چـهار گام برای افزایـش اعتـماد به نفـس


شاید شما هم در زندگی شرایطی را تجربه کرده اید که خود کم بینی و احترام به نفس پایین، مشکلات ناخواسته ای را برایتان بوجود آورده است. عزت نفس و داشتن احساس خوب نسبت به خود، از جمله مواردی اند که بسیاری افراد در زندگی خود در آرزوی رسیدن به آن هستند.
اگر احساس می کنید دارای عزت نفس پایین هستید و این موضوع روی تمام جوانب زندگی شما تاثیر منفی گذاشته است؛ اگر فکر می کنید ارتباطات، کار و یا حتی سلامتی شما تحت الشعاع این عزت نفس پایین قرار گرفته است؛ حتی اگر این احساس خود کم بینی از دوران کودکی در شما شکل گرفته و همواره همراه شما بوده است؛ با بکارگیری چهار قدم موثری که در ادامه ایمیل آورده می شود می توانید عزت نفس را در خود تقویت نموده و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.

قدم اول : موقعیت ها و شرایط مشکل ساز را شناسایی کنید
در مورد موقعیت هایی که به نظر می رسد احترام به نفس شما را پایین می آورند، فکر کنید. این موقعیت ها معمولا عبارتند از :
1. یک ارائه در محل کار
2. یک بحران در منزل یا محل کار
3. یک چالش با کسی که ارتباط نزدیک با شما دارد مانند همسر و یا همکار
4. یک تغییر در جریان زندگی مانند از دست دادن شغل و یا فرار فرزند از خانه

قدم دوم : از افکار و اعتقادات خود در رابطه با این موقعیت ها آگاه شوید
هنگامی که شرایط و موقعیت های مشکل ساز را شناسایی نمودید، به تفکر خود در رابطه با آنها دقت کنید. ببینید در این شرایط به خود چه می گویید؟ تفسیر شما از این موقعیت ها چیست؟ تفکر شما در این شرایط ممکن است مثبت، منفی و یا خنثی باشد. ممکن است شما در این شرایط منطقی عمل کنید و یا بر پایه یکسری واقعیت ها و دلایل و اعتقادات اشتباه فکر نمایید؛ و یا بالعکس.

قدم سوم : افکار منفی و نادرست خود را به چالش بکشید
برداشت اولیه شما از یک موقعیت ممکن است تنها راه نگاه به آن شرایط خاص نباشد، بنابراین باید در صحت افکارتان تامل بیشتری نمایید. از خود بپرسید: آیا نگاهم با منطق و واقعیت سازگار هست؟
البته گاهی اوقات تشخیص بی دقتی ها در تفکر مشکل است. بیشتر افراد یک تفکر دیرینه و ثابت درباره خود و زندگی شان دارند. این اعتقادات دیرینه از نظر آنها می تواند نرمال و کاملا منطبق بر واقعیت تلقی گردد؛ در حالی که بیشتر آنها ممکن است تنها یک ایده یا احساس باشند. در این میان بعضی الگوهای فکری نیز در ذهن افراد ممکن است باعث تضعیف عزت نفس گردد که باید به آنها دقت کرد. این الگوها عبارتند از :

1. تفکر همه یا هیچ

در این حالت شما همه چیز را خوبِ مطلق یا بدِ مطلق می بینید. مثلا به خود می گویید: "اگر من در این کار موفق نشوم، کاملاً شکست خورده ام!" عادت به چنین تفکری صحیح نیست. بهتر است همه جوانب یک پیروزی و یا شکست را در نظر داشت.

2. نیمه خالی لیوان
با این الگوی فکری شما تنها جنبه های منفی یک موقعیت را می بینید و تنها بر روی آنها متمرکز می شوید که این باعث می شود نگاه شما به یک شخص یا موقعیت کاملا از مسیر درست منحرف شود. به عنوان مثال به خود می گویید: "چون من در ارائه آن گزارش اشتباه کردم، حالا همه فکر می کنند که من برای این کار مناسب نیستم." بدبینی بدترین آفت عزت نفس است.

3. تبدیل دستاوردهای مثبت به منفی
در این حالت شما با کوچک شمردن تجربه های مثبت و دستاوردهای مفید خود، آنها را انکار می کنید. به عنوان مثال به خود می گویید: "فقط به این خاطر که امتحان آسانی بود، توانستم موفق باشم!" در اینگونه مواقع شما احترام به نفس را در خود می کُشید.

