تبليغاتX
مدیر مالی
در برابر راحت طلبی مقاومت کنید  و هر روز با تجربه ای جدید، خودتان را وادار کنید تا توانایی ها و استعدادهایتان را بیشتر به کار بگیرید.
***
اجازه ندهید که ترس جواب رد شنیدن از مشتری شما را دلسرد کند. به یاد داشته باشید که این کار مشتری هرگز برخوردی شخصی نیست.
***
خودتان را در مقام یک مشاور ببینید نه یک فروشنده. این طرز فکر باید از ذهن شما شروع شود تا به ذهن مشتری هم منتقل شود.
***
در مورد تمام جزئیات محصولی که می فروشید و نیز درباره کالاهای مشابهی که رقیب هایتان عرضه می کنند اطلاعات دقیق و کامل داشته باشید.
***
آنچه برای کسب موفقیت امروزتان داشته اید، برای حفظ آن کافی نیست.
***
تفکر استراتژیک داشته باشید: هدف هایتان را تعیین کنید و فعالیت های لازم را برای رسیدن به هر کدام را دقیقا مشخص کنید.
***
از قانون طلایی در فروش استفاده کنید: "کالایتان را همانطور به مشتری بفروشید که دوست دارید به شما بفروشند."
***
خودتان را وقف ایجاد و حفظ روابط بسیار خوب تجاری با تمام مشتری ها و کسانی  کنید که احتمال می دهید در آینده از شما خرید کنند.
***
برای جلب رضایت و اعتماد مشتری نسبت به کالایی که عرضه می کنید علاوه بر ذکر ضمانت های سازمان از تضمین های شخصی هم استفاده کنید.
***
برای اینکه مشتری احساس کند که از نظر شما فردی ارزشمند و محترم است، نیازهای عمیق ناخودآگاه او را ارضاء کنید.

***

زندگی شما فقط در صورتی بهتر می شود که خودتان بهتر شوید. هر روز برای بهبود مهارت های کلیدی تان قدمی به جلو بردارید.

***

راحت طلب نباشید. فقط در صورتی می توانید پیشرفت کنید که آماده باشید تا مشکلات و سختی های امتحان کردن یک ایده جدید را به جان بخرید.

***

فکرهای بزرگ در سر بپرورانید! شما هیچ محدودیتی برای بهتر شدن و رشد ندارید به جز همان هایی که خودتان در ذهن تان ساخته اید.

***

در مورد حرفه تان جدی باشید. از همین امروز تصمیم بگیرید که دست به هر کاری می زنید آن را با موفقیت کامل به اتمام برسانید.

***

برای خودتان قاطعانه مشخص کنید چه می خواهید، چرا آن را می خواهید، چه زمانی آن را می خواهید و برای به دست آوردنش حاضرید چه کارهایی بکنید.

***

هر کس همان چیزی را که کاشته است درو می کند. شما امروز دقیقا همان چیزی را درو می کنید که دیروز کاشته اید. آیا از آن راضی هستید؟

***

هر چیزی را که امروز در زندگی دارید خودتان به دلیل ویژگی هایی که در شخصیت تان داشته اید به سوی خود جذب کرده اید.

***

برای همه نعمت هایی که دارید شکرگزار باشید. قدردانی کردن، انسان را مثبت و دوست داشتنی می کند.

***

برای رسیدن به حداکثر بهره وری با دقت برنامه ریزی کنید. همیشه انرژی تان را جایی مصرف کنید که بالاترین بازدهی را داشته باشد.

***

تمام دلیل هایی را که به خاطر آن می خواهید در حوزه کاری تان  جزء موفق ترین افراد باشید لیست کنید. این دلیل ها سوخت موتور موفقیت هستند.

***

اراده کنید که یکی از مشهورترین و معتبرترین فروشنده ها در حوزه خودتان بشوید.

***

هرگز هنگام کار، صبر و آرامشتان را از دست ندهید. همیشه راحت، با روحیه و مثبت باشید. حتی وقتی که وضعیت روحی خوبی ندارید.

***

همیشه نظر مشتری تان را تایید کنید. هرگز با او بحث نکنید. حتی وقتی که به نظر می رسد کاملا در اشتباه است.

***

به قلمرو فروش خود همان طور نگاه کنید که یک کشاورز به مزرعه حاصلخیز خود نگاه می کند، مزرعه ای که باید بشود هر سال از آن محصول برداشت.

***

هرگز به کمتر از عالی بودن رضایت ندهید. توانایی شما نامحدود است.

***

با مشتری محکم دست بدهید. به چشم هایش نگاه کنید و بگویید: "از آشنایی با شما خوشبختم."

***
برایان تریسی
+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در دوشنبه 1388/09/30 و ساعت 16:0 |

بسياري از سازمان‌هاي ايراني در حال حاضر سيستم‌هاي اطلاعاتي پايه مانند حسابداري، انبار، حقوق، فروش را بخوبي عملياتي كرده‌اند. اما عليرغم وجود گزارش‌هاي مفيد در سطوح عملياتي و مديران مياني، مديران ارشد معمولا بطور بدون واسطه از گزارش‌هاي سيستمي استفاده نمي‌كنند. دليل اين امر حجم زياد اطلاعات و عدم تلفيق و تحليل اطلاعات سيستم‌هاي مختلف است.

هوشمندي تجاري (Business Intelligence) مجموعه‌اي از ابزارها و تكنولوژي‌هاي نوين براي يكپارچه‌سازي، تحليل و نمايش اطلاعات است كه بمنظور تسريع و بهينه‌سازي فرآيند تصميم‌گيري سازماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد .

اطلاعات به سرمايه بسيار باارزشي براي سازمان‌ها تبديل شده است. پياده‌سازي سيستم‌هاي مديريت عملكرد و هوشمندي كسب و كار (Business Intelligence) مسيري است كه امروزه سازمان‌ها براي استفاده مناسب از اين سرمايه سازماني، طي مي‌كنند. داشبوردهاي سازماني انبوه اطلاعات موجود در سازمان را خلاصه كرده و متناسب با نياز هر مدير در اختيار او قرار مي‌دهند. مزيت اصلي داشبوردهاي سازماني استفاده از سمبل‌ها و شكل‌هاي گرافيكي ساده است كه براحتي مديران را در يافتن مسايل و مشكلات موجود راهنمايي مي‌كنند. سازمان‌هاي كشور غالبا در گام اول بلوغ هوشمندي كسب و كار هستند و مديران ارشد سازمان‌ها علي‌رغم وجود اطلاعات جزيي در سيستم‌هاي اطلاعاتي سازمان‌شان به ناچار از گزارش‌هايي كه بصورت دستي خلاصه‌سازي يا تحليل شده‌اند، براي پايش وضعيت سازمان‌شان استفاده مي‌كنند. مشكلات اصلي اين روش زمان‌بر بودن تهيه گزارش‌هاي تحليلي و پايين‌بودن سطح كيفيت اطلاعات براي تصميم‌گيري‌هاي مهم سازماني است.

 سازمان شما براي انجام عمليات و فعاليت‌هاي روزمره خود به سيستم‌هاي اطلاعاتي متكي است. مشاهده و تحليل تمامي اطلاعات و گزارش‌هاي جاري در اين سيستم‌ها كار بسيار دشوار و در اغلب موارد ناممكن است. شناسايي اطلاعات كليدي براي تصميم‌گيري و ايجاد يك فرآيند ساختاريافته براي كسب مستمر آن، رمز موفقيت شما در بهبود عملكرد سازمان است. هدف اين راهكار استفاده از انبوه اطلاعات موجود در سطوح عملياتي سازمان و كمك به افزايش هوشياري لازم براي تصميم‌گيري و مديريت سازمان است.  

استفاده از شاخص‌هاي كليدي عملكرد (Key Performance Indicators) براي پايش كسب و كار، مديران را قادر مي‌سازد تا با توجه به مسئوليت‌ها و اختيارات خود از اين ابزار بعنوان اهرمي براي بهبود عملكرد سازماني استفاده كنند. برنامه‌ريزي، پايش و بهبود عملكرد در وجوه مختلف سازماني، ابزار تحول سازماني هستند.

 راهكار مديريت عملكرد اطلاعات كليدي سازمان از سيستم‌هاي اطلاعاتي مختلف گردآوري، تلفيق و تحليل مي‌كند و اين اطلاعات را در قالب شاخص‌هاي كليدي عملكرد بصورت داشبورد سازماني يا كارت‌هاي امتيازي متوازن در اختيار مديريت سازمان قرار مي‌دهد. مديريت درصورت نياز مي‌تواند جزييات مربوط به هر شاخص را تا جزئي ترين سطح مشاهده كند. براي مثال اگر شاخص رشد دآمد وضعيت مطلوبي نداشته باشد، مدير مي‌تواند روند فروش را به تفكيك محصول، گروه مشتري، منطقه جغرافيايي، مركز فروش و غيره مشاهده كند و به ريشه‌يابي و اصلاحات لازم براي بهبود وضعيت بپردازد.

   دستاوردهاي استقرار موفق راهكار مديريت عملكرد بشرح زير است:

  • از دوباره كاري‌ و حجم زياد فعاليت‌ گردآوري اطلاعات و مديريت عملكرد اجتناب مي‌شود.
  • امور ارزيابي و نظارت بصورت سازمان يافته و برنامه ريزي شده و در حد لزوم انجام مي‌شود.
  • روشهاي ارزيابي عملكرد منطبق با رويكرد‌هاي علمي در چهارچوب امكانات موجود شكل مي‌گيرد.
  • اطلاعات ارزيابي و نظارت بصورت خودكار ، به‌سرعت، با دقت و بموقع جمع‌آوري و ارايه مي‌شود.
  • بازيابي اطلاعات مربوط به نظارت‌ها و ارزيابي‌ها از منابع معيني بلافاصله امكانپذير مي‌شود.
  • نظام كنترل مديريتي و انگيزشي در خدمت ايجاد تحول در جهت اهداف و استراتژي‌ها قرار مي‌گيرد.
  • از اعمال نظرهاي غير كارشناسي اجتناب شده و صحت و قابليت اتكاء به نتايج افزايش مي‌يابد.
  • فرهنگ و زبان مشتركي از عملكرد مطلوب و نظام ارزيابي در كل سازمان استقرار ‌مي‌يابد.
  • ايجاد و مشاهده شاخص‌هاي كليدي عملكرد به صورت گيج، انواع چارت و سمبل‌هاي گرافيكي ديگر
  • ايجاد و مشاهده گزارشات و مقادير در جداول به تفكيك‌هاي قابل تعريف و نامحدود 
  •  قابليت‌هاي سورت كردن اطلاعات و نمايش اطلاعات خاص مورد نظر مدير مثلا محصولات پرفروش 
  • تعريف فرمول‌هاي محاسباتي شاخص‌ها با استفاده از اطلاعات موجود در مخزن داده
  • تعريف و مشاهده اهداف براي هر شاخص بصورت محدوده مطلوب، هشدار و نامطلوب
  • مشاهده ميزان انحراف عملكرد واقعي از اهداف عملكردي و برنامه‌ريزي شده
  • تعريف و اعمال حقوق دسترسي مديران مختلف به اطلاعات مورد نيازشان
  • تعريف صفحات و گزارشات جديد بصورت نامحدود و برقراري ارتباط منطقي بين صفحات
  • قابليت فيلتر كردن و دسترسي به سطوح پايين‌تر اطلاعات در صورت نياز
  • قابليت‌هاي متعدد براي پيكربندي داشبورد مديريتي متناسب با نياز‌هاي هر مدير

در حال حاضر گروه شركتهاي همكاران سيستم به عنوان بزرگترين شركت نرم افزاري بخش خصوصي كشور پيشتاز ارائه اين خدمت بوده و و فرصت مناسبي ايجاد مي‌كند كه مديران و كارشناسان همكاران سيستم به مشتريان كمك كنند تا بنگاه‌هاي اقتصادي خود را در شرايط دشوار بهتر هدايت كنند.www.systemgroup.net

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در سه شنبه 1388/08/19 و ساعت 15:58 |
مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد.. او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست. مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد... اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و .... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود. بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟» مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.» “

بنابراين :

پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير.

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در شنبه 1388/08/16 و ساعت 9:37 |
10 سایت برتر آموزشی دنیا را بشناسید

نشریه تایمز آنلاین با توجه به محتوی وب سایتهای آموزشی و میزان اعتبار مطالب آنها به معرفی 10 وب سایت برتر آموزشی پرداخته است که هر یک به گونه ای در آموزش و اطلاع رسانی به انسانها نقش اساسی به عهده دارند.

در گذشته شیوه های متفاوتی برای جمع آوری اطلاعات درباره مباحث مختلف علمی وجود داشت که اکثر آنها بسیار محدود و ناکامل بودند. با گسترش اینترنت در ریشه های زندگی مدرن، این ابزار جایگزینی وسیع و قابل اطمینان برای منابع قدیمی و دایره المعارفها شد که از سرعت و تعامل بالاتری نیز برخوردار است.

