهید، چرا آن را می خواهید، چه زمانی آن را می خواهید و برای به دست آوردنش حاضرید چه کارهایی بکنید.

***

هر کس همان چیزی را که کاشته است درو می کند. شما امروز دقیقا همان چیزی را درو می کنید که دیروز کاشته اید. آیا از آن راضی هستید؟

***

هر چیزی را که امروز در زندگی دارید خودتان به دلیل ویژگی هایی که در شخصیت تان داشته اید به سوی خود جذب کرده اید.

***

برای همه نعمت هایی که دارید شکرگزار باشید. قدردانی کردن، انسان را مثبت و دوست داشتنی می کند.

***

برای رسیدن به حداکثر بهره وری با دقت برنامه ریزی کنید. همیشه انرژی تان را جایی مصرف کنید که بالاترین بازدهی را داشته باشد.

***

تمام دلیل هایی را که به خاطر آن می خواهید در حوزه کاری تان  جزء موفق ترین افراد باشید لیست کنید. این دلیل ها سوخت موتور موفقیت هستند.

***

اراده کنید که یکی از مشهورترین و معتبرترین فروشنده ها در حوزه خودتان بشوید.

***

هرگز هنگام کار، صبر و آرامشتان را از دست ندهید. همیشه راحت، با روحیه و مثبت باشید. حتی وقتی که وضعیت روحی خوبی ندارید.

***

همیشه نظر مشتری تان را تایید کنید. هرگز با او بحث نکنید. حتی وقتی که به نظر می رسد کاملا در اشتباه است.

***

به قلمرو فروش خود همان طور نگاه کنید که یک کشاورز به مزرعه حاصلخیز خود نگاه می کند، مزرعه ای که باید بشود هر سال از آن محصول برداشت.

***

هرگز به کمتر از عالی بودن رضایت ندهید. توانایی شما نامحدود است.

***

با مشتری محکم دست بدهید. به چشم هایش نگاه کنید و بگویید: "از آشنایی با شما خوشبختم."

***
برایان تریسی

هوشمندي تجاري (Business Intelligence)

بسياري از سازمان‌هاي ايراني در حال حاضر سيستم‌هاي اطلاعاتي پايه مانند حسابداري، انبار، حقوق، فروش را بخوبي عملياتي كرده‌اند. اما عليرغم وجود گزارش‌هاي مفيد در سطوح عملياتي و مديران مياني، مديران ارشد معمولا بطور بدون واسطه از گزارش‌هاي سيستمي استفاده نمي‌كنند. دليل اين امر حجم زياد اطلاعات و عدم تلفيق و تحليل اطلاعات سيستم‌هاي مختلف است.

هوشمندي تجاري (Business Intelligence) مجموعه‌اي از ابزارها و تكنولوژي‌هاي نوين براي يكپارچه‌سازي، تحليل و نمايش اطلاعات است كه بمنظور تسريع و بهينه‌سازي فرآيند تصميم‌گيري سازماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد .

اطلاعات به سرمايه بسيار باارزشي براي سازمان‌ها تبديل شده است. پياده‌سازي سيستم‌هاي مديريت عملكرد و هوشمندي كسب و كار (Business Intelligence) مسيري است كه امروزه سازمان‌ها براي استفاده مناسب از اين سرمايه سازماني، طي مي‌كنند. داشبوردهاي سازماني انبوه اطلاعات موجود در سازمان را خلاصه كرده و متناسب با نياز هر مدير در اختيار او قرار مي‌دهند. مزيت اصلي داشبوردهاي سازماني استفاده از سمبل‌ها و شكل‌هاي گرافيكي ساده است كه براحتي مديران را در يافتن مسايل و مشكلات موجود راهنمايي مي‌كنند. سازمان‌هاي كشور غالبا در گام اول بلوغ هوشمندي كسب و كار هستند و مديران ارشد سازمان‌ها علي‌رغم وجود اطلاعات جزيي در سيستم‌هاي اطلاعاتي سازمان‌شان به ناچار از گزارش‌هايي كه بصورت دستي خلاصه‌سازي يا تحليل شده‌اند، براي پايش وضعيت سازمان‌شان استفاده مي‌كنند. مشكلات اصلي اين روش زمان‌بر بودن تهيه گزارش‌هاي تحليلي و پايين‌بودن سطح كيفيت اطلاعات براي تصميم‌گيري‌هاي مهم سازماني است.

 سازمان شما براي انجام عمليات و فعاليت‌هاي روزمره خود به سيستم‌هاي اطلاعاتي متكي است. مشاهده و تحليل تمامي اطلاعات و گزارش‌هاي جاري در اين سيستم‌ها كار بسيار دشوار و در اغلب موارد ناممكن است. شناسايي اطلاعات كليدي براي تصميم‌گيري و ايجاد يك فرآيند ساختاريافته براي كسب مستمر آن، رمز موفقيت شما در بهبود عملكرد سازمان است. هدف اين راهكار استفاده از انبوه اطلاعات موجود در سطوح عملياتي سازمان و كمك به افزايش هوشياري لازم براي تصميم‌گيري و مديريت سازمان است.  

استفاده از شاخص‌هاي كليدي عملكرد (Key Performance Indicators) براي پايش كسب و كار، مديران را قادر مي‌سازد تا با توجه به مسئوليت‌ها و اختيارات خود از اين ابزار بعنوان اهرمي براي بهبود عملكرد سازماني استفاده كنند. برنامه‌ريزي، پايش و بهبود عملكرد در وجوه مختلف سازماني، ابزار تحول سازماني هستند.

 راهكار مديريت عملكرد اطلاعات كليدي سازمان از سيستم‌هاي اطلاعاتي مختلف گردآوري، تلفيق و تحليل مي‌كند و اين اطلاعات را در قالب شاخص‌هاي كليدي عملكرد بصورت داشبورد سازماني يا كارت‌هاي امتيازي متوازن در اختيار مديريت سازمان قرار مي‌دهد. مديريت درصورت نياز مي‌تواند جزييات مربوط به هر شاخص را تا جزئي ترين سطح مشاهده كند. براي مثال اگر شاخص رشد دآمد وضعيت مطلوبي نداشته باشد، مدير مي‌تواند روند فروش را به تفكيك محصول، گروه مشتري، منطقه جغرافيايي، مركز فروش و غيره مشاهده كند و به ريشه‌يابي و اصلاحات لازم براي بهبود وضعيت بپردازد.