4. نتیجه گیری منفی بدون داشتن دلایل کافی

شما ممکن است گاهی اوقات بدون داشتن مدارک و شواهد کافی در یک شرایط خاص یک نتیجه گیری منفی کنید. مثلا به خود می گویید: "دوست من هنوز جواب ایمیلم را نداده؛ پس حتما هنوز هم از من ناراحت است!" در صورتی که ممکن است دوست شما در چند روز گذشته موفق به مرور ایمیل هایش نشده باشد. شاید بهتر است به جای توسل به افکار منفی، کمی صبورتر باشید.

5. اشتباه گرفتن احساسات با واقعیت ها

در این حالت شما احساسات یا عقاید خود را با واقعیت ها اشتباه می گیرید. مثلا به خود می گویید: "من احساس می کنم شکست خورده ام پس حتما همینطور است!"

6. دست کم گرفتن خود

با این الگوی فکری خود را کمتر از آنچه که هستید دیده و ارزش های خود را دست کم می گیرید. این ممکن است مثلا ناشی از چندین بار اشتباه کردن در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال به خود می گویید: "لیاقت من بیش از این نیست!" بهتر است اندکی تجدید نظر کنید.

قدم چهارم : افکار و عقاید خود را تعدیل کنید
هم اکنون زمان آن است که افکار منفی و نادرست را با افکار سازنده و دقیق جایگزین کنید. برای این کار می توانید از استراتژی های زیر کمک بگیرید:

1. از عبارات امید بخش استفاده کنید

نسبت به خود با مهربانی رفتار کنید و همواره خود را تشویق نمایید. یادتان باشد که اگر بخواهید به بدبینی خود نسبت به یک موقعیت خاص میدان دهید، ممکن است به واقعیت بپیوندد. به عنوان مثال اگر دائم به این فکر کنید که ارائه شما بخوبی برگزار نخواهد شد، ممکن است واقعا همین اتفاق بیفتد. سعی کنید جملات امیدبخش به خود بگویید. مثلا به خود بگویید: "با اینکه موقعیت سختی است، اما من از پس آن بر می آیم."

2. خود را ببخشید

همواره به یاد داشته باشید که همه انسان ها ممکن است در زندگی خود اشتباه کنند. این اشتباهات هیچگاه همیشگی و مختص فرد خاصی نیست. اگر دچار اشتباه شدید به خود بگوئید: "درست است که من اشتباه کردم اما این اشتباه دلیل بر بد بودن من نیست."

3. از عبارات باید و نباید اجتناب کنید

اگر ذهن شما پر از جملات باید و نباید باشد، ممکن است منجر به این شود که انتظارات و توقعات غیرمنطقی از خود و دیگران داشته باشید. آزاد کردن ذهن از این عبارات باعث می شود انتظارات منطقی تر و نزدیک تر به واقعیت، از خود و دیگران داشته باشیم.

4. بر روی جنبه های مثبت زندگی خود متمرکز شوید

توانایی های خود را در برخورد با موقعیت های چالش برانگیز در زندگی به یاد آورید و همواره به موفقیت ها و قسمت های خوب زندگی خود فکر کنید.

5. با افکار پریشان کننده جور دیگر برخورد کنید

بجای اینکه با افکار منفی، منفی برخورد کنید، از آنها کمک بگیرید تا به الگوهای جدید و سالم تری در زندگی خود دست یابید. از خود بپرسید: "برای بهتر کردن شرایط چگونه باید عمل کرد؟"

6. خود را تشویق کنید

بخاطر هر نکته مثبتی که در یک موقعیت خاص می بینید، خود را تشویق کنید. به عنوان مثال به خود بگویید: "گرچه بنظر می رسد ارائه من عالی نبوده اما حضار با طرح پرسش، تا پایان جلسه مطالب را دنبال کردند. این نشون میده که موفق عمل کرده ام و به هدفم رسیده ام."