امروزه اینترنت در کنار تمامی کاربردهایش ابزاری آموزشی نیز به شمار می رود که بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان از آن به عنوان مرجع اطلاعاتی و آموزشی برای انجام تکالیف و پروژه های خود بهره می برند. نشریه تایمز آنلاین نیز بر همین اساس لیستی از 10 وب سایت آموزشی برتر را از دیدگاه خود ارائه کرده است.

نشنال جئوگرافیک (nationalgeographic.com): نشریه ای که دامنه وسیعی از اطلاعات علمی را از فضا و محیط زیست تا حیوانات و جهان موسیقی در خود می گنجاند، اما مهمتر از همه این نشریه اشتیاق زیستن را در جهان گسترش می دهد و با استفاده از آن به بهبود شرایط محیط زیست کمک می کند.

ناسا (www.nasa.gov): فایلهای ویدیویی، فایلهای صوتی خبری، آرشیو عظیم تصویری، فایلهای تصویری سه بعدی و پرونده هایی در رابطه با ماموریتهای فضایی اطلاعاتی هستند که می توان در این وب سایت جستجو کرد. این سایت می تواند کاملترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان به علوم فضایی قرار دهد.

ابزارها چگونه کار می کنند (howstuffworks.com): این وب سایت مقالات حرفه ای درباره عملکرد هر پدیده و ابزار از رایانه ها و خودروها گرفته تا جزئی ترین ابزار و پدیده ها را ارائه کرده و دارای صدها فایل ویدیویی برای نمایش تجربیات مختلف علمی است.

دیسکاوری (discovery.com): این وب سایت بیشتر بر موضوعاتی مانند محیط زیست، باستان شناسی، انسان، دایناسورها، فضا و تکنولوژی تمرکز داشته و فایلهای تصویری و صوتی فراوانی را برای استفاده علاقمندان بر روی شبکه قرار داده است.

مجله آنلاین اسمیتسونیان (smithsonianmag.com): موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن یکی از بزرگترین مجتمع های موزه در جهان به شمار می رود و مجله آنلاین آن رقیبی جدی برای نشنال جئوگرافی شناخته می شود. این وب سایت منبعی غنی از مطالب علمی ارزشمند و معتبر است.

سایت طبیعت بی بی سی (bbc.co.uk/nature): یکی از برترین میکرو سایتهای بی بی سی به شمار می رود که مجموعه ای ساده از فایلهای ویدیویی را در خود جا داده است. تصاویر متحرک بیش از 370 جانور در این وب سایت یافته شده و می توان از طریق ابزاری خاص به صدای پای آنها نیز گوش فرا داد.

ted.com: تد نام سازمان بزرگی است که افراد مختلف را از سرتاسر جهان به کنفرانسی دعوت می کند تا نظریات خود را درباره جهان، فناوری، طراحی و دیگر حوزه های علمی و هنری با یکدیگر در میان بگذارند. آرشیو فیلمهای این کنفرانسها را می توان در وب سایت این سازمان مشاهده کرد. این وب سایت مطالب خود را در زبانهای مختلف از جمله فارسی ارائه می کند.

arkive.org: تصاویری از حیات بر روی زمین عنوان کلی اطلاعات و فایلهایی است که درباره حیات وحش و محیط زیست بر روی این وب سایت قرار گرفته است. گونه های منقرض شده جانوران در این سایت در اولویت قرار دارند و به گفته این سایت، این جانداران را تنها می توان در arkive زنده و سالم مشاهده کرد.

historytoday.com: در صورتی که به صورت رایگان به عضویت این سایت در آیید می توانید به صدها مقاله معتبر از مجلات مشهور دسترسی پیدا کنید. این مقالات در بخشهای مختلف طبقه بندی شده اند و با وجود رتبه بندی های آکادمیک معتبر خواندن آنها بسیار ساده است.

pbs.org: دامنه فعالیتهای این شبکه و وب سایت علوم، هنر و تاریخ است و بر روی آن می توان فایلهای ویدیویی ارزشمندی را درباره موضوعات علمی مورد نظر مشاهده کرد.
 
منبع :عصرايران
+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در دوشنبه 1388/08/04 و ساعت 15:50 |

نحوه تحويل كالا يا خدمات به مناقصه گر:

تحويل كالا يا خدمات مورد معامله با رعايت موارد زير ظرف مدت ده روز انجام مي شود :

الف – در مورد معاملات جزئي تحويل و گواهي و تطبيق مشخصات و مقدار كالا يا خدمات مربوطه بوسيله و با مسئوليت انباردار يا تحويل گيرنده كار خواهد بود .

ب – درمورد معاملات متوسط اگر مورد معامله كالاباشدبوسيله ومسئوليت انباردار ونماينده قسمت تقاضا كننده و اگرموردمعامله انجام كارباشد بوسيله و مسئوليت تحويل گيرنده كاروتأييدنماينده واحد تقاضا كننده انجام ميگيرد .

ج – درمورد معاملات عمده تحويل بوسيله و مسئوليت انباردار يا تحويل گيرنده كالا يا كار و نماينده قسمت تقاضا كننده و نماينده مديريت شركت  (دستگاه), صورت ميگيرد .

تجديد و لغو مناقصه:

الف:  مناقصه در شرايط زير تجديد ميگردد:

  1. كم بودن تعداد مناقصه گران از حدنصاب تعيين شده در اسناد مناقصه.
  2. امتناع برندگان اول و دوم مناقصه از انعقاد قرارداد.
  3. پايان مدت اعتبار پيشنهادها.
  4. رأي هيأت رسيدگي به شكايات .
  5. بالا بودن قيمتها به نحوي كه توجيه اقتصادي طرح منتفي گردد.

ب:  مناقصه در شرايط زير لغو مي شود:

  1. نياز به كالا يا خدمات موضوع مناقصه مرتفع شده باشد.
  2. تغييرات زيادي در اسناد مناقصه لازم باشد و موجب تغيير در ماهيت مناقصه گردد.
  3. پيشامدهاي غيرمتعارف نظير جنگ، زلزله ، سيل و مانند آنها.
  4. تشخيص كميسيون مناقصه مبني بر تباني بين مناقصه گران.

نحوه برگزاري مناقصه محدود:

مناقصه محدود  معمولا در موارد زير برگزار ميگردد :

الف : در مناقصه محدود دعوتنامه براي اشخاص اعم از حقيقي يا حقوقي ارسال مي شود كه صلاحيت آنها براي شركت در معامله موردنظر قبلا محرز شده باشد . بمنظور تشخيص صلاحيت مذكور , كميسيوني مركب از سه نفر به اقتضاي تخصص و بصيرت به انتخاب رئيس دستگاه (شركت) تشكيل مي شود و واجدين صلاحيت شركت در معامله را اعلام مي نمايد و عندالزوم آنها را درجه بندي و در صورتيكه تعداد واجدين صلاحيت در هر رشته يا هر درجه از پنج نفر كمتر نباشد نتيجه را پس از تأئيد مديريت در فهرست واجدين صلاحيت شركت درج نمايد .

ب :  وجود فهرست هاي مناقصه گران صلاحيتدار معرفي شده توسط مراجع ذيصلاح دولتي

ج :مناقصه گزار مي تواند فهرست واجدين صلاحيت يك وزارتخانه ويا موسسه دولتي ديگر را مورد عمل و استفاده قرار دهد .

 ترك تشريفات مناقصه:

در مواردي كه انجام مناقصه براساس گزارش توجيهي دستگاه (شركت) به تشخيص يك هيأت سه نفره مركب از مقامات ارشد و تصميم گير دستگاه (شركت)ميسر نباشد، مي توان معامله را به طريق ديگري انجام داد و در اين صورت هيأت ترك تشريفات مناقصه با رعايت صرفه و صلاح دستگاه (شركت) ترتيب انجام اين گونه معاملات را با رعايت ساير مقررات مربوط در هرمورد براي يك نوع كالا يا خدمت تعيين و اعلام خواهد نمود.

تركيب هيأت ترك تشريفات مناقصه معمولا شامل 1 - مديريت ارشد (رئيس دستگاه/مديرعامل) ٢ – ذيحساب يا مدير امور مالي ٣ – يك نفر ديگر از مديران ارشد  خواهد بود

 مزايده : فروش كالا يا خدمت به بيشترين بهاي ممكن

 مزايده در معاملات به طريق زير انجام ميشود :

الف – در مورد معاملات جزئي به بيشترين بهاي ممكن به تشخيص و مسئوليت كارپرداز و تأييد مدير مربوط . در اين موارد كارپرداز موظف است پس از تحقيق كامل در مورد بهاء به داوطلبان معامله مراجعه و با رعايت صرفه و صلاح شركت معامله را انجام داده و سند مربوطه را با قيد اينكه معامله به صرفه و صلاح شركت و با بيشترين بهاي ممكن انجام شده با ذكر نام و نام خانوادگي , سمت و تاريخ امضاء كند .

ب – در مورد معاملات متوسط , حراج بشرح زير انجام خواهد شد :

١ – اطلاعات كلي درمورد نوع ومشخصات و مقدار مورد معامله و روز و ساعت و محل حراج و ساير شرايطي كه لازم باشد بايد با فراخوان در روزنامه كثيرالانتشار و درصورت ضرورت به وسائل وطرق انتشاراتي ديگر ازقبيل صدا و سيما يا الصاق فراخوان درمعابر باطلاع عموم برسد.

٢ – مورد معامله بايد قبلا بوسيله كارشناس منتخب مدير دستگاه (شركت) ارزيابي و حراج از بهاي تعيين شده شروع گردد و به خريداري كه بالاترين بهاء را پيشنهاد كند واگذار شود .

ج – در مورد معاملات عمده انتشار فراخوان مزايده عمومي به ترتيب زير بعمل مي آيد :

در فراخوان مزايده شرايطي كه در اين آئين نامه براي فراخوان مناقصه و مقرراتي كه در مورد ترتيب تشكيل كميسيون , تعيين برنده , انعقاد قرارداد و تحويل مورد قرارداد تعيين شده در صورتي كه با عمل مزايده منطبق باشد لازم الرعايه خواهد بود.

پایان.

سیدمحمدحیدری

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در شنبه 1388/08/02 و ساعت 17:10 |

روش هاي انجام معامله:

الف:  در معاملات كوچك ، كارپرداز يا مأمور خريد بايد با توجه به كم و كيف موضوع معامله (كالا يا خدمت)درباره بهاي آن تحقيق نمايد و با رعايت صرفه و صلاح و اخذ فاكتور مشخص و به تشخيص و مسؤوليت خود، معامله را با تأمين كيفيت به كمترين بهاي ممكن انجام دهد.

ب:  در معاملات متوسط ، كار پرداز يا مأمور خريد بايد با توجه به كم و كيف موضوع معامله (كالا، خدمت يا حقوق ) درباره بهاي آن تحقيق نمايد و با رعايت صرفه وصلاح و اخذ حداقل سه فقره استعلام كتبي ، با تأمين كيفيت مورد نظر، چنانچه بهاي به دست آمده مورد تأييد رئيس اداره خدمات (كارپردازي يا خريد) باشد، معامله ر ا با عقد قرارداد يا اخذ فاكتور انجام دهد و چنانچه اخذ سه فقره استعلام كتبي ممكن نباشد با تأييد رئيس اداره كارپردازي يا خريد، به تعداد موجود كفايت مي شود.

ج  در معاملات بزرگ به يكي از رو شهاي زير عمل مي شود:

١  برگزاري مناقصه عمومي ازطريق انتشار فراخوان در روزنامه هاي كثيرالانتشار.

٢  برگزاري مناقصه محدود.

 اسناد مناقصه:

 اسناد مناقصه شامل موارد زير است:

١  نام و نشاني مناقصه گزار.

٢  نو ع و مبلغ تضمين مناقصه .

٣  محل ، زمان و مهلت دريافت اسناد، تحويل پيشنهادها و گشايش آنها.

٤  مبلغ پيش پرداخت و تضمين حسن انجام كار.

٥  مدت اعتبار پيشنهادها.

٦  شرح كار، مشخصات فني بازرگاني، استانداردها، نوع كميت و كيفيت كالا ياخدمات

٧  برنامه ريزي انجام كار يا تحويل كالا.

٨  معيارها و روش ارزيابي كيفي مناقصه گران .

٩  روش تهيه و مهلت مقرر برا ي تسليم پيشنهادها و تعداد نسخه هاي آنها.

١٠  متن قرارداد شامل موافقتنامه ، شرايط عمومي و خصوصي و ضمائم آن .

١1  ساير اسنادي كه به تشخيص مناقصه گزار لازم باشد..

