X
تبلیغات
مدیر مالی - كاربرد نسبتهاي مالي در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي - بخش اول

پيشگفتار:

 افزايش بازدهي سرمايه گذاري هاي انجام شده در شركت ها و سازمان ها و تلاش براي بالا بردن فرآوري سرمايه هاي ملي از مهمترين اهداف اقتصادي- مديريتي كشوردر سطح خرد و كلان محسوب مي شود. هدف تجزيه و تحليل صورت هاي مالي و به طور كلي مديريت مالي نيز چيزي جز اين نيست. در حقيقت، تلاش مديران و برنامه ريزان شركت ها و موسسات اقتصادي بر اين است كه با مطالعه اطلاعات و آمار و ارقام موجود در صورت هاي مالي (كه اصولا" با صرف انرژي و هزينه هاي فروان به دست مي آيند)،شمايي از عملكرد شركت به دست آورند و بتوانند با بررسي وضعيت حاضر و در نظرگرفتن اهداف استراتژيك و بلند مدت سازمان، براي افزايش فرآوري،حداكثر كردن ثروت سهامداران و سود شركت، از نقاط قوت و ضعف خويش آگاهي يافته و با اتخاذ راهبردهاي شايسته، موجبات بهينه سازي فعاليت ها وساختار منابع موجود و به دنبال آن بهره جويي قابل قبول از سرمايه گذاري هاي انجام شده را فراهم آورند.

بر اين اساس، تجزيه و تحليل كارآمد صورت هاي مالي مي تواند زمينه لازم را براي شناسايي مشكلات پيش روي شركتها ايجاد كند و راهگشاي بسياري ازتصميم گيري ها  و آينده نگري ها باشد.

از آنجايي كه نسبت هاي مالي در بسياري از تجزيه و تحليل هاي صورتهاي مالي مورد استفاده قرار ميگيرند، توضيحي كوتاه و فشرده درباره نسبت هاي مالي امري ضروري به نظر مي رسد.

 

نسبت هاي نقدينگي :

 

اين دسته از نسبت ها، توانايي و قدرت شركت را در بازپرداخت بدهي هاي كوتاه مدت اندازه گيري مي كند. اساس كاربرد اين نسبت ها بر اين فرض استوار است كه دارايي هاي جاري منبع اصلي شركت براي بازپرداخت بدهيهاي جاريست  و مديران شركتها مي توانند با استفاده از اين گروه نسبت ها، قدرت بنگاه خود را در بازپرداخت بدهي هاي كوتاه مدت مورد سنجش قراردهند. علاوه بر مديران و سهامداران شركت، اطلاع از اين گروه نسبت ها، براي بستانكاران تجاري و وام دهندگان كوتاه مدت نيز مفيد خواهد بود، چرا كه اينان براي وام دهي، بيش از هرچيز وضعيت نقدينگي شركت را مورد توجه قرار مي دهند. متداول ترين نسبت هاي نقدينگي ، نسبت جاري و نسبت آني (سريع)  است.

 

نسبت جاري

 

 براي محاسبه اين نسبت، دارايي هاي جاري را بر بدهي هاي جاري تقسيم مي كنند. در استفاده از اين نسبت، فرض مي شود كه دارايي هاي جاري، تنها پشتوانه شركت براي بازپرداخت بدهيهاي كوتاه مدت است. نسبت جاري، متداول ترين وسيله براي اندازه گيري قدرت بازپرداخت بدهي هاي جاري محسوب مي شود، زيرا بدين وسيله مي توان نشان داد; دارايي هايي كه درطول دوره مالي به پول نقد تبديل مي شوند چند برابر بدهي هايي خواهد بود كه سررسيد آنها در آن دوره فرا خواهد رسيد. بديهي است هر اندازه نسبت جاري شركت بزرگتر باشد،وضعيت نقدينگي شركت بهتر و براين اساس، بازپرداخت بدهي هاي جاري با مشكلات كمتري روبرو خواهد بود.

به طور معمول، برخي از متخصصان و كارشناسان مالي بر اين باورند كه مقدار اين نسبت بايد در حد 2 يا بيشتر باشد و يا به عبارت ديگر، براي اين كه شركت در بازپرداخت بدهي هاي جاري خودبا مشكل مواجه نشود، بايد به طور معمول دارايي هاي جاري دست كم دو برابر بدهي هاي جاري باشد. به هرحال، ميزان مطلوب اين نسبت بستگي به وضعيت اقتصادي و استانداردهاي صنعت خواهد داشت .

دارائيهاي جاري

= نسبت جاري

بدهي هاي جاري

 

 

 

 

نسبت آني يا سريع

 

نسبت آني، تقريبا" اهدافي مشابه اهداف نسبت جاري را دنبال مي كند، ولي در محاسبه آن دارايي هاي جاري غير سريع حذف مي شود، به عبارت ديگر، در محاسبه آن اقلامي از دارايي هاي جاري براي پوشش بدهي هاي جاري در نظرگرفته مي شوند كه نسبت به سايرين، قابليت بيشتري براي نقدشدن دارند و يا دست كم براي نقد شدن نيازمند صرف زمان كمتري هستند. لازم به توضيح است كه دارايي هاي جاري غير سريع، دارايي هايي هستند كه نقد شدن آن ها نيازمند زمان است كه موجودي كالا، سفارشات و پيش پرداخت ها از اين جمله اند.اين نسبت، در تعيين وضعيت نقدينگي شركت در مقايسه با نسبت جاري، داراي ديد دقيق تر و محافظه كارانه تري است، زيرا فرض مي شود كه در يك لحظه از زمان، شركتمجبور باشد به تعهدات كوتاه مدت خود عمل كند. برخي از تحليل گران بر اين باورند كه نسبت آني بايد برابر يك باشد. اما ميزان مطلوب اين نسبت نيز همچون نسبت جاري بستگي بهوضعيت اقتصادي و استانداردهاي صنعت خواهد داشت. با اين حال، چنين به نظر مي رسد كه اگر شركت بخواهد از قدرت نقدينگي براي بازپرداخت بدهي هاي جاري خود برخوردار باشد، بايددارايي هاي سريع حداقل به ميزان بدهي هاي جاري باشد.

دارائيهاي جاري غير سريع – دارائيهاي جاري

= نسبت آني

بدهي هاي جاري

 

 

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در یکشنبه 1386/09/11 و ساعت 13:57 |