این قدم ها ممکن است در نگاه اول دشوار بنظر برسند. اما با تمرین بتدریج آسان تر خواهند شد. هنگامی که شما شروع به شناسایی افکار و عقاید تخریب کننده احترام به نفس در خود کنید، قادر خواهید بود عملا آنها را تشخیص داده و در جهت مبارزه با آنها گام بردارید. بدین ترتیب موفق به دریافتن ارزشهای خود به عنوان یک انسان می شوید. هنگامی که عزت نفس در شما تقویت شود، اعتماد به نفس شما نیز افزایش یافته و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود و زندگی خود پیدا خواهید کرد.

حسابداري مديريت – بخش 1

مفهوم حسابداري مديريت :

حســابداري مديريت يك سيستم اندازه گيري براي گردآوري اطلاعات مالي و عملياتي است كه فعاليت مديريتي و رفتارهاي انگيزه اي را هدايت مي كند و ارزش هــاي فرهنگــي را براي به دست آوردن اهـداف استراتژيك ســازمان، خلق و حمايت مي كند .

در اين تعريف به چهار ويژگی کليدی تاکيد شده است:

  • فرايند اندازه گيري است .
  • دربرگيرنده اطلاعات عملياتي است .
  • هدف رسيدن به اهداف استراتژيك و كليدي است .
  • اطلاعات مناسب در حسابداري مديريت سه شاخص بارز دارند:
      1. تكنيكال
      2. رفتاري
      3. فرهنگي

اهداف اصلي حسابداري مديريت:

هدف اساسی حسابداری مديريت کمک به يک ســازمان به منظور به دست آوردن اصول استراتژيک آن ســازمان است.

استراتژي راهي است كه با استفاده از آن يك شركت خودرا از ديگــر رقبــا متمايز مي ســـازد و جايگاه خود را پيدا مي كند.

تأمين اطلاعات مورد نياز مديران براي تصميم گيري و برنامه ريزي

فرآيند تصميم گيري :

  1. تعريف مسئله
  2. شناسائي راه حل ها
  3. گرد آوري اطلاعات مربوطه(ذهني يا عيني ، خارج يا داخل سازمان)
  4. تصميم گيري

كمك به مديران در رهبري و كنترل فعاليت هاي عمليات با دادن اطلاعات مربوط ، به موقع وصحيح

انگيزش مديران و كاركنان براي فعاليت در راستاي هدف هاي سازمان با آموزش استراتژي هاي سازمان به سطوح مختلف با ابزاي مانند بودجه و كنترل جهت همسو كردن انگيزه و رفتارهاي سازماني كاركنان

سنجش و ارزيابي عملكرد واحد هاي تابعه ، مديران و ساير كاركنان سازمان

توجه ويژه به مثلث استراتژيک (QCT) : كيفيت ، زمان و هزينه

اندازه گيري اهداف کيفی و تحليل تاثيرات هزينه هاي كيفيت بر سود

  • منابع صرف شده براي پيشگيري از نواقص احتمالي توليدات
  • هزينه بازسازي توليدات ناقص
  • هزينه انجام تعميرات و نگهداري تجهيزات
  • فرصت هاي از دست رفته فروش به دليل عدم كيفيت محصولات
  • سرمايه گذاري جديد براي افزايش كيفيت محصول

كمك به درک مفاهيم استراتژيك مديريت بهاي تمام شده

  • اطلاعات منابع صرف شده براي توليد محصولات
  • اندازه گيري منابع صرف شده براي اجراي ساير فعاليت ها
  • تجزيه و تحليل عوامل مؤثردر بهاي تمام شده
  • تجزيه و تحليل سودآوري محصولات
  • تجزيه و تحليل ساختاري قيمت عرضه كنندگان

کمک به مديران با استفـاده از معيارهـاي اندازه گيـري زمانی فعاليت ها

  • فرصت هاي از دست رفته فروش به علت تاخير در توليد
  • هزينه هاي ناشي از تاخير مواد از جانب عرضه كنندگان
  • مقايسه فروش محصولات جديد در مقابل محصولات قديم
  • زمان پاسخ گويي به سفارشات مشتريان
  • ميزان ظرفيت هاي در دسترس استفاده نشده به دليل توليد محصولات جديد

موارد تأثير گذار در حسابداري مديريت

  • اطلاعات و انگيزش جهت تسهيل و اثر گذاري بر تصميم گيري
  • آثار رفتاري كاركنان در برابر اطلاعات و شناخت حسابداري مديريت از رفتارمديران
  • هزينه ها و فوايد كسب اطلاعات با صرفه و كاربردي باشد (فزوني هزينه بر موضوع)
  • تغييرات فرآيندها و كسب كار و هماهنگي حسابداري مديريت با اين تغييرات( رقابت جهاني ECو WTO ، مديريت موجودي ها ، صنايع جديد، كيفيت ، بهبود مستمر، بهره وري سيستم هاي جديد مديريت هزينه)

مقايسه حسابداري مديريت با حسابداري مالي

حسابداری مالی

حسابداری مديريت

شــــــــرح

اشخاص خارج از سازمان نظير سرمايه گذاران، اعتبار دهندگان دولت و ...