 شرايط تسليم و تحويل پيشنهادها:

شركت كنندگان در مناقصه ، اسناد مناقصه و پيشنهادهاي خود را بايد در پاكت هاي جداگانه لاك و مهر شده شامل تضمين (پاكت الف) پيشنهاد فني (مشخصات كالا يا خدمت به مناقصه گذاشته شده) (پاكت ب ) و پيشنهاد قيمت (پاكت ج) بگذارند و همه پاكت ها را در بسته بندي مناسب و لاك و مهر شده قرار دهند.

گشايش پيشنهادها:

  پيشنهادهاي مناقصه گران در زمان و مكان مقرر گشوده مي شود.

  مراحل گشايش پيشنهادها به شرح زير است:

1  تهيه فهرست اسامي دريافت كنندگان اسناد،(پيشنهاددهندگان)، حاضران و شركت كنندگان در جلسه .

٢  بازكردن پاكت تضمين (پاكت الف) و كنترل آن .

٣  بازكردن پاكت فني بازرگاني  (پاكت ب)

٤  بازكردن پيشنهاد قيمت وكنترل ازنظر كامل بودن مدارك وامضاي آنها وكنارگذاشتن پيشنهادهاي غيرقابل قبول درمناقصات يك مرحله اي .

٥  تحويل پاكت هاي فني بازرگاني به كميته فني بازرگاني در مناقصات دومرحله اي .

٦  تهيه و تنظيم و امضاي صورتجلسة گشايش پيشنهادها توسط كميسيون مناقصه .

٧  تحويل پاكت هاي قيمت و پاكت تضمين پيشنهادهاي رد شد ه به مناقصه گزار براي استرداد به ذينفع .

 دستگاه مناقصه گزار مكلف است از مناقصه گران يا نمايندگان آنها جهت حضور در جلسه گشايش پيشنهادهاي مالي دعوت نمايد.

ارزيابي مالي و تعيين برنده مناقصه:

 هنگام ارزيابي مالي ، مناقصه گري كه مناسب ترين (پائين ترين)قيمت را حائز شده باشد، به عنوان برنده اول اعلام خواهد شد و برنده دوم درصورتي اعلام مي شود كه تفاوت قيمت پيشنهادي وي با برنده اول ، كمتر از مبلغ تضمين باشد. روش ارزيابي مالي بايد دراسناد مناقصه به صورت مشروح با ذكر نحوه تأثيرگذاري ارزيابي فني بازرگان ي بر قيمت اعلام شود.

انعقاد قرارداد:

الف :قرارداد با برنده مناقصه ، بايد پيش از پايان مدت اعتبار پيشنهادها منعقد شود. اين مدت حداكثر برا ي يك بار و برابر مدت پيش بيني شده دراسناد مناقصه قابل تمديد اس ت. بعد از عقد قرارداد تضمين پيشنهاددهنده دوم مسترد مي گردد.

ب : قرارداد با برنده اول در مهلت پيش بيني شده در اسناد، منعقد خواهد شد. چنانچه برنده اول از انعقاد قرارداد امتناع نمايد و يا ضمانت انجام تعهدات را ارائه ننمايد، تضمين مناقصه وي ضبط و قرارداد با برنده دوم منعقد مي گردد. درصورت امتناع نفر دوم ، تضمين وي نيز ضبط و مناقصه تجديدخواهد شد.

تنظيم قرارداد:

در تنظيم قراردادها مناقصه گزار (خريدار كالا يا خدمت) , علاوه بر موارد مطروحه در فراخوان مناقصه بايد حسب ضرورت نكات زير را قيد و مورد توجه قرار دهد :

١ – نام و مشخصات كامل طرفين قرارداد و نشاني آنها

٢ – نوع و مقدار مورد معامله و مشخصات كامل آن

٣ – مدت انجام تعهد و محل و شرايط تحويل مورد معامله

٤ – ترتيب عمل و ميزان خسارت در موارديكه برنده مناقصه در انجام تعهدات جزئًا و يا ك ً لا تأخير نمايد .

٥ – اقرار برنده مناقصه به اينكه از مشخصات كالا يا كار مورد معامله و مقتضيات محل تحويل كالا يا انجام كار اطلاع دارد

٦ – اختيار شركت(دستگاه) نسبت به افزايش يا كاهش موردمعامله درمدت قرارداد تا ميزان ٢٥ % مبلغ مندرج در قرارداد .

٧ - ميزان تضمين حسن انجام معامله ونحوه وصول اقساط

٨ - الزام تحويل كالا بر طبق نمونه ممهور در صورتي كه تهيه نمونه لازم باشد . در اين صورت بايد نمونه كالا با مهر طرفين معامله ممهور ونزد مناقصه گزار نگاهداري شود.

٩ – بهاي مورد معامله , ترتيب و شرايط پرداخت آن

١٠ – مشخص نمودن فاصله زماني بين تحويل موقت و تحويل قطعي كار

١١ – مبلغ پيش پرداخت و ترتيب واريز و تسويه آن در موارديكه در شرايط مناقصه ذكر شده باشد .

١٢ – مبلغ قرارداد پس از كسر كسور قانوني قابل پرداخت خواهد بود .

١٣ – اقرار طرف معامله به عدم شمول ممنوعيت قانوني راجع به منع مداخله وزرا ء و نمايندگان مجلس و كارمندان دولت در معاملات دولتي و كشوري مصوب ديماه ١٣٣٧

١٤ – ذكر اين مطلب كه طرف قرارداد مجاز نخواهد بود كه بدون جلب رضايت كتبي مناقصه گزار , موضوع قرارداد را كلا يا جزئًا به شخص يا اشخاص ثالث واگذار نمايد .

١5 – وضعيت حل اختلاف طرفين

ادامه دارد ....

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در یکشنبه 1388/07/26 و ساعت 18:5 |

واژگان و مفاهيم عمومي:

مناقصه : فرايندي است رقابتي براي تأمين كيفيت مورد نظر (طبق اسناد مناقصه)، كه در آن تعهدات موضوع معامله به مناقصه گري كه كمترين قيمت متناسب را پيشنهاد كرده باشد، واگذار ميشود.

مناقصه گزار: دستگاه /سازمان/موسسه اي است كه قصد خريد كالا يا خدمت را به كمترين بهاي ممكن دارد .

مناقصه گر: شخصي حقيقي ياحقوقي است كه اسناد مناقصه را دريافت و درمناقصه شركت مي كند.

كميته فني بازرگاني : هيأتي است با حداق ل سه عضو خبره فني بازرگاني صلاحيتدار كه از سوي مدير دستگاه انتخاب مي شود وارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها و ساير وظايف مقرر دراين قانون را برعهده مي گيرد.

ارزيابي كيفي مناقصه گران: عبارت است از ارزيابي توان انجام تعهدات مناقصه گران كه از سوي مناقصه گزار يا به تشخيص وي توسط كميته فني بازرگاني انجام مي شود.

ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها: فرايندي است كه درآن مشخصات ، استانداردها،كارايي ، دوام و ساير ويژگي هاي فني بازرگاني پيشنهادهاي مناقصه گران بررسي ،ارزيابي وپيشنهادهاي قابل قبول برگزيده مي شوند.

ارزيابي مالي : فرايندي است كه در آن مناسب ترين قيمت از بين پيشنهادهائي كه ازنظر فني بازرگاني پذيرفته شده اند، برگزيده مي شود.

ارزيابي شكلي: عبارت است از بررسي كامل بودن اسناد و امضاي آنها، غيرمشروط و خوانا بودن پيشنهاد قيمت .

انحصار: انحصار در معامله عبارت است از يگانه و منحصر به فرد بودن متقاضي شركت درمعامله كه به طرق زير تعيين  مي گردد:

1 -  اعلان هيأت وزيران براي كالاها و خدماتي كه در انحصار دولت است .

2 -  انتشار فراخوان عمومي و ايجاب تنها يك متقاضي براي انجام معامله .

برنامه زماني مناقصه: سندي است كه در آن زمان و مهلت برگزاري مراحل مختلف مناقصه ، مدت اعتبار پيشنهادها و زمان انعقاد قرارداد مشخص مي شود.

 طبقه بندي معاملات

معاملات از نظر نصاب (قيمت معامله) به سه دسته تقسيم مي شوند :

1 - معاملات كوچك : معاملاتي كه به قيمت ثابت سال 1388 كمتر از 44.000.000 ريال باشد. (اين مبلغ ابتداي هر سال توسط دولت و طبق بخشنامه اي به دستگاهها اعلام ميشود . اين مبلغ در سال 87 ، 35.000.000 ريال بوده است )

2 - معاملات متوسط : معاملاتي كه مبلغ مورد معامله بيش از سقف مبلغ معاملات كوچك بوده و از 10 برابر سقف ارزش معاملات كوچك تجاوز نكند.

3 - معاملات بزرگ : معاملاتي كه مبلغ برآورد اوليه آنها بيش از 10 برابر سقف ارزش مبلغ معاملات كوچك باشد. (براي سال 88 ، 44.000.000 تومان است)

تبصره: مبلغ يا برآورد معاملات مشمول هر يك از رده هاي قيمتي فوق نبايد با تفكيك اقلامي كه به طور متعارف يك مجموعه واحد تلقي مي شوند، به رده پايين تر برده شود.

 طبقه بندي انواع مناقصات

الف: ازنظر مراحل بررسي :

1 - مناقصه يك مرحله اي: مناقصه اي است كه در آ ن نيازي به ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها نباشد . در اين مناقصه پاكتهاي پيشنهاد مناقصه گران در يك جلسه گشوده و در همان جلسه برنده مناقصه تعيين مي شود.

2 - مناقصه دو مرحله اي: مناقصه اي است كه به تشخيص دستگاه(شركت)، بررسي فني و تخصصي بازرگاني پيشنهادها لازم باشد . در اين مناقصه ، كميته فني بازرگاني تشكيل مي شود و نتايج ارزيابي فني بازرگاني پيشنهادها را به كميسيون مناقصه گزارش مي كند و پس از بررسي هاي لازم برنده مناقصه تعيين مي شود.

ب : از نظر روش دعوت مناقصه گران  :

1 - مناقصه عمومي : مناقصه اي است كه در آ ن فراخوان مناقصه ازطريق آگهي عمومي به اطلاع مناقصه گران مي رسد.

2 - مناقصه محدود : مناقصه اي است كه در آن به تشخيص و مسؤوليت مديريت (دستگاه) شركت ، محدوديت برگزاري مناقصه عمومي با ذكر ادله تأييد شود . فراخوان مناقصه از طريق ارسال دعوتنامه براي مناقصه گران صلاحيتدار (معمولا 4 يا 5 متقاضي)به اطلاع مناقصه گران مي رسد.

 سازماندهي مناقصات

كميسيون مناقصه

الف  اعضاي كميسيون مناقصات معمولا از بين مديران واحدهاي مختلف دستگاه(شركت) توسط مديريت دستگاه تعيين ميگردند.افرادي از قبيل: مديرمالي اداري ، مدير بازرگاني يا پشتيباني ، افرادي از واحد تداركات، واحد امور قراردادها و ...

ب  كميسيون با حضور تمامي اعضا رسميت دارد و تمام اعضا مكلف به حضور در جلسه و ابراز نظر هستند و تصميمات كميسيون با رأي اكثريت اعضاء معتبرخواهد بود.

ج  در مناقصات دو مرحله اي، معمولا كميسيون مناقصه با حضور مديرارشد (دستگاه) شركت تشكيل مي شود.

  وظايف كميسيون مناقصه

اهم وظايف كميسيون مناقصه به شرح زير است :

الف-  تشكيل جلسات كميسيون مناقصه در موعد مقرر در فراخوا ن مناقصه .

ب  - بررسي پيشنهادهاي مناقصه گران از نظر كامل بودن مدارك و امضاي آنها و نيز خوانا بودن و غيرمشروط بودن پيشنهادهاي قيمت (ارزيابي شكلي )

ج -  ارزيابي پيشنهادها و تعيين پيشنهادهاي قابل قبول طبق شرايط و اسناد مناقصه .

د-  ارجاع بررسي فني پيشنهادها به كميته فني بازرگاني در مناقصات دو مرحله اي .

ه-  تنظيم صورتجلسات مناقصه .

و-  تصميم گيري دربارة تجديد يا لغو مناقصه.

ز- درصورت برگزاري مناقصه دو مرحله اي ، زمان و مكان تشكيل جلسه گشايش پيشنهادهاي قيمت ، در جلسه گشايش پاكت ها اعلام خواهد شد، اين مدت فقط براي يك بار تا سقف مدت اعتبار پيشنهادها قابل تمديد است. در اين صورت پاكت هاي قيمت دريك لفاف لاك و مهرشده توسط (دستگاه)شركت صيانت ميشود. در مناقصات يك مرحله اي ،پيشنهادهاي قيمت بي درنگ گشوده و برنده مناقصه تعيين مي شود.

