كاربرد نسبتهاي مالي در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي – بخش سوم و پاياني
نسبت هاي فعاليت (كارآيي)
خبرگان مالي از نسبت هاي فعاليت براي آگاه شدن از درجه كارآيي شركت از ديدگاه بهره جويي از منابع موجود استفاده مي كنند. در حقيقت، اين نسبت ها كارآيي شركت را ازديدگاه مديريت دارايي ها نشان مي دهد. عمده ترين اين نسبت ها، نسبت گردش موجودي كالا ، نسبت گردش دارايي هاي ثابت، نسبت گردش مجموع دارايي ها و متوسط دوره وصولمطالبات است كه به توضيح مختصر درباره آنها مبادرت مي شود.
نسبت گردش موجودي كالا
با استفاده از اين نسبت مي توان گردش موجودي كالا، يعني تعداد دفعاتي كه شركت در طول سال موجودي كالاي خود را مي فروشد، محاسبه كرد. به طور معمول، هرچه اين نسبت بالاتر باشد، نشانگر كارآيي شركت در مديريت موجودي كالاست.
|
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته |
= نسبت گردش موجودي كالا |
|
موجودي كالا |
نسبت گردش دارايي هاي ثابت
اين نسبت به نوعي نشان مي دهد كه شركت تا چه اندازه اي در استفاده از ظرفيت ثابت خود موفق بوده است. معمولا" هرچه مقدار اين نسبت بالاتر باشد، شركت در استفاده ازدارايي هاي ثابت خود، از كارآيي بالاتري برخوردار بوده است.
|
فروش |
= نسبت گردش دارائي هاي ثابت |
|
دارائيهاي ثابت |
نسبت گردش مجموع دارايي ها
با اين نسبت مي توان رابطه ميان ارزش دارايي ها و حجم فعاليت شركت را مشخص كرد. به عبارت ديگر، اين نسبت كارآيي مديريت را در استفاده مناسب از سرمايه گذاري ها و دارايي هايشركت نشان مي دهد. پرواضح است كه افزايش اين نسبت مي تواند نشانگر استفاده مناسب تر از دارايي ها تلقي شود.
|
فروش |
= نسبت گردش مجموع دارائيها |
|
مجموع دارائيها |
متوسط دوره وصول مطالبات
با كمك اين نسبت مي توان زمان يا تعداد روزهايي كه طول مي كشد تا شركت مطالبات خود را وصول كند، محاسبه كرد. پس به عبارت ديگر، با اين نسبت رابطه ميان فروش نسيه و مطالبات كوتاه مدت تعيين مي شود و مي توان به سياست اعتباري شركت در فروش محصولات پي برد. توضيح آن كه اگرچه اعطاي اعتبار بيشتر به مشتريان مي تواند بر افزايش سطح فروش محصولات تاثيرگذار باشد، ولي احتمال سوخت شدن مطالبات را افزايش مي دهد. بنابراين، گاهي افزايش متوسط دوره وصول مطالبات مي تواند نامطلوب تلقي شود.
|
حسابهاي دريافتني |
= متوسط دوره وصول مطالبات |
|
متوسط فروش روزانه |
نسبت هاي سودآوري
عملكرد كلي شركت و مديريت آن از ديدگاه سودآوري و بازدهي سرمايه گذاري ها را مي توان با نسبت هاي سودآوري مورد مطالعه قرار داد. مهمترين اين نسبت ها در ادامه بحث، شرح داده شده است.
نسبت حاشيه سود
اين نسبت نشان دهنده ي سودي است كه شركت به ازاي هرواحد فروش به دست مي آورد. به بيان ديگر، نسبت حاشيه سود نشان مي دهد كه چه سهمي از فروش را سود شركت تشكيل مي دهد.پرواضح است كه هرچه حاشيه سود افزايش يابد، سود آوري محصولات نيز بالاتر خواهد رفت.
|
سود خالص |
= حاشيه سود |
|
فروش |
نرخ بازده مجموع دارايي ها (سرمايه گذاري ها)
نرخ بازده مجموع دارايي ها (ROI) ميزان سود به ازاي هرريال سرمايه گذاري شده در شركت را نشان مي دهد. به سخن ديگر، اين نسبت محاسبه مي كند كه به طور متوسط در برابرهرريال سرمايه گذاري شده، چه مقدار بازده نصيب شركت مي شود. پس بازده مجموع سرمايه گذاري ها، بهره وري سرمايه را در شركت نشان مي دهد. بديهي است كه افزايش حجم سرمايه گذاري ها به خودي خود، موجب افزايش ثروت سهامداران نمي شود بلكه بايد ديد سرمايه گذاري ها تا چه اندازه اي در بالابردن سود موثر است.
اين نسبت از ديدگاه استفاده از تسهيلات اعتباري نيز مي تواند كاربرد زيادي داشته باشد، چراكه اصولا" اگر نرخ بهره تسهيلات دريافتي از بازده مجموع دارايي ها بيشترباشد، دريافت وام صرفه اقتصادي نخواهد داشت و حتي ممكن است در برخي موارد، شركت در بازپرداخت تسهيلات دريافتي با مشكل مواجه شود.
|
سود خالص |
= نرخ بازده سرمايه گذاريها |
|
كل دارائيها |
نرخ بازده ارزش ويژه (بازده حقوق صاحبان سهام)
اين نسبت شباهت زيادي به نرخ بازده مجموع دارايي ها دارد، تنها ميزان سودآوري را به ازاي هر ريال سرمايه گذاري شده توسط سهامداران نشان مي دهد. به همين خاطر، اگر اين نرخبازده كمتر از نرخ بهره وام هاي دريافتي باشد، استفاده از تسهيلات دريافتي به زيان صاحبان سهام خواهد بود.
|
سود خالص |
= نرخ بازده حقوق صاحبان سهام |
|
حقوق صاحبان سهام |
همفكري،كمك به رشد و توسعه فردي دوستان و توسعه هنر حسابداري ، مهمترين هدف اين وبلاگ است . چشم انتظار ياري شمائيم