مديران سطوح مختلف سازمان

استفاده کنندگان اطلاعات

ارائه اطلاعات برای اشخاص ذيحق، ذينفع و ذيعلاقه طبق ضوابط، قوانين يا مقررات اجباری است

الزام قانونی و مقرراتی وجود ندارد

الزامات قانونی و مقرراتی برای گزارشگری

اصول و استانداردهای لازم الاجرا از طريق قوانين، مقررات يا توسط نهادهای حرفه ای، مشخص شده و میشوند

اصول و استانداردهای لازم الاجرا وجود ندارد

اصول پذيرفته شده حسابداری

اطلاعات قابل تأييد و نوعا مبتنی بر رويدادهای گذشته

اطلاعات براوردی و اساسا مرتبط با آينده

نوع و ماهيت اطلاعات

بر حسب سازمان به طور کلی و بعضا همراه با افشای اطلاعات در خصوص قسمتهای عمده متشکله سازمان

بر حسب انواع محصولات، مناطق جغرافيايی، قسمتهای مختلف سازمان و نظاير آن

تأکيد اطلاعات

غالبا به شکل فشرده و خلاصه

عموما تفصيلی

کم و کيف اطلاعات

حسابداران مالی و حسابرسان مستقل

حسابداران صنعتی و مديريت، مهندسين و ساير متخصصين

فراهم کنندگان اطلاعات

در چارچوب محدوديتهای تعيين شده توسط نهادهای مربوط حتی با واژگان مشخص همراه با برخی انعطاف پذيریها

هر شکلی که سودمند تشخيص داده شود و بدون هرگونه محدوديت

شکل ارائه اطلاعات

غالبا سالانه

دورههای کوتاه مدت مثلا ماهانه، هفتگی، روزانه و حتی گاه کوتاهتر

دوره ارائه اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد ....

۱۰جمله‌اي كه زندگي كاري شما را ويران مي‌كند

 

كدام جمله را نگوييم

اثر منفي اش چيست؟

چه بگوييم؟

اين كار من نيست

از جمع اعضاي تيم كاري‌تان جدا ميشويد – متضاد حس انعطاف و يادگيري است

واقعا در اين زمينه تجربه‌اي ندارم اما حاضرم كه ....

فكر مي‌كنم كه ، تصور مي‌كنم، احساس مي‌كنم

از تسلط مديريتي شما كاسته شده و قدرت پيام را نيز تضعيف مي‌كند

نظر من اين است، من به اين نتيجه رسيده ام كه..

نمي‌دانم

ديگران فكر ميكنند شما از روي تنبلي، با اين جمله خود را خلاص كرده‌ايد

اجازه بدهيد جواب را پيدا كنم ، براي انجام اين كار از چه كسي مي‌توانم كمك بگيرم؟

نمي‌توانم

ديگران فكر ميكنند شما براي يادگيري و كار جديد آماده نيستيد

متاسفانه الان مشكلي دارم. با اين حال با فلاني در اين مورد صحبت كرده‌ام و مطمئنم او به خوبي از پس آن برمي‌آيد

ولي...

انكار موضوعات قبلي ، باعث برجسته شدن بخش منفي ماجرا مي‌شود

نكات مثبت را در اخر جمله بياوريد تا بيشتر در ذهن بماند

سعي خودم را مي‌كنم

احتمال شكست وجود دارد و ممكن است داستان به آخر نرسد

دقيقا زمان تعيين كنيد كه چه زماني اين كار را انجام شده تحويل ميدهيد

ايده خوبي نيست

همكارانتان جرات ابراز ايده‌هاي خود را پيدا نمي‌كنند

به جاي رد از جمله ، خب مي‌توان اين ايده را اجرايي كرد؟ استفاده كنيد

تقصير من نيست

در مقام ضعف و مظلوم‌نمايي قرار مي‌گيرد

بهتر است سعي كنيم بفهميم چطور مي‌شود از تكرار اين اتفاق جلوگيري كرد

تصور مي‌كنم...