ك-  مناقصه گزار مكلف است از مناقصه گران يا نمايندگان آنها جهت حضور در جلسه گشايش پيشنهادهاي مالي دعوت نمايد.

فرايند برگزاري مناقصات :

الف:  تأمين منابع مالي .

ب:  تعيين نوع مناقصه در معاملات بزرگ (يك مرحله اي يا دو مرحل هاي ، عمومي يا محدود)

ج:  تهيه اسناد مناقصه .

د:  ارزيابي كيفي مناقصه گران درصورت لزوم .

ه:  فراخوان مناقصه .

و:  ارزيابي پيشنهادها.

ز:  تعيين برنده مناقصه و انعقاد قرارداد بطور كتبي.

ادامه دارد....

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در پنجشنبه 1388/07/23 و ساعت 12:20 |

 فصل‌ سوم‌

عناصر صورتهاي‌ مالي‌

 1ـ3. صورتهاي‌ مالي‌، اثرات‌ مالي‌ معاملات‌ و ساير رويدادها را از طريق‌ طبقه‌بندي‌ كلي‌ آنها برحسب‌ خصوصيات‌ اقتصادي‌شان‌ نمايش‌ مي‌دهد. اين‌ طبقات‌ كلي‌، عناصر صورتهاي‌ مالي‌ نام‌ گرفته‌اند. ارائـه‌ اين‌ عناصر در ترازنامه‌ و صورت‌ سود و زيان‌، متضمن‌ تقسيم‌ آنها به‌ طبقات‌ فرعي‌ است‌.  به‌طور مثال‌ داراييها و بدهيها را مي‌توان‌ برحسب‌ ماهيت‌ يا كاركرد آنها در فعاليت‌ تجاري‌ طبقه‌بندي‌ كرد تا ارائـه‌ اطلاعات‌ به‌گونه‌اي‌ صورت‌ گيرد كه‌ براي‌ اهداف‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ حائز حداكثر فايده‌ باشد.

 2ـ3. عناصر صورتهاي‌ مالي‌ عبارتند از :

 ــ  دارايي‌

 ــ   بدهي‌

 ــ   حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 ــ   درآمد

 ــ   هزينه‌

 ــ   آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 ــ   ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

     3ـ3. اين‌ فصل‌ آن‌ گروه‌ از ويژگيهاي‌ اساسي‌ را كه‌ هريك‌ از عناصر بايد دارا باشند مشخص‌ مي‌كند.   هرقلمي‌ كه‌ در يكي‌ از تعاريف‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ نگنجد نبايستي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ شود.   اين‌ امر بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ چون‌ يك‌ قلم‌ در يكي‌ از تعاريف‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ مي‌گنجد، پس‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مورد شناخت‌ قرار خواهد گرفت‌. براي‌ شناخت‌ يك‌قلم‌ در صورتهاي‌ مالي‌، آن‌ قلم‌ بايستي‌ معيارهاي‌ شناخت‌ را كه‌ در فصل‌چهارم‌ مطرح‌ مي‌شود دارا باشد.  مضافاً،  خصوصياتي‌ كه‌ يك‌ قلم‌ را به‌ يك‌ عنصر صورتهاي‌ مالي‌ تبديل‌ مي‌كند يا به‌ يك‌عنصر شناسايي‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ تبديل‌ مي‌كند  لزوماً  آنهايي‌ نيست‌ كه‌ مبناي‌ اندازه‌گيري‌ اين‌ اقلام‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. به‌طور مثال‌ همان‌طور كه‌ بعداً اشاره‌ خواهد شد تعريف‌ يك‌ دارايي‌ بر مفهوم‌ "منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌" استوار است‌ اما اين‌ بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ مبلغ‌ دفتري‌ داراييها لزوماً بايستي‌ منعكس‌كننده‌ اندازه‌گيري‌ منافع‌ اقتصادي‌ مستتر در دارايي‌ باشد، هرچند مورد اخير سقف‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ را تعيين‌ مي‌كند. اندازه‌گيري‌ داراييها و بدهيها در فصل‌پنجم‌ مطرح‌ مي‌شود.

 4ـ3. وجود همه‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ برجريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ يا به‌ خارج‌ از آن‌ بستگي‌ دارد.  رابطه‌ متقابل‌ بين‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ منجر به‌ اين‌ امر مي‌شود كه‌ شناخت‌ يك‌ قلم‌، مثلاً  يك‌ دارايي‌، به‌طور خودكار مستلزم‌ شناخت‌ عنصري‌ ديگر مثلاً يك‌درآمد، يك‌بدهي‌ يا يك‌كاهش‌ در دارايي‌ ديگر باشد.  اين‌ رابطه‌ متقابل‌ در اين‌ واقعيت‌ منعكس‌ است‌ كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائـه‌كننده‌ جنبه‌هاي‌ گوناگون‌ اثر رويدادهاي‌ مختلف‌ گذشته‌ برواحد تجاري‌ برمبنايي‌ يكنواخت‌ مي‌باشد.

 داراييها و بدهيها

 داراييهـا

تعريف‌ دارايي‌ :

5 ـ3. همان‌طور كه‌ در فصل‌ اول‌ بيان‌ شد هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌.  گزارش‌ وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ مستلزم‌ ارائـه‌ شرحي‌ از حاكميت‌ آن‌ واحد برمنابع‌ اقتصادي‌ و ادعاهاي‌ موجود برآن‌ منابع‌ در يك‌ مقطع‌ زماني‌ خاص‌ است‌.  براي‌ اينكه‌ يك‌ قلم‌،  دارايي‌ واحد تجاري‌ باشد، احتمال‌ ارائـه‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ آن‌ كفايت‌ نمي‌كند، بلكه‌ علاوه‌برآن‌، آن‌ منافع‌ بايد به‌ درون‌ واحد تجاري‌ جريان‌ يابد و واحد تجاري‌ بايد درنتيجه‌ يك‌ رويداد گذشته‌ آنها را به‌ كنترل‌ خود درآورده‌ باشد. بدين‌ترتيب‌ دارايي‌ بشرح‌ زير تعريف‌ مي‌شود:

دارايي‌ عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌آن‌ منافع‌  كه‌ درنتيجه‌معاملات‌يا  ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌ است‌.

 حقوق‌ و ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌

6ـ3. اشاره‌اي‌ كه‌ در تعريف‌ داراييها به‌ "حقوق‌" و "ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌" شده‌ است‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ آنچه‌ تشكيل‌دهنده‌ يك‌ دارايي‌ است‌ خود مال‌ نيست‌، بلكه‌ "حقوق‌حاصل‌ از مالكيت‌" يا "ساير حقوق‌ تصرف‌ مال‌ و استفاده‌ از آن‌" است‌. به‌اين‌دليل‌ چند نفر ممكن‌ است‌ در يك‌ مال‌ شريك‌ باشند و سهم‌ هريك‌، دارايي‌ (يا بدهي‌) شريك‌ مربوط‌ باشد.

 7ـ3. دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ ممكن‌ مي‌گردد.  اين‌ امر در اغلب‌ اوقات‌ از طريق‌ مالكيت‌ قانوني‌ ميسر است‌.  مالكيت‌ قانوني‌، دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ متعددي‌ را ازجمله‌ توان‌ استفاده‌ از كالاها در توليد ساير كالاها يا در ارائـه‌ خدمات‌ و توان‌ فروش‌ يا معاوضه‌ كالاها يا توان‌ بهره‌گرفتن‌ از ارزش‌ آنها از طريق‌ توثيق‌ آنها براي‌ استقراض‌ يا به‌اجاره‌ دادن‌ آنها ميسر مي‌سازد.

 8 ـ3. گاه‌ ممكن‌ است‌ بدون‌ مالكيت‌ قانوني‌ دستيابي‌ مشابهي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ شود، به‌طور مثال‌ زماني‌ كه‌ ساختماني‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌ شده‌ است‌.  در بعضي‌ از اين‌گونه‌ موارد، تعهدات‌ مالي‌، فرصت‌ سود يا خطر ضرر به‌ندرت‌ متفاوت‌ از حالت‌ مالكيت‌ قانوني‌ دارايي‌ است‌.

 9ـ3. ساير انواع‌ حقوق‌ قانوني‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را ميسر مي‌سازد عبارت‌ است‌ از حقوق‌ بر ذمه‌ ساير اشخاص‌ كه‌ آنها را ملزم‌ به‌ انجام‌ پرداخت‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ نمايد يا حق‌ استفاده‌ از يك‌ اختراع‌ يا علامت‌ تجاري‌.

 10ـ3.  در موارد نادر يك‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ در غياب‌ حقوق‌ قانوني‌ وجود داشته‌ باشد. به‌طور مثال‌ مي‌توان‌ به‌ اختراعي‌ كه‌ به‌ ثبت‌ نرسيده‌ است‌ اشاره‌ كرد.

  منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌

 11ـ3. اگرچه‌ در مفهوم‌ كلي‌، منافع‌ اقتصادي‌ به‌توان‌ مصرف‌ و استفاده‌ از منابع‌ محدود يعني‌ كالا و خدمات‌ اطلاق‌ مي‌شود،  در چارچوب‌ فعاليت‌ تجاري‌ آن‌ را مي‌توان‌ درجريان‌ نقدي‌ آتي‌ متبلور دانست‌.  بدين‌لحاظ‌، منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يك‌ دارايي‌ عبارت‌ از توان‌ بالقوه‌ آن‌ جهت‌ كمك‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ به‌ جريان‌ وجوه‌ نقد به‌ واحد تجاري‌ مي‌باشد. اين‌ توان‌ ممكن‌ است‌ در اشكال‌ گوناگون‌ از قبيل‌ توان‌ استفاده‌ در توليد يا ارائـه‌ خدمات‌،  توان‌ فروش‌ يا معاوضه‌ كالاها يا توان‌ استفاده‌ از ارزش‌ آنها براي‌ استقراض‌ يا اجاره‌دادن‌،  توانايي‌ تبديل‌ به‌ وجه‌ نقد و يا توانايي‌ كاهش‌ جريان‌ خروجي‌ وجه‌ نقد (مثل‌ كاهش‌ هزينه‌ توليد از طريق‌ كاربرد يك‌ فرايند توليد جايگزيني‌) تجلي‌ يابد.

 12ـ3.  وجه‌ نقد دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را فراهم‌ مي‌كند زيرا منجر به‌ حاكميت‌ برمنابع‌ به‌طور كلي‌ مي‌شود.  برخي‌ داراييها به‌طور مستقيم‌ با دريافت‌ وجه‌ نقد آتي‌ مرتبط‌ است‌. اين‌ مطلب‌ در مورد بدهكاران‌، موجودي‌ مواد و كالا و ساير اقلام‌ قابل‌ فروش‌ صدق‌ مي‌كند. پيش‌پرداختها منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ فراهم‌ مي‌آورند زيرا منعكس‌كننده‌ حق‌ الزام‌ ديگري‌ به‌ تحويل‌ كالا يا انجام‌ خدمات‌ است‌ يا در تسويه‌ يك‌ بدهي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود.

 13ـ3.  برخي داراييها (عمدتاً داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود)، دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ را كه‌ صرفاً به‌طور غيرمستقيم‌ با ايجاد جريانهاي‌ نقدي‌ مرتبط‌ است‌ فراهم‌ مي‌آورد. به‌طور مثال‌ ساختمان‌ يك‌ كارخانه‌، محلي‌ براي‌ توليد كالاست‌ كه‌ اگر واحد تجاري‌ مالك‌ آن‌ نباشد، بايد براي‌ استفاده‌ از آن‌ اجاره‌ بپردازد. تنها با فروش‌ كالاي‌ توليد شده‌ و دريافت‌ وجه‌ آن‌ از مشتري‌، منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌از استفاده‌ از ساختمان‌ كارخانه‌ برحسب‌ جريان‌ نقدي‌ تحقق‌ مي‌يابد.

 14ـ3.  ميان‌ انجام‌ مخارج‌ و ايجاد دارايي‌ رابطه‌ نزديكي‌ وجود دارد، اما اين‌ دو ممكن‌ است‌ لازم‌وملزوم‌ يكديگر نباشند.  بنابراين‌ هرگاه‌ واحد تجاري‌ متحمل‌ مخارجي‌ شود، اين‌ مخارج‌ ممكن‌ است‌ شواهدي‌ مبني‌بر جستجو جهت‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ به‌دست‌ دهد، ليكن‌ دليل‌ قاطعي‌ براي‌ تحصيل‌ يك‌ قلم‌ كه‌ با تعريف‌ دارايي‌ مطابقت‌ كند، نمي‌باشد.  به‌ همين‌ ترتيب‌،  عدم‌ وجود مخارج‌ مربوط‌،  مانع‌ اين‌ امر نيست‌ كه‌ يك‌ قلم‌ با تعريف‌ دارايي‌ تطبيق‌ نكند و لذا  انعكاس‌ آن‌ در ترازنامه‌ مطرح‌ نگردد. به‌طور مثال‌، اقلامي‌ كه‌ به‌ واحد تجاري‌ اهدا مي‌شود،  ممكن‌ است‌ با تعريف‌ دارايي‌ مطابقت‌ كند.