   دستاوردهاي استقرار موفق راهكار مديريت عملكرد بشرح زير است:

  • از دوباره كاري‌ و حجم زياد فعاليت‌ گردآوري اطلاعات و مديريت عملكرد اجتناب مي‌شود.
  • امور ارزيابي و نظارت بصورت سازمان يافته و برنامه ريزي شده و در حد لزوم انجام مي‌شود.
  • روشهاي ارزيابي عملكرد منطبق با رويكرد‌هاي علمي در چهارچوب امكانات موجود شكل مي‌گيرد.
  • اطلاعات ارزيابي و نظارت بصورت خودكار ، به‌سرعت، با دقت و بموقع جمع‌آوري و ارايه مي‌شود.
  • بازيابي اطلاعات مربوط به نظارت‌ها و ارزيابي‌ها از منابع معيني بلافاصله امكانپذير مي‌شود.
  • نظام كنترل مديريتي و انگيزشي در خدمت ايجاد تحول در جهت اهداف و استراتژي‌ها قرار مي‌گيرد.
  • از اعمال نظرهاي غير كارشناسي اجتناب شده و صحت و قابليت اتكاء به نتايج افزايش مي‌يابد.
  • فرهنگ و زبان مشتركي از عملكرد مطلوب و نظام ارزيابي در كل سازمان استقرار ‌مي‌يابد.
  • ايجاد و مشاهده شاخص‌هاي كليدي عملكرد به صورت گيج، انواع چارت و سمبل‌هاي گرافيكي ديگر
  • ايجاد و مشاهده گزارشات و مقادير در جداول به تفكيك‌هاي قابل تعريف و نامحدود 
  •  قابليت‌هاي سورت كردن اطلاعات و نمايش اطلاعات خاص مورد نظر مدير مثلا محصولات پرفروش 
  • تعريف فرمول‌هاي محاسباتي شاخص‌ها با استفاده از اطلاعات موجود در مخزن داده
  • تعريف و مشاهده اهداف براي هر شاخص بصورت محدوده مطلوب، هشدار و نامطلوب
  • مشاهده ميزان انحراف عملكرد واقعي از اهداف عملكردي و برنامه‌ريزي شده
  • تعريف و اعمال حقوق دسترسي مديران مختلف به اطلاعات مورد نيازشان
  • تعريف صفحات و گزارشات جديد بصورت نامحدود و برقراري ارتباط منطقي بين صفحات
  • قابليت فيلتر كردن و دسترسي به سطوح پايين‌تر اطلاعات در صورت نياز
  • قابليت‌هاي متعدد براي پيكربندي داشبورد مديريتي متناسب با نياز‌هاي هر مدير

در حال حاضر گروه شركتهاي همكاران سيستم به عنوان بزرگترين شركت نرم افزاري بخش خصوصي كشور پيشتاز ارائه اين خدمت بوده و و فرصت مناسبي ايجاد مي‌كند كه مديران و كارشناسان همكاران سيستم به مشتريان كمك كنند تا بنگاه‌هاي اقتصادي خود را در شرايط دشوار بهتر هدايت كنند.www.systemgroup.net

قبل از حل هرمسئله اي ، ابتدا از وجود آن مطمئن شويد

مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد.. او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست. مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد... اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و .... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود. بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟» مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.» “

بنابراين :

پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير.

10 سایت برتر آموزشی دنیا را بشناسید

10 سایت برتر آموزشی دنیا را بشناسید

نشریه تایمز آنلاین با توجه به محتوی وب سایتهای آموزشی و میزان اعتبار مطالب آنها به معرفی 10 وب سایت برتر آموزشی پرداخته است که هر یک به گونه ای در آموزش و اطلاع رسانی به انسانها نقش اساسی به عهده دارند.

در گذشته شیوه های متفاوتی برای جمع آوری اطلاعات درباره مباحث مختلف علمی وجود داشت که اکثر آنها بسیار محدود و ناکامل بودند. با گسترش اینترنت در ریشه های زندگی مدرن، این ابزار جایگزینی وسیع و قابل اطمینان برای منابع قدیمی و دایره المعارفها شد که از سرعت و تعامل بالاتری نیز برخوردار است.

امروزه اینترنت در کنار تمامی کاربردهایش ابزاری آموزشی نیز به شمار می رود که بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان از آن به عنوان مرجع اطلاعاتی و آموزشی برای انجام تکالیف و پروژه های خود بهره می برند. نشریه تایمز آنلاین نیز بر همین اساس لیستی از 10 وب سایت آموزشی برتر را از دیدگاه خود ارائه کرده است.

نشنال جئوگرافیک (nationalgeographic.com): نشریه ای که دامنه وسیعی از اطلاعات علمی را از فضا و محیط زیست تا حیوانات و جهان موسیقی در خود می گنجاند، اما مهمتر از همه این نشریه اشتیاق زیستن را در جهان گسترش می دهد و با استفاده از آن به بهبود شرایط محیط زیست کمک می کند.

ناسا (www.nasa.gov): فایلهای ویدیویی، فایلهای صوتی خبری، آرشیو عظیم تصویری، فایلهای تصویری سه بعدی و پرونده هایی در رابطه با ماموریتهای فضایی اطلاعاتی هستند که می توان در این وب سایت جستجو کرد. این سایت می تواند کاملترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان به علوم فضایی قرار دهد.

ابزارها چگونه کار می کنند (howstuffworks.com): این وب سایت مقالات حرفه ای درباره عملکرد هر پدیده و ابزار از رایانه ها و خودروها گرفته تا جزئی ترین ابزار و پدیده ها را ارائه کرده و دارای صدها فایل ویدیویی برای نمایش تجربیات مختلف علمی است.

دیسکاوری (discovery.com): این وب سایت بیشتر بر موضوعاتی مانند محیط زیست، باستان شناسی، انسان، دایناسورها، فضا و تکنولوژی تمرکز داشته و فایلهای تصویری و صوتی فراوانی را برای استفاده علاقمندان بر روی شبکه قرار داده است.

مجله آنلاین اسمیتسونیان (smithsonianmag.com): موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن یکی از بزرگترین مجتمع های موزه در جهان به شمار می رود و مجله آنلاین آن رقیبی جدی برای نشنال جئوگرافی شناخته می شود. این وب سایت منبعی غنی از مطالب علمی ارزشمند و معتبر است.