عدم قطعيت شما و حرفهايتان را نشان ميدهد

بيان صادقانه مشغوليت ذهني اتان و نشان دادن قدرت و تسلط خودتان

غيرممكن است

شما حتي آماده نيست كه آن موضوع خاص را امتحان كنيد.

خب بگرديم شايد راه حلي پيدا كرديم

6 روش که افراد موفق را به افرادی برجسته و تاثیرگذار مبدل می‌کند

6 روش که افراد موفق را به افرادی برجسته و تاثیرگذار مبدل می‌کند

در این مقاله بررسی خواهیم کرد که چگونه می‌توان نوعی تاثیرگذاری پایدار ایجاد کرد.

مدیران بیشتر وقت خود را صرف کمک به دیگران برای موفق شدن می‌کنند. کارمندان، مشتریان، سرمایه‌گذاران، تامین‌کنندگان مواد اولیه و... از جمله این افراد هستند.

کمک به دیگران برای موفق شدن کار شما است، اما تمرکز روی خودتان نیز بخشی از وظیفه شما است و حداقل باید بخشی از وقت خود را صرف آن کنید.
چرا؟ موفقیت شما سبب موفقیت دیگران می‌شود و موفقیت نیازمند دور بودن از ازدحام و مشهور بودن به انجام کاری خاص است.
البته روش‌های زیادی برای برجسته بودن وجود دارد.

نفر اول باشید که به محیط کار وارد می‌شوید و برای این کار هدف داشته باشید

بسیاری از کسانی که تجارت می‌کنند هر روز اولین کسی هستند که به محیط کار وارد می‌شوند. این بسیار خوب است، اما شما در این زمان چه می‌کنید؟ تصمیمات خود را سازماندهی می‌کنید؟ یا ایمیل خود را چک می‌کنید؟
به جای رسیدگی به امور شخصی به انجام کارهایی بپردازید که به نفع شرکت است و همه شاهد آن هستند. به حل مشکلات حل نشده روز گذشته بپردازید. اقداماتی انجام دهید که باعث شود وقتی کارمندان به شرکت رسیدند با سرعت بیشتری بتوانند کارشان را آغاز کنند. مسائلی که دیگران آن را نادیده گرفته‌اند، حل کنید. هر کاری که انتخاب می‌کنید، بدون تناقض انجام دهید.
فردی نباشید که تنها چراغ‌‌ها را روشن می‌کند. فردی باشید که زود سر کار می‌آید و همه کارها را انجام می‌دهد. طولی نمی‌کشد که اقداماتی که انجام می‌دهید در بین همه شناخته می‌شود.

به انجام کار خاصی مشهور شوید.
انجام کارهای استاندارد و معمولی شما را به عنوان فردی برجسته مشهور نخواهد کرد و مهم نیست که این کارها چقدر دشوار هستند.
فراتر از استانداردها بروید. در حل کشمکش‌های بین کارکنان پیشقدم باشید. مدیری باشید که از درون پیشرفت می‌کند. به عنوان فردی شناخته شوید که سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد و عمل می‌کند یا پیش از همه آماده می‌شود.
ماموریت باارزش بخصوصی انتخاب کنید و در آن از همه پیشی بگیرید.

پروژه جانبی مخصوص به خود را ایجاد کنید.
برتری یافتن در یک پروژه مشخص قابل پیش‌بینی است. اما برتری یافتن در یک پروژه جانبی به شما کمک می‌کند که به عنوان فردی برجسته شناخته شوید. نکته کلیدی این است که ریسک کنید و اطمینان حاصل کنید که شرکت و مشتریان شما متحمل این ریسک نشوند.
به عنوان مثال سال‌ها پیش تصمیم گرفتم یک دایره‌المعارف اینترنتی برای کارمندانم ایجاد کنم که کارمندان می‌توانستند از طریق شبکه شرکت از آن استفاده کنند. من در خانه روی این پروژه کار می‌کردم و برخی مدیران نسبت به پیشنهادم علاقه نشان داده بودند، اما مدیر منابع انسانی از آن متنفر بود... به این ترتیب این پروژه در نطفه خفه شد. من ناامید شده بودم، اما شرکت طرح پیشنهادی‌ام را نادیده نگرفت و مدتی بعد به عنوان یکی از اعضای تیم بهبود فرآیند‌های شرکت انتخاب شدم، چرا که حالا من همان فرد برجسته‌ای بودم که پروژه‌های جانبی خوبی مطرح می‌کند.