 كنترل‌ توسط‌ واحد تجاري‌

15ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ باشد.   كنترل‌ به‌ معناي‌ توان‌ به‌ دست‌ آوردن‌ منافع‌ اقتصادي‌ و توانايي‌ محدود كردن‌ دستيابي‌ ديگران‌ به‌ آن‌ منافع‌ است‌.  در بسياري‌ حالات‌، واحد تجاري‌ كنترل‌ خود را از طريق‌ محدود كردن‌ كامل‌ دستيابي‌ ديگران‌ اعمال‌ مي‌كند تا اينكه‌ تمام‌ منافع‌ نصيب‌ خودش‌ شود.  به‌طور مثال‌، واحد تجاري‌ معمولاً تمايل‌ به‌ استفاده‌ انحصاري‌ از توان‌ خدماتي‌ تأسيسات‌ و ماشين‌آلات‌ دارد.  در  مواردي‌ ديگر، واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ كنترل‌ خود را از طريق‌ معاوضه‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ در قبال‌ پرداخت‌ ديگران‌ اعمال‌ نمايد،  مثلاً  در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌ بخشي‌ از ماشين‌آلات‌ خود را به‌ ديگري‌ اجاره‌ مي‌دهد.  در مواردي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ براي‌ همگان‌ به‌طور مساوي‌ ميسر است‌، مثلاً  در مورد تأسيسات‌ عمومي‌ زيربنايي‌ همچون‌ جاده‌ها، هيچ‌ يك‌ از افراد به‌ خاطر دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌، صاحب‌ دارايي‌ نمي‌باشد.

16ـ3.  در برخي‌ حالات‌ واحد تجاري‌ قادر به‌ فروش‌ يك‌ قلم‌، مثلاً  به‌ دليل‌ توثيق‌ نزد بانك‌ جهت‌ استقراض‌، نمي‌باشد.  مشروط‌ به‌ اينكه‌ واحد تجاري‌ قادر به‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آن‌قلم‌ به‌ طرق‌ ديگر مثلاً  از طريق‌ كاربرد آن‌ در فعاليت‌ تجاري‌ باشد، قلم‌ مربوط‌، در تعريف‌ دارايي‌ مي‌گنجد.

 معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌

17ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ بايد ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ باشد.  اين‌ بخش‌ از تعريف‌ به‌ وضوح‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ تنها دستيابي‌ واحد تجاري‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ قبل‌ از تاريخ‌ ترازنامه‌،  در مفهوم‌ دارايي‌ منظور شده‌ است‌.  گرچه‌ معمولاً  معاملات‌ منجر به‌ دارايي‌ مي‌شود،  در برخي‌ موارد رويدادي‌ غير از معامله‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ دارايي‌ شود.  به‌طور مثال‌،  دولت‌  ممكن‌ است‌ به‌عنوان‌ بخشي‌ از برنامه‌ تشويقي‌ براي‌ رشد اقتصادي‌ در يك‌ ناحيه‌،  اموالي‌ را در اختيار واحد تجاري‌ قرار دهد.

 مخاطره‌

18ـ3.  تعريف‌ دارايي‌ مستلزم‌ قطعي‌ بودن‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ نيست‌، بلكه‌ همواره‌ ميزاني‌ از ابهام‌ در اين‌ مورد كه‌ آيا منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مورد انتظار حاصل‌ خواهد گرديد يا خير، وجود دارد.  ماهيت‌ اين‌ مخاطره‌ با نوع‌ دارايي‌ تغيير مي‌كند.  دارايي‌ عيني‌ ممكن‌ است‌ در يك‌ آتش‌سوزي‌ يا حادثه‌ ديگر از بين‌ برود و بدهكار ممكن‌ است‌ توان‌ پرداخت‌ بدهي‌ خود به‌ واحد تجاري‌ را ازدست‌ بدهد.  حتي‌ مي‌توان‌ گفت‌ درارتباط‌ با وجه‌ نقد نيز ميزاني‌ از مخاطره‌ وجود دارد.  مثلاً  ارزش‌ وجه‌ نقد به‌ خاطر تورم‌ كاهش‌ مي‌يابد.  معهذا در برخي‌ موارد، ابهام‌ حاكم‌ بر دستيابي‌ به‌ منافع‌ چنان‌ زياد است‌ كه‌ دارايي‌ شناسايي‌ نمي‌شود. مسئله‌ شناخت‌ در فصل‌ چهارم‌ مطرح‌ مي‌شود.

 بدهيهـا

 تعريف‌ بدهي‌ :

19ـ3.  بدهي‌ عبارت‌ از تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌.

 20ـ3.  بسياري‌ از بدهيها، تعهدات‌ قراردادي‌ جهت‌ انتقال‌ مبالغ‌ مشخص‌ وجه‌ نقد مي‌باشد. اين‌امر عموماً  در مورد بستانكاران‌ تجاري‌ و تسهيلات‌ مالي‌ دريافتي‌ صدق‌ مي‌كند. تعهد پرداخت‌ در قبال‌ كالاها و خدمات‌ دريافت‌ شده‌ كه‌ صورتحساب‌ آنها هنوز صادر نشده‌ است‌ معمولاً به‌ عنوان‌ "ذخاير پرداختني‌" توصيف‌ مي‌شود. ساير بدهيها، تعهداتي‌ است‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ از طريق‌ ارائه‌ خدمات‌ مثل‌ پيش‌دريافتها يا تعهداتي‌ است‌ مبني‌بر تعمير كالاهايي‌ كه‌ داراي‌ ضمانت‌ مي‌باشد.

 21ـ3.  هرگاه‌ مبلغ‌ بدهي‌ يا زمان‌ تسويه‌ آن‌ يا هويت‌ شخصي‌ كه‌ واحد تجاري‌ در قبال‌ آن‌ متعهد است‌ از ابهام‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ برخوردار باشد، معمول‌ آن‌ است‌ كه‌ مبلغ‌ براوردي‌ آن‌ بدهي‌ به‌ عنوان‌ ذخيره‌ در حسابها گزارش‌ شود.  از سوي‌ ديگر ويژگي‌ اساسي‌ يك‌ بدهي‌ وجود تعهد درقبال‌ يك‌ يا چند شخص‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ مستقل‌ از شخصيت‌ حقوقي‌ واحد تجاري‌ مي‌باشد. بنابراين‌، به‌ طور مثال‌، مبالغي‌ كه‌ به‌منظور حفاظت‌ واحد تجاري‌ در مقابل‌ زيانهايي‌ كه‌ هنوز اتفاق‌ نيفتاده‌ است‌، كنار گذاشته‌ مي‌شود، بدهي‌ تلقي‌ نمي‌گردد.

 22ـ3.  تعهداتي‌ كه‌ انتظار نمي‌رود منجر به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود (ازقبيل‌ تضمين‌ بدهي‌ واحد تجاري‌ ديگر با اين‌فرض‌ كه‌ انتظار رود اين‌ واحد تجاري‌ همچنان‌ قادر به‌ پرداخت‌ بدهيهايش‌ باشد)  نيز بدهي‌ تلقي‌ مي‌شود ليكن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مورد شناسايي‌ قرار نمي‌گيرد.

 23ـ3.  بدهيهايي‌ كه‌ در مورد مبالغ‌ آنها ابهام‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ وجود دارد و تعهدات‌ عمده‌اي‌ كه‌ انتظار نمي‌رود منجر به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود، به‌ جاي‌ شناسايي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ توصيف‌ مي‌شود.  اين‌گونه‌ بدهيها اغلب‌ تحت‌ عنوان‌ "بدهيهاي‌ احتمالي‌" مورد اشاره‌ قرار مي‌گيرد.

  تعهدات‌

 24ـ3.  تعريف‌ بدهي‌ مستلزم‌ وجود تعهدي‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌.  بيشتر بدهيها ناشي‌ از تعهدات‌ قانوني‌ است‌.  تعهد قانوني‌ شرط‌ كافي‌ براي‌ وجود بدهي‌ است‌ چرا كه‌ ذينفع‌ مي‌تواند بر  خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ جهت‌ تسويه‌ تعهد اصرار ورزد.

 25ـ3.  معهذا،  تعهد قانوني‌ شرط‌ لازم‌ براي‌ وجود بدهي‌ نيست‌.  به‌طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ به‌خاطر ضمانت‌ كالاي‌ فروش‌ رفته‌ داراي‌ بدهي‌ باشد.  گرچه‌ يك‌ چنين‌ بدهي‌ تا زماني‌ كه‌ ذينفع‌ تقاضاي‌ پرداخت‌ آن‌ را ننموده‌ است‌ به‌ معناي‌ قانوني‌ آن‌ ايجاد نمي‌شود. ملاحظات‌ تجاري‌ از قبيل‌ عرف‌ و علاقه‌ به‌ حفظ‌ روابط‌ تجاري‌ يا رفتار منصفانه‌ نيز مي‌تواند جايگزين‌ تعهدات‌ قانوني‌ شود.  به‌طور مثال‌،  در برخي‌ شرايط‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ چاره‌اي‌ جز استرداد بهاي‌ كالاهايي‌ كه‌ انتظار مشتريان‌ را برآورد نمي‌كند نداشته‌ باشد هرچند الزام‌ قانوني‌ براي‌ اين‌ كار وجود ندارد.

 26ـ3.  مفهوم‌ تعهد متضمن‌ اين‌ امر است‌ كه‌ واحد تجاري‌ نمي‌تواند از خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ اجتناب‌ كند.  ممكن‌ است‌ يك‌ واحد تجاري‌ بستانكاران‌ خود را ترغيب‌ كند تا به‌  طريقي‌ غير از آنچه‌ طبق‌ قرارداد مقرر است‌ طلب‌ خود را دريافت‌ نمايند ليكن‌ واحد تجاري‌ نمي‌تواند برقبول‌ چنين‌ پيشنهادي‌ اصرار ورزد.  بالعكس‌ هزينه‌هايي‌ كه‌ قرار است‌ در آينده‌ تحمل‌ شود، تا زماني‌ كه‌ واحد تجاري‌ اختيار اجتناب‌ از تحمل‌ آنها را داشته‌ باشد، بيانگر بدهي‌ نيست‌.

 27ـ3.  قصد داشتن‌ به‌ خودي‌ خود مبناي‌ كافي‌ براي‌ وجود يك‌ بدهي‌ فراهم‌ نمي‌آورد.  يك‌ بدهي‌ تنها با وقوع‌ يك‌ رويداد بعدي‌ كه‌ ايجادكننده‌ تعهداست‌، به‌ وجود مي‌آيد به‌نحوي‌ كه‌ واحد تجاري‌ نتواند از ايفاي‌ آن‌ اجتناب‌ كند.  حتي‌ در مواقعي‌ كه‌ تصميم‌گيري‌ در يك‌ چارچوب‌ رسمي‌ انجام‌ مي‌شود،  تصميم‌گيرنده‌ نمي‌تواند خود را از توان‌ لغو تصميمات‌ خود محروم‌ كند، بدين‌ ترتيب‌ مثلاً  تصميم‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر خريد ماشين‌آلات‌ در آينده‌ به‌ خودي‌ خود نمي‌تواند ايجادكننده‌ يك‌ بدهي‌ باشد.  در چنين‌ حالتي‌،  معمولاً  تعهد زماني‌ ايجاد مي‌شود كه‌ ماشين‌آلات‌ دريافت‌ گردد يا اينكه‌ واحد تجاري‌ براي‌ خريد آن‌ قراردادي‌ غيرقابل‌ فسخ‌ منعقد كند. در حالت‌ اخير فسخ‌  ناپذيري‌ قرارداد بدين‌ معناست‌ كه‌ عواقب‌ اقتصادي‌ عدم‌ رعايت‌ مفاد قرارداد از قبيل‌ وجود جريمه‌ قابل‌ ملاحظه‌، واحد تجاري‌ را در وضعيتي‌ قرار مي‌دهد كه‌ نتواند از خروج‌ منافع‌ اقتصادي‌ به‌ طرف‌ قرارداد جلوگيري‌ كند.

 معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌

28ـ3.  بنابر تعريف‌ بدهي‌، تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ بايد ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ باشد.  در عمل‌ اغلب‌ بدهيها ناشي‌ از معاملات‌ مي‌باشد.  معهذا، در مواردي‌ مجموعه‌اي‌ از رويدادها بايد رخ‌ دهد تا واحد تجاري‌ ملزم‌ به‌ انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ شود.