سایت طبیعت بی بی سی (bbc.co.uk/nature): یکی از برترین میکرو سایتهای بی بی سی به شمار می رود که مجموعه ای ساده از فایلهای ویدیویی را در خود جا داده است. تصاویر متحرک بیش از 370 جانور در این وب سایت یافته شده و می توان از طریق ابزاری خاص به صدای پای آنها نیز گوش فرا داد.

ted.com: تد نام سازمان بزرگی است که افراد مختلف را از سرتاسر جهان به کنفرانسی دعوت می کند تا نظریات خود را درباره جهان، فناوری، طراحی و دیگر حوزه های علمی و هنری با یکدیگر در میان بگذارند. آرشیو فیلمهای این کنفرانسها را می توان در وب سایت این سازمان مشاهده کرد. این وب سایت مطالب خود را در زبانهای مختلف از جمله فارسی ارائه می کند.

arkive.org: تصاویری از حیات بر روی زمین عنوان کلی اطلاعات و فایلهایی است که درباره حیات وحش و محیط زیست بر روی این وب سایت قرار گرفته است. گونه های منقرض شده جانوران در این سایت در اولویت قرار دارند و به گفته این سایت، این جانداران را تنها می توان در arkive زنده و سالم مشاهده کرد.

historytoday.com: در صورتی که به صورت رایگان به عضویت این سایت در آیید می توانید به صدها مقاله معتبر از مجلات مشهور دسترسی پیدا کنید. این مقالات در بخشهای مختلف طبقه بندی شده اند و با وجود رتبه بندی های آکادمیک معتبر خواندن آنها بسیار ساده است.

pbs.org: دامنه فعالیتهای این شبکه و وب سایت علوم، هنر و تاریخ است و بر روی آن می توان فایلهای ویدیویی ارزشمندی را درباره موضوعات علمی مورد نظر مشاهده کرد.
 
منبع :عصرايران

برنده - بازنده

برنده متعهد مي‌شود. بازنده وعده مي‌دهد.
وقتي برنده‌اي مرتكب اشتباه مي‌شود مي‌گويد: اشتباه كردم. وقتي بازنده‌اي مرتكب اشتباه مي‌شود مي‌گويد: تقصير من نبود.
برنده بيش از بازنده كار انجام مي‌دهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نمي‌تواند به كارهاي ضروري بپردازد.
برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي‌پردازد. بازنده از كنار مشكل گذشته و آن را حل نشده رها مي‌كند.
برنده مي‌گويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم. بازنده مي‌گويد: هيچ كس راه حلي را نمي‌داند.
برنده مي‌داند به خاطر چه چيزي پيكار ‌كند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد. بازنده آن جا كه نبايد سازش مي كند و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد مبارزه مي كند.
برنده با جبران اشتباهش تاسف و پشيماني خود را نشان مي‌دهد. بازنده مي‌گويد: «متاسفم»، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي‌كند.
برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح مي‌دهد هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد. بازنده دوست داشتني بودن را به مورد تحسين واقع شدن ترجيح مي‌دهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد.
برنده گوش مي‌دهد. بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود براي حرف زدن است.
برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت مي‌كند. بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار مي‌كند.
برنده مي‌گويد بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد. بازنده مي‌گويد تا بوده همين بوده و تا هست همين است.
برنده به افراد برتر از خود احترام مي‌گذارد و سعي مي‌كند تا از آنان چيزي بياموزد. بازنده از افراد برتر از خود خشم و نفرت داشته و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.
برنده گام‌هاي متعادلي بر مي‌دارد. بازنده دو نوع سرعت دارد يا خيلي تند و يا خيلي كند.
برنده مي‌داند كه گاهي اوقات پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي‌آيد. بازنده بسيار مشتاق برنده شدن است در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.
برنده ارزيابي درستي از توانائي‌هاي خود داشته و هوشمندانه از ناتواني‌هاي خود آگاه است. بازنده از توانايي‌ها و ناتواني‌هاي واقعي خود بي خبر است.
برنده مشكلي بزرگ را انتخاب مي‌كند و آن را به اجزاي كوچك تر تفكيك مي‌كند تا حل آن آسان گردد. بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي‌آميزد كه ديگر قابل حل شدن نيستند.
برنده مي‌داند كه اگر به مردم فرصت داده شود مهربان خواهند بود. بازنده احساس مي‌كند كه اگر به مردم فرصت داده شود نامهربان خواهند شد.
برنده تمركز حواس دارد. بازنده پريشان حواس است.
برنده از اشتباهات خود درس مي‌گيرد. بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، ياد گرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند.
برنده مي‌كوشد تا مردم را هرگز نيازارد مگر در مواقع نادري كه اين دل آزاري در راستاي يك هدف بزرگ باشد. بازنده نمي‌خواهد به عمد ديگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه هميشه اين كار را مي‌كند.
برنده ثروت اندوزي را وسيله‌اي براي لذت بردن از زندگي مي‌داند. بازنده مال اندوزي را هدف خود قرار مي‌دهد بنابر اين گذشته از ميزان انباشت ثروت، هيچگاه نمي‌تواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نمي‌شود.
برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است. بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.
بازنده شكست‌هاي خود را ناشي از تبعيض يا سياست مي‌داند. برنده ترجيح مي‌دهد كه خود را مسئول شكست‌هايش بداند و نه ديگران را و وقت زيادي را صرف عيب‌جويي نمي‌كند.
بازنده فقط به قضا و قدر اعتقاد دارد. برنده معتقد است ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين مي‌كنيم.
بازنده از اين كه بيش از آنچه مي‌گيرد، بدهد، احساس مي‌كند بازنده است. برنده در چنين موقعيتي احساس مي‌كند كه اعتبار خود را براي آينده تقويت مي‌نمايد.
بازنده اگر از ديگران عقب بماند، تندخو و خشن مي‌شود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي مي‌كند. برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ مي‌كند.
بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است. برنده مي‌داند كه نارسايي‌هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست در حالي كه مي‌كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را پاک کند و هرگز تاثير آن‌ها را انكار نمي‌كند.
بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري مي‌بيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي‌آورد و زجر مي‌كشد و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي‌آورد. برنده در چنين شرايطي آزادانه رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه‌ي احساسي مي‌كند، سپس مساله را به فراموشي مي‌سپارد.
بازنده به استقلال خود مي‌بالد، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده‌اي از خود ندارد. برنده مي‌داند كه كدام تصميم‌ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران.
بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و ديگر بازندگان را حقير مي‌شمارد. برنده داوري او درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي‌ها و استعدادهاي خودشان است، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت مادي و دنيوي، و براي يك «پسربچه واكسي» كه كارش را استادانه انجام مي‌دهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترام بيشتري قايل است.
بازنده فكر مي‌كند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد. برنده مي‌داند كه هر قاعده‌اي در هر كتابي را مي‌توان ناديده انگاشت، جز يكي «هماني كه هستي و مي‌خواستي باش» تنها برگ برنده، در دنيا همين است. 
بازنده به كساني كه از خودش قوي‌ترند، تكيه مي‌كند و عقده‌هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي مي‌كند. برنده روي پاي خود مي‌ايستد و از اينكه ديگران به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي‌كند.
برنده در وجود يك آدم بد، خوبي‌ها را مي‌جويد و روي همين قسمت كار مي‌كند. بازنده در وجود يك انسان خوب بدي‌ها را مي‌جويد. از اين رو به سختي مي‌تواند با ديگران همكاري كند.
برنده در عين حال كه تعصبات خود را مي‌پذيرد، تلاش مي‌كند كه در هنگام قضاوت كردن بر اين تعصبات غلبه كند. بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است و بنابر اين در سراسر عمر، اسير تعصبات خويش خواهد بود.
برنده هراسي ندارد از اينكه در يك موقعيت ضد و نقيض قرار گيرد زيرا در افكارش خللي وارد نمي‌شود. بازنده سازگار شدن با موقعيت‌هاي ضد و نقيض را به كار شايسته ترجيح مي‌دهد.
برنده بازي سرنوشت و اين حقيقت كه شايستگي‌ها را همواره پاداشي نيست بي آنكه ديدگاهي بدبينانه داشته باشد درك مي‌كند. بازنده بي آنكه بازي‌هاي سرنوشت را درك نمايد بدگمان است.
برنده مي‌داند كه چگونه مي‌توان جدي بود، بي آن كه خشك و رسمي باشد. بازنده غالبا" خشك و رسمي است، زيرا فاقد توانايي جدي بودن است.
برنده آنچه را كه ضرورت دارد با متانت لازم انجام مي‌دهد و توان خود را براي راه حل‌هايي ذخيره مي‌كند كه در آن‌ها از حق انتخاب برخوردار است. بازنده آنچه را كه ضرورت دارد با حالتي اعتراض آميز انجام مي‌دهد و هيچ توان و نيرويي را براي گرفتن تصميمات اخلاقي مهم باقي نمي‌گذارد.
برنده ارزش‌هاي اخلاقي را به عنوان تنها منبع قدرت حقيقي مي‌شناسد. بازنده چون در باطن براي ارزش‌هاي اخلاقي احترام اندكي قايل است، بيش از ظرفيت خويش در جهت كسب منابع قدرت بيروني تلاش مي‌كند.
برنده سعي مي‌كند كه رفتارهای خود را براساس نتايج منطقي آن‌ها قضاوت كند و رفتارهاي ديگران را براساس قصد و نيت آن‌ها ارزيابي كند. بازنده رفتارهاي خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را بر اساس نتايج آن‌ها ارزيابي مي‌كند.
برنده ديگران را به موقع پند مي‌دهد در صورت بروز اشتباه آن‌ا را مي‌بخشد. بازنده چنان بزدل است كه قادر به پند دادن ديگران نيست و چنان حقير كه قادر به بخشيدن ديگران هم نيست.
برنده پس از بيان نكته اصلي مورد نظرش لب از سخن فرو مي‌بندد. بازنده آنقدر به صحبت ادامه مي‌دهد كه نكته‌ي اصلي را فراموش مي‌كند.
برنده هر امتيازي را كه بتواند بدهد مي دهد جز اين كه اصول بنيادي خود را فدا كند. بازنده به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي‌دهد و اين در حالي است كه اصول بنيادي‌اش رفته رفته از بين مي‌رود.
برنده ضعف‌هاي خود را به خدمت توانايي‌هايش مي‌گيرد. بازنده توانايي‌هاي خود را هدر مي‌دهد زيرا كه آن‌ها را در خدمت ضعف‌هاي خود به كار مي‌گيرد.
برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان يكسان عمل مي‌كند. بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير مي‌كند.
برنده مي‌خواهد مورد احترام ديگران باشد اما ذهنش را درگير آن نمي‌كند. بازنده براي رسيدن به اين هدف دست به هر كاري مي‌زند، اما سرانجام با شكست رو به رو مي‌شود و به هدفش نمي‌رسد.
برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي‌شناسند مي‌داند كه هنوز خيلي چيزها را نمي‌داند. بازنده مي‌خواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند و اين نكته كه: «بسيار كم مي داند» را هنوز نياموخته است.
برنده گشاده روست زيرا كه مي‌تواند بي آنكه خود را تحقير كند بر خطاهاي خويش بخندد. بازنده چون حتي در خلوت خويش خود را پست و حقير مي‌شمارد در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست.
برنده نسبت به ضعف‌هاي ديگران غم‌خواري مي‌كند زيرا ضعف‌هاي خود را درك نموده و آن‌ها را پذيرفته است. بازنده ديگران را به دليل ضعف‌هايشان خوار و خفيف مي‌شمارد زيرا وجود ضعف در درون خود را انكار نموده و پنهان مي‌كند.
برنده هر كاري كه از دست اش بر آيد انجام مي‌دهد و اگر سرانجام شكست خورد به معجزه اميد مي‌بندد. بازنده بدون آنكه كوچكترين تلاشي كند، به انتظار معجزه می‌ماند ...

