مباني سازمان و مديريت - بخش اول
سازمان يك پديده اجتماعي است كه از تجمع افرادي كه قادر به همكاري باشند و با ايجاد روابط گوناگون براي رسيدن به اهداف بالاتر همكاري مي كنند ، تشكيل شده است .
تعريف مديريت :
مديريت هماهنگ كردن كليه فعاليتهاي ، منابع انساني ، سرمايه ، مواد مصرفي و تجهيزات موجود در سازمان ميباشد .
مديريت سه بخش سرمايه ، نيروي انساني و مواد اوليه را شامل ميشود .
مديريت علم است يا هنر ؟
بخشي از دانش مديريت را ميتوان از طريق آموزش فرا گرفت و بخش ديگر را نيز ضمن كار فرا گرفت . در واقع بخش اول را علم مديريت و بخشي را كه موجب بكار بستن اندوخته ها در شرايط گوناگون ميشود ، هنر مديريت مي گويند .
به عبارت ديگر مديريت علم دانستن و هنر توانستن است .
انواع سازمانها :
1 . سازمان انتفاعي و غير انتفاعي :
الف ؛ سازمانهاي انتفاعي :
سازمانهايي هستند كه ازسوي صاحبانشان براي كسب سود ايجاد شده اند . اين سازمانها ممكن است يك مالك يا چندين صاحب سرمايه داشته باشند ، اكثر مؤسسات تجاري جزء اين دسته سازمانها محسوب ميشوند .
ب ؛ سازمانهاي غير انتفاعي :
اين سازمانها معمولاً به جاي كسب سود با أهداف اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي و سياسي تشكيل ميشوند . مانند اتحاديه هاي كارگري ، انجمن هاي مذهبي ، مؤسسات خيريه و سازمانهاي دولتي .
2 . سازمانهاي توليدي و خدماتي :
سازمانهاي توليدي از مواد خام يا مواد اوليه براي توليد كالا استفاده ميكنند . مانند كارخانجات اتومبيل سازي و توليد قطعات . اين كالاها معمولاً در بازار ارائه شده و مشتري به راحتي ميتواند كيفيت آنرا ارزيابي كند . نوع ديگر ، سازمانهاي خدماتي هستند كه خدمات ارائه ميدهند . مانند فعاليتهاي امور مالي ، مشاور حقوقي ،آموزشي و غيره . بعضي ديگر از سازمانها نيز هم توليدي هستند و هم خدماتي ، مانند كارخانجات اتومبيل سازي كه خدمات هم به مشتريان ارائه ميدهند .
3 . سازمانهاي دولتي و خصوصي :
سازمانها از نظر مالكيت نيز به دو دسته خصوصي و دولتي تقسيم مي شوند . برخي سازمانها مانند ذوب آهن ، صنعت فولاد و مخابرات در ايران جزء سازمانهاي دولتي محسوب مي شوند ، زيرا دولت آنها را كنترل ميكند . برخي سازمانهاي ديگر مانند شركتهاي خصوصي چون يه جاي دولت توسط افراد يا بخش غير دولتي اداره مي شوند به آنها سازمانهاي خصوصي گفته مي شود .
مديران در سازمان :
1 ـ مديران عملياتي :
مديران در اين سطح مستقيماً مسئول توليد كالاها و خدمات هستند . اين مديران را معمولاً رئيس قسمت ، سرپرست يا متصدي مي نامند . آنان فقط كاركنان عملياتي را هدايت ميكنند و سرپرستي مديران ديگري را به عهده ندارند . كاركناني كه به آنها گزارش ميدهند معمولاً كارهاي توليدي يا عملياتي سازمان را انجام مي دهند . مانند مدير عملياتي در يك كارخانه فولاد كه كاركناني را كه فولاد مي سازند ، با ماشينها كار ميكنند و از آنها نگهداري ميكنند را سرپرستي مي كند .
2 ـ مديران مياني :
اين مديران بر مديران عملياتي سرپرستي دارند و به طور مستقيم به مديران رده بالا گزارش ميدهند و پل ارتباطي بين مديران عالي (ارشد) و مديران عملياتي سازمان مي باشند . آنان خط مشي هاي ارائه شده از سوي مديران عالي را به هدفهاي ويژه و برنامه هاي عملي تدوين ميكنند و در اختيار مديران عملياتي قرار ميدهند .
3 ـ مديران عالي (ارشد) :
اين سطح از مديريت معمولاً گروه كوچكي از مديران را تشكيل مي دهند كه مسئول اداره كل سازمان هستند . آنها اهداف ، خط مشي ها و راهبردها را تدوين و واكنشهاي سازمان را در برابر محيط معين مي كنند . آنان را معمولاً مدير عامل ، مدير يا رئيس مي نامند .
اين مديران غالباً در جامعه در معاملات تجاري و در مذاكرات با دولت نماينده سازمان خود هستند . آنان بيشتر وقت خود را صرف صحبت با مديران عالي ساير مؤسسات و افراد خارج از سازمان مي نمايند .
ادامه دارد ...........
همفكري،كمك به رشد و توسعه فردي دوستان و توسعه هنر حسابداري ، مهمترين هدف اين وبلاگ است . چشم انتظار ياري شمائيم