درچنين‌ حالتي‌ وجود بدهي‌ بستگي‌ به‌ وجود تعهد دارد.  به‌طور مثال‌ در رابطه‌ با جريمه‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در يك‌ قرارداد،  تا زماني‌ كه‌ واحد تجاري‌ به‌ مفاد قرارداد عمل‌ كند، بدهي‌ وجود ندارد.  بالعكس‌، تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر تعمير كالاهايي‌ كه‌ با ضمانت‌ فروخته‌ شده‌ است‌ پس‌ از ايجاد آن‌ قابل‌ اجتناب‌ نيست‌.  دراين‌حالت‌، ايجاد تعهد نقطه‌ شروع‌ ايجاد بدهي‌ است‌ و شناخت‌ اين‌ بدهي‌ در اين‌ مقطع‌ به‌ جاي‌ زمان‌ دريافت‌ ادعا از طرف‌ مشتريان‌ مناسب‌تر به‌نظر مي‌رسد.

 ساير جنبه‌هاي‌ داراييها و بدهيها

قرينه‌ بودن‌ داراييها و بدهيها

29ـ3.  داراييها و بدهيها قرينه‌ يكديگرند بدين‌ معنا كه‌ داراييها عبارت‌ از حقوقي‌ است‌ كه‌ به‌  موجب‌ آنها دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ حاصل‌ مي‌شود و در همين‌حال‌ بدهيها تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌.  به‌خاطر اين‌ ارتباط‌ از داراييها جهت‌ تسويه‌ بدهيها مي‌توان‌ استفاده‌ نمود و داراييها را مي‌توان‌ درقبال‌ ايجاد بدهي‌ (مثل‌ حالت‌ خريد نسيه‌كالا) تحصيل‌ نمود.

 30ـ3.  معمولاً  اقلامي‌ كه‌ بيانگر كاهش‌ جريانهاي‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اقتصادي‌ است‌ به‌ترتيب‌ موجب‌ تعديل‌ مبلغ‌ داراييها يا بدهيهاي‌ ثبت‌ شده‌ مربوط‌ مي‌شود. به‌طور مثال‌ اگر يك‌ اعلاميه‌ بستانكار در رابطه‌ با كالاي‌ مرجوعي‌ يا معيوب‌ به‌ خريدار داده‌ شود، مبلغ‌ اين‌ اعلاميه‌ معمولاً  از بدهكاري‌ وي‌ كسر مي‌شود و بدهي‌ جداگانه‌اي‌ از اين‌بابت‌ گزارش‌ نمي‌گردد.  به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، پيش‌پرداخت‌ بابت‌ يك‌ بدهي‌ مورد توافق‌ معمولاً  از بدهي‌ مربوط‌ كسر مي‌شود و به‌عنوان‌ يك‌ دارايي‌ جداگانه‌ نمايش‌ نمي‌يابد. معهذا، كاهش‌ در يك‌ بدهي‌ آتي‌ را كه‌ هنوز در صورتهاي‌ مالي‌ انعكاس‌ ندارد، مي‌توان‌ به‌عنوان‌ يك‌ دارايي‌ گزارش‌ نمود و بالعكس‌.  در برخي‌ شرايط‌ خاص‌ تركيب‌ يك‌ مانده‌ بدهكار پولي‌ و يك‌ مانده‌ بستانكار پولي‌ جهت‌ تشكيل‌ يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ واحد صحيح‌ است‌.  اين‌ نوع‌ تركيب‌ معمولاً  تهاتر نام‌ دارد و در بندهاي‌ زير شرايطي‌ كه‌ به‌موجب‌ آن‌ مي‌توان‌ عمل‌ تهاتر را انجام‌ داد، مورد ملاحظه‌ قرار مي‌گيرد.

 تهاتـر داراييها و بدهيها

31ـ3.  گاه‌ مشخص‌ نيست‌ كه‌ دو يا چند قلم‌ دريافتني‌ و پرداختني‌، بيانگر داراييها و بدهيهاي‌ جداگانه‌اي‌ مي‌باشند يا اينكه‌ درواقع‌  قلم‌ واحدي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند.  به‌ طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ سوابق‌ جداگانه‌اي‌ براي‌ انواع‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ ديگر كه‌ هم‌ خريدار و هم‌ فروشنده‌ است‌ نگهداري‌ كند.

 32ـ3.  همان‌طور كه‌ براي‌ سهولت‌ امر مي‌توان‌ به‌ نگهداري‌ سوابق‌ جداگانه‌اي‌ از انواع‌ مختلف‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ ديگر مبادرت‌ كرد،  همچنين‌ ممكن‌ است‌ از لحاظ‌ اجرايي‌ آسانتر باشد كه‌ تسويه‌ اين‌ حسابها در سررسيد به‌طور جداگانه‌ صورت‌ گيرد.  اما لزوماً  از پرداخت‌ و دريافت‌ مبالغ‌ ناخالص‌ در تاريخي‌ بعد از تاريخ‌ ترازنامه‌ نمي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ تعهد يا حق‌ زيربناي‌ بدهي‌ يا دارايي‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ پرداخت‌ يا دريافت‌ مبلغ‌ خالص‌ نبوده‌ است‌. بدين‌ترتيب‌ قصد طرفين‌ در مورد نحوه‌ تسويه‌ ارتباطي‌ با مناسبت‌ يا عدم‌ مناسبت‌ تهاتر ندارد.

 33ـ3.  تهاتر تنها زماني‌ مناسب‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ قادر باشد برتسويه‌ حساب‌ از طريق‌ پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌ يا عدم‌ پرداخت‌ و الزام‌ ديگري‌ به‌پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌ اصرار ورزد و اين‌ توان‌ تضمين‌ شده‌ باشد.  درچنين‌ حالتي‌ بدهي‌ واحد تجاري‌ يعني‌ تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ تنها به‌ اندازه‌ مبلغ‌ خالص‌ مي‌باشد.

 34ـ3.  اين‌ شرط‌ كه‌ توان‌ انجام‌ تهاتر تضمين‌ شده‌ باشد مستلزم‌ وجود حق‌ قانوني‌ تهاتر بوده‌ و اينكه‌ چنين‌ حقي‌ درصورت‌ ناتواني‌ ديگري‌ در ايفاي‌ تعهد، همچنان‌ برقرار باشد زيرا درغيراين‌صورت‌ معمولاً  اين‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ واحد تجاري‌ ملزم‌ به‌ ايفاي‌ تعهد خود گردد بدون‌ آنكه‌ بتواند به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ دارايي‌ دستيابي‌ پيدا كند.

 حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 35ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عبارت‌ از باقيمانده‌اي‌ است‌ كه‌ از كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌ حاصل‌ مي‌شود.

 36ـ3.  تشخيص‌ بدهيها از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ حائز اهميت‌ زياد است‌. هرچند صاحبان‌ واحد تجاري‌ به‌ اميد كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از قبيل‌ دريافت‌ سود در واحد تجاري‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌كنند ولي‌ برخلاف‌ بستانكاران‌ واحد تجاري‌، توان‌ اصرار بر  انتقال‌ اين‌ منافع‌ را ندارند. اين‌ ناتواني‌ در انتقال‌ منافع‌ معمولاً ناشي‌ از مقررات‌ قانوني‌ است‌ كه‌ انتقال‌ دارايي‌ها به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ را تابع‌ تشريفات‌ خاصي‌ مي‌كند. 

 37ـ3.  از آنجا كه‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ماهيتاً يك‌ "رقم‌ باقيمانده‌" است‌، لذا فقط‌ صاحبان‌واحد تجاري‌ از افزايش‌ در خالص‌ داراييهاي‌ آن‌ بهره‌مند مي‌شوند. حتي‌ اگر سودي‌ بين‌ صاحبان‌ سهام‌ تقسيم‌ نشود، ثروت‌ آنها افزايش‌ مي‌يابد چرا كه‌ وجوه‌ تقسيم‌ نشده‌ براي‌ تقويت‌ بنيه‌ مالي‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ شده‌ است‌.

 38ـ3.  صاحبان‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ از حقوق‌ مالكانه‌ متفاوتي‌ در واحد تجاري‌ برخوردار باشند. به‌طور مثال‌ هريك‌ از صاحبان‌ واحد تجاري‌ يا گروههايي‌ از آنان‌ ممكن‌ است‌ به‌ درجات‌ متفاوتي‌ نسبت‌ به‌ سود واحد تجاري‌ (يا تتمه‌ داراييهاي‌ آن‌ به‌هنگام‌ تصفيه‌) ذيحق‌ باشند و از لحاظ‌ اولويت‌ در دريافت‌ سود با يكديگر تفاوت‌ داشته‌ باشند. به‌طور مثال‌، دارندگان‌ سهام‌ ممتاز معمولاً  سود سهام‌ را به‌ نرخ‌ ثابتي‌ دريافت‌ مي‌دارند و هرگونه‌ سود باقيمانده‌ پس‌ از كسر سود متعلق‌ به‌ سهام‌ ممتاز، به‌ دارندگان‌ ساير طبقات‌ سهام‌ تعلق‌ خواهد گرفت‌.

 39ـ3.  دارندگان‌ سهام‌ ممتاز ممكن‌ است‌ در چارچوب‌ مقررات‌ قانوني‌ از مزاياي‌ مختلفي‌ برخوردار شوند. به‌  طور مثال‌، ممكن‌ است‌ حق‌ آنها بر سود سهام‌ پرداخت‌ نشده‌ جاري‌ براي‌ آينده‌ محفوظ‌ بماند. حق‌ رأي‌ اضافي‌ سهامداران‌ ممتاز نيز مي‌تواند از جمله‌ مزاياي‌ اعطا شده‌ به‌ آنها باشد. از آنجا كه‌ هيچيك‌ از حقوق‌ اعطايي‌ موصوف‌ متضمن‌ حق‌ اصرار برانتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ نمي‌باشد، سهام‌ ممتاز بدهي‌ تلقي‌ نمي‌گردد بلكه‌ بخشي‌ از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ محسوب‌ مي‌شود.

 40ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌،  معمولاً  براساس‌ منابع‌ تأمين‌كننده‌ آن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود. به‌  طور مثال‌ حق‌ مالكانه‌ ناشي‌ از آورده‌ سهامداران‌ از حق‌ مالكانه‌ ناشي‌ از ساير تغييرات‌ در خالص‌ داراييها تميز داده‌ مي‌شود.  اين‌ نوع‌ طبقه‌بندي‌ داراي‌ تقسيمات‌ فرعي‌تري‌ نيز هست‌ تا به‌  موجب‌ آن‌ ماهيت‌ متفاوت‌ انواع‌ حقوق‌ مالكانه‌ به‌  درستي‌ نمايش‌ يابد و سودها و زيانهاي‌ تحقق‌ يافته‌ از سودها و زيانهاي‌ تحقق‌ نيافته‌ تفكيك‌ گردد.

 41ـ3.  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ معمولاً  نشان‌  دهنده‌ انواع‌ اندوخته‌ها نيز مي‌باشد.  برخي‌ اندوخته‌ها مي‌تواند به‌  موجب‌ قانون‌ يا ساير مقررات‌ براي‌ حفاظت‌ بيشتر واحد تجاري‌ و بستانكاران‌ آن‌ از اثرات‌ زيان‌ وضع‌ گردد.  اندوخته‌هاي‌ ديگري‌ ممكن‌ است‌ به‌منظور استفاده‌ از معافيتها يا تخفيفهاي‌ مالياتي‌ ايجاد شود. اطلاع‌ از وجود و ميزان‌ اندوخته‌ها ازجمله‌ مواردي‌ مي‌باشد كه‌ با نيازهاي‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ مربوط‌ است‌.

 42ـ3.  تعديلات‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ نيز ممكن‌ است‌ در صورتهاي‌ مالي‌ انجام‌ شود تا آن‌ بخش‌ از افزايش‌ خالص‌ يا كاهش‌ خالص‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ كه‌ بيانگر بازده‌اي‌ مازاد بر ميزان‌ مورد نياز جهت‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ (يعني‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌) در آغاز دوره‌ است‌، نشان‌ داده‌ شود.  در چنين‌ حالاتي‌ مبلغ‌ انباشته‌ اين‌ گونه‌ تعديلات‌ به‌عنوان‌ يكي‌ از اجزاي‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ارائه‌ مي‌شود.  ماهيت‌ اين‌ گونه‌ تعديلات‌ بستگي‌ به‌ مفهومي‌ از نگهداشت‌ سرمايه‌ دارد كه‌ انتخاب‌ شده‌ است‌. اين‌ مفاهيم‌ در فصل‌ پنجم‌ مطرح‌ مي‌شود. تعديلات‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ بخشي‌ از ارائـه‌ درآمدها و هزينه‌ها و حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ را تشكيل‌ مي‌دهد و به‌خودي‌خود از عناصر صورتهاي‌ مالي‌ به‌ شمار نمي‌آيد.