بردن همه چيز نيست، امّا تلاش برای بردن چرا (( وئيس لومباردی ))

دشوارترين قدم ، همان اولين قدم است

آيا مي‌دانيد شركت‌هاي بزرگ همان شركت‌هاي كوچك هستند كه تنها از طريق مديران آموزش ديده اقدامات صحيح انجام مي‌دهند؟ وقتي شما آموزش را كنار مي‌گذاريد در حقيقت مديريت را كنار گذاشته‌ايد و اين يعني آغاز همه بحرانها و چالش‌ها. قطعا" آموزش نوعي سرمايه گذاريست؟ آيا به اين نكته توجه كرده‌ايد كه: گاهي اوقات بهترين سرمايه‌گذايتان آنهايي هستند كه به نظرتان كم اهميت مي‌آيد. ذهن و نيروي تفكر شما هم، بالاترين سرمايه شماست. افكار شما جهان پيرامونتان را تشكيل مي‌دهد و شما مي‌توانيد با تقويت و دادن الگوهاي صحيح و مناسب به آن مسيري متفاوت در حرفه، كسب و كار و در نهايت زندگي و جهان پيرامونتان ايجاد كنيد. ذهن خلاق واقعيت است و براي تغيير واقعيت بايد ذهن را تغيير داد نخستين كسي كه بايد او را مديريت كنيد خودتان هستيد. اين سرآغاز يك رهبري هدفمند و اثر بخش است، زيرا كليد رهبري موفق در دنياي امروز تاثيرگذاري است نه قدرت چرا ‌كه كاركنان هميشه اعمال رهبران را باور مي‌كنند تا گفته‌هايشان را. رهبري هنري است براي تبديل نمودن خيال به واقعيت و واقعيت هر كسب و كاري جز رسيدن به تحقق اهداف نيست. بايد بر اين باور برسيد كه اهدافي افتخارآميز داشته باشيد. به دنبال هدفي كه به آن افتخار نمي‌كنيد، نرويد چون هيچگاه به آن نمي‌رسيد. در زندگي آنچه مقاومت مي‌كند مي‌ماند پس بياموزيد كه نه موفقيت جاودانه است و نه شكست فاجعه. آري، اگر مشكلات را بتوانيد شناسايي كنيد، مي‌توانيد آنها را تصحيح كنيد. آيا زماني كه اين مشكلات را بشناسيد، آنها را ادامه خواهيد داد؟ اين مسئله ساده است و هميشه جواب مي‌دهند. تا زماني كه بهتر شدن بهترين است، براي كمتر از آن برنامه‌ريزي نكنيد. دانستن اينكه به كجا مي‌رويم گام اول براي رسيدن به آنجاست، بي‌شك دشوارترين قدم همان قدم اول است.