انرژی خود را در همان جایی صرف کنید که درباره آن صحبت می‌کنید
اغلب افراد صحبت می‌کنند، اما تنها عده قلیلی در راستای تحقق آنچه درباره آن صحبت کرده‌اند، تلاش می‌کنند. بگویید فکر می‌کنید که یک پروژه خوب پیش نمی‌رود. به جای آنکه با اشاره کردن به جهت درست و زمان‌بندی‌های اصلاح شده، نشان دهید که چقدر باهوش هستید، به سراغ مشکل بروید و با تمام قوا آن را برطرف کنید.
انتقاد درباره آنچه اشتباه است یا صحبت درباره چیزهایی که باید تغییر کنند یا بهبود یابند، کاری آسان است. افراد برجسته و تاثیرگذار افرادی هستند که برای یافتن راه‌حل مشکلات تلاش می‌کنند.

اندکی از بعد شخصی خود را به دیگران نشان دهید
علاقه‌ها و خواسته‌های شخصی به دیگران کمک می‌کند شما را بشناسند و به یاد بیاورند. این یک مزیت بزرگ برای یک شرکت جدید است که در بازار شلوغ به رقابت می‌پردازد.
مطمئن شوید که علائق شخصی شما موفقیت‌های حرفه‌ای‌تان را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد. مشهور بودن به عنوان فردی که یکبار در مسابقه ماراتن شرکت کرده است، خوب است. اما مشهور شدن به عنوان فردی که همواره در حال سفر و شرکت در مسابقات ماراتن است و هیچ‌گاه در مواقع نیاز در دسترس نیست، مناسب نیست.
اجازه دهید افراد تا اندازه‌ای درباره شما بدانند. مقدار کمی جزئیات شخصی به زندگي حرفه‌ای شما رنگ و عمق می‌افزاید.

از همه سخت‌تر کار کنید
هیچ چیزی نمی‌تواند جایگزین کار و تلاش شدید شود. به اطراف خود نگاه کنید: چند نفر از رقبای شما به اندازه شما زیاد کار می‌کنند؟
عده کمی.
بهترین راه برای مبدل شدن به فردی برجسته و اثرگذار، تلاش برای کار کردن بیش از دیگر افراد است. همچنین ساده‌ترین راه است؛ چراکه شما تنها فردی هستید که تلاش می‌کند.
منبع: مديران ايران

چگونه موفقیت را به یک عادت تبدیل کنیم؟

بسیاری می خواهند موفق باشند اما نمی دانند چگونه. گاهی هم می دانند چگونه می توان موفق بود اما نمی توانند به آنچه می دانند جامه عمل بپوشانند. این هفته می خواهیم نسخه ای برای آنها بپیچیم. اگر شما هم جزو این افراد هستید، به این نسخه عمل کنید...

● گذری به گذشته
اول به گذشته خودتان سری بزنید و تمام راهکارهایی که قبلا به کار برده اید، فهرست و بعد جدولی درست کنید. راهکارهایی را که برای موفقیت به کار برده اید، دسته بندی کنید و به آنها امتیاز دهید. برای بهترین راهکار ۵ نمره در نظر بگیرید و به همین ترتیب به روش های ضعیف تر امتیاز دهید تا به عدد یک برسید.
در مورد هرکدام از راهکارهایی که امتحان کرده اید، فکر و درمورد آنها منصفانه قضاوت کنید تا متوجه شوید آیا روش تان از بیخ و بن اشتباه بوده یا اگر وقت بیشتری می گذاشتید، می توانستید با آن به موفقیت دست یابید. بعد فکر کنید که آیا راهکارتان برای زندگی امروز مناسب است یا نه.
شاید راهکار شما برای ۲ سال پیش خوب بوده اما درحال حاضر کارایی نداشته باشد. به طور مثال اگر می خواستید در امور اقتصادی موفق باشید، شاید تا سال قبل از راه ساخت و ساز می شد به این هدف رسید اما حالا این کار امکان پذیر نیست یا شاید رشته ای که انتخاب کرده اید برای سال ها پیش رشته مناسبی برای ادامه تحصیل بوده اما در حال حاضر این گونه نباشد.

● فکری درباره اهداف گذشته
باز هم به عقب برگردید و این بار نه خود راهکار و نه رسیدن و نرسیدن به آن، بلکه هدف هایتان را مرور کنید. آنها را بسنجید و ببینید آیا توانسته اید به هدف هایی که داشته اید برسید؟ شاید هم به اهدافتان نزدیک شده اما نتوانسته اید به آنها برسید و نمی دانید علت چیست. اصلا کمی فکر کنید و ببینید آیا اهدافتان ارزش تلاش کردن داشته اند یا نه؟ شاید باید از آنها دست بکشید و اهداف دیگری برای خودتان تعیین کنید. چه بسا غیرممکن و خیالی بودن هدف?تان باعث شده تا به آن دست نیابید.

● به کجا می خواهید برسید؟
همین الان به خودتان تلنگر بزنید که هر چند رسیدن به هدف شیرین و نرسیدن به آن ناکامی و تلخ است اما در پیچ و خم این مسیر، ایجاد اعتماد به نفس و تکامل شما مهم است.

بینش تصمیم گیری خوب

بینش تصمیم گیری خوب

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنهایکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد

سوال:
اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی  چطور .... ؟

در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود 3 کودک دیگر که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی میشود.

 این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه دموکراتیک اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یا نادان می شوند.

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن3 کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران  را همان کودکانی در نظر گرفت که میتوانند سرنوشت سازمان )قطار(را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار . با عدم اتخاذتصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"

صورتهاي مالي تلفيقي

صورتهاي مالي تلفيقي :

از نظر قانوني ، تركيب واحدهاي تجاري در يكي از طبقه بنديهاي زير است :

•         ادغام (Merger)

•         تركيب (Combination)

•         تحصيل (Acquisition)

بسياري از واحدهاي تجاري عمليات خود را با تحصيل ساير واحدهاي تجاري گسترش ميدهند.

فرايند تلفيق مستلزم تركيب گزارشگري مالي داراييها ، بدهيها ، درآمدها و هزينه هاي جداگانه ي دو يا بيشتر از شركتهاي گروه است.

رويه هاي تلفيق براي ايجاد صورتهاي مالي اي بكار مي روند كه گويي شركتهاي گروه واقعا يك شركت يگانه بوده اند.

فرايند تلفيق شامل رويه هايي است كه برپايه آنها تمامي آثار مالكيت درون گروهي و معاملات درون گروهي حذف و صرفا معاملات با اشخاص خارج از شخصيت اقتصادي در صورتهاي مالي تلفيقي گزارش ميشود.

در فرايند تلفيق بجاي تمركز بر درصد مالكيت ،بر مفهوم شخصيت يگانه تاكيد ميگردد.

n       تهيه صورتهاي مالي تلفيقي شامل

•         ترازنامه تلفيقي

•          صورت سود (زيان) تلفيقي

•         صورت سود(زيان) جامع تلفيقی

•         صورت جريان وجوه نقد تلفيقي

•         تهيه يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي تلفيقي

ويژگيها و پيچيد گي هاي پروژه تهيه صورتهاي مالي تلفيقي:

•         گستردگي و تنوع فعاليت‌ها

•           فعاليت‌هاي منحصر به فرد

•           روش‌هاي حسابداري متنوع

•           استفاده از فهرست حساب‌هاي متفاوت

•           استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي متفاوت

•           چند لايه‌اي بودن عمليات تلفيق

•           تنوع شخصيت حقوقي شركت‌ها و سازمان‌ها

 سيستم هاي تغذيه كننده نيازهاي اطلاعاتي تلفيق

n       انبار

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص كالاهاي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          مقدارو مبلغ موجودي آخر دوره كالاهاي مذكور نزد شركت

n       سيستم فروش

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدار و مبلغ كالاهاي فروخته شده به شركت هاي گروه

n       سيستم خزانه داري

اطلاعات مورد نياز:

•          اسناد نزد صندوق و در جريان وصول مرتبط با معاملات داخل گروه

•          اسناد تضميني مبادله شده در داخل گروه 

•         شناسايي تسهيلات مالي و سود و كارمزد بانكي از محل شركت هاي گروه

n       سيستم حسابداري

اطلاعات مورد نياز:

•         حساب هاي دريافتني و پرداختني

•          حساب هاي پيش دريافت ها و پيش پرداخت ها

•         ساير حسابهاي متقابل

n       سيستم دارايي ثابت

اطلاعات مورد نياز:

•          مقدارو مبلغ خالص دارايي خريداري شده از شركت هاي گروه

•          شناسايي سود / (زيان) ناشي از فروش دارايي به شركت‌هاي گروه 

n       سيستم صورتهاي مالي

اطلاعات مورد نياز:

•          ترازنامه ،سودو زيان ، صورت گردش وجوه نقد و برخي از اطلاعات پيوست ها

گروه شركتهاي همكاران سيستم به عنوان بزرگترين مجموعه نرم افزاري بخش خصوصي كشور و پيشتاز اين صنعت، از مدتها قبل كار برروي نرم افزار حسابداري تلفيقي (نه تجميعي) را آغاز كرده است و خوشبختانه اين نرم افزار هم اكنون تهيه شده و آماده ارائه به بازار مي باشد . مهمترين وظيفه اين نرم افزار ، برقرار نمودن امكان تهيه صورتهاي مالي تلفيقي مي باشد .

تفاوت انسانهاي بزرگ ، متوسط و كوچك

انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند


انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند

انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان هاي كوچك مسئله ندارند

انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند.

اميدوارم هميشه بزرگ باشيد و بزرگ بمانيد.

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست.

 مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

بگوییم ….

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم  

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

صددرصد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.

هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .

مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .

ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

فكر انرژی خالص است .

هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.

پس همیشه به بهترینها فكر كن

مراجع رسمي حرفه حسابداري در ايران

همواره يكي از مواردي كه مورد سوال و ابهام بسياري از دانش آموزان ، دانشجويان و بطور كلي تازه واردان حرفه حسابداري بوده است اين است كه مراجع رسمي حرفه حسابداري در ايران كدامند ؟

بد نيست بدانيد كه در حال حاضر چهار نهاد حرفه اي زير، هريك به گونه اي مسئوليت حرفه حسابداري و حسابرسي كشور را به عهده دارند .

1.       جامعه حسابداران رسمي ايران به عنوان نهاد قانوني حرفه حسابرسي با حدود 1800 نفر عضو و ميانگين تجربه 15 سال سابقه كار حسابرسي و حسابداري .

2.       انجمن حسابداران خبره ايران  به عنوان قديمي ترين نهاد حرفه حسابرسي و حسابداري با عضويت حدود 3200 نفر و ميانگين تجربه 10 سال .

3.       انجمن حسابداري ايران به عنوان نهاد آكادميك حرفه حسابداري و عضويت حدود 3000 نفر و ميانگين تجربه 10 سال اعضاء.

4.       انجمن مديران مالي به عنوان نهاد مديران مالي و كارشناسان ارشد فعال در حوزه مديريت مالي با عضويت حدود 600 نفر و ميانگين تجربه 10 سال .

لازم به ذكر است كه عموما بيشتر اعضا يادشده در هر چهار نهاد حرفه اي بالا مشترك هستند . بنابراين چنانچه اعضاي انجمن حسابداران خبره را به عنوان شاخص حرفه حسابداري تلقي كنيم با يك نهاد غيردولتي  با تجربه اي طولاني و گران  به عنوان شاخصه اصلي حرفه حسابداري ايران مواجه خواهيم بود . نكته ديگر اينكه 4 نهاد فوق هيچگونه وابستگي به نهادهاي دولتي نداشته و با كمك ها و بنياد مالي اعضاي خود اداره ميشوند .

نكته مهم و قابل توجه ديگر اينكه ايران از جمله معدود كشورهايي است كه در فدراسيون بين المللي حسابداران جهان(IFAC) دو عضو پيوسته (انجمن حسابداران خبره ايران و جامعه حسابداران رسمي) دارد .

برگرفته از مقاله استاد ارجمند جناب آقاي غلامحسين دواني – روزنامه دنياي اقتصاد – آذرماه 89