  درآمدها و هزينه‌ها

 43ـ3.  صورتهاي‌ مالي‌ بين‌ تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از معاملات‌ با صاحبان‌ سرمايه‌ (به‌عنوان‌ صاحب‌سرمايه‌) و ديگر تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ تمايز قائل‌ مي‌شود. تغييرات‌ اخير، "درآمد" و "هزينه‌" ناميده‌ مي‌شود كه‌ تعريف‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌:

      درآمد عبارتست‌ از افزايش‌  در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

      هزينه‌ عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

 44ـ3.  دراين‌ مجموعه‌ "درآمد" و "هزينه‌" واژه‌هايي‌ كلي‌ هستند كه‌ دربرگيرنده‌ همه‌ تغييرات‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ مگر آن‌ تغييراتي‌ كه‌ مرتبط‌ با آورده‌ يا ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ باشد. بنابراين‌ "درآمد" دربرگيرنده‌ درآمد ناشي‌ از فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌ (درآمد عملياتي‌) و ساير انواع‌ درآمد مي‌باشد. به‌گونه‌ مشابه‌، "هزينه‌" دربرگيرنده‌ هزينه‌هاي‌ تحمل‌شده‌ ناشي‌ از فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌ (هزينه‌ عملياتي‌) و ساير انواع‌ هزينه‌ مي‌باشد. نحوه‌ ارائـه‌ انواع‌ درآمد و هزينه‌ در فصل‌ ششم‌ مطرح‌ مي‌شود.

  آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌

 45ـ3.  اين‌ عناصر به‌ شرح‌ زير تعريف‌ مي‌شود  :

      " آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ "   عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه‌.

      " ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ "   عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از انتقال‌ داراييها به‌صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود.

 46ـ3.  آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ معمولاً  نقدي‌ است‌ اما مي‌تواند به‌صورت‌ غيرنقد و يا در قالب‌ تبديل‌ مطالبات‌ نقدي‌ حال‌ شده‌ اشخاص‌ نيز باشد.  مابه‌ازاي‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌، حق‌مالكيتي‌ است‌ كه‌ به‌ آنها اعطا مي‌شود.  افزايش‌ حاصله‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عموماً به‌مبلغ‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ ثبت‌ مي‌گردد.

 47ـ3.  بين‌ حقوق‌ مالكانه‌ اعطايي‌ به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ متناسب‌ با ميزان‌ مالكيت‌ آنها و حقوق‌ مالكانه‌ اعطايي‌ به‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد، تفاوت‌ وجود دارد.  در مورد اول‌ ضرورتاً  رابطه‌اي‌ بين‌ ارزش‌ آورده‌ و حقوق‌ اعطايي‌ وجود ندارد.  به‌ شرط‌ آنكه‌ با صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ به‌ طور يكسان‌ برخورد شود، هرگونه‌ اضافه‌ يا كسر پرداخت‌ آشكار براي‌ كسب‌ حقوق‌ جديد، با افزايش‌ يا كاهشي‌ معادل‌ در ارزش‌ حقوق‌ قبلي‌ آنها جبران‌ مي‌شود.  در مورد دوم‌ براي‌ اينكه‌ مبادله‌ بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌ جديد و قبلي‌ عادلانه‌ باشد لازم‌ است‌ كه‌ ارزش‌ حقوق‌ اعطايي‌ با آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ جديد مرتبط‌ گردد.  هرگاه‌ آورده‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد كمتر از ارزش‌ منصفانه‌ حقوق‌ دريافتي‌ آنها باشد، اين‌ مبادله‌ منجر به‌ زياني‌ براي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ و سود اتفاقي‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ جديد مي‌شود.  از آنجا كه‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ با داراييها و بدهيها به‌ طور همزمان‌ معنا پيدا مي‌كند يك‌ سود يا زيان‌ براي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ فعلي‌ ناشي‌ از تعديل‌ حقوقشان‌، درآمد يا هزينه‌ واحد تجاري‌ است‌.

 48ـ3.  آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ همچنين‌ مي‌تواند به‌ شكل‌ افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ سود نقدي‌ باشد. در چنين‌ حالتي‌، عدم‌ دريافت‌ سود نقدي‌ در محتوا به‌ منزله‌ مابه‌ازاي‌ افزايش‌ سرمايه‌ محسوب‌ مي‌شود.  بنابراين‌ مبلغ‌ سود بايد هم‌ به‌ عنوان‌ توزيع‌ سود و هم‌ به‌ عنوان‌ افزايش‌ سرمايه‌ نمايش‌ يابد.  ليكن‌ در افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ اندوخته‌ يا سود تقسيم‌ نشده‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ مابه‌ازايي‌ دريافت‌ نمي‌شود، تغييري‌ در كل‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ حاصل‌ نشده‌ بلكه‌ صرفاً  اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آن‌ تغيير مي‌كند.

 49ـ3.  ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مشتمل‌بر تصويب‌ توزيع‌ سود بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌، تقسيم‌ اندوخته‌ها و بازگشت‌ سرمايه‌ ناشي‌ از كاهش‌ اختياري‌ آن‌ مي‌باشد.

 50 ـ3. آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ تنها دربرگيرنده‌ مبادلاتي‌ است‌ كه‌ صاحبان‌ سرمايه‌ در نقش‌ صاحب‌ سرمايه‌ به‌ آنها مبادرت‌ مي‌ورزند.  نتايج‌ معاملات‌ تجاري‌ با صاحبان‌ سرمايه‌، درآمد يا هزينه‌ محسوب‌ مي‌شود زيرا اين‌ افراد دراين‌ معاملات‌ به‌ عنوان‌ صاحب‌ سرمايه‌ وارد نشده‌اند بلكه‌ در نقشهاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ مشتري‌ يا فروشنده‌ ظاهر شده‌اند. بااين‌حال‌، يك‌معامله‌ واحد مي‌تواند دربرگيرنده‌ هر دو نقش‌ فوق‌ باشد. به‌طور مثال‌ صاحب‌ يك‌ واحد تجاري‌ انفرادي‌ ممكن‌ است‌ كالايي‌ را به‌ كمتر از قيمت‌ واقعي‌ از واحد تجاري‌ خريداري‌ كند. چنين‌ معامله‌اي‌ هم‌ متضمن‌ توزيع‌ سود (كه‌ تفاوت‌ بين‌ ارزش‌ واقعي‌ و مبلغ‌ احتسابي‌ آن‌ است‌) و هم‌ متضمن‌ دريافت‌ مابه‌ازا درقبال‌ فروش‌ دارايي‌ است‌ كه‌ هر دو را بايد در تعيين‌ سود يا زيان‌ حاصل‌ از فروش‌ دارايي‌ درنظر گرفت‌.

پايان

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در پنجشنبه 1388/07/23 و ساعت 12:10 |

استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1

نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي

 اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ”مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“ مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.

مقدمـه‌

1  .   هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز مبنايي‌ براي‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به منظور حصول‌ اطمينان‌ از قابليت‌ مقايسه‌ با صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ آن‌ واحد و با صورتهاي‌ مالي‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌ مي‌باشد. براي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در اين‌ استاندارد ملاحظات‌ كلي‌ درخصوص‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌، رهنمودهايي‌ درباره‌ ساختار آنها و حداقل‌ الزامات‌ درخصوص‌ محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ شده‌ است‌. چگونگي‌ شناخت‌، اندازه‌گيري‌ و افشاي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ خاص‌ در ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌ ارائه‌ مي‌شود.

دامنه‌ كاربرد

2   . الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد در ارائه‌ كليه‌ ”صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌“ كه‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود، بكار گرفته‌ شود.

3  .   صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ پس‌ صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ استفاده‌كنندگاني‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ در موقعيت‌ دريافت‌ گزارشهاي‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خاص‌ خود نيستند. صورتهاي‌ مالي‌ به طور جداگانه‌ يا همراه‌ با ساير گزارشها، جهت‌ استفاده‌ عموم‌ ارائه‌ مي‌شود. مفاد اين‌ استاندارد براي‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ نيز كاربرد دارد.

4  .   در اين‌ استاندارد واژه‌هايي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود كه‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از خصوصي‌ يا عمومي‌ كاربرد دارد. واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ براي‌ بكارگيري‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد ممكن‌ است‌ نيازمند انجام‌ تعديلاتي‌ در عناوين‌ اقلام‌ اصلي‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود يا ارائه‌ اطلاعات‌ بيشتر باشند.

5  .   نحوه‌ ارائه‌ داراييهاي‌ جاري‌ و بدهيهاي‌ جاري‌ بخشي‌ از موضوع‌ اين‌ استاندارد است‌ ليكن‌ به طور جداگانه‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 14 مطرح‌ شده‌ است‌.

هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌

6  .   هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌، ارائه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ شود. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ ايفاي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ در اختيارشان‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ مي‌دهد. به منظور دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در صورتهاي‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ اطلاعاتي‌ درباره‌ موارد زير ارائه‌ مي‌شود :

الف.  داراييها،

ب     .           بدهيها،

ج      .           حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌،

د      .           درآمدها،

ﻫ     .           هزينه‌ها، و

و      .           جريانهاي‌ نقدي‌.

 اين‌ اطلاعات‌، همراه‌ با ساير اطلاعات‌ مندرج‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ را در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ واحد تجاري‌ و خصوصاً در زمانبندي‌ و اطمينان‌ از توانايي‌ آن‌ در ايجاد وجه‌ نقد كمك‌ مي‌كند.

مسئوليت‌ صورتهاي‌ مالي‌

7  .   مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيأت‌مديره‌ يا ساير اركان‌ اداره‌كننده‌ واحد تجاري‌ است‌.

اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌

8   .  مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ شامل‌ اجزاي‌ زير است‌ :

الف ‌. صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ :

 1   .                 ترازنامه‌،

2    .                 صورت‌ سود و زيان‌، 

3    .                 صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌، و

4    .                 صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد .

ب‌  .  يادداشتهاي‌ توضيحي‌.

 پايان

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در جمعه 1388/05/02 و ساعت 21:30 |

هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌

  1ـ1. هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد.

  2ـ1. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ دراختيارشان‌ قرار گرفته‌ منعكس‌ مي‌كند.  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌،  براي‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌،  غالباً  خواهان‌ ارزيابي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ يا حسابدهي‌ مديريت‌ مي‌باشند.  تصميمات‌ اقتصادي‌ مزبور به‌ عنوان‌ نمونه‌ شامل‌ مواردي‌ از قبيل‌ فروش‌ يا حفظ‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ و انتخاب‌ مجدد يا جايگزيني‌ مديران‌ مي‌باشد.

  3ـ1. از آنجا كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ عمدتاً  بيانگر اثرات‌ مالي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌ و لزوماً دربرگيرنده‌ اطلاعات‌ غيرمالي‌ نيست‌،  تمام‌ اطلاعات‌ مورد لزوم‌ استفاده‌كنندگان‌ را جهت‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ فراهم‌ نمي‌آورد.  بااين‌حال‌، صورتهاي‌ مالي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ مشترك‌ اغلب‌ استفاده‌كنندگان‌ را رفع‌ مي‌كند.

  4ـ1. اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مشمول‌ محدوديتهاي‌ مختلف‌ ديگري‌ نيز هست‌. اطلاعات‌ مالي‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ موجود قرار مي‌گيرد زيرا دربرگيرنده‌ براوردها بوده‌ و اثر معاملات‌ بين‌ دوره‌هاي‌ مالي‌ مشخص‌ تخصيص‌ يافته‌ است‌.  اطلاعاتي‌ را كه‌ نمي‌توان‌ برحسب‌ واحد پول‌ بيان‌ كرد در متن‌ صورتهاي‌ مالي‌ قابل‌ انعكاس‌ نمي‌باشد.  به‌علاوه‌، اطلاعـات‌ منـدرج‌ در صورتهـاي‌ مالي‌ عمدتـاً تاريخي‌ است‌،  زيرا مرتبط‌ بـا وضعيت‌ مالي‌ دريك‌ تاريخ‌ معين‌ و عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ براي‌ يك‌ دوره‌ گذشته‌ مي‌باشد.