همكاران سيستم

لباسهاي كثيف

زن و شوهر جواني كه تازه به محله جديدي نقل مكان كرده بودن درحال صرف صبـحانه بودند، آشپزخـانه آنها پنجره اي روبه بالكن خانه همسايه داشت و همسايشان در حال آويزان نمودن لباسهاي شسته شده بود ، زن جوان كه مشغول تماشاي همسايه بود رو به همسرش نمود گفت : ببين چقدر لباسهايشان را كثيف شسته ، احتمالاً پودر لباسشويي كه انتخاب نموده اصلاً خوب نيست يعني خودش متوجه اين موضوع نشده ، فكر مي كنم كسي بايد اين مطلب را به او بگويد . شوهرش نگاهي به طرف پنجره نمود و هيچ نگفت . صبح فردا باز دوباره همسايه مشغول پهن نمودن لباسها بود و دوباره زن گفتهاي ديروزش را تكراركرد ، يك ماه گذشت و اين جريان هر روز ادامه داشت تا اينكه يك روز وقتي زن از خواب بيدارشد و به آشپزخانه رفت سـريع همـسرش را صدا نمود و گفت بيا ببـين همسايه مان اين بار لـباسهايش را تـميز شسته فكر مي كنم كـسي به او گفته كه لـباسها را خـوب نمي شويد و پودر ماشيني اش  را عوض نموده ، مرد رو به همسرش نمود و گفت : من امروز صبح كمي زودتر بيدارشدم و شيشه آشپزخانه مان را تميز نمودم!
نتيجه : قبل از اينكه كار ديگران را مورد قضاوت قراردهيم ، درامور خودمان دقت داشته باشيم و سعي كنيم كارهايمان را درست انجام دهيم  و اشتباها ، خطاهاي خودمان را به ديگران تعميم ندهيم.

همكاران سيستم

قانون بيست/هشتاد

در سال ۱۹۰۶ یک اقتصاددان ایتالیایی به نام ویلفر دو پارتو در حین تحقیق راجع به توزیع ثروت در ایتالیا متوجه شد که ۸۰% ثروت کشورش در دست ۲۰% افراد است، او ۲۰% بانفوذ و ثروتمند را اقلیت مهم و بقیه ۸۰% جمعیت جامعه را اکثریت کم اهمیت نامید، بسیاری از محققان این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند.
پیشتاز مدیریت کیفیت، دکتر ژوزف جورانکه در سال ۱۹۴۰ در آمریکا می‌زیست، یک اصل جهان شمول را شناسایی کرد و آن را به پارتو نسبت داد، او این اصل را اصل پارتو یا قانون ۸۰/۲۰ نامید.
قانون مذکور یکی از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است، به مثال‌های زیر توجه کنید:
۸۰% سود شما مربوط به ۲۰% از محصولات یا خدمات شماست.
۸۰% بیماران دچار ۲۰% بیماری‌ها می شوند.
۸۰% انبار شما از ۲۰% لوازم شما پر است.
۸۰% تصادفات مربوط به ۲۰% جرایم رانندگی است.
۸۰% شاخص سهام نربوط به ۲۰% شرکت هاست.
۸۰% مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به ۲۰% کارکنان است.
جمله طلائی:
۸۰% موفقیت شما مربوط به ۲۰% از فعالیت شماست.
ما اغلب افرادی را می بینیم که در تمام مدت کار می‌کنند، اما ظاهرا” کار زیادی انجام نمی‌دهند، اما انجام یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول می‌کنند. قاعده کلی ۸۰/۲۰ می‌تواند به عنوان یک یادآوری روزانه در خدمت شما باشد و به ما یادآور شود که ۸۰% زمان و انرژی خود را بر ۲۰% آنچه واقعا” مهم است متمرکز کنیم.
بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسیم: “آیا این کار در زمره ۲۰% مهم است یا ۸۰% کم اهمیت؟“ 

قوانین جهانی موفقیت – بخش6 از 6

101-  قانون فرصت

بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .


102-  قانون قابلیت

شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .


103-  قانون دانش

در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .


104-  قانون پیش فرض ها

پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .


105-  قانون وقت شناسی

وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید ." در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر)


106-  قانون انرژی

هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .


107-  قانون روابط

هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .


108-  قانون درک دیگران

وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .


109-  قانون رشد

اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .


110-  قانون تکرار

تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .


111-  قانون پشتکار

یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )


112-  قانون خودشکوفایی

شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

 

113-  قانون استعدادها

در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .


114-  قانون کمال

موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید


115-  قانون موقعیت

مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از انجام کار مورد نظر .در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

 

116-  قانون شهامت

وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

 

117-  قانون سخت کوشی

موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

 

118-  قانون بخشندگی

هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .


119-  قانون پذیرش

اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .


120-  قانون خوش بینی

نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود .

نویسنده : برایان تریسی منبع b- tracy.blogfa.com :

قوانین جهانی موفقیت – بخش 5 از 6

81-  قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود .
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد .


82-  قانون ثبات قدم

اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد .
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید .


83-  قانون هدف تجارت

هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد .سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است .


84-  قانون سازمان

یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن وحفظ مشتری است تشکیل شده است . وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد .


85-  قانون رضایت مشتری

در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است .
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است .


86-  قانون مشتری

مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن .یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید .


87-  قانون کیفیت

کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است .


88-  قانون کهنگی

هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد .محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد .معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟


89-  قانون ابتکار

برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید .
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است .


90-  قانون عوامل ضروری موفقیت

هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند . کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید .

91-  قانون بازار

قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .همیشه حق با بازار است .


92-  قانون تخصصی کردن

برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .


93-  قانون تمایز

در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .


94-  قانون تعیین خریدار

موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
-  مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟-  کجا هستند ؟-  علت خرید آنها چیست ؟


95-  قانون تمرکز بازار

موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .


96-  قانون برتری

بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .


97-  قانون احتمالات

هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .


98-  قانون وضوح اهداف

هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .


99-  قانون جذب

شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .


100-  قانون توقعات

اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "
ادامه دارد .....

قوانین جهانی موفقیت – بخش 4 از 6

61-  قانون اشتیاق

از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .


62-  قانون عمل متقابل

مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .


63-  قانون عدم ختم معامله

هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .


64-  قانون وفور نعمت

ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .


65-  قانون معاوضه

پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .


66-  قانون سرمایه

سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است . منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .


67-  قانون پس انداز

همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .


68-  قانون نگهداری

اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند .


69-  قانون پارکینسون

مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثرمردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند .برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید .


70-  قانون سرمایه گذاری

قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید، درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید .هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید .

71-  قانون بهره ی مرکب

جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند .رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید .


72-  قانون برآیند

موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد .برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد .


73-  قانون جذب

جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود .در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید .

74-  قانون اشتیاق

برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست . شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟


75-  قانون هدف

قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی  به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند .


76-  قانون ثروتمند کردن

تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید .
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود .


77-  قانون کارآفرینی 

مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند .


78-  قانون خودساختگی 

بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود  حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند .


79-  قانون آمادگی برای شکست

آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است .
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید .


80-  قانون ریسک

در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد .کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند .

ادامه دارد ....

قوانین جهانی موفقیت – بخش 3 از 6

41-  قانون تلاش غیرمستقیم

در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42-  قانون تلاش معکوس

هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43-  قانون هویت

حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44-  قانون بخشش

سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45-  قانون پذیرش واقعیت

مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .
46-  قانون کم کوشی

بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47-  قانون حداکثر

بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48-  قانون مصلحت

شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49-  قانون دوگانگی

شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :-  دلیلی که درست به نظر می رسد-  دلیل واقعی دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50-  قانون انتخاب

هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است كه تا این لحظه گرفته اید .

51-  قانون ارزش واقعی

ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند.

52-  قانون تعجیل

شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53-  قانون ارزش نهایی

تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54-  قانون عرضه و تقاضا

هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55-  قانون کهن (Kohen)

همه چیز قابل بحث و مذاکره است .چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .


56-  قانون داوسن (Davson)

اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57-  قانون تعیین مهلت

تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58-  قانون شرایط پرداخت

شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59-  قانون آمادگی

80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60-  قانون جابجایی

قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

قوانین جهانی موفقیت – بخش 2 از 6

 21- قانون آمادگی

شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22-  قانون حد توانایی

هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .

هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23-  قانون تصمیم

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24-  قانون خلاقیت

ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25-  قانون انعطاف پذیری

در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26-  قانون استقامت

معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27-  قانون صداقت

خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ باوالاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28-  قانون احساس

شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29-  قانون خوشبختی

کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30-  قانون جایگزینی

ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31-  قانون اظهار

هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .

فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .
32-  قانون عکس العمل

افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم

دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34-  قانون تمرین

هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35-  قانون تعهد

کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید

.36-  قانون ارزش

شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .عشق کور نیست .

37-  قانون تفاهم

میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38-  قانون ارتباطات

کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39-  قانون توجه

شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40-  قانون عزت نفس

هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

ادامه دارد .....

قوانین جهانی موفقیت – بخش 1 از 6

 120 قانون در رابطه با چگونگی دستیابی به موفقیت

1-  قانون علت و معلول

هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2-  قانون ذهن

همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3-   قانون عینیت یافتن

ذهنیات دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4-  قانون رابطه ی مستقیم

 زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5-  قانون باور

 هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :-  باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .-  آنها را از بین ببرید .

6-  قانون ارزش ها

 نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است . آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7-  قانون انگیزه

 هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود . رمز موفقیت دو چیز است : -  تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها . -  مشخص کردن انگیزه ها .

8-  قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه

 ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9-  قانون انتظارات

 اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند . شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10-  قانون تمرکز

 هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
11-  قانون عادت

حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12-  قانون جذب

شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13-  قانون انتخاب

زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14-  قانون تفکر مثبت

 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است . شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15-  قانون تغییر

تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16-  قانون کنترل

این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17-  قانون مسئولیت

هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18-  قانون پاداش

عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19-  قانون خدمت

پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش

همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .هیچ راه میانبری وجود ندارد .

ادامه دارد ........

چكيده انديشه ها

بين شكست و پيروزي يك قدم بيشتر فاصله نيست و مردم از ترس شكست، شكست مي‌خورند.

ناپلئون بناپارت

چكيده انديشه ها

تنها كسي كه مي‌تواند شما را در رسيدن و روياها و آرزوهايتان كمك كند، خودتان هستيد. وقتي اين نكته را خوب بفهميد و آن را بپذيريد، ديگر هيچ چيز و هيچ كس نمي‌تواند سد راه موفقيت شما شود.

ويلزر ويتني

چكيده انديشه ها

مطالعه انسان را كامل مي‌كند، سخنراني به او حضور ذهن و سرعت انتقال مي‌دهد، اما نوشتن انسان را دقيق مي‌كند.

فرانسيس بيكن

چكيده انديشه ها

اجازه ندهيد كارهايي را كه نمي‌توانيد انجام دهيد، شما را از كارهايي كه مي‌توانيد انجام دهيد باز دارد.
جان وودن

چكيده انديشه ها

آن‌كس كه هميشه شاگرد باقي مي‌ماند، زحمت‌هاي آموزگارش را به خوبي جبران نمي‌كند.

نيچه

 

چند راهکار ساده برای غلبه بر استرس

متخصصان كلينيك كليولند در تازه‌ترين گزارش خود چندين توصيه براي خلاص شدن از شر استرس ارائه كرده‌اند.
   
اين پژوهشگران مي‌گويند؛ برخي از استرس‌ها اجتناب ناپذير هستند اما شما مي‌توانيد با انجام دادن چند راه كار ساده آنها را از زندگي خود دور كنيد. اگر استرس به زندگي‌تان چيره شود مي‌تواند سلامت جسم و روانتان را تهديد كند.

بر اساس گزارش هلت نيوز اين متخصصان توصيه مي‌كنند:

- رژيم غذايي سالم داشته باشيد، زياد ورزش كنيد، ‌سيگار نكشيد و الكل هم مصرف نكنيد.

- به ديگران اجازه ندهيد از شما انتظارات، توقعات و تقاضاهاي بيجا داشته باشند،‌ نه بگوئيد و از اينكه روي پاي خودتان بايستيد،‌نترسيد.

- هر روز زماني را به استراحت اختصاص دهيد.

- اهداف و انتظارات واقع بينانه از خود داشته باشيد اما بدانيد كه نمي‌توانيد همه چيز را كنترل كنيد.

- دقت كنيد چه چيزي باعث بروز استرس در زندگي تان مي‌شود. اگر مي‌توانيد آن را از زندگي خود حذف كنيد و ياد بگيريد كه چطور منابع ديگر استرس را مديريت و كنترل كنيد.

- همواره كارهاي خوب و موفقيت آميز خود را به خودتان يادآوري كنيد.
منبع:ایسنا

چكيده انديشه ها

رفتن همیشه به معنای رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت.
در بن بست‌های زندگی راه آسمان باز است.
پرواز بیاموز. 
دكتر شریعتی

مقايسه دو روش در حل مسئله

هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي روبرو شد. آن‌ها دريافتند كه خودكارهاي موجود ،در فضاي بدون جاذبه كار نمي‌كنند (جوهر خودكار به سمت پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح كاغذ نمي‌ريزد)
براي حل اين مشكل آن‌ها شركت مشاورين آندرسون را انتخاب كردند.
تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد، 12 ميليون دلار صرف شد و در نهايت آمريكائيها خودكاري را طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي‌نوشت، زير آب كار مي‌كرد، روي هر سطحي حتي كريستال مي‌نوشت، و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد كار مي‌كرد !!!
اما روس‌ها راه حل ساده‌تري داشتند:
آن‌ها از مداد استفاده كردند !
نتيجه :
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است :
1. تمركز روي مشكل ( نوشتن در فضا ! )
2. يا تمركز روي راه حل (نوشتن در فضا با خودكار !!!) 
همكاران سيستم - سركارخانم خسروي

چکیده اندیشه ها

دنیا بسیار وسیع است و برای همه جائی هست، سعی كنیم جای واقعی خود را پیدا كنیم. هر اقدامی اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر می‌رسد. 
(كارلایل)

چکیده اندیشه ها

سرشار زندگی کن و هر جا که لازم بود خود را رها ساز. با همه‌ی وجود دوست بدار و ترس را پس بزن. شکوه امیدوار بودن را لمس کن و هرگز دست از رویاهای خود نکش
موفقیت تنها زمانی از ماست که خود برگزینیم و انسان‌ها همانقدر موفقند که تصمیم می‌گیرند باشند
(آنتونی رابینز)

چکیده اندیشه ها

با هم بودن «آغاز»، با هم ماندن «پیشرفت» و با هم کار کردن «موفقیت» است. 
هنری فورد

چکیده اندیشه ها

حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار می گذارد

مهندس حسین ثابت (چهره موفق اقتصاد ایران)

عارفانه

راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از اولين آن‌ها آغاز كنيد. 
مارك تواين

قانون مديريت خدمات کشوري :

قانون مديريت خدمات كشوري  يكي از بحث برانگيزترين  قوانين و مقرراتي است كه چند سالي از تولد و نمو آن ميگذرد . هدف كلان اين قانون (قوانين) ،جايگزيني آن به جاي قوانين متعدد و بعضا كهنه جاري و ايجاد قوانيني به روز و منطبق با آخرين وضعيت اقتصادي كشور ، توجه خاص و ويژه به اهميت و جايگاه نيروي انساني ،رفع تفاوتها و تبعيض هاي موجود بين مستخدمين حوزه هاي مختلف ،  افزايش بهره وري و شايسته سالاري در تمامي دستگاههاي دولتي و حاكميتي و ..... مي باشد .

بنا به نظر اكثر كارشناسان و صاحبنظران اين حوزه ، قانون مديريت خدمات كشوري يك بسته است كه مي بايست با جزئيات كامل و به صورت جامع اجرا گردد و اجرا و ابلاغ بخشي از فصول 15 گانه و مواد  آن مشكلي را از وضعيت موجود حل نخواهد كرد .

همانطور كه بيان شد اين قوانين حاشيه هاي بسياري را با خود داشته و خواهد داشت ، با توجه به نوپا بودن اين قانون و عدم اجراي عملي آن تاكنون به دليل كامل و نهايي نشدن آئين نامه ها و بخشنامه هاي اجرايي آن و از آنجا كه  که اجراي آن تاثير بسياري بر نيروي کار و توليد ناخالص ملي مي گذارد (كه كاري بس دشوار ، تخصصي و در نتيجه زمانبر خواهد بود)  در ادامه تنها به بيان كليات اين قانون مي پردازم تا خوانندگان و علاقه منداني كه به نحوي قصد اطلاع از مفاهيم اوليه آنرا دارند در جريان چند و چون اين قوانين قرار گيرند .

 

فصول 15 گانه قانون مديريت خدمات کشوري :

فصل 1 : تعاريف

فصل 6: ورود به خدمت

فصل 11: ارزيابي عملکرد

فصل 2: راهبردها و فناوري انجام وظايف دولت

فصل 7: استخدام

فصل 12: حقوق و تکاليف کارمندان

فصل 3: حقوق مردم

فصل 8: انتصاب و ارتقاي شغلي

فصل 13: تامين اجتماعي

فصل 4: ساختار سازماني

فصل 9: توانمند سازي کارمندان

فصل 14: شوراي عالي اداري

فصل 5: فناوري اطلاعات و خدمات اداري

فصل 10: حقوق و مزايا

فصل 15: مقررات مختلف

 ادامه دارد ........

مهم و مهم تر

¤ پاسخ به سوال مهم است ایجاد سوال مهمتر
¤ ماهی دادن به نیازمند مهم است آموزش ماهی گرفتن مهمتر
¤ تشویق به موقع مهم است علت را به فرد گفتن مهمتر
¤ خوبی کسی را گفتن مهم است آموزش چگونه خوب بودن مهمتر
¤ عیب کسی را به او گفتن مهم است عیب خود را پرسیدن مهمتر
¤ گفتن به موقع مهم است سکوت به موقع مهمتر
¤ علم و بصیر مهم است اندیشه و تدبیر مهمتر
¤ خوب گوش دادن مهم است به کارگیری آنها مهمتر

مهندسی و مدیریت

مردي که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به ياد آورد قرار مهمّي دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردي که روي زمين بود پرسيد: 

"ببخشيد آقا ؛ من قرار مهمّي دارم ، ممکنه به من بگوييد کجا هستم تا ببينم به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟" 

مرد روي زمين : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً۶ متري در طول جغرافيايي "۱٨'۲۴ ۸۷ و عرض جغرافيايي "۴۱'۲۱ ۳۷ هستيد."

مرد بالن سوار : " شما بايد مهندس باشيد." 

مرد روي زمين : "بله، از کجا فهميديد؟؟" 

مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتي که شما به من داديد اگر چه کاملا ًدقيق بود به درد من نمي خورد و من هنوز نمي دانم کجا هستم و به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟" 

مرد روي زمين : " شما بايد مدير باشيد. " 

مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهميديد؟؟؟" 

مرد روي زمين : " چون شما نمي دانيد کجا هستيد و به کجا ميخواهيد برويد. قولي داده ايد و نمي دانيد چگونه به آن عمل کنيد و انتظار داريد مسئوليت آن را ديگران بپذيرند. 

 واقعيت اين است که شما هنوز در موقعيت قبلي هستيد ؛ هر چند ممکن است من در بيان موقعيت شما چند ميليمتر خطا داشته باشم!"

 

اين متن توسط يكي از دوستان خوب و البته ناشناسم با نام آقاي اشرفي برايم ايميل شده بود

مباني سازمان و مديريت - بخش اول

 

تعريف سازمان :

سازمان يك پديده اجتماعي است كه از تجمع افرادي كه قادر به همكاري باشند و با ايجاد روابط گوناگون براي رسيدن به اهداف بالاتر همكاري مي كنند ، تشكيل شده است .

تعريف مديريت :

مديريت هماهنگ كردن كليه فعاليتهاي ، منابع انساني ، سرمايه ، مواد مصرفي و تجهيزات موجود در سازمان ميباشد .

مديريت سه بخش سرمايه ، نيروي انساني و مواد اوليه را شامل ميشود .

مديريت علم است يا هنر ؟

بخشي از دانش مديريت را ميتوان از طريق آموزش فرا گرفت و بخش ديگر را نيز ضمن كار فرا گرفت . در واقع بخش اول را علم مديريت و بخشي را كه موجب بكار بستن اندوخته ها در شرايط گوناگون ميشود ، هنر مديريت مي گويند .

به عبارت ديگر مديريت علم دانستن و هنر توانستن است .

انواع سازمانها :

1 . سازمان انتفاعي و غير انتفاعي :

الف ؛ سازمانهاي انتفاعي :

سازمانهايي هستند كه ازسوي صاحبانشان براي كسب سود ايجاد شده اند . اين سازمانها ممكن است يك مالك يا چندين صاحب سرمايه داشته باشند ، اكثر مؤسسات تجاري جزء اين دسته سازمانها محسوب ميشوند .

ب ؛ سازمانهاي غير انتفاعي :

اين سازمانها معمولاً به جاي كسب سود با أهداف اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي و سياسي تشكيل ميشوند . مانند اتحاديه هاي كارگري ، انجمن هاي مذهبي ، مؤسسات خيريه و سازمانهاي دولتي .

2 . سازمانهاي توليدي و خدماتي :

سازمانهاي توليدي از مواد خام يا مواد اوليه براي توليد كالا استفاده ميكنند . مانند كارخانجات اتومبيل سازي و توليد قطعات . اين كالاها معمولاً در بازار ارائه شده و مشتري به راحتي ميتواند كيفيت آنرا ارزيابي كند . نوع ديگر ، سازمانهاي خدماتي هستند كه خدمات ارائه ميدهند . مانند فعاليتهاي امور مالي ، مشاور حقوقي ،آموزشي و غيره . بعضي ديگر از سازمانها نيز هم توليدي هستند و هم خدماتي ، مانند كارخانجات اتومبيل سازي كه خدمات هم به مشتريان ارائه ميدهند .

3 . سازمانهاي دولتي و خصوصي :

سازمانها از نظر مالكيت نيز به دو دسته خصوصي و دولتي تقسيم مي شوند . برخي سازمانها مانند ذوب آهن ، صنعت فولاد و مخابرات در ايران جزء سازمانهاي دولتي محسوب مي شوند ، زيرا دولت آنها را كنترل ميكند . برخي سازمانهاي ديگر مانند شركتهاي خصوصي چون يه جاي دولت توسط افراد يا بخش غير دولتي اداره مي شوند به آنها سازمانهاي خصوصي گفته مي شود .

مديران در سازمان :

1 ـ مديران عملياتي :

مديران در اين سطح مستقيماً مسئول توليد كالاها و خدمات هستند . اين مديران را معمولاً رئيس قسمت ، سرپرست يا متصدي مي نامند . آنان فقط كاركنان عملياتي را هدايت ميكنند و سرپرستي مديران ديگري را به عهده ندارند . كاركناني كه به آنها گزارش ميدهند معمولاً كارهاي توليدي يا عملياتي سازمان را انجام مي دهند . مانند مدير عملياتي در يك كارخانه فولاد كه كاركناني را كه فولاد مي سازند ، با ماشينها كار ميكنند و از آنها نگهداري ميكنند را سرپرستي مي كند .

2 ـ مديران مياني :

اين مديران بر مديران عملياتي سرپرستي دارند و به طور مستقيم به مديران رده بالا گزارش ميدهند و پل ارتباطي بين مديران عالي (ارشد) و مديران عملياتي سازمان مي باشند . آنان خط مشي هاي ارائه شده از سوي مديران عالي را به هدفهاي ويژه و برنامه هاي عملي تدوين ميكنند و در اختيار مديران عملياتي قرار ميدهند .

3 ـ مديران عالي (ارشد) :

اين سطح از مديريت معمولاً گروه كوچكي از مديران را تشكيل مي دهند كه مسئول اداره كل سازمان هستند . آنها اهداف ، خط مشي ها و راهبردها را تدوين و واكنشهاي سازمان را در برابر محيط معين مي كنند . آنان را معمولاً مدير عامل ، مدير يا رئيس مي نامند .

اين مديران غالباً در جامعه در معاملات تجاري و در مذاكرات با دولت نماينده سازمان خود هستند . آنان بيشتر وقت خود را صرف صحبت با مديران عالي ساير مؤسسات و افراد خارج از سازمان مي نمايند .

ادامه دارد ...........