  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنان‌

 5 ـ1.  استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اشخاصي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ متفاوت‌ خود از صورتهاي مالي‌ استفاده‌ مي‌كنند.  تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ تمام‌ استفاده‌كنندگان‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكان‌پذير نيست‌ ولي‌ نيازهايي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ مشترك‌ است‌  . بالاخص‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ به‌ نوعي‌ به‌ وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ علاقه‌مند هستند  . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ،  اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند  . به‌عبارت‌ ديگر اطلاعات‌ تهيه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ ،  به‌ عنوان‌ يك‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ براي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ نيز مفيد است‌ چرا  كه‌ اينان‌ مي‌توانند اطلاعات‌ مشخص‌تري‌ را كه‌ در معاملات‌ خود با واحد تجاري‌ بدست‌ مي‌آورند با اين‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ بسنجند  . استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌  :

      الف‌ ـ سرمايه‌گذاران‌:

 سرمايه‌گذاران‌ به‌ عنوان‌ تأمين‌كنندگان‌ سرمايه‌ متضمن‌ ريسك‌ واحد تجاري‌ و مشـاوريـن‌ آنـان‌ علاقه‌منـد بـه‌ اطـلاعـاتـي‌ در مـورد ريسـك‌ ذاتـي‌ و بـازده‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ خود مي‌باشند  . اينان‌ به‌ اطلاعاتي‌ نياز دارند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند در مورد خريد ،  نگهداري‌ يا فروش‌ سهام‌ تصميم‌گيري‌ كنند و عملكرد مديريت‌ واحد تجاري‌ و توان‌ واحد تجاري‌ را جهت‌ پرداخت‌ سود سهام‌ مورد ارزيابي‌ قرار دهند  .

  ب‌  ـ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ :

 اعطاكننندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند توان‌ واحد تجاري‌ را در بازپرداخت‌ به‌موقع‌ اصل‌ و متفرعات‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ ارزيابي‌ كنند.

  ج‌    ـ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌:

 تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌ به‌ اطلاعاتي‌ علاقه‌مند هستند كه‌ آنها را در اتخاذ تصميم‌ در زمينه‌ فروش‌ كالا و خدمات‌ به‌ واحد تجاري‌ و ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ بازپرداخت‌ بدهيهاي‌ خود در سررسيد، ياري‌ رساند. بستانكاران‌ تجاري‌ برعكس‌ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ به‌ وضعيت‌ واحد تجاري‌ در كوتاه‌مدت‌ علاقه‌مند هستند مگر آنكه‌ واحد تجاري‌ از مشتريان‌ عمده‌ آنان‌ بوده‌ و ادامه‌ فعاليت‌ آنان‌ به‌ تداوم‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ متكي‌ باشد.

  د ـ  مشتريان‌ :

 علاقه‌ مشتريان‌ به‌ كسب‌ اطلاعات‌ در مورد تداوم‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ است‌، بالاخص‌ زماني‌ كه‌ رابطه‌ آنان‌ با واحد تجاري‌ بلندمدت‌ بوده‌ يا اينكه‌ درحد قابل‌ ملاحظه‌اي‌ به‌ محصولات‌ و خدمات‌ واحد تجاري‌ وابسته‌ باشند.

  ه  ـ  كاركنان‌ واحد تجاري‌ :

 كاركنان‌ و نمايندگان‌ آنها به‌  اطلاعاتي‌ در مورد ثبات‌ و سودآوري‌ كارفرمايان‌ خود علاقه‌مندند.  اينان‌ همچنين‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ آنها را در ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر تأمين‌ حقوق‌ و مزايا،  ايجاد فرصتهاي‌ شغلي‌ و پرداخت‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ ياري‌ دهد.

  و  ـ  دولت‌ و مؤسسات‌ دولتي‌ :

 دولت‌ و مؤسسات‌ تابع‌ آن‌ در رابطه‌ با تخصيص‌ منابع‌ علاقه‌مند به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ هستند. اينان‌ همچنين‌ براي‌ تنظيم‌ فعاليتهاي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، تعيين‌ سياستهاي‌ مالياتي‌ و تشخيص‌ ماليات‌ و نيز تهيه‌ آمار ملي‌ به‌ اطلاعات‌ نياز دارند.

  ز  ـ  جامعه‌ به‌طور اعم‌ :

 آحاد جامعه‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ تحت‌ تأثيـر واحدهـاي‌ تجـاري‌ قرار مي‌گيرند. به‌طور مثـال‌،  واحدهـاي‌ تجـاري‌ ممكن‌ است‌ در اقتصـاد محلي‌ از طريق‌ ايجـاد اشتغـال‌ و استفـاده‌ از محصولات‌ فروشندگان‌ محلي‌ نقش‌ قابل‌ ملاحظـه‌اي‌ ايفاكنند. از طريق‌ ارائـه‌ اطلاعـات‌ در مورد رونـدهـا و تحولات‌ اخيـر در رشـد واحـد تجاري‌ و طيف‌فعاليتهاي‌ آن‌،  صورتهـاي‌ مالي‌ مي‌تواند براي‌ آحاد جامعه‌ مفيد باشد.

  ح‌    ـ ساير استفاده‌كنندگان‌ :

 اشخاص‌ ديگري‌ كه‌ عمدتاً  به‌ ارائـه‌ انواع‌ خدمات‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ فوق‌الذكر بالاخص‌ سرمايه‌گذاران‌ اشتغال‌ دارند،  جهت‌ رفع‌ برخي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خود به‌ صورتهاي‌ مالي‌ تكيه‌ مي‌كنند.  اشخاص‌ مزبور ازجمله‌ شامل‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار، كارگزاران‌ بورس‌،  تحليل‌گران‌ مالي‌ و پژوهشگران‌ مي‌باشند.

 6ـ1. مديريت‌ واحد تجاري‌ مسئول‌ تهيه‌ و ارائـه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد.  مديريت‌ به‌ شكل‌ و محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند است‌ زيرا اين‌ صورتها ابزار اصلي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ مالي‌ در مورد واحد تجاري‌ به‌ اشخاص‌ خارج‌ از آن‌ است‌.  مديريت‌ از اطلاعات‌ اضافي‌ در انجام‌ وظايف‌ برنامه‌ريزي‌،  تصميم‌گيري‌ و كنترل‌ كمك‌ مي‌گيرد و قادر است‌  شكل‌  و محتواي‌ چنين‌ اطلاعات‌ اضافي‌ را در راستاي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود تعيين‌ كند.  گزارش‌ چنين‌ اطلاعاتي‌ خارج‌ از دامنه‌ كاربرد اين‌ مجموعه‌ است‌.  معهذا اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منتشره‌ بايستي‌ با اطلاعات‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ جهت‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در تضاد نباشد.

  وضعيت‌ مالي‌،  عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌

7ـ1. اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مستلزم‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعيت‌ ايجاد آن‌ است‌.   اين‌ توان‌ در نهايت‌، تعيين‌كننده‌ ظرفيت‌ واحد تجاري‌ جهت‌ انجام‌ پرداختهايي‌ از قبيل‌ پرداخت‌ حقوق‌ و مزايا به‌ كاركنان‌، پرداخت‌ به‌ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌، پرداخت‌ مخارج‌ مالي‌، انجام‌ سرمايه‌گذاري‌، بازپرداخت‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ و توزيع‌ سود بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌.  ارزيابي‌ توان‌ ايجاد وجه‌ نقد از طريق‌ تمركز بر وضعيت‌ مالي‌،  عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ و استفاده‌ از آنها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، تسهيل‌ مي‌گردد.

  8 ـ1.  وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ آن‌،  ساختار مالي‌ آن‌، ميزان‌ نقدينگي‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها و ظرفيت‌ سازگاري‌ آن‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود.   اطلاعات‌ درباره‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ و كاربرد اين‌ منابع‌ در گذشته‌ براي‌ پيش‌بيني‌ توانايي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد از اين‌ منابع‌ در آينده‌ مفيد است‌. اطلاعات‌ در مورد ساختار مالي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ نيازهاي‌ استقراضي‌ آتي‌ و چگونگي‌ توزيع‌ سودها و جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ بين‌افراد ذيحق‌  در واحد تجاري‌ مفيد است‌.  اين‌ اطلاعات‌ همچنين‌ براي‌ پيش‌بيني‌ ميزان‌ موفقيت‌ احتمالي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ تسهيلات‌ مالي‌ بيشتر مفيد مي‌باشد. اطلاعات‌ در مورد نقدينگي‌ و توانايي‌ بازپرداخت‌ بدهيها براي‌ پيش‌بيني‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ مالي‌ خود در سررسيد مفيد است‌. "نقدينگي‌" به‌ فراهم‌بودن‌ وجه‌ نقد در آينده‌ نزديك‌ پس‌ از احتساب‌ تعهدات‌ مالي‌ تا آن‌ زمان‌ اطلاق‌ مي‌شود. "توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها" به‌ فراهم‌بودن‌ وجه‌ نقد جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ مالي‌ در سررسيد و طي‌ مدتي‌ بالنسبه‌ فراتر از آينده‌ نزديك‌ اطلاق‌ مي‌شود. اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ ظرفيت‌ سازگاري‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ براي‌ ارزيابي‌ ميزان‌ ريسك‌ تحمل‌ زيان‌ يا كسب‌ منافع‌ از تغييرات‌ غيرمنتظره‌ مفيد مي‌باشد.  اين‌ ظرفيت‌ به‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ نيز مربوط‌ مي‌باشد.

  9ـ1. عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود. اطلاعات‌ در مورد عملكرد مالي‌ و تغييرپذيري‌ آن‌ براي‌ پيش‌بيني‌ ظرفيت‌ واحد تجاري‌ جهت‌ استفاده‌ مؤثر از منابع‌ موجود آن‌ و قضاوت‌ درباره‌ ميزان‌ اثربخشي‌ استفاده‌ احتمالي‌ از منابع‌ اضافي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ است‌.

 10ـ1.  اطلاعات‌ در مورد جريانهاي‌ نقدي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ مي‌شود.  اين‌ اطلاعات‌ از جنبه‌اي‌ ديگر عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را از طريق‌ انعكاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلي‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ وجه‌ نقد به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.   اطلاعات‌ موصوف‌ جهت‌ ارزيابي‌ ميزان‌ تأثير عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ برجريانهاي‌ نقدي‌ آن‌ مفيد مي‌باشد و بالاخص‌ در راستاي‌ ارزيابي‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود.

 11ـ1.  انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ عبارت‌ از توانايي‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر اقدام‌ مؤثر جهت‌ تغيير ميزان‌ و زمان‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آن‌ مي‌باشد به‌  گونه‌اي‌ كه‌ واحد تجاري‌ بتواند درقبال‌ رويدادها و فرصتهاي‌ غيرمنتظره‌ واكنش‌ نشان‌ دهد.  مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌، اطلاعاتي‌ را كه‌ جهت‌ ارزيابي‌ انعطاف‌پذيري‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌ منعكس‌ مي‌كند.   انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ را قادر مي‌سازد تا از فرصتهاي‌ غيرمنتظره‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌خوبي‌ بهره‌ گيرد و در دوراني‌ كه‌ جريانهاي‌ نقدي‌ حاصل‌ از عمليات‌ مثلاً  بدليل‌ كاهش‌ غيرمنتظره‌ در تقاضا براي‌ محصولات‌ توليدي‌ واحد تجاري‌ در سطح‌ پايين‌ و احتمالاً  منفي‌ قرار دارد به‌ حيات‌ خود ادامه‌ دهد.

  12ـ1. توضيحـات‌ مكمل‌ درارتبـاط‌ با وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ دريادداشتهاي‌ توضيحي‌ ارائـه‌ مي‌شود كـه‌ جزء لاينفك‌ صورتهـاي‌ مالي‌ محسوب‌ مي‌گردد.

  13ـ1. اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌ با يكديگر ارتباط‌ متقابل‌ دارند زيرا منعكس‌كننده‌ جنبه‌هاي‌ مختلف‌ معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ يكسان‌ مي‌باشند.  اگرچه‌ هريك‌ از صورتهاي‌ مالي‌، اطلاعاتي‌ را كه‌ با ديگر صورتها متفاوت‌ است‌ ارائه‌ مي‌كند،  احتمالاً هيچ‌ يك‌ از صورتها تنها در خدمت‌ يك‌ هدف‌ واحد نيست‌ يا همه‌ اطلاعات‌ لازم‌ براي‌ نيازهاي‌ خاص‌ استفاده‌كنندگان‌ را فراهم‌ نمي‌آورد.  به‌طور مثال‌ صورت‌ سود و زيان‌ اطلاعاتي‌ را در مورد ميزان‌ سود دوره‌ ارائه‌ مي‌كند،  ليكن‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در ترازنامه‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد به‌ ارزيابي‌ اين‌ امر كه‌ آيا اين‌ سود،  بازده‌ معقولي‌ است‌ يا خير و ميزاني‌ كه‌ اين‌ سود بيانگر بازده‌ نقدي‌ است‌، كمك‌ مي‌كند.

پایان

+ نوشته شده توسط سيد محمد حيدري در جمعه 1388/04/19 و ساعت 